مطالعهای تازه با بررسی بیش از ۱۲ میلیارد رکورد ارتباطی در یمن نشان میدهد حملات پهپادی آمریکا، حتی در مواردی که تلفات غیرنظامی نداشته، موجب آوارگی فوری بخشی از ساکنان اطراف محل حمله، گسترش ترس و ناامنی روانی و تشدید نارضایتی عمومی شده است؛ پیامدهایی که به گفته پژوهشگران، هزینههای انسانی و راهبردی جنگ پهپادی را فراتر از آمار رسمی تلفات نشان میدهد.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، مطالعات اخیر پلتفرم پژوهشی آمریکایی «ابتکار جنگ نامنظم» (IWI) نشان میدهند که حملات پهپادهای آمریکایی در یمن حتی در مواردی که هیچ تلفاتی گزارش نشده است، باعث آوارگی گسترده غیرنظامیان میشود و این اختلالات نارضایتیهای مردمی را عمیقتر کرده و هزینههای استراتژیک و انسانی قابل توجهی را به همراه دارد که برنامهریزان نظامی از آن غافل هستند.
دادههای آماری مطالعه؛ کالبدشکافی ۱۲ میلیارد رکورد ارتباطی
این مطالعه که توسط پلتفرم ابتکار جنگ نامنظم (IWI) مستقر در ایالات متحده منتشر شده است، بر اساس دادههای تلفن همراه انجام شده و بیش از ۱۲ میلیارد رکورد تماس تلفنی ناشناس را که تقریباً نیمی از جمعیت یمن را در یک دوره ۳۲ ماهه (بین ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲) پوشش میدهد، تجزیه و تحلیل کرده است.
طبق دادههای این مطالعه، حملات هوایی آمریکا باعث آوارگی فوری و گسترده غیرنظامیان میشود:
- نرخ آوارگی فوری: به طور متوسط، حدود ۵٪ از جمعیت نزدیک محل حمله (معادل ۱ نفر از هر ۲۰ نفر) در ۲۴ ساعت اول آواره میشوند.
- پایداری آوارگی: بیش از ۲۰٪ از این آوارگان بیش از ۳۰ روز از خانههای خود دور میمانند.
مقایسه با تسلیحات متعارف: جالب اینجاست که طبق این مطالعه، پهپادها سه برابر بیشتر از سایر انفجارهای متعارف، مانند بمبهای خودرویی که یمن در همین دوره شاهد آن بود و تنها ۱.۷ درصد از جمعیت را آواره کرده بود، باعث آوارگی میشوند.
واکاوی تجربی حمله جبل خنفر؛ واکنش رفتاری غیرنظامیان
در شب ۱۸ مارس ۲۰۱۲، یک حمله پهپادی آمریکایی جبل خنفر، در نزدیکی جعار در استان ابین، در جنوب یمن را هدف قرار داد. بر اساس گزارش دفتر روزنامهنگاری تحقیقی، این حمله ۱۸ جنگجوی القاعده را بدون تلفات غیرنظامی کشته است. گذشته از تعداد زیاد شبهنظامیانی که هدف قرار گرفتند، این حمله در عملیات پهپادی در یمن که تنها بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ بیش از ۱۰۰ حمله را شامل میشد، غیرمعمول نبود.
جابجایی غیرنظامیان در منطقه اطراف محل حمله شاهد افزایش شدیدی بود؛ طبق این مطالعه، ظرف ۲۴ ساعت، تقریباً از هر بیست غیرنظامی نزدیک محل حمله، یک نفر منطقه جعار را ترک کرد، نرخ جابجایی فوری که با اثرات بلندمدت بلایای طبیعی مانند طوفان ماریا در پورتوریکو قابل مقایسه است. با وجود این تأخیر، حجم تماسها در منطقه آسیبدیده در ده دقیقه اول پس از حمله ۷۵ درصد افزایش یافت و مردم منطقه آسیبدیده در طول نود دقیقه بعدی ۱۰۰ درصد تماسهای بیشتری دریافت کردند.
