در حالی که مقامهای دولت آمریکا حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه را عامل جهش قیمت سوخت معرفی میکنند، واقعیتهای بازار انرژی تصویر متفاوتی نشان میدهد؛ اختلال در تنگه هرمز، تهدید مسیر دریای سرخ، حملات حوثیها و کاهش ظرفیت پالایش جهانی، همگی نشان میدهند که ریشه اصلی بحران کنونی انرژی بیش از هر چیز به گسترش جنگ در خاورمیانه بازمیگردد، نه به کییف.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، مجله فارن پالیسی در تحلیلی درباره جهش قیمت انرژی و اختلال در بازار جهانی نفت، به تأثیر جنگ ایران بر تنگه هرمز، افزایش تهدیدها علیه کشتیرانی در دریای سرخ، حملات حوثیها به مسیرهای انتقال نفت عربستان، کاهش ظرفیت پالایش جهانی و همچنین حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه پرداخته شده و استدلال شده است که برخلاف ادعای برخی مقامهای آمریکایی، ریشه اصلی فشار کنونی بر بازار انرژی را باید بیش از آنکه در حملات کییف جستوجو کرد، در گسترش جنگ در خاورمیانه و اختلال همزمان در مهمترین مسیرها و زیرساختهای انرژی جهان دید و نوشت: در مصاحبههای اخیر، کریس رایت، وزیر انرژی ایالات متحده، اوکراین را عامل افزایش قیمت انرژی دانسته و گفته است حملات پهپادی و موشکی این کشور به پالایشگاههای روسیه، دلیل اصلی آن است که رانندگان آمریکایی اکنون در پمپبنزینها قیمتهایی بیسابقه میپردازند.
اما جنگی که با سرعت در خاورمیانه در حال گسترش است، بهروشنی نشان داده که علت واقعی و بنیادین افزایش قیمت انرژی در کجاست؛ و آن علت در کییف نیست.
چند آمار بیرحمانه: قیمت شاخص جهانی نفت خام بار دیگر از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده و اکنون در حدود ۱۰۵ دلار قرار دارد. میانگین قیمت بنزین در ایالات متحده به ۴.۲۹ دلار در هر گالن جهش کرده است؛ رقمی که یک دلار بیشتر از مدت مشابه سال گذشته است. در همین حال، قیمت گازوئیل، که از بسیاری جهات اهمیت بیشتری دارد، برای نخستین بار در تاریخ به ۶ دلار در هر گالن رسیده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در یک گردهمایی حزبی در دالاس به رأیدهندگان پیشنهاد داد که اگر در انتخابات میاندورهای ماه نوامبر به جمهوریخواهان رأی دهند، ۵۰۰۰ دلار پول نقد دریافت خواهند کرد؛ مبلغی معادل بهای ۸۳۰ گالن گازوئیل یا حدود ۲۵ بار پر کردن باک یک وانت فورد سوپر دیوتی اف-۲۵۰.
برای تحلیل این وضعیت باید به شش ماه قبل بازگشت؛ زمانی که ایالات متحده و اسرائیل جنگی را علیه ایران در مهمترین منطقه انرژیخیز جهان آغاز کردند. آن جنگ، کل تجارت جهانی انرژی را که پیش از آن بهشکلی تقریباً بینقص کار میکرد، مختل کرده است.
بحثی بسیار جدی ــ و در عین حال عجیب ــ شکل گرفته که کریس رایت نیز در آن مشارکت داشته است: اینکه تنگه هرمز واقعاً تا چه اندازه باز یا بسته است. این همان گلوگاه حیاتی در مجاورت ایران است که پیش از آغاز جنگ، روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای پالایششده از آن عبور میکرد.
مقامهای آمریکایی مدعیاند تنگه همچنان باز است و حجم عظیمی از نفت خام از این آبراه عبور میکند. اما ردیابهای مستقل نفتکشها، که کشتیهای منفرد، بارگیریها، انتقالهای کشتیبهکشتی و بنادر مقصد نهایی را رصد میکنند، این رقم را بهطور میانگین نزدیک به ۸ تا ۹ میلیون بشکه در روز برآورد میکنند.
این رقم پایین و روند کند بهبود وضعیت، با تمایل نیروهای مسلح ایران به هدف قرار دادن نفتکشهایی که جرأت عبور از این مسیر پرخطر را دارند، تشدید شده است. تنها یک نفتکش روز پنجشنبه خلیج فارس را ترک کرد. اما ماجرا از این هم پیچیدهتر است؛ زیرا مسیر جایگزینی که کشورهای حوزه خلیج فارس، به رهبری عربستان سعودی، برای دور زدن این تنگه پرخطر ایجاد کرده بودند، خود اکنون با تهدید تازهای روبهرو شده است.
خطوط لوله زمینی، از جمله خط لوله شرق به غرب عربستان که خلیج فارس را به دریای سرخ متصل میکند، با حداکثر ظرفیت فعالیت میکردند و حدود ۵ میلیون بشکه نفت در روز جابهجا میکردند. اما اکنون همین مسیرها نیز در معرض تهدید قرار گرفتهاند.
حوثیهای یمن، حملات جدی علیه کشتیرانی در دریای سرخ را آغاز کردهاند و این هفته در جنوب غربی یمن نیز پیشروی کردهاند؛ مواضعی در امتداد ساحل را به تصرف درآورده و حتی کنترل چند جزیره را به دست گرفتهاند. این جزایر برای گروهی که قصد مختل کردن کشتیرانی را دارد، داراییهایی کلیدی به شمار میروند و به نظر میرسد حوثیها دقیقاً چنین هدفی را دنبال میکنند.
