امام خمینی گفت: «آقای صدر را که من سالهای طولانی دیدهام، بلکه باید بگویم من بزرگ کردم ایشان را، من فضائلشان را میدانم و خدمتهایی هم که بعد از آنکه به لبنان رفتهاند، کردهاند، آن را هم میدانم و آنچه که لبنان احتیاج به ایشان دارد، باز آن را هم میدانم؛ من امیدوارم که ان شاء الله ایشان برگردند به محل خودشان و مسلمین آنجا از ایشان استفاده کنند، من از خدای تبارک و تعالی مسئلت میکنم که ما را و شما را دل خوش کند به اینکه ایشان برگردند پیش ما و به خدمت خودشان ادامه بدهند. »
پایگاه خبری جماران: درباره رابطه امام خمینی و امام موسی صدر، گاه این ادعا مطرح شده است که اختلافنظرهایی که پیش از انقلاب میان امام موسی صدر و برخی نیروهای انقلابی شکل گرفت، پس از ربودهشدن وی نیز بر موضع امام خمینی اثر گذاشت و موجب شد پیگیری سرنوشت او در دستور کار قرار نگیرد اما بررسی اسناد و روایتهای موجود، تصویر دیگری ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد امام خمینی پس از ناپدیدسازی اجباری امام موسی صدر، هم در دوران حضور در نجف و پاریس و هم پس از پیروزی انقلاب اسلامی، موضوع سرنوشت او را پیگیری کرده است.
مرحوم حجتالاسلام والمسلمین علیاکبر محتشمیپور در گفتوگویی با شفقنا، به اختلافی اشاره میکند که در سال ۱۳۵۰ میان برخی نیروهای انقلابی و امام موسی صدر شکل گرفت. به روایت محتشمیپور، در آن مقطع که سرکوب نیروهای مخالف حکومت پهلوی شدت گرفته بود، امام موسی صدر بنا بر درخواست مهندس مهدی بازرگان و برخی مبارزان داخل ایران، با شاه دیدار کرد تا برای جلوگیری از اعدام محمد حنیفنژاد و دیگر اعضای سازمان مجاهدین خلق وساطت کند.
این دیدار با اعتراض برخی نیروهای انقلابی مواجه شد. منتقدان معتقد بودند که ملاقات یک روحانی با شاه میتواند به عنوان تأیید حکومت پهلوی تلقی شود؛ بهویژه آنکه رسانههای رسمی حکومت، هدف واقعی این دیدار را اعلام نکردند. محتشمیپور میگوید این مسئله باعث ایجاد اختلاف میان بخشی از نیروهای انقلابی و هواداران امام موسی صدر شد و حتی جلالالدین فارسی در لبنان علیه او جزوههایی منتشر کرد. با این حال، به گفته محتشمیپور، امام خمینی در این اختلاف دخالت نکرد.
دیدار حاج سید مصطفی با امام موسی صدر در سال ۱۳۵۶ و حاج سید احمد خمینی به لبنان نشان می دهد که بیت امام به اختلافات انقلابیون و اتهاماتی که علیه امام صدر مطرح می شد هرگز توجهی نمی کرد.
امام موسی صدر در ۹ شهریور ۱۳۵۷ پس از سفر به لیبی ربوده شد. در همان روزهای نخست، امام خمینی که هنوز در نجف حضور داشت، پیگیری سرنوشت او را آغاز کرد.
امام خمینی در نامهای به یاسر عرفات، رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین، درباره سرنوشت امام موسی صدر ابراز نگرانی کرد و از او خواست موضوع را پیگیری کند. این نامه در صحیفه امام، جلد ۳، صفحه ۴۵۸ ثبت شده است. اهمیت این نامه در آن است که نشان میدهد امام خمینی تنها به پیگیری از طریق خانواده یا نزدیکان صدر اکتفا نکرد و موضوع را با یکی از مهمترین رهبران سیاسی جهان عرب و فلسطین در میان گذاشت.
در اول مهر ۱۳۵۷، امام خمینی در نامهای به حافظ اسد، رئیسجمهور سوریه، موضوع ناپدیدشدن امام موسی صدر را مطرح کرد و از او خواست مسئله را با سران کشورهای مرتبط پیگیری کند. این نامه در صحیفه امام، جلد ۳، صفحه ۴۷۹ آمده است. بدین ترتیب، در فاصله کوتاهی پس از ناپدیدشدن امام موسی صدر، نام او در مکاتبات امام خمینی با دو چهره مهم جهان عرب، یعنی یاسر عرفات و حافظ اسد، مطرح شد.
پیگیری امام خمینی در نجف به این دو نامه محدود نماند و در ۲۶ مهر ۱۳۵۷ مستقیماً برای معمر قذافی، رهبر لیبی، نامه نوشت.
