پایگاه خبری جماران، سجاد انتظاری: یک فعال سیاسی اصولگرا با تأکید بر اینکه اگر قدرت نباشد، هیچ مذاکرهای به نتیجه نمیرسد، گفت: دو جنگ ما در وسط مذاکرات بود و از ۲۳ سال پیش داریم مذاکره میکنیم، تفاهمنامه نوشتیم و اجرا کردیم؛ اما طرف مقابل اجرا نکرده است. بنابراین دیپلماسیِ خالی در هیچ منطقِ علم سیاست و در هیچ جای دنیا جواب نمیدهد. دیپلماسی هرگاه همراه با قدرت باشد، آن وقت شما میتوانید پشت میز دیپلماسی بنشینید.
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران را ناصر ایمانی را در ادامه میخوانید:
رئیسجمهور در آیین آغاز سرشماری نفوس و مسکن 1405 تأکید کرد که «باید از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» خارج شویم تا بتوانیم در محیطی شفاف و قابل پیشبینی برنامهریزی کنیم». چقدر با این نظر آقای رئیس جمهور موافق هستید؟ آیا این گزاره درست است؟
قطعاً گزارشی که ایشان میدهند درست است. من فکر نمیکنم هیچ عاقلی باشد که بخواهد این گزینه را رد کند. یعنی هر آدم عاقلی در سراسر جهان، نمیتواند بگوید شرایط «نه جنگ و نه صلح» و این حالت ابهام امنیتی و سیاسی شرایط مطلوبی است. تا اینجا مهم نیست؛ مهم این است که چه باید کرد تا از این این دایره خارج شد؟ این را باید پاسخ دهیم.
سؤال بعدی من هم همین بود که نظر برخی افراد این است که ما باید با مقاومت از این شرایط خارج شویم، بعضی نظرشان این است که باید با دیپلماسی و گفتوگو از این شرایط عبور کنیم. نظر شما چیست؟
اگر بخواهیم به شکل مطلق نگاه کنیم، هر دو گزینه غلط است. چرا؟ کسانی که میگویند با مذاکره باید حل شود، میدانند که پشتوانه مذاکرات فقط «قدرت» است. اگر قدرت نباشد، هیچ مذاکرهای به نتیجه نمیرسد؛ چون یک طرف قدرتمند و طرف دیگر ضعیف است، نتیجه این مذاکرات معلوم است. این یک فرمول کلی است و فقط مربوط به ایران نیست. ما هم در کشور خودمان این تجربه را به خوبی داریم؛ یعنی از ۲۳ سال پیش که توافقنامه سعدآباد را امضا کردیم، تا بعد از آن که ۱۰ سال پیش توافقنامه برجام را امضا کردیم، تا پس از آن مذاکرات متعدد، این تجربه را به ما ثابت کرد که اگر پشتوانه مذاکرات، قدرت – اعم از قدرت سیاسی، نظامی، اقتصادی و همه قدرتها - نباشد، در واقع مذاکرات هیچ نتیجهای جز تسلیم شدن ندارد. بنابراین اگر بگوییم فقط مذاکره میتواند چیزی را حل کند، این غلط است.
کسانی هم که گزینه نظامی را انتخاب میکنند، میدانند که هر قدرتنمایی نظامی و سیاسی بالأخره باید منجر به یک توافق مذاکراتی شود و الّا فایدهای ندارد؛ حتماً باید با مذاکرات ختم شود. بنابراین ما به دو اهرم جنگ و مذاکره نیاز داریم.
برمیگردیم به سؤال اول شما؛ واقعاً اینکه آقای رئیسجمهور فرمودند، مطلب جدیدی نیست، رهبریِ شهید هم همین را فرمودند؛ اصلاً آقای پزشکیان هم به نقل از رهبریِ شهید گفتند. ولی «چه باید کرد» مهم است؛ چگونه باید از این شرایط خارج شد؟ باز میرویم به آن سؤال که آیا با مذاکره یا با جنگ یا با ترکیبی از این دو؛ یعنی قدرتنمایی و نتیجه آن را در مذاکرات گرفتن.
تجربه ما نشان داده که باید از هر دو اهرم استفاده کنیم؛ چون به هر حال مذاکره یک بخشی از جنگ است؛ این یک فرمول کاملاً شناختهشده در علم سیاست است. ما باید با قدرت و مذاکره توأم جلو برویم چون این دو مکمل همدیگر هستند. ما چیزی به نام «مطلق دیپلماسی» یا «مطلق جنگ» نداریم، هیچ جای دنیا هم نیست؛ این دو باید با همدیگر پیش برود.
