عطاءالله مهاجرانی: حتی اختلاف موجه را بایستی در شرایط و مقتضیات جنگی فدای وحدت فرماندهی کرد/ رهبری در شرایط جنگی مانند ناخدا در کشتی است/ نمیشود برخی صدرنشینان در گوشهای از عرشه جمع شوند بگویند کشتی دارد کژ و مژ میرود اگر نقدی دارند جای این نقد خصوصی و محرمانه است، نه آشوبطلبی و نقد را به میان مردم کشاندن و لشکرکشی کردن
عطاءالله مهاجرانی برای حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبری انقلاب و ملت ایران آرزوی سربلندی و سرفرازی کرد.
به گزارش جماران به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی، عطاءالله مهاجرانی در بخشی از سخنرانیاش در همایش «امر ملی و پساجنگ» دانشگاه صنعتی شریف که به صورت تصویری برگزار شد، درباره امر ملی و جنگ نکاتی را مطرح کرده که به شرح زیر است:
یکم. امر ملی مفهوم یا مضمون و یا مصداقی است که ملت ایران بر سر حفاظت دفاع و پشتیبانی از آن همدل و همداستانند. ایران مهمترین امر ملی در موقعیت جنگ و مذاکره کنونی است. امر در واقع کلیدواژهای است که به هویت و ساختار و استقلال و وحدت سرزمینی و ملی و فرهنگی و تمدنی میتواند ناظر باشد. خداوند متعال به پیامبر اسلام توصیه میکند بلکه فرمان میدهد «و شاورهم فی الامر» (آل عمران ۱۵۹) مشورت در امر؛ اما استحکام و انسجام ملی و حکومتی با فصلالخطاب است، فصلالخطاب مبتنی بر حکمت. درباره حکومت داوود علیهالسلام در قرآن مجید میخوانیم «وَ شَدَدْنا مُلْکَهُ وَ آتَیْناهُ الْحِکْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ» (سوره ص آیه ۲۰) در واقع بنیان حکومت داوود مبتنی بر حکمت بود و حکمتی که پشتوانه فصلالخطاب و تصمیمگیری او بود.
دوم. امر ملی در شرایط جنگی وحدت فرماندهی است، به تعبیر بسیار دقیق آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر انقلاب نگاه و تعهد به وحدت و انسجام ملی و پرهیز از اختلافات موجه و غیرموجه است.
به تعبیر حکیم سنایی:
بهرچ از راه دور افتی چه کفر آن حرف و چه ایمان/ بهرچ از دوست وا مانی چه زشت آن نقش و چه زیبا
گاهی با گزارههای ایمانی میکوشند صف منسجم ملی در زمان جنگ را بر هم بزنند. کار منافقان همیشه همین بوده و هست. برای تفرقه مسجد ساخته بودند. مسجدی که به مسجد ضرار مشهور شده است. پیامبر مسجد را ویران کرد به روایت قرآن مجید اهداف چهارگانه مسجد «وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَکُفْرًا وَتَفْرِیقًا بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ» (آیه ۱۰۷ سوره توبه) ضرر و زیان برای اهل ایمان، ترویج کفر، تفرقه و از همگسیختگی، پناهگاهی برای دشمنان خداوند تمام این اهداف چهارگانه را با یاد کردن سوگند به خداوند که ما خیرخواه هستیم پیگیری میکردند.
رهبری در شرایط جنگی مانند ناخدا در کشتی است. نمیشود برخی صدرنشینان در گوشهای از عرشه جمع شوند بگویند کشتی دارد کژ و مژ میرود اگر نقدی دارند جای این نقد خصوصی و محرمانه است، نه آشوبطلبی و نقد را به میان مردم کشاندن و لشکرکشی کردن.
به روایت جلال الدین بلخی:
عقل قربان کن به پیش مصطفی/ حسبی الله گو که اللهام کفی
اندرین ره ترک کن طاق و طرنب/ تا قلاوزت نجنبد تو مجنب
هر چه او بی سر بجنبد دم بود/ جنبشش، چون جنبش کژدم بود
حتی اختلاف موجه را بایستی در شرایط و مقتضیات جنگی فدای وحدت فرماندهی کرد. در انگلستان در دولت تاچر وزیر دفاع بسیار قدرتمند و باسوادی بود به نام مایکل هسلتاین سالهای ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۶ وزیر دفاع بود، اکنون نود و سه ساله است در جنگ فالکلند با مارگارت تاچر اختلاف داشت استعفا کرد. استعفای او که نفر دوم حزب حاکم بود بحرانی در دولت ایجاد کرد. تاچر برای رفع بحران از پارلمان تقاضای رأی اعتماد کرد. در پارلمان همان مایکل هسلتاین از دولت و نخستوزیری تاچر حمایت کرد، یعنی توجه به امر ملی در شرایط جنگی. اگر تاچر در پارلمان رأی اعتماد نمیگرفت، به احتمال زیاد هسلتاین جانشین او در حزب میشد.
سوم. گفته میشود که تهاجم آمریکا و اسرائیل به نظام جمهوری اسلامی است. دخالت بشردوستانه برای دفاع از حقوق مردم ایران است. حمله به دبستان میناب، حمله به انستیتو پاستور و حمله به دانشگاه صنعتی شریف نشانههایی است که تهاجم به کشور و ملت و تمدن و علم ایران بوده است. البته این تهاجم با سکوت محافل علمی و دانشگاهی روبهرو شد، رئیس سابق دانشکده برق دانشگاه استنفورد بروس وولی گفته بود بهترین دانشکده برق جهان دانشکده برق شریف است. این مقایسه را در نسبت با دانشکده برق کمبریج، ام آی تی و چینهوا مطرح کرده بود. پس از تهاجم به دانشگاه شریف، سخنی از او نشنیدیم. یادمان باشد که ترامپ در هفده فروردین امسال گفت اگر ایران تسلیم نشود، ظرف چهار ساعت تمدن ایرانی را کاملا نابود میکند. میخواست تمدن ایرانی را نابود کند، خب طبیعی است که تمدن و فرهنگ نابودشدنی نیست و «از آن به دیر مغانم عزیز میدارند/ که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست» چنین آتشی در دل ملت ایران میسوزد و چنین آتشکدهای برپاست.
چهارم. تمثیل بسیار درخشندهای در ادبیات و عرفان ما وجود دارد، تمثیل قطره و دریا به نظرم میرسد که ما میتوانیم از این تمثیل درباره نسبت خودمان به عنوان انسان به عنوان فرد با دریای ملت و دریای مردمان استفاده بکنیم، سعدی در بوستان از این تمثیل بسیار جذاب استفاده کرده است:
یکی قطره باران ز ابری چکید/ خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم/ گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید/ صدف در کنارش چو جان پرورید
بلندی از آن یافت کاو پست شد/ در نیستی کوفت تا هست شد
اگر ما خودمان را قطرهای از دریای ملت تفسیر کردیم. ملت قدرشناس ایران ما را بر سر خواهد گرفت، اگر خواستیم جریانی البته محدود در برابر ملت ایجاد کنیم، محو و نابود میشویم، این تعبیر در قرآن مجید درباره امر باقی و امر فانی بیان شده است و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الکرام آنچه که وجههای و چهرهای الهی داشته باشد باقی میماند، آنچه که باقی میماند دریاست و آنچه که محو میشود یا هضم میشود، قطره است.
پاینده ملت سرفراز ایران. پاینده تمدن و فرهنگ ایرانی. پیروز حافظان ایران و نظام و سربلند رهبری انقلاب آیتالله سید مجتبی خامنهای.