پیشروی سریع انصارالله در سواحل دریای سرخ و تصرف مواضع و جزایر راهبردی در پیرامون باب‌المندب، یکی از سنگین‌ترین شکست‌های عربستان در یمن طی سال‌های اخیر را رقم زده و ضعف اطلاعاتی ریاض، فروپاشی نیروهای یمنی مورد حمایت آن و محدودیت حمایت نظامی آمریکا را آشکار کرده است. رویترز در گزارشی نوشت این تحول، هم‌زمان با افزایش اهرم نفوذ ایران و متحدانش بر دو گذرگاه حیاتی باب‌المندب و تنگه هرمز، فشار بر عربستان و تردیدها درباره اعتبار ترتیبات امنیتی واشنگتن در منطقه را افزایش داده است.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، خبرگزاری رویترز در گزارشی به بررسی پیشروی انصارالله در باب‌المندب، غافلگیری عربستان، ضعف متحدان یمنی ریاض، محدودیت حمایت آمریکا، افزایش نفوذ ایران بر مسیرهای راهبردی انرژی و پیامدهای این تحولات برای موازنه قدرت منطقه پرداخت و نوشت: تصرف مواضعی مشرف بر تنگه باب‌المندب به‌دست انصارالله، شدیدترین شکست عربستان در یمن طی سال‌های اخیر محسوب می‌شود؛ شکستی که ضعف‌های اطلاعاتی، فروپاشی متحدان یمنی ریاض و محدودیت‌های حمایت آمریکا را آشکار کرده است.

پیشروی برق‌آسای انصارالله در امتداد ساحل دریای سرخ و تصرف جزایر واقع در ورودی این تنگه -که یکی از شریان‌های حیاتی انتقال نفت جهان است- ریاض را واداشته تا در شرایطی که ایران و متحدانش دامنه نفوذ خود را گسترش می‌دهند، با جدیت بیشتری به دنبال حمایت دیگران باشد.

مقام‌ها و منابع ارشد غربی، منطقه‌ای و یمنی می‌گویند این پیشروی حاصل مجموعه‌ای از عوامل بوده است؛ از جمله: شکاف‌های عمیق میان گروه‌های یمنی مخالف انصارالله، جایگزین‌شدن ساختار فرماندهی تحت رهبری عربستان به جای نظارت امارات، محدودبودن حمایت هوایی عربستان و دست‌کم‌گرفتن آمادگی‌های انصارالله.

یک دیپلمات می‌گوید انصارالله بی‌سروصدا حدود ۱۰۰ هزار جنگجو بسیج کرده بود و از نظر تعداد، بر نیروهای مقابل برتری چشمگیری داشت. او می‌افزاید: «همه، از جمله سعودی‌ها، متوجه این بسیج نشدند و در ارزیابی نیت انصارالله اشتباه کردند».

نیل کوییلیام، پژوهشگر چتم‌هاوس در لندن، این حمله را یک شکست آشکار اطلاعاتی دانسته، می‌گوید: «آن‌ها اساساً این نشانه را دریافت نکردند و علائم هشداردهنده را ندیدند».

فارع المسلمی، تحلیلگر سیاسی یمنی، نیز می‌گوید: «سعودی‌ها در یمن غافلگیر شدند».

 

فروپاشی متحدان و غنیمت نظامی

انصارالله علاوه بر تصرف مناطق جدید، به غنیمت مهم دیگری نیز دست یافت: ذخایر قابل‌توجهی از سلاح‌های پیشرفته که آمریکا و عربستان در اختیار نیروهای مورد حمایت ریاض قرار داده بودند و این نیروها هنگام عقب‌نشینی آن‌ها را رها کردند.

منابع منطقه‌ای می‌گویند این تجهیزات احتمالاً توان نظامی انصارالله را افزایش می‌دهد، اطلاعات ارزشمندی درباره تجهیزات و توانایی‌های طرف مقابل در اختیار آنان می‌گذارد و این تصور را تقویت می‌کند که عربستان متحمل شکستی سنگین شده است.

عبدالخالق عبدالله، تحلیلگر سیاسی اماراتی، می‌گوید: «نیروهای دولتی یمن (متحدین عربستان) مانند خانه‌ای پوشالی بودند. آن‌ها عملاً هیچ مقاومتی نشان ندادند».

این شکست همچنین محدودیت حمایت بین‌المللی از هرگونه ضدحمله را آشکار کرده است. دو مقام غربی گفتند آمریکا و کشورهای اروپایی آمادگی ارائه حمایت نظامی مستقیم ندارند و واشنگتن و متحدانش حتی به ائتلاف دفاعی دریایی تحت رهبری عربستان که در ژوئیه اعلام شد، نپیوسته‌اند.

 

فروپاشی متحدان و تردید شرکا

اکنون که نیروهای مورد حمایت ایران مناطقی را در اختیار دارند که می‌توانند صادرات نفت عربستان و کشتیرانی در دریای سرخ را تهدید کنند، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، برای بررسی همکاری نظامی دو کشور به قاهره رفت؛ آن هم در شرایطی که ریاض پس از امتناع واشنگتن از مداخله مستقیم نظامی، در تلاش برای مهار پیامدهای بحران است.

دو منبع منطقه‌ای آگاه از این دیدار گفتند ریاض خواهان نقش‌آفرینی مصر در عملیات دریای سرخ است. یک منبع منطقه‌ای نیز گفت محمد بن سلمان با اشاره به روابط نزدیک دو کشور، از عبدالفتاح السیسی، حمایت نظامی در یمن خواسته است. هنوز مشخص نیست قاهره با این درخواست موافقت خواهد کرد یا نه.

