بسیاری از فعالان سیاسی دلسوز ایران چه در داخل و چه در خارج کشور از اهمیت توجه به همدلی و انسجام ملی که در جنگ ۱۲ روزه شکل گرفته بود و فرصت طلایی محسوب میشد سخن گفتند. در این بین راهکارهایی نیز در سطوح مختلف مطرح شد...
«مسئولان کشور نیز در ﻫﻤﻪ ردهﻫﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﻗﺪر اﻳﻦ ﻣﻠﺖ ﺑﺰرگ را ﻋﻤﻼً ﺑﺪاﻧﻨﺪ و زﻣﻴﻨﻪ ﻫﺎی لازم را برای جلب رضایت عموم مردم و ﺑﺮﺧﻮرداری ﻋﺎدﻻﻧﻪ ﻫﻤﮕﺎن از ﻣﺰاﻳﺎی زندگی، به خصوص ﻣﺒﺎرزه ﺑﻨﻴﺎدی ﺑﺎ ﻓﻘﺮ و ﻓﺴﺎد و ﺗﺒﻌﻴﺾ ﻓﺮاﻫﻢ آورﻧﺪ… حفظ وحدت ملی و تقویت حس تعلق میهنی همه ایرانیان، گذر از فضاهای چندقطبی، کدورتها و تقابلها و سوءتفاهمهای سیاسی و اجتماعی و بهره گیری از فرصتهای بین المللی و ظرفیتهای جهانی و منطقه ای، لازمه تدبیر این ایام و اقدام برای تأمین امنیت ملی و توسعه و آبادانی ایران است...در این موقعیت خطیر آرزوﻣﻨﺪ آﻳﻨﺪهای ﺑﻪ ﻣﺮاﺗﺐ ﺑﻬﺘﺮ از اﻣﺮوز و دﻳﺮوز ﺑﺮای ﻛﺸﻮر هستم؛ آیندهای که با حضور و مشارکت همه ایرانیان، ﺑﺮ اﺳﺎس گفتوگو، توانمندی جامعه مدنی، احترام متقابل در عرصه بینالمللی، رفع تبعیض و ﺗﺄﻣﻴﻦ عدالت و ﺣﻘﻮق اساسی ﻫﻤﻪ شهروندان ایرانی از زﻧﺎن، ﻣﺮدان و جوانان گرفته تا اﻗﻮام و ﺻﺎﺣﺒﺎن گرایشهای سیاسی و مذهبی مختلف، تحقق می یابد.»
«دشمن ...صدایی یکپارچه از همه ملّت و جریانها و نیروهای فعال سیاسی و مدنی شنید؛ صدایی که در پاسداری از وطن راه گم نکرد و حتی اگر اختلاف نظر در نحوه حکمرانی و رویکردهای سیاسی و اجرائی داشت، در برابر هرگونه تجاوزگری متحد و مقتدر ایستاد... نعمت این همدلی و همنوایی و همبستگی را باید شکر نهاد و ضرورت آن، اکنون بیش و پیش از همه بردوش حکومت است که هوشمندانه در روند کم کردن آلام و نگرانیهای مردم و جلب رضایت نخبگان و تمام ملت و شنیدن صدای آنان، گامهای پرشتابتر و استوارتر بردارد».
اولی بخشی از پیام سید محمد خاتمی، رهبر جریان اصلاحات روز یکشنبه ۲۵ خرداد پس از اعلام توافق میان ایران و آمریکاست و دومی بخشی از سخنان پیشین او در تاریخ ۱۱ تیر ۱۴۰۴ چندی بعد از اعلام آتش بس میان ایران و اسرائیل است. سخنانی که بیانگر دغدغه ها و نگرانیهای یک چهره سیاسی از نوع روابط حکومت و مردم پس از پایان یک جنگ دارد.
برای نوشتن این سطور به سخنان خاتمی از آن جهت اشاره می شود که او هم از لحاظ جایگاه سیاسی در داخل کشور از برجسته ترین و شناخته شده ترین منتقدان سیاسی است و هم جزء منتقدانی است که هنوز با وجود محدودیت هایی که برایش قائل شده اند در موارد گوناگون به انتشار پیام و بیان نظراتش میپردازد. چنانچه طی همه روزهای پس از جنگ ۱۲ روزه تا چندی پیش از شروع اعتراضات دی ماه و پس از آن جنگ ۴۰ روزه از هر فرصتی برای آن که مسئولان را چه در دولت و چه در سایر نهادها مخاطب قرار دهد که «مردم را دریابند» استفاده کرد.
البته که خاتمی در آن روزهای جنگ ۱۲ روزه و پس از آتش بس، تنها کسی نبود که چنین موضعی داشت و چنین ضرورتی را بیان میکرد. بسیاری از فعالان سیاسی دلسوز ایران چه در داخل و چه در خارج کشور از اهمیت توجه به همدلی و انسجام ملی که در جنگ ۱۲ روزه شکل گرفته بود و فرصت طلایی محسوب می شد سخن گفتند. در این بین راهکارهایی نیز در سطوح مختلف مطرح شد و از موضوعاتی مانند توجه به طیف رنگینکمانی موجود در کشور، عدم تبعیض میان آنها، تلاش برای جلب رضایت مردم، آزادی زندانیان سیاسی، عفو عمومی و اجازه بازگشت به دیاسپورای ایرانی از جمله آنان که به دلایل سیاسی مجبور به ترک وطن شدند تا همه بحث هایی که برای بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم برای طرح در مذاکرات هسته ای بعدی و جلوگیری از فعال سازی مکانیزم ماشه و... به میان آمد.
