متین رمضانخواه، معاون مطالعات دفتر دولت، در همایش «امر ملی و جنگ» گفت: اکنون نیز دوباره همان وضعیت تکرار شده و سطح بالایی از رضایت، همگرایی و همبستگی اجتماعی شکل گرفته است، اما نگرانی جدی این است که اگر این سرمایه اجتماعی حفظ نشود و در مسیر بهبود شرایط و ساخت خوشبختی جمعی مورد استفاده قرار نگیرد، ممکن است به ضد خود تبدیل شود. اگر مردم احساس کنند در لحظه بحران و جنگ کنار یکدیگر هستند، اما در زمان ساختن آینده، بهرهمندی از منافع و مشارکت در تصمیمگیریهای مربوط به ایران سهمی ندارند، این سرمایه اجتماعی دچار فرسایش خواهد شد.
معاون مطالعات دفتر دولت با بیان اینکه «من ایرانی هستم» مجموعهای از مختصات هویتی را در بر میگیرد، گفت: پیروزی در جنگ، همانقدر که سهم نیروهای نظامی است، سهم مردم در خیابانها نیز هست. همانقدر سهم مادرانی است که روند آموزش فرزندانشان را حفظ کردند و سهم پدران و مادرانی که از کودکان خود در برابر آثار جنگ محافظت کردند. این پیروزی