«ملیسا پارک»، مدیر اجرایی کارزار بین‌المللی برای نابودی سلاح‌های هسته‌ای و وزیر پیشین توسعه بین‌المللی استرالیا، در یادداشتی برای نیوزویک استدلال می‌کند که تحولات جنگ اوکراین و درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران، یکی از بنیادی‌ترین فرض‌های امنیتی جهان معاصر را زیر سؤال برده است: اینکه برخورداری از سلاح هسته‌ای الزاماً مانع حمله یا تشدید جنگ می‌شود. به باور او، تجربه روسیه، اسرائیل و آمریکا نشان می‌دهد زرادخانه‌های هسته‌ای نه‌تنها نتوانسته‌اند از درگیری‌های متعارف جلوگیری کنند، بلکه در مواردی به دولت‌های هسته‌ای جسارت بیشتری برای رفتار تهاجمی داده‌اند؛ روندی که پارک آن را استدلالی تازه به سود خلع سلاح هسته‌ای و تقویت دیپلماسی چندجانبه می‌داند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، «ملیسا پارک»، مدیر اجرایی کارزار بین‌المللی برای نابودی سلاح‌های هسته‌ای و وزیر پیشین توسعه بین‌المللی استرالیا، در یادداشتی برای «نیوزویک» با زیر سؤال بردن کارآمدی دکترین بازدارندگی هسته‌ای نوشت:  در هفته‌های اخیر، اوکراین با استفاده از حملات گسترده پهپادی و موشک‌های دوربرد، اهدافی را در عمق خاک روسیه مورد حمله قرار داده است. برخی تحلیلگران در رسانه‌های غربی از این اقدامات اوکراین به‌عنوان نشانه‌ای از آغاز تغییر موازنه جنگ تمجید کرده‌اند. اینکه این ارزیابی درست از آب درآید یا نه، تنها با گذشت زمان مشخص خواهد شد؛ زیرا در جنگ‌ها، برتری و شتاب تحولات می‌تواند بارها میان طرفین جابه‌جا شود.

اما آنچه این تحولات آشکار می‌کند این است که اوکراین از زرادخانه هسته‌ای روسیه هراسی به خود راه نداده است. این کشور حتی بمب‌افکن‌های هسته‌ای روسیه و سامانه‌های هشدار زودهنگام آن را نیز هدف قرار داده است. با این حال، مسکو ــ خوشبختانه ــ به استفاده از سلاح هسته‌ای متوسل نشده است.

مائو تسه‌تونگ، رهبر انقلابی چین، در سال ۱۹۴۶ سلاح‌های هسته‌ای را «ببر کاغذی» توصیف کرد و استدلال نمود که نمی‌توان از آن‌ها برای جنگی با هدف سلطه بر دیگر ملت‌ها استفاده کرد، زیرا چنین سلاح‌هایی همان چیزی را نابود می‌کنند که مهاجم قصد کنترل آن را دارد. مائو بعدها از توسعه بمب هسته‌ای چین حمایت کرد، اما اگر به رویدادهای کنونی بنگریم، ارزیابی اولیه او کاملاً درست به نظر می‌رسد.

حتی کارشناسان سیاست‌گذاری که به دکترین بازدارندگی اعتقاد داشته‌اند، اکنون آشکارا در حال زیر سؤال بردن آن هستند. رز گوترمولر، مقام پیشین ایالات متحده و ناتو، در مقاله‌ای اخیر در نشریه «فارن افرز» با عنوان «شکست عجیب بازدارندگی هسته‌ای» نوشت: «کشورها مدت‌ها بر این باور بوده‌اند که در اختیار داشتن سلاح هسته‌ای مطمئن‌ترین تضمین امنیت آن‌هاست»، اما حملات اوکراین به روسیه نشان می‌دهد که بازدارندگی کارکرد مورد انتظار خود را ندارد.

گوترمولر این ناکامی را به تغییر ماهیت جنگ نسبت می‌دهد، اما تاریخ نشان می‌دهد که سلاح‌های هسته‌ای به‌طور مداوم در ایفای نقش بازدارنده ناکام بوده‌اند. در سال ۱۹۷۳، مصر و سوریه به اسرائیل حمله کردند. در سال ۱۹۸۲، آرژانتین برای مدتی جزایر فالکلند/مالویناس را از بریتانیا تصرف کرد. ویتنام نیز در طول جنگ طولانی خود از زرادخانه هسته‌ای آمریکا مرعوب نشد. هند و پاکستان که هر دو دارای سلاح هسته‌ای هستند، در سال‌های ۱۹۹۹ و ۲۰۲۵ حملات متعارف نظامی علیه یکدیگر انجام دادند.

در بحران کوبا در سال ۱۹۶۲، زمانی که جهان تا آنجا که می‌دانیم بیش از هر زمان دیگری به جنگ هسته‌ای نزدیک شد، آنچه مانع وقوع فاجعه هسته‌ای شد بازدارندگی نبود؛ بلکه به تعبیر دین اچسون، وزیر خارجه پیشین آمریکا، «صرفاً شانس محض و کور» بود.