ما در سالهای گذشته در این کشور تمرین کردیم که دیپلماسی را فقط پیش ببریم و نتیجه نگرفتیم؛ این یک واقعیت است. هر دو جنگی که به ما تحمیل شد، در وسطِ دیپلماسی بود. چرا؟ چون این دیپلماسی، خالی از یک فاکتور بسیار مهم به نام «قدرت» بود و کشور نتیجه نگرفت.
آقای پزشکیان که از ابتدا تأکیدش روی همبستگی و دفاع از همه ظرفیتها بود…
بله، آقای پزشکیان هم به همین موضوع اعتقاد دارد؛ ایشان بارها در این ماههای گذشته صحبت از مقاومت، همبستگی، دفاع و نشاندن دشمن سر جای خودش کرده است. از این ادبیات استفاده کرده و در واقع هیچ راهی هم غیر از این نیست. اگر میشد با دیپلماسیِ خالی، حقوق کشور را مطالبه کرد که ما بارها این کار را کردیم و نتیجه نگرفتیم؛ اتفاقاً تجربه داریم. اگر تجربه نداشتیم در این موضوع، میگفتیم یک بار هم این مسیر را تجربه کنیم. دو جنگ ما در وسط مذاکرات بود و از ۲۳ سال پیش داریم مذاکره میکنیم، تفاهمنامه نوشتیم و اجرا کردیم؛ اما طرف مقابل اجرا نکرده است. بنابراین دیپلماسیِ خالی در هیچ منطقِ علم سیاست و در هیچ جای دنیا جواب نمیدهد. دیپلماسی هرگاه همراه با قدرت باشد، آن وقت شما میتوانید پشت میز دیپلماسی بنشینید.
نظر شما در خصوص تهدیدات ترامپ و مقامات آمریکا علیه ایران چیست؟
یکی از اقداماتی که آمریکاییها دارند انجام میدهند و شخص ترامپ هم مسئول این هست به طور مشخص، و با یک فاصلهای وزیر خارجه و وزیر دفاعش، «جنگ شناختی» است. این هم بخشی از جنگ و اتفاقاً بخش مهمی از جنگ است. ما در کشورمان خیلی آشنایی با مسأله جنگ شناختی، جنگ روانی و جنگ تبلیغاتی نداریم و آنها در این کار بسیار متبحرند. مثلاً مجموعه اظهارات ترامپ طی یک ماه گذشته را کنار هم بگذارید، ببینید چه جنگ ویرانگری را علیه ما راه انداخته است!
بخشی از این موضوع علل داخلی دارد؛ یعنی داخل خود آمریکا. چون اولاً انتخابات دارند، میخواهد خودش را پیروز نشان دهد برای اینکه حزبش را بتواند پیروز از انتخابات خارج کند، و اگر نکند مشکلات سیاسیِ داخلی پیدا میکند. بخشی از این جنگ روانی که دارد راه میاندازد، به خاطر مسأله کنترل قیمت نفت است؛ چون الآن هیچ راه دیگری ندارد الّا اینکه روی بازار نفت و بازار بورس آمریکا رواندرمانی کند و بعد هم مجبور است اقداماتی مانند آزادسازی گازوئیل روسیه و توافق با روسیه را انجام دهد تا قیمت نفت را کنترل کند.
بخش دیگری از دلیلش برای این کار، جنگ روانی با مردم ایران است و این برای ما خیلی مهم است که مردم را در یک اضطراب و تشویش و نگرانی دائمی فرو ببرد که حالا وضع اقتصادی مردم وضع خوب نیست و مرتب هم اضطراب داشته باشند که امروز جنگ میشود یا فردا جنگ میشود. این هم یک جنگ مهمی است که علیه ما راه انداختهاند؛ جنگ روانی. اینها به این معنی نیست که جنگ نخواهد شد، ولی تا آن روزی که بخواهد جنگ شود، مرتباً مردم ایران را در یک تشویش و اضطرابی نگه میدارد.
توصیه شما به مردم ایران برای این فضا چیست؟
توصیه همه کسانی که از این جنگ مطلع هستند، این است که جنگ چند لایه دارد؛ یک لایهاش موشک، بمب و هواپیماست. بخش دیگری از جنگ، «جنگ اقتصادی» و «جنگ تابآوری» هر دو طرف است. ما هم الآن داریم گلوی آنها را فشار میدهیم و فقط آنها نیستند که بر ما فشار میآورند. اتفاقاً این اولین بار است که ما محاصره اقتصادی شدهایم، اما محاصره اقتصادی هم کردهایم. الآن غرب هم دچار محاصره اقتصادی شده است.
