«نیویورکتایمز» در گزارشی نوشت نابودی پایگاه لجستیکی آمریکا در بحرین و خارج شدن بنادر نزدیک از دسترس، نیروی دریایی این کشور را وادار کرده برای تأمین حدود ۲۰ کشتی جنگی و ۲۰ هزار ملوان و تفنگدار دریایی به دیهگو گارسیا و حتی سنگاپور متکی شود؛ تغییری که سوخترسانی و تدارکات در دریا را به یکی از آسیبپذیریهای اصلی واشنگتن و تداوم حضور طولانیمدت آن در جنگ تبدیل کرده است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، «نیویورکتایمز» در گزارشی نوشته است که مشکل نیروی دریایی آمریکا در خاورمیانه دیگر صرفاً به میزان ذخایر موشکی باقیمانده یا خطر حملات ایران محدود نمیشود؛ بلکه مسئله اصلی اکنون توانایی حفظ حضور حدود ۲۰ فروند کشتی جنگی و ۲۰ هزار ملوان و تفنگدار دریایی در منطقه، بدون برخورداری از یک شبکه نزدیک و امن برای تأمین تدارکات است.
نابودی پایگاه لجستیکی آمریکا در بحرین و بسته شدن بنادر نزدیک، نیروی دریایی این کشور را وادار کرده است برای تأمین نیازهای خود به «دیهگو گارسیا» و سنگاپور متکی شود و بهطور مکرر عملیات سوخترسانی و تأمین تدارکات را در دریا انجام دهد.
با توجه به اینکه آمریکا ۱۱ ناو هواپیمابر در اختیار دارد و چهار فروند از آنها در این جنگ به کار گرفته شدهاند، و همچنین با در نظر گرفتن اینکه برخی استقرارها تا ۹ ماه بدون پهلوگیری منظم در بنادر ادامه یافتهاند، تداوم این حضور دریایی به یکی از محدودیتهای راهبردی اصلی برای ادامه جنگ در چنین مقیاسی تبدیل شده است.
نیاز هفتگی ناوگان آمریکا به میلیونها گالن سوخت
نیروی دریایی آمریکا که در منطقه مستقر است، هر هفته به بیش از ۴۲۰ هزار وعده غذا و حدود ۸ میلیون گالن سوخت نیاز دارد. هواپیماها و بالگردهای مستقر روی هر ناو هواپیمابر نیز حدود ۲ میلیون گالن سوخت در هفته مصرف میکنند؛ هرچند خود ناوهای هواپیمابر با انرژی هستهای کار میکنند.
ضربه به قلب شبکه لجستیکی آمریکا در بحرین
ایران تنها به حمله به تأسیسات نظامی اکتفا نکرد، بلکه در روز نخست جنگ، ۲۸ فوریه، یک پایگاه لجستیکی حیاتی نیروی دریایی آمریکا در بحرین را منهدم کرد. این پایگاه، مرکز نزدیک و مهمی برای ذخیره و انتقال سوخت، غذا، قطعات یدکی و سایر تجهیزات و تدارکات مورد نیاز نیروهای دریایی آمریکا بود.
سایر بنادر منطقه که توانایی پذیرش ناوهای هواپیمابر یا کشتیهای تدارکاتی را داشتند نیز عملاً از دسترس خارج شدند؛ زیرا در برد موشکهای بالستیک و پهپادهای ایران قرار دارند. در نتیجه، نیروی دریایی آمریکا عملاً شبکه تأمین نزدیک خود را که طی دههها فعالیت در خلیج فارس ایجاد کرده بود، از دست داده است.
انتقال عمق لجستیکی آمریکا به اقیانوس هند و جنوبشرق آسیا
کشتیهای تدارکاتی ناچار شدهاند به سمت «دیهگو گارسیا» در اقیانوس هند حرکت کنند؛ سفری با مسافت حدود ۲۲۰۰ مایل در یک مسیر، تا در آنجا سوخت، غذا و قطعات یدکی دریافت کنند و سپس برای رساندن این اقلام به کشتیهای مستقر در دریای عرب و دریای عمان بازگردند.