حمله اسرائیل و ایالات متحده ــ دو دولت مجهز به سلاح هسته‌ای ــ به ایران نیز یادآور دیگری است از اینکه بازدارندگی آن‌گونه که نظریه‌پردازان دکترین بازدارندگی پیش‌بینی می‌کنند، عمل نمی‌کند.

تهران از پاسخ متقابل بازنایستاده است. ایران با موشک‌های بالستیک متعارف و پهپادهای مسلح، اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در کشورهای حوزه خلیج فارس و اردن را هدف قرار داده است. همچنین با استفاده از نیروهای متعارف خود به کشتی‌ها در تنگه هرمز حمله کرده و آمریکا را وادار کرده است که بار دیگر به میز مذاکره بازگردد؛ آن هم با وجود تهدید ظاهراً هسته‌ای دونالد ترامپ که گفته بود می‌تواند در یک شب تمدن ایران را پایان دهد. از سوی دیگر، اسرائیل نیز برای مقابله با حملات متقابل ایران به سامانه‌های دفاع موشکی تکیه کرده است، نه به تهدیدهای هسته‌ای.

رفتار روسیه، ایالات متحده و اسرائیل ظاهراً نکته‌ای را درباره سلاح‌های هسته‌ای آشکار می‌کند که حامیان دکترین بازدارندگی کمتر درباره آن سخن می‌گویند: اینکه کشورهای دارای سلاح هسته‌ای اغلب احساس جسارت بیشتری برای نادیده گرفتن حقوق بین‌الملل، رفتار تهاجمی و حمله به دیگر کشورها با استفاده از نیروهای متعارف خود پیدا می‌کنند.

در حالی که طرفداران بازدارندگی هسته‌ای ادعا می‌کنند این رویکرد ثبات جهانی را تقویت و از بروز درگیری جلوگیری می‌کند، شواهد خلاف آن را نشان می‌دهد. پیامدهای جهانی حمله روسیه به اوکراین و جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ــ از آشفتگی اقتصادی و بی‌ثباتی ژئوپلیتیک گرفته تا تشویق دیگر کشورها به رفتارهای تهاجمی مشابه ــ جهان را بیش از پیش به سمت نظمی مبتنی بر رقابت بی‌امان و بازی حاصل‌جمع صفر سوق داده است.

 گزارش‌ها حاکی از آن است که دولت آمریکا در حال بررسی تغییر راهبرد هسته‌ای خود برای افزایش نقش سلاح‌های موسوم به تاکتیکی در بازدارندگی است و هم‌زمان دولت‌هایی در اروپا و شرق آسیا نیز درباره تقویت نقش بازدارندگی هسته‌ای بحث می‌کنند.

این یک اشتباه خواهد بود.

جایگزینی برای جزم‌اندیشی بازدارندگی وجود دارد؛ جایگزینی که گروهی از کشورها با حمایت جامعه مدنی، سازمان‌های مذهبی و بخش تجاری در حال پیگیری آن هستند. «معاهده منع سلاح‌های هسته‌ای» سازمان ملل متحد (TPNW) که پنج سال پیش لازم‌الاجرا شد و تاکنون ۱۰۰ کشور ــ یعنی اکثریت آشکار کشورهای جهان ــ به آن پیوسته‌اند، مسیری عادلانه و قابل راستی‌آزمایی برای حذف سلاح‌های هسته‌ای فراهم می‌کند؛ به‌گونه‌ای که هیچ کشوری، از جمله کشورهایی که اکنون این سلاح‌ها را در اختیار دارند، نتواند از سوی آن‌ها تهدید شود.

این معاهده، ملاحظات انسانی را در مرکز تلاش‌ها برای خلع سلاح هسته‌ای قرار داده است. اعضای آن همچنین با معرفی دکترین بازدارندگی به‌عنوان تهدیدی علیه کل جهان، چارچوب بحث‌ها را تغییر داده‌اند.

پیش از این، چنین نگرانی‌هایی در مباحث مربوط به مسائل هسته‌ای چندان برجسته نبود. وزیران، دیپلمات‌ها و فرماندهان نظامی ترجیح می‌دادند به‌جای مواجهه با واقعیت سلاح‌هایی که برای وارد کردن آسیب گسترده، کور و ماندگار به غیرنظامیان طراحی شده‌اند، درباره بازدارندگی با زبانی انتزاعی سخن بگویند.

در جهانی که رقابت قدرت‌های بزرگ و اولویت دادن به منافع ملی با شدتی تازه بازگشته است، معاهده منع سلاح‌های هسته‌ای نشان می‌دهد که گفت‌وگوی چندجانبه و دیپلماسی همچنان زنده و کارآمد هستند. خردمندانه‌ترین گزینه برای همه کشورها این است که توهم بازدارندگی را کنار بگذارند و برای جلوگیری از نابودی خود به دست خویش، در کنار یکدیگر قرار گیرند.

 

ملیسا پارک مدیر اجرایی «کارزار بین‌المللی برای نابودی سلاح‌های هسته‌ای» (ICAN)، برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۱۷، است. او پیش‌تر برای سازمان ملل متحد در غزه، کوزوو، نیویورک و لبنان فعالیت کرده و همچنین وزیر توسعه بین‌المللی استرالیا بوده است.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.