آشوبهایی که در اروپا میبینید، بخش عمدهاش به خاطر گرانی کالاهاست که به مسأله نفت و یا تنگه هرمز مربوط میشود؛ موضوعی که صریح بیان میکنند و اوباما هم به آن اشاره کرد. بنابراین، یک وجه دیگر جنگ، «جنگ تابآوری» است و ما باید این را بدانیم؛ کشوری که مردمش بیشتر تابآوری داشته باشند، پیروز خواهد شد؛ و البته تابآوری هم سخت است.
بخش دیگری از جنگ، «جنگ روانی» است. مردم اسیر تبلیغات طرف مقابل نشوند. چون آنها به هر حال بالاترین اقدامی که میتوانستند را در جنگ ۴۰ روزه انجام دادند و دیگر بالاتر از آن نمیشود. یعنی دو کشور قدرتمندِ اتمی ۴۰ روز به زیرساختها، مراکز نظامی، شهرها و مناطق مسکونی کشور ما حمله کردند، ولی ناموفق بیرون آمدند. مردم باید بدانند که بخشی از اینها جنگ روانی است و واقعیت خارجی ندارد.
کشوری پیروز میشود که بتواند در هر سه جبهه پیروز شود. گاهی اوقات میبینید که به لحاظ نظامی یک کشور پیروز میشود اما تابآوری مردم تمام میشود؛ در این صورت، جنگ را شکست میخورد. یا اینکه تابآوری آن خوب است، اما مردم را درگیر جنگ شناختی و روانی میکنند تا جایی که مردم دیگر خسته میشوند و روحیه آنها از بین میرود. فرض بگیریم از همین الآن تمامی اخباری که ترامپ و همچنین روزنامهها و خبرگزاریهای خارجی میخواهند علیه ایران در فضای مجازی بگذارند، قطع شود، ببینید که چقدر آرامش در مردم بیشتر میشود.
یک سری افراد هم در داخل هستند که سهواً یا عمداً عملکردشان باعث تفرقه میشود...
کاملا درست است. بخشی از فضای مجازی یا مطبوعات ما در داخل، ناخواسته دارند چیزی که دولت آمریکا دنبالش هست را پیگیری میکنند؛ ولو اینکه ناخواسته باشد.
توصیهتان به این افراد چیست؟
تنها توصیهای که به این افراد میتوان کرد این است که شرایط را بشناسند؛ برهم زدن رابطه میان مردم و حاکمیت، فحاشی به مسئولان مختلف کشور، اینکه بخواهند بگویند «این خائن و او خادم است» و انعکاس اخبار کذب رسانههای غربی و رئیسجمهور آمریکا در داخل کشور و بزرگنمایی آنها، در راستای خواست دشمن است. تنها چیزی که به این افراد میتوانیم بگوییم این است که واقعا در هیچ مقطع تاریخی شرایط ایران به دشواری شرایط فعلی نبوده است. الآن بحث «تمامیت ایران» مطرح است. اگر در این برهه بسیار خاص زمانی - که شاید خیلی هم کوتاه باشد - نتوانیم به درستی عبور کنیم، مسأله «تمامیت کشور» است و فکر نمیکنم کسی در این تردید داشته باشد. اگر از این مرحله بگذریم، به عنوان یک کشور قدرتمند و صاحب نفوذ در جهان خواهیم بود. بنابراین شرایط بسیار حساس است.
به قدری شرایط حساس است که رهبری در یکی از پیامهای خودشان گفتند الآن حتی مطرح کردن انتقادات صحیح و درست، جایز نیست. به دلیل اینکه الآن تمامیت ارضی، انسجام و اقتدار کشور در معرض خطر است؛ بنابراین باید به این شرایط کاملا توجه کنیم. امروز در شرایطی به سر میبریم که همه صاحبنظران، اهل فکر، اهل تدبیر، سیاسیون، جناحها و اهالی رسانه باید به جامعه امید و آرامش بدهند و اضطراب را از مردم دور کنند؛ اختلاف را دور کنند. مردم احساس نکنند که با یک حکومت یا سیاسیون چندپاره طرف هستیم. باید دوقطبیهای «جنگ-مذاکره» و «خائن-خادم» را باید کنار بگذاریم. مدتی صبور و تحمل کنیم، مردم را برای این شرایط آماده کنیم تا از این مقطع عبور نماییم.