گزینه بعدی سنگاپور است که حدود ۳۷۰۰ مایل فاصله دارد و دسترسی به آن نیز مستلزم عبور از تنگه شلوغ مالاکاست.
به این ترتیب، از دست رفتن بحرین باعث شده است عمق لجستیکی آمریکا از خلیج فارس به مرکز اقیانوس هند یا جنوبشرق آسیا منتقل شود.
سوخترسانی در دریا؛ عملیاتی که خود به نقطه ضعف تبدیل شده است
به دلیل نبود بنادر نزدیک، نیروی دریایی آمریکا اکنون مجبور است هر پنج یا ۶ روز یکبار عملیات سوخترسانی و تأمین تدارکات در دریا انجام دهد. در جریان این عملیات، کشتی جنگی و کشتی تدارکاتی برای ساعتها در کنار یکدیگر و در فاصلهای حدود ۱۵۰ فوت حرکت میکنند و باید با وجود امواج، جریانهای دریایی و باد، سرعت و مسیر حرکت خود را کاملاً هماهنگ نگه دارند.
ملوانان ابتدا با استفاده از تفنگ، یک طناب اولیه را میان دو کشتی برقرار میکنند. سپس کابلهای فولادی و شیلنگهای سوخت میان دو شناور منتقل میشوند و از طریق آنها محمولههای غذا، مهمات و قطعات یدکی جابهجا میشود.
همزمان، بالگردها نیز محمولهها و نامهها را با استفاده از تورهای معلق در زیر خود منتقل میکنند.
این عملیات، همزمان دو کشتی را در معرض خطر قرار میدهد و آنها را برای ساعتها مجبور به حرکت در مسیری قابل پیشبینی و محدود میکند.
بنابراین، عملیات تأمین تدارکات خود به یک نقطه ضعف قابل رصد یا هدفگیری تبدیل شده است، نه اینکه صرفاً یک هزینه اضافی برای نیروی دریایی آمریکا باشد.
۹ ماه استقرار آبراهام لینکلن بدون پهلوگیری منظم
ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» بخش عمده دوره استقرار خود را که در نهایت به ۹ ماه رسید، بدون بازدید از بنادر سپری کرد. این در حالی است که در شرایط عادی، یک ناو هواپیمابر تقریباً ماهی یکبار وارد بندر میشود تا خدمه آن بتوانند استراحت کنند.
لینکلن تنها پس از آنکه «جرج واشنگتن» در ۲۰ اوت جایگزین آن شد، حرکت خود را به سمت پایگاهش در سندیگو آغاز کرد.
مأموریتهای بدون زمان پایان مشخص
باز ماندن زمان استقرار کشتیها به این معناست که آنها دیگر طبق یک چرخه مشخص و از پیش تعیینشده به پایگاه بازنمیگردند، بلکه تنها زمانی عقب کشیده یا جایگزین میشوند که رئیسجمهور و وزیر دفاع آمریکا چنین تصمیمی بگیرند. این مسئله، چرخه تعمیر و نگهداری ناوگان و استراحت خدمه را مستقیماً به تصمیمات سیاسی درباره جنگ گره میزند.
۲۰ کشتی جنگی و ۲۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه
نیروی دریایی آمریکا در حال حاضر حدود ۲۰ فروند کشتی جنگی و ۲۰ هزار ملوان و تفنگدار دریایی را در خاورمیانه نگه داشته است؛ استقراری نامحدود که با محاصره بنادر ایران مرتبط است.
ترکیب اصلی این نیرو شامل دو ناو هواپیمابر «یواساس جورج بوش» و «یواساس جورج واشنگتن»، به همراه ۱۲ ناوشکن و همچنین یک گروه آبیـخاکی متشکل از سه کشتی حامل نیروهای تفنگدار دریایی برای انجام عملیات تهاجمی است.