به عبارتی، بسیاری از سیاسیون دلسوز به دنبال آن مواردی که در بازه زمانی مذکور تأکید یا تغییر آن شاید عاملی برای تداوم وحدت ملی ورای روزهای جنگ و مقاومت میدانستند، به بیان نظرات خود پرداختند.
این را هم باید تاکید کرد که این نوع سخنان صرفا مربوط به جریان اصلاحطلب و اصلاحخواه با تعاریف تقریبا رسمی موجود در پهنه سیاسی ما نبود. مثلا علی اکبر ناطق نوری، از چهره های شاخص اصولگرا و راست سنتی نیز در ۲۱ مهر سال گذشته بر همین موضوع تلاش برای تداوم وحدت ملی شکل گرفته، پرداخت و گفت: «ما نباید با عملکردهای نامناسب، رفتارهای نسنجیده، اظهارنظرهای بیربط یا حمله لفظی به برخی گروهها یا افراد، این وحدت را به خطر بیندازیم. بعضی از رفتارها، و حتی گفتارهای تند دلواپسان یا گروههای افراطی باعث رنجش مردم میشود و به مصلحت کشور و نظام نیست. درست این است که با هوشمندی، تدبیر و در کنار حفظ وحدت ملی، از این تجربه چهلساله درس بگیریم و مسیرهایی را برای اصلاحات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین تنشزدایی در سیاست خارجی پیدا کنیم.»
اما در نهایت نه زندانیان شاخص سیاسی رنگ آزادی دیدند، نه بهبودی در آنچه به عنوان گسست «دولت-ملت» یا همان «حکومت-ملت» بود، رقم خورد، نه روند وقایع مانع فعالسازی اسنپ بک شد و نه اوضاع اقتصادی مردم به سمت بهبودی سوق پیدا کرد. به عبارتی، با همه تأکیدات، هشدارها و پیشنهادها و انتقادات آن فرصت طلایی به درستی مورد بهرهبرداری قرار نگرفت و همه به یاد داریم که وضعیت به سمتی رفت که آنقدر آینده مبهم و تیره و تار شد که مردم و بازاریها به تنگ آمدند و جرقه اعتراضات دیماه زده شد و ادامه آن هم که داغ بسیار بر دل مردم نشاند.
سال گذشته و حوادثش دور نیست و البته یافتن هشدارهای دلسوزان ایران چه در جریان اصلاح طلبی و اصلاح خواهی و چه در جریان اصولگرایی سنتی و منتقد به وضع موجود، چه در میان داخلی ها و چه در میان منتقدان و معترضان خارج نشین سخت نیست. یعنی اگر اینترنت بین الملل قطع نباشد با سرچ سخنان افرادی مانند خاتمی، بهزاد نبوی، علی اکبر ناطق نوری، عبدالکریم سروش و ... در همین یکسال (نه حتی سابقه چنین سخنانی در سالهای قبلتر از آن) مجموعه ای از این هشدارها، پیشنهادها و دغدغه مندی ها را می توان پیدا کرد. سخنانی که اگر به آن توجه شده بود، شاید سال ۱۴۰۴ سال کم هزینه تری برای مردم و ایران می شد و البته حالا با پایان جنگ نگرانی از فرصت سوزی دوباره نبود و امید داشتیم که بنابر تجربه مقبول از بعد از جنگ ۱۲ روزه تقویت انسجام ملی و افزایش رضایت مردم در اولویت قرار میگیرد.
احتمالا طی روزهای آتی مجموعه دیگری از این هشدارها و پیشنهادها که به نوعی خواستار توجه به مطالبات مردم است به میان می آید، اما برای یکی از اولین موارد که خاتمی آن را مطرح کرده است؛ کاش این بار به موقع مسئولان برای جلب رضایت عموم مردم، «ﻣﺒﺎرزه ﺑﻨﻴﺎدی ﺑﺎ ﻓﻘﺮ و ﻓﺴﺎد و ﺗﺒﻌﻴﺾ» را در دستور کار خود قرار دهند و برای تقویت حس تعلق میهنی همه ایرانیان از دوقطبیسازی و چندقطبیسازی که عامل تقابلها و نارضایتی گسترده در اقشار گوناگون کشور می شود، فاصله بگیرند.
نمونه حال حاضر آن همین نگاه و رفتار شماتتگر، توهین آمیز و تحقیرآمیزی است که نسبت به موافقان توافق ایران و آمریکا از سوی رادیکالهای فعال در تجمعات شبانه ترویج میشود و عملا انقلابی بودن را با مخالف توافق بودن یکی دانسته و از توهین به هیچ کسی که در مسیر انجام مذاکرات قرار داشته اجتناب نکردهاند. موردی که علاوه بر دو قطبیسازی، نمونه تبعیض میان جریانهای سیاسی در اعتراض و بیان نظراتشان هم هست.
طبیعتا اگر بخواهیم به این موارد بیفزاییم و در کنارش نیم نگاهی به سال گذشته و فرصت طلایی روزهای بعد جنگ ۱۲ روزه بیندازیم بسیاری از پیشنهادهای آن زمان و خواست های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی مردم هم می تواند در روزهایی که انسجام ملی بیشتر به نظر میرسد، در دستور کار قرار بگیرد. باشد که مسئولان ما گوش شنوایی برای اولویت دادن به مردم در راستای بهبود وضع معیشت، تحقق حقوق شهروندی و جامعه مدنی در روزهای آتی پس از توافق داشته باشند.