به نظر می‌رسد انصارالله از دستاوردهای خود برای افزایش فشار با هدف دستیابی به امتیازات سیاسی گسترده‌تر استفاده می‌کند.

دنیس راس، مذاکره‌کننده پیشین آمریکا، می‌گوید انصارالله از ریاض می‌خواهد محدودیت‌های اعمال‌شده بر بندر حدیده و فرودگاه صنعا لغو شود، بابت جنگ غرامت بپردازد و حمایت از دولت عدن را کاهش دهد.

او می‌افزاید: «فکر نمی‌کنم سعودی‌ها بتوانند به‌سادگی تسلیم چنین خواسته‌هایی شوند».

یک مقام عربی می‌گوید گزینه‌های عربستان اکنون محدودتر شده است. اجازه‌دادن به انصارالله برای تثبیت دستاوردهایش می‌تواند پیروزی‌های تاکتیکی را به نفوذ راهبردی دائمی تبدیل کند؛ در حالی که واکنش نظامی گسترده‌تر ممکن است حملات انصارالله به عمق خاک عربستان را در پی داشته باشد.

این مقام افزود: «اگر به انصارالله آسیب و هزینه کافی وارد نکنید، گروگان آن‌ها خواهید شد».

کنترل نیروهای انصارالله بر مناطق پیرامون باب‌المندب، میان یمن، جیبوتی و اریتره، می‌تواند نفوذ منطقه‌ای آنان را عمیق‌تر کرده و شاخ آفریقا را در دسترس شبکه‌های لجستیکی و قاچاق وابسته به آنان قرار دهد.

با توجه به نفوذ ایران بر تنگه هرمز -یکی دیگر از مسیرهای حیاتی انتقال انرژی جهان- این تحول به تهران و متحدانش بر دو مسیر دریایی راهبردی و مهم جهان اهرم نفوذ می‌دهد.

استراتژی سیاست خارجی محمد بن سلمان، که بر ایجاد ثبات منطقه‌ای از طریق کاهش تنش با ایران استوار بود، از آغاز جنگ با چالش روبه‌رو شده است. هم‌زمان، برنامه تحول اقتصادی او نیز با فشارهای فزاینده مواجه است و فشار بر ولیعهد و حاکم بالفعل عربستان را افزایش می‌دهد.

نبود کمک نظامی غرب در یمن و غیاب قدرت‌های غربی از ائتلاف دفاعی تازه‌تشکیل‌شده نیز محدودیت توان عربستان برای بسیج حمایت خارجی در زمان نیاز را آشکار کرده است. در نتیجه، ریاض در شرایطی که با ناامیدی از متحدان خود مواجه است، از نظر تاکتیکی در برابر رقبایش آسیب‌پذیرتر شده است.

 

تله یمن

حمله انصارالله شکافی در راهبرد عربستان و آمریکا آشکار کرده است؛ در حالی که واشنگتن و متحدانش بر مهار مستقیم ایران تمرکز کرده بودند، تهران میدان نبرد را با گشودن جبهه‌هایی از عراق تا دریای سرخ گسترش داد و از منابع انرژی، مسیرهای کشتیرانی و نیروهای نیابتی به‌عنوان ابزار فشار استفاده کرد.

اهمیت پیشروی انصارالله فقط در ضربه‌ای که به عربستان وارد کرده نیست، بلکه در شتابی است که به نفوذ ایران در بخش‌های مختلف منطقه داده است؛ آن هم پس از عقب‌نشینی‌های مهم متحدان ایران در غزه، سوریه و لبنان.

فارع المسلمی می‌گوید این تحول برای ایران یک «پیروزی سه‌بعدی» است.

برخی تحلیلگران معتقدند مهم‌ترین پیامد این تحول نه تغییر موازنه در میدان نبرد، بلکه خودداری واشنگتن از کمک به متحد خود است. به گفته آنان، این اقدام رقبای عربستان را جسورتر کرده، نفوذ ریاض را کاهش داده و تردیدها درباره اعتبار تضمین‌های امنیتی آمریکا را افزایش داده است.

المسلمی خودداری واشنگتن از کمک به دفاع از خاک عربستان را «بزرگ‌ترین بی‌اعتنایی به ترتیبات سعودی ـ آمریکایی در چند دهه گذشته» توصیف کرد و گفت: «آمریکایی‌ها می‌گویند نه. هیچ‌گاه این نوع تفاهم در روابط ریاض و واشنگتن با آزمونی سخت‌تر از آنچه اکنون با آن مواجه است، روبه‌رو نشده بود».

سابقه طولانی شکست قدرت‌های خارجی در یمن -از مداخله مصر در دهه ۱۹۶۰ گرفته تا حضور شوروی و سپس آمریکا و عربستان- توضیح می‌دهد که چرا تلاش ریاض برای یافتن شرکای جدید ممکن است با نتایج محدودی روبه‌رو شود.

هیچ‌یک از قدرت‌های منطقه‌ای نیز تمایل زیادی به ورود عمیق به منازعه‌ای ندارند که بارها تلاش قدرت‌های خارجی برای مداخله را ناکام گذاشته و به‌عنوان گورستان جاه‌طلبی‌های نظامی خارجی شهرت یافته است.

المسلمی با اشاره به این سابقه می‌گوید: «یمن برای هر قدرتی که وارد آن شود، ویتنام و افغانستان است».

او افزود: «سعودی‌ها در یمن شکست خوردند، آمریکایی‌ها در یمن شکست خوردند» و با اشاره به مداخله پرهزینه مصر در دهه ۱۹۶۰ نیز گفت: «مصری‌ها هم در یمن شکست خوردند».

 

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.