ماجد المذحجی، از بنیانگذاران مرکز مطالعات صنعا در یمن، گفت: «برداشت من این است که آنها کنترل جزایر حنیش و زقر را نیز به دست گرفتهاند و ممکن است بهزودی جزیره میون [پریم]، جزیره کلیدی در خود تنگه را نیز تصرف کنند. این مواضع در کنار هم، به حوثیها ــ و به تبع آن، ایران ــ دامنه بسیار وسیعتری برای تأثیرگذاری بر حرکت کشتیها، حق بیمهها و هزینه حملونقل انرژی و سایر کالاها میدهد.»
اما ظاهراً حوثیها حتی از این هم فراتر رفتهاند. روز جمعه گزارشهایی از حملات متعدد به خود خط لوله شرق به غرب منتشر شد. این موضوع، در کنار حملات مداوم به نفتکشهایی که در نزدیکی ینبع، بندر سعودی در دریای سرخ، لنگر انداختهاند، میتواند استفاده از تنها راهکار واقعی برای دور زدن انسداد هرمز را بهشدت دلسردکننده و پرهزینه کند.
همه این تحولات در شرایطی رخ میدهد که جنگ واقعی میان ایالات متحده و ایران نیز در حال تشدید است. ایران همچنان به کشتیهای آمریکایی و نفتکشهایی که از سوی آمریکا در منطقه اسکورت میشوند حمله میکند و در واکنش، ارتش ایالات متحده نیز آغاز به انهدام نفتکشهای متعلق به ایران یا مرتبط با آن کرده است.
طبق آخرین برآوردها، ۱۲ فروند از حدود ۶۰ نفتکش ناوگان ایران از رده خارج شدهاند. با این حال، این موضوع برای تهران کمتر از آنچه در نگاه نخست به نظر میرسد مشکلساز است؛ زیرا در نتیجه محاصره دریایی آمریکا، ایران در حال حاضر تقریباً هیچ نفت خام یا فرآورده پالایششدهای صادر نمیکند.
ترامپ این هفته گفت جنگ با ایران تا انتخابات میاندورهای ادامه خواهد یافت، اما مشخص نیست آیا او واقعاً توان مدیریت زمان و پیامدهای این جنگ را دارد یا نه.
اما برای بازگشت به نکته اصلی: آیا ضدحمله اوکراین علیه روسیه واقعاً منبع اصلی فشار بر مصرفکنندگان آمریکایی و جهانی است؟
واقعیت این است که اوکراین در تمام طول سال از پهپادها و موشکها برای وارد کردن ضربات ویرانگر به پالایشگاههای دوردست روسیه و دیگر تأسیسات نفتی استفاده کرده است. کییف خسارات سنگینی وارد کرده و اخیراً حتی هدف قرار دادن نقاطی در سیبری را نیز آغاز کرده است.
آخرین آمار صادرات سوختهای فسیلی روسیه، کاهش حجم صادرات فرآوردههای پالایششده را نشان میدهد؛ تا جایی که این کشور اکنون خود در حال واردات بنزین است. همچنین فشار مداومی بر پالایشگاههای روسیه و بیش از همه بر شبکه توزیع داخلی انرژی این کشور وارد شده است.
اما آنچه حملات اوکراین انجام نداده، خارج کردن دائمی حجم عظیمی از ظرفیت پالایش روسیه از مدار است. پهپادها سبک هستند و تعمیر خسارتهای ناشی از بسیاری از این حملات نیز نسبتاً آسان است.
سرگئی الکساشنکو، معاون سابق رئیس بانک مرکزی روسیه که اکنون در مرکز استراتژیهای جدید اوراسیا فعالیت میکند، گفت: «برآورد ما این است که ظرفیت تخریبشده، ۱۲ تا ۱۵ درصد از کل توان پالایش روسیه است. حملات کمتر شدید شدهاند و همه آنها بسیار مخرب نیستند. بسیاری از حملات تنها تولید را برای یک روز یا بیشتر متوقف میکنند.»
اهمیت پالایشگاهها در این است که محصولات نهایی مانند بنزین، گازوئیل و سوخت جت را تولید میکنند و گلوگاه واقعی در همین نقطه قرار دارد؛ حتی بیش از تنگه هرمز یا بابالمندب.
آژانس بینالمللی انرژی میگوید ظرفیت پالایش جهانی همچنان ۵ میلیون بشکه در روز کمتر از میانگین سال گذشته است؛ آن هم در شرایطی که پالایشگاههای آمریکا با تمام ظرفیت فعالیت میکنند.
دلیل این کاهش آن است که بخشی از پالایشگاههای روسیه، بخش بزرگی از پالایشگاههای خاورمیانه و شماری از پالایشگاههای چین از مدار خارج شدهاند.
این وضعیت برای همه مشکلساز است؛ بهویژه برای کشورهای در حال توسعه، اما همچنین برای کشاورزان آمریکایی که همین حالا نیز با افزایش قیمت کود و تجهیزات کشاورزی روبهرو هستند. اواخر تابستان فصل برداشت است و گازوئیل ۶ دلاری هیچ کمکی به آنها نمیکند.
اما در نهایت چه کسی مقصر شناخته میشود؟
الکساشنکو گفت: «قیمت بنزین در ایالات متحده مهمترین مسئله پیش از انتخابات است، اما هیچکس نمیتواند ترامپ را مقصر بداند. بنابراین آنها [ولودیمیر] زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین را مقصر میدانند.»