افسانه «دقت جراحی»؛ خطاهای ساختاری در فرآیند هدفگیری
طبق این مطالعه، این حملات بیش از ۱۵ سال است که در قلب استراتژی مبارزه با تروریسم ایالات متحده قرار دارند و با این وعده که پهپادها دقت جراحی را با حداقل خطر برای نیروهای آمریکایی و حداقل خسارت جانبی ارائه میدهند، پشتیبانی میشوند. این مطالعه گزارش داد که دهها حمله پهپادی آمریکا در یمن را در طول اولین عملیات هوایی گسترده بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ تجزیه و تحلیل کرده و شواهدی یافته است که نشان میدهد اثرات این حملات به آن اندازه که ادعا میشد دقیق یا صحیح نبوده است.
این حملات به طور متوسط باعث آوارگی ۵٪ از جمعیت اطراف شد، اگرچه این حملات منجر به هیچ مرگی نشد، و همچنین منجر به افزایش قابل توجه ارتباطات شد که احتمالاً به انتشار سریع و گسترده اطلاعات در مورد این حملات در جامعه کمک کرده است. برآوردهای مستقل نشان میدهد که حملات پهپادهای آمریکایی از سال ۲۰۰۱ تاکنون حداقل صدها غیرنظامی را در نتیجه خطاهای ناخواسته، پروتکلهای هدفگیری و فرهنگهای سازمانی که در تمرکز خود بر جلوگیری از تلفات غیرنظامیان متفاوت بودهاند، کشته است.
در مورد عوارض جانبی حملات پهپادی، این مطالعه گزارش داد که روزنامهنگاران این موضوع را بررسی کرده و شواهد متناقضی در مورد اینکه آیا این حملات واقعاً توانایی عملیات شبهنظامیان را کاهش میدهد یا اینکه در نهایت خشونت را کاهش میدهد یا حمایت مردمی از شبهنظامیان را حتی در مناطقی دور از منطقه درگیری افزایش میدهد، یافتهاند. هر دوی این مسیرهای تحقیقاتی، شاخصهای مفیدی برای هزینههای جنگ پهپادی هستند. بر اساس یک مطالعه اخیر که بر هزینههای حملات پهپادی فراتر از تلفات غیرنظامیان و سایر پیامدهای منفی تمرکز دارد، این جنبههای منفی که اغلب نادیده گرفته میشوند، ممکن است قابل توجه باشند. این مطالعه نتیجه گرفت که اثرات گستردهتر این حملات به اندازه کافی قابل توجه است که سیاستگذاران و تصمیمگیرندگان نظامی را ملزم کند هنگام شناسایی اهداف برای تأیید حملات، این عوامل را در نظر بگیرند.
تحلیل تماسهای یمن و رهگیری الگوهای حرکتی در حاشیه
این مطالعه گزارش داد که از پایگاه دادهای شامل بیش از ۱۲ میلیارد سابقه تماس تلفنی از کاربران در یمن استفاده کرده است و اولین شواهد عددی را ارائه میدهد که نشان میدهد جان سالم به در بردن از یک حمله پهپادی نزدیک، غیرنظامیان غیرهدفمند را به تغییر الگوهای حرکتی و ارتباطی خود وامیدارد. برای یک سلاح «دقیق» با بار انفجاری کم، اثرات غیرکشنده آن بر غیرنظامیان گسترده و بسیار پایدار است. این مطالعه که اظهار داشت اندازهگیری این اثرات بر اساس دادههای تلفن همراه یکی از بزرگترین شرکتهای مخابراتی یمن انجام شده است، این موضوع را تأیید کرد.
این مطالعه که حرکات و ارتباطات نزدیک به ۵۰ درصد از بزرگسالان یمنی را طی ۳۲ ماه ردیابی کرده است، نشان میدهد که ۳۴ حمله هوایی دیگر، از جمله حمله سال ۲۰۱۱ که منجر به کشته شدن روحانی آمریکایی، انور العولقی شد، در مناطق روستایی بدون دکل مخابراتی رخ داده است. حمله هوایی توسط پهپاد، جابجایی غیرنظامیان را ۲۴ درصد افزایش میدهد و تقریباً ۵ درصد از غیرنظامیانی که مورد حمله قرار گرفتهاند (۴۵۰۰ نفر که توسط دادههای مطالعه شناسایی شدهاند) ظرف ۲۴ ساعت از منطقه حمله هوایی فرار میکنند و بیش از ۲۰ درصد از کسانی که منطقه را ترک میکنند، پس از سی روز آواره میمانند.