متن کامل نامه امام چنین است:
پس از اهدای سلام و تحیت؛ قضیه جناب حجتالاسلام آقای صدر به شکل معمایی مرموز درآمده است. بستگان ایشان پس از بررسی میگویند در لیبی هستند. چون جناب ایشان مورد احترام و محبت روحانیون و دیگر جناحها هستند و این امر موجب نگرانی آنهاست مقتضی است در آن اهتمام نمایید. و از دولت خودتان بخواهید ما را از سلامت ایشان و محل اقامتشان مطلع نموده نگرانیها را رفع کنند. والسلام علیکم. ۱۵ ذیالقعده ۹۸ روحاللّه الموسوی الخمینی
«صحیفه امام، جلد ۴، صفحه ۴۵ »
این نامه از مهمترین اسناد این پرونده است؛ زیرا امام خمینی مستقیماً از رهبر لیبی میخواهد درباره سلامت و محل اقامت امام موسی صدر تحقیق کند و نگرانیها را برطرف سازد. همچنین این نامه نشان می دهد امام روایت خانواده و نزدیکان امام صدر مبنی بر حضور در لیبی را باور دارد نه آنچه امثال جلال الدین فارسی، محمد منتظری و... می گفتند که امام صدر از لیبی خارج شده است. بسیاری از انقلابیون معتقد بودند ربودن امام صدر پرونده سازی امریکا علیه قذافی بوده و وی در این ماجرا بی گناه است. زیرا امام صدر بلافاصله پس از دیدار با قذافی، لیبی را به قصد ایتالیا ترک کرده است در حالیکه خانواده و یاران امام صدر هرگز این ادعا را قبول نداشتند. سال ها طول کشید که مشخص شود امام صدر هرگز لیبی را ترک نکرده و تمامی اسناد نشان می دهد ایشان توسط معمر قذافی ربوده شدند. این نامه نشان می دهد که امام خمینی از همان ابتدا هم تحت تاثیر تبلیغات حامیان قذافی در ایران قرار نگرفته بود روشن شدن پرونده امام صدر را از قذافی مطالبه می کرد.
اهمیت این اسناد زمانی بیشتر میشود که به اظهارات خود امام خمینی در ۱۶ آذر ۱۳۵۷ توجه کنیم. امام در نوفللوشاتو، در پاسخ به پرسشی درباره سرنوشت امام موسی صدر، درباره اقداماتی که انجام داده بود گفت: «در زمانى که نجف بودم، تلگرافى به آقاى یاسر عرفات و تلگراف دیگرى به رئیس جبهه صمود [حافظ اسد] در سوریه نمودم و اینجا هم وقتی سفیر لیبی آمده بود راجع به ایشان صحبت کردم.. صحیفه امام، جلد ۵، صفحه ۱۸۵ »
این سخن اهمیت ویژهای دارد؛ چرا که امام خمینی خود، پیگیریهایش را در نجف و سپس در پاریس توضیح میدهد. بنابراین، دستکم بر اساس اسناد و سخنان مستقیم امام، نمیتوان گفت که پس از ناپدیدشدن امام موسی صدر، موضوع از سوی امام خمینی مسکوت گذاشته شد. پس از پیروزی انقلاب؛ ادامه پیگیری پیگیری موضوع پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز ادامه یافت. در ۷ اسفند ۱۳۵۷، عبدالسلام جلود، معاون وقت معمر قذافی، به دیدار امام خمینی در مدرسه علوی رفت. امام در این دیدار درباره سرنوشت امام موسی صدر ابراز نگرانی کرد و از جلود خواست موضوع را پس از بازگشت به لیبی با قذافی مطرح کند. امام در این دیدار تصریح کرد: «ما نگران سرنوشت امام موسی صدر هستیم و میخواهیم به محض بازگشت به لیبی به سرهنگ قذافی بگویید هر چه زودتر در مورد سرنوشت امام موسی صدر رسیدگی کند. صحیفه امام، جلد ۶، صفحه ۲۵۷ »
در همین دیدار امام خمینی ربوده شدن امام صدر را فاجعه دانستند و سفر قذافی به ایران را که در آن زمان توسط بسیاری از انقلابیون دنبال می شد، مشروط به روشن شدن پرونده آقا موسی کردند. « روزنامه اطلاعات، ۴ اردیبهشت ۱۳۵۸، صفحه ۲ »
در نتیجه، موضوع امام موسی صدر حتی در نخستین ماههای تشکیل جمهوری اسلامی نیز مستقیماً در دیدار امام خمینی با یکی از مقامهای ارشد لیبی مطرح شد.
