تمرکز اصلی و مفروض بنیادین سلسلهیادداشتهای «روایتی از ابعاد مداخلهگری بیگانگان در دفاع مقدس»، بازخوانی تحلیلی و مستند مداخلات قدرتهای بیگانه در حمایت از صدام است. مزیت ساختاری و اعتبار پژوهشی این مجموعه در آن است که تمامی تحلیلها و گزارههای آن، بهجای تکیه بر تحلیلهای درونگفتمانی، مستقیماً برآیند بازخوانی اسناد، نشریات و اعترافات صریح منابع خارجی همان دوران است؛ رصدی بیطرفنما که با اتکا به اعترافات منابع غربی، هرگونه شبهه «روایتسازی ذهنی» یا توجیهات فرمایشی را مردود دانسته و پرده از واقعیت عریان تقابل بینالمللی با ایران اسلامی در جنگ تحمیلی هشتساله برمیدارد.
قدرتهای جهانی در سال ۱۳۶۵ سراسیمه و هماهنگ به نفع عراق وارده میدان شدند، توطئهها از عمق و تنوع بیشتری برخوردار و حلقه محاصره هر روز بر جمهوری اسلامی تنگتر گردید. در این هنگام عراق دیگر عملاً به جزئی از خطمقدم آمریکا در منطقه مبدل شده و شوروی نیز به دلایل مختلف در پشت این خط قرار گرفت.
از این زمان است که هر دو ابرقدرت و به ویژه آمریکا با استفاده از تمامی راهها و امکانات ممکن به مقابله و جنگ با ایران میپردازند. به نوشته روزنامه کرسنت چاپ کانادا، ایالات متحده، به متحدین و دستنشاندگان خود پیغام فرستاده تا ایران را به یک جنگ دیگر بکشانند. کراو، رییسستاد مشترک ایالات متحده، ایران را به عنوان خطرناکترین دشمنی که غرب تاکنون با آن مواجه بوده است، توصیف نمود. این رویکردِ خصمانه، تنها در سطحِ مواضعِ سیاسی باقی نماند، بلکه در عمل به یک شبکه گسترده از پشتیبانیهای مالی برای سرپا نگه داشتنِ ماشین جنگی صدام تبدیل شد.
مسأله کمکهای مالی به عراق توسط کشورهای مختلف در طول جنگ تحمیلی قبل از هر چیز بیانگر جبههگیری بینالمللی در برابر انقلاب اسلامی به ویژه جمهوری اسلامی ایران است. رژیم عراق از ابتدای تحمیل جنگ به ایران، بخش عظیمی از هزینههای جنگی و حتی اقتصاد غیر جنگی خود را از کمکهای خارجی بنا نهاد. بر طبق آمار، تنها تا نیمه سال ۱۳۶۱ یعنی در طول دو سال جنگ تحمیلی مبلغی حدود ۲۲ الی ۳۰ میلیارد دلار از سوی کشورهای غربی به عراق کمک شده که این کمکها بیشتر صرف خریدن تسلیحات نظامی از کشورهای بلوک شرق و همچنین بلوک غرب گردید. دولت سعودی پا را از این فراتر گذاشته مبلغ ۱۰ میلیارد فرانک هزینه تسلیحات خریداری شده عراق از فرانسه را تقبل میکند، پارلمان کویت وامهای زیادی هر بار به مبلغ ۲ میلیارد دلار تا پایان جنگ جهت پرداخت به عراق تصویب میکند.
در قضیه کمکهای مالی به عراق کشورهای مختلف از یکدیگر سبقت گرفته و هر کدام سعی بر این داشته تا سهم بیشتری در واگذاری وام یا دیگر کمکهای مالی به عراق داشته باشند. ژاپن، انگلیس، بلژیک، اسپانیا، اطریش، هرکدام معاملات بسیاری در زمینههای اقتصادی با عراق به امضاء رساندند که شرح تمامی آنها به درازا میکشد. در همین رابطه خبرگزاری آلمان گزارش داد به دنبال قطع لوله نفتی عراق توسط سوریه، کشورهای عربستان، کویت و چند رژیم دیگر عضو شورای همکاری خلیج فارس بیش از ۵۰ میلیون مارک به عنوان یک کمک فورى ضمن تأمین مخارج جنگ، در اختیار صدام قرار دادند.
کمکهاى مالى کشورهاى مختلف به رژیم عراق به ویژه در دو سال آخر جنگ از وسعت قابل توجهى برخوردار شد. در این رابطه مجله عصر جدید چاپ مسکو به تاریخ 1367/1/12 نوشت: «چنانچه کمکهای بلاعوض بعضی کشورهای عربی در استخراج و فروش نفت به حساب عراق وجود نداشت این کشور با کسر بودجهای بالغ بر دو میلیارد دلار روبهرو میشد که امکان هرگونه خریدی را از این کشور سلب میکرد. این کمکها به عراق امکان میدهد تا احتیاجات غیر نظامی کشور را تأمین نموده و صنایع کشاورزی و ساختمانی را بسط و توسعه دهد.»
ابوغزاله، وزیر جنگ رژیم مصر، در مصاحبه با نشریه المصور چاپ مصر به تاریخ 1366/6/6 در مورد میزان کمکهای کشورهای عربی به رژیم عراق در جنگ با ایران میگوید: «برآوردها نشان میدهد مبالغی که به عنوان کمک به عراق پرداخت شده است بالغ بر ۱۸۱ میلیارد دلار میباشد.» (البته تا نیمه سال۱۳۶۶). در دی ماه سال ۱۳۶۴ مجله میدل ایست چاپ انگلیس نوشت: «در نیمه اول سال ۱۹۸۵ میلادی (۱۳۶۳ شمسی) صادرات انگلیس به عراق 3/65 درصد افزایش داشت و به ۳۳۹ میلیون پوند (4/355 میلیون دلار) بالغ شد در حالی که صادرات به ایران 7/28 درصد کاهش داشت و به ۲۵۱ میلیون پوند رسید. آمار و اطلاعات فوق نشانگر سمتگیری سیاستهای قدرتهای جهانی در جنگ عراق با ایران است.
رژیمهای حامی صدام با به تعلیق انداختن بدهیهای صدام، دست او را در ادامه جنگ و خونریزی باز گذاشتند، و هیچ وقت وی را حتی برای دریافت طلبهای خویش تحت فشار قرار ندادند. بهنوشته مجله میدل ایست، کمیسیون مشترک اقتصادی آلمان-عراق بر سر تعلیق پرداخت ۲۸۰ میلیون مارک(8/105 میلیون دلار) بدهی عراق به شرکتهای آلمان غربی که مهلت آن به پایان رسیده به توافق رسید، که البته این اولین و آخرین اقدام از این نوع نبود. ژاپن و یوگسلاوی با به تعلیق انداختن پرداختهای عراق که سررسید آن بهار ۱۳۶۴ بود، موافقت کردند. فرانسه نیز توافق نمود که به جای بدهیهایش روزانه ۸ هزار بشکه نفت از عراق تحویل بگیرد.
در اختیار گذاشتن جادههای ترانزیتی، بنادر و همچنین فضا توسط کشورهای مختلف خصوصاً عربی به رژیم بعث عراق، نقش عمدهای در تجهیز و تسلیح ارتش بعث ایفا نمود. پادشاهی اردن با در اختیار گذاشتن بندر عقبه، و جادههای ترانزیتی به عراق سهمی بزرگ از ترابری جنگ را برعهده گرفت. نشریه دی ولت چاپ آلمان(۹ دی ۱۳۶۶) در این باره چنین مینویسد: «شبانهروز رفت و آمد بیوقفه از طریق مسیر شلوغ بندر عقبه به سوی بغداد و بالعکس ادامه دارد. کالاهایی که توسط کامیونها و تریلرهای سنگین حمل میگردند، برای عراق در جنگ با ایران از اهمیتی حیاتی برخوردار میباشد». رژیم کویت نیز با در اختیار گذاشتن تمامی امکانات خویش، رژیم بعث را تا آخرین حد ممکن در ادامه جنگ با ایران یاری نمود. رژیم کویت، سرزمین، آبها، فضا، جاده، بنادر و خلاصه تمامی هستی خویش را به ویژه در آخرین ماههای جنگ در اختیار رژیم صدام گذارده و حساب مرگ و حیات بر روی رژیم بعث و جنگش با ایران باز نمود. اگر رژیم کویت آسمان کشورش را در اختیار ارتش عراق نمیگذاشت، هواپیماهای عراقی هیچگاه قادر به بمباران مراکز صدور نفت ایران در عمق خلیج فارس و تنگه هرمز نمیشدند.
اگر بنادر کویت بر روی کشتیهای عراقی بسته میشد رژیم صدام شاید توان ادامه و گسترش جنگ را نمییافت و الی آخر. لوموند دیپلماتیک، چاپ فرانسه، در مهرماه ۱۳۶۶ نوشت: «منابع دیپلماتیک تأکید دارند که شب هنگام کشتیهای شوروی صندوقهای حاوی لوازم یدکی هواپیماهای شکاری میگ را در بندر شعیبه(کویت) تخلیه مینمایند. میراژهای عراقی از زمان از دست رفتن فاو فاقد پنجره مورد نیاز رو به خلیج فارس بوده و راه دیگری جز یک گریز چهار الى هفت ثانیهای بر فراز خاک کویت به ویژه جزیره بوبیان ندارند». همچنین کشور کویت به اتفاق عربستان سعودی و امارات متحده عربی، با فروش نفت خویش به حساب عراق و پرداخت دیون عراق، بارها رژیم صدام را از سقوط حتمی نجات دادند.
مواردى که در این قسمت و در مورد حمایتهای مالى، تدارکاتى بین المللی از رژیم عراق ذکر شد، نمونهاى از خروار بیش نیست.