چرا پهپادها بیثباتکننده هستند؟
چرا حملات پهپادها بسیار مخربتر از آن چیزی است که هدفگیری دقیق و بار کوچک آنها نشان میدهد؟ قانعکنندهترین توضیح «ترس پیشگیرانه» است؛ اضطراب ناشی از سلاحی نامرئی که میتواند ناگهان و بدون هشدار بازگردد. طبق این مطالعه، برای غیرنظامیان، این نوع اضطراب و عدم اطمینان در مورد آینده عامل اصلی آوارگی است و احتمال دیگر این است که حملات پهپادی به دلیل نوع و پلتفرم استفاده از آنها، وجهه منفی پیدا کردهاند.
غیرنظامیانی که زیر بار حملات پهپادی در یمن و پاکستان زندگی میکنند، تفاوت بین آنها و سایر حملات هوایی را درک میکنند. به عنوان مثال، برداشت پاکستانیها از اعتبار پهپادها، حتی اگر اطلاعات آنها گمراهکننده باشد، عامل مهمی در تعیین نگرش آنها نسبت به مبارزه با تروریسم است. این دو مکانیسم به توضیح این موضوع کمک میکنند که چرا پهپادها باعث این حجم از جابجایی میشوند و چرا اطلاعات مربوط به حملات به سرعت از طریق شبکههای اجتماعی افراد در معرض خطر پخش میشود و منجر به انتشار اطلاعاتی میشود که میتواند باعث اختلال گسترده فراتر از منطقه جغرافیایی هدف شود.
هزینههای استراتژیک و واکاوی افکار عمومی یمن نسبت به واشنگتن
حملات پهپادی هزینههای انسانی و سیاسی هنگفتی دارند. در حوزه بشردوستانه، تحقیقات نشان میدهد که آوارگی ناشی از خشونت، تأثیرات منفی شدیدی بر سلامت روانی و جسمی آوارگان، شرایط اقتصادی آنها و جوامعی که پشت سر میگذارند، دارد. بر اساس مطالعاتی که کمپینهای هوایی را به نارضایتیهای غیرنظامیان مرتبط میدانند، حملات هوایی احتمالاً هزینههای سیاسی نیز خواهند داشت و حملات پهپادی ممکن است نگرشهای منفی موجود در میان یمنیها نسبت به عملیات ضد تروریسم ایالات متحده را تشدید کند.
در جدیدترین نظرسنجی افکار عمومی در یمن که توسط بنیاد بارومتر عرب در سال ۲۰۱۸ انجام شد، ۹۳ درصد از یمنیها اظهار داشتند که سیاست خارجی ایالات متحده به یمن آسیب میرساند، در حالی که ۸۴ درصد از آنها حملات تروریستی علیه ایالات متحده را «نتیجه منطقی» اقدامات آن کشور دانستند. در همان سال، ۳۶ حمله هوایی ایالات متحده در یمن انجام شد. حملات آمریکا حتی اگر تلفات غیرنظامی هم نداشت، میتوانست باعث خشم و نارضایتی شود، و دهها مطالعه بر اهمیت نگرش غیرنظامیان در درگیریهای نامتقارن تأکید کردهاند، اما اغلب به حداقل رساندن تلفات غیرنظامیان به عنوان یک راه حل اشاره کردهاند. اگرچه جلوگیری از تلفات غیرنظامیان از اهمیت بالایی برخوردار است، اما مطالعه اخیر این احتمال را مطرح میکند که حملات هوایی به طور کلی، حداقل در برخی از انواع خشونت، حتی اگر تلفاتی نداشته باشند، اثرات منفی نیز دارند.
تداوم کمپین هوایی در سال ۲۰۲۶ و تله مغالطه هدف-وسیله
در ۱۶ سالی که از آغاز کمپین فشرده ایالات متحده با استفاده از پهپادهای مسلح میگذرد، سازمانها نزدیک به ۱۴۰۰ حمله را تنها در پاکستان، لیبی، سومالی و یمن ثبت کردهاند، جایی که به نظر نمیرسد سرعت حملات رو به کاهش باشد. تنها در سال جاری (۲۰۲۶)، ایالات متحده اذعان کرد که ۴۶ حمله هوایی پهپادی در سومالی انجام داده است (تقریباً بالاترین تعداد سالانه تاکنون) و این حملات با بمباران مداوم علیه انصارالله در یمن مرتبط بوده است که منجر به از دست رفتن ۱۶ پهپاد در یک سال و نیم شده است. اگرچه اثرات پهپادها ممکن است بین کشورها و با گذشت زمان متفاوت باشد، این مطالعه پیشبینی کرد که یافتههای آن در مورد یمن، تأثیر حملات ضدتروریستی امروز را آشکار خواهد کرد.
بر اساس این مطالعه، حملات هوایی زندگی غیرنظامیان را مختل میکند، باعث آوارگی میشود، ترس و عدم اطمینان را در میان جامعه یمن گسترش میدهد و هزینههای استراتژیک قابل توجهی ایجاد میکند که تاکنون محاسبه نشدهاند. اگرچه این مطالعه تحلیل نکرده است که آیا کمپین پهپادهای آمریکایی به اهداف استراتژیک خود در یمن دست یافته است یا خیر، اما خاطرنشان کرده است که پس از صدها حمله هوایی، القاعده و سایر گروههای مسلح همچنان در آنجا فعال هستند، در حالی که مخالفت یمنیها با ادامه حملات هوایی آمریکا افزایش یافته است.
با این حال، این مطالعه نشان میدهد که یافتههای آن در سطح خرد با این ایده که تاکتیکها، استراتژی را هدایت میکنند، یا آنچه استراتژیست پی.ای. فریدمن «مغالطه هدف-وسیله» مینامد، سازگار است؛ فرض نادرستی که موفقیتهای تاکتیکی مکرر منجر به اثرات استراتژیک مثبت میشود. او توضیح داد: «در یمن، این فرض ممکن است از یک اشتباه هم بدتر باشد، زیرا موفقیتهای تاکتیکی کمپین پهپادی هزینههای استراتژیک ایجاد میکند.» این امر به وضوح نشان میدهد که باید میزان قرار گرفتن غیرنظامیان در معرض حملات هوایی را کاهش داد، نه تنها با دور کردن آنها از محدوده انفجار کلاهک، بلکه با به حداقل رساندن قرار گرفتن آنها در معرض آن.
طبق این مطالعه، اگر این امر غیرممکن باشد، به خصوص زمانی که اهداف در مناطق پرجمعیت متمرکز هستند، هزینههای استراتژیک استفاده از پهپادها در مبارزه با تروریسم، به ویژه علیه اهداف سطح پایین و متوسط، ممکن است به طور مداوم از دستاوردهای تاکتیکی حاصل از حملات موفق بیشتر باشد.
نویسندگان:
آیدان میلیف، استادیار علوم سیاسی در دانشگاه ایالتی فلوریدا است. پژوهشهای او بر چگونگی تفسیر و واکنش مردم به خشونت سیاسی متمرکز است و همچنین بر سیاست در جنوب آسیا، مهاجرت اجباری و روانشناسی سیاسی تمرکز دارد. او دکترای علوم سیاسی خود را از MIT دریافت کرده است.
پائولو برتولوتی، پژوهشگری متمرکز بر استنتاج و انتشار در شبکههای پیچیده است. او دارای دکترای سیستمهای اجتماعی و مهندسی و آمار از MIT است و پژوهشهایش با حمایت بورسیه تحصیلات تکمیلی علوم و مهندسی دفاع ملی آمریکا انجام شده است.
علی جدبابایی، استاد مهندسی JR East و رئیس دپارتمان مهندسی عمران و محیطزیست در MIT و عضو هیأت علمی اصلی مؤسسه داده، سیستمها و جامعه است. پژوهشهای او در حوزه نظریه تصمیم، بهینهسازی و نظریه کنترل، علم شبکه و علوم اجتماعی محاسباتی است.
فوتینی کریستیا، استاد بینالمللی علوم اجتماعی فورد در MIT است. او مدیر مؤسسه داده، سیستمها و جامعه و رئیس علمی برنامه دکتری سیستمهای اجتماعی و مهندسی در دانشکده مهندسی MIT و کالج محاسبات شوارتزمن است. پژوهشهای او با بررسی چگونگی ادغام مؤثر ابزارهای محاسباتی و هوش مصنوعی در مسائل پیچیده اجتماعیـفنی، میان علم داده و محاسبات پیوند برقرار میکند.