در دومین سالگرد ناپدیدشدن امام موسی صدر، اعضای خانواده او با امام خمینی دیدار کردند. امام در جمع خانواده امام موسی صدر، ضمن بیان شناخت طولانی خود از او، از فضائل و خدماتش در لبنان سخن گفت و ابراز امیدواری کرد که وی بازگردد و به فعالیت خود ادامه دهد.
امام خمینی گفت: «آقای صدر را که من سالهای طولانی دیدهام، بلکه باید بگویم من بزرگ کردم ایشان را، من فضائلشان را میدانم و خدمتهایی هم که بعد از آنکه به لبنان رفتهاند، کردهاند، آن را هم میدانم و آنچه که لبنان احتیاج به ایشان دارد، باز آن را هم میدانم؛ من امیدوارم که ان شاء الله ایشان برگردند به محل خودشان و مسلمین آنجا از ایشان استفاده کنند، ... من از خدای تبارک و تعالی مسئلت میکنم که ما را و شما را دل خوش کند به اینکه ایشان برگردند پیش ما و به خدمت خودشان ادامه بدهند. صحیفه امام، جلد ۱۳، صفحات ۱۶۶ و ۱۶۹ »
این سخنان نشان میدهد که دو سال پس از ناپدیدشدن امام موسی صدر، امام خمینی همچنان از بازگشت او سخن میگفت و جایگاه و خدمات وی را مورد تأکید قرار میداد.
«او مثل فرزند من است» موضع امام خمینی نسبت به امام موسی صدر در سالهای بعد نیز ادامه یافت. در دیدار با اعضای کادر رهبری جنبش امل، امام درباره امام موسی صدر گفت: «من از اینکه آقای موسی صدر در بین شما نبوده است متأثرم. او مثل فرزند من است. او یک بازوی قوی برای اسلام بود. صحیفه امام، جلد ۱۵، صفحه ۵ »
این تعبیر، یکی از روشنترین توصیفهای امام خمینی از جایگاه امام موسی صدر است؛ شخصیتی که امام او را «مثل فرزند» خود و «یک بازوی قوی برای اسلام» معرفی میکند.
مرحوم آیتالله العظمی حسینعلی منتظری نیز در خاطرات خود به پیگیری سرنوشت امام موسی صدر اشاره کرده است. منتظری از تلاش خانواده امام موسی صدر برای پیگیری سرنوشت او و همچنین مکاتبات انجامشده با قذافی سخن گفته و از اقدام امام خمینی برای پیگیری موضوع یاد کرده است. حتی در برخی مقاطع، اختلاف نظرهایی درباره شیوه برخورد با حکومت لیبی و نحوه پیگیری پرونده امام صدر بین آیت الله منتظری و خانواده امام صدر وجود داشت؛ اما این اختلاف نظرها تاثیری بر اصل پیگیری سرنوشت امام موسی صدر از سوی امام خمینی نداشت.
مرحوم حجتالاسلام والمسلمین علیاکبر محتشمیپور نیز در روایت خود از دیدار با امام خمینی پیش از عزیمت به سوریه در سال ۱۳۶۰ میگوید یکی از توصیههای امام به او، پیگیری مسئله امام موسی صدر بود. به گفته محتشمیپور، امام از او خواست موضوع را از مقامات سوریه و دیگر افرادی که احتمال میرفت در جریان پرونده باشند، پیگیری کند و برای روشن شدن سرنوشت امام موسی صدر تلاش شود.
محتشمیپور همچنین میگوید امام به افرادی که برای سفارت ایران در لیبی اعزام میشدند نیز توصیه میکرد موضوع امام موسی صدر را دنبال کنند.
علی خرم اولین سفیر جمهوری اسلامی در لیبی در گفت و گو با سایت تاریخ ایرانی نقل می کند که امام خمینی به من فرمودند: «به لیبی رفتی هیچ چیز مهم نیست، فقط می روی به دنبال امام موسی صدر و گزارش این ماموریت را فقط به خود من می گویی»
در مجموع، اسناد و روایتهای موجود نشان میدهد که اختلافنظرهای پیش از انقلاب، نهتنها موجب فاصلهگرفتن امام خمینی از امام موسی صدر نشد، بلکه پس از ناپدیدشدن او، پیگیری سرنوشتش در دستور کار امام قرار داشت.
از نجف و پاریس تا بعد از پیروزی انقلاب ، نام امام موسی صدر در مکاتبات، دیدارها و توصیههای امام خمینی تکرار شده است.
روایت اسناد، بیش از آنکه از سکوت امام حکایت کند، از نگرانی، پیگیری مستمر و جایگاه ویژه امام موسی صدر در نگاه امام خمینی خبر میدهد.