کار عمده او در سالهای پایانی عمر رژیم شاهنشاهی، سرکشی به علمای تبعیدی در نقاط صعبالعبور سراسر کشور بود و از طرف آیتالله منتظری برایشان پول و مایحتاج ضروری زندگی میبرد. در همین رابطه نیز چندین نوبت بازداشت و زندانی شد.
به گزارش جماران، حجتالاسلام والمسلمین حسن عطایی از جوانی درگیر مبارزات نهضت امام خمینی بود. هر رویدادی که در آن دوره در قم و اصفهان رخ میداد، نشانی از او در میان وقایع دیده میشد.
او بهتنهایی چاپخانهای کوچک را در مسیر مبارزات اداره میکرد و اعلامیههای ضد رژیم را — چه از گروههای مذهبی و چه از ملیون — منتشر میساخت، بیآنکه ردی از خود بر جای بگذارد.
«آشیخ حسن» را همه روحانیان بلندپایه سیاسی آن دوره با همین نام میشناختند و برای تکثیر اعلامیهها و جزوات مخفی خود به او مراجعه میکردند.
هنگامی که حجرهاش در مدرسه صدر خواجو اصفهان — که پاتوق رجال سیاسی و مذهبی بود — لو رفت، ناگزیر برای پنهان ماندن مسیر مبارزان از ایران گریخت و به نجف رفت. شیخ نصرالله خلخالی او را پناه داد و در مدرسه آیتالله بروجردی در نجف مشغول تحصیل شد. سپس با توصیههایی از سوی آیتالله خویی، برای امام موسی صدر روانه لبنان شد و در تأسیس معهد الدراسات الاسلامیه، مدرسهای ویژه طلاب به ریاست امام صدر کوشید و مدیریت اجرایی آنجا را بر عهده گرفت.
او به سبب چاپ اعلامیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مخالفت با شاه، دستگیر و مدتی در لبنان زندانی شد و پس از آن، به شرط خروج فوری از لبنان، آزاد شد. یک روز پس از خروج از این کشور دوباره به لبنان بازگشت، اما با فشارهای گوناگون مجبور به خروج دائمی از این کشور شد و به نجف بازگشت.
سالی پس از آن، برای دیدار با خانواده و ازدواج به ایران بازگشت که بیدرنگ دستگیر و به تهران منتقل شد. این زندان، مقدمه زندانهای بعدی او شد؛ به جرم چاپ و تکثیر اعلامیههای ضد رژیم پیش از سال ۱۳۴۲، همکاری با امام صدر، چاپ اعلامیه در لبنان و خروج غیرقانونی از کشور و مواردی از این دست. او تا سال ۱۳۵۲ به عناوین مختلف در زندان و بازداشتهای کوتاهمدت و بلندمدت در تهران، قم و اصفهان بود و زندگی مخفی میگذراند. کودکانش را در زندان ملاقات میکرد و چون او را بسیار کم دیده بودند، «عمو» صدایش میزدند.
او بیش از همه با محمد منتظری حشر و نشر یافت، با او از زندان رها شد و مدتها همراه او به مبارزه ادامه داد.
کار عمده او در سالهای پایانی عمر رژیم شاهنشاهی، سرکشی به علمای تبعیدی در نقاط صعبالعبور سراسر کشور بود و از طرف آیتالله منتظری برایشان پول و مایحتاج ضروری زندگی میبرد. در همین رابطه نیز چندین نوبت بازداشت و زندانی شد.
آخرین مأموریت او انتقال پیام و محتوای اعلامیه خروج اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران از اسلام، از سوی آیتالله هاشمی رفسنجانی و دیگران، برای آیات بهشتی و مطهری بود که همین مورد نیز موجب بازداشت، بازجویی و کنترل و نظارت ساواک بر او شد.
عطایی پس از انقلاب مدتی در اصفهان به همراهی با دستگاههای نظارتی و قضایی اهتمام ورزید. در جریان ماجرای مکفارلین نیز واسطه انتقال پیامها و اطلاعاتی بود که امید نجفآبادی از منوچهر قربانیفر دریافت کرده بود و آنها را برای آیتالله منتظری میفرستاد.
او به دلیل عارضه ریوی که از کودکی بدان مبتلا شده بود، سالیانی را با همین بیماری سپری کرد و در کرج به حالت انزوا به سر میبرد. خاطراتش از آن سالهای طولانی را به توصیه آیتالله منتظری بازگو کرد تا برای نسلهای آینده به یادگار بماند.
روحش شاد و قرین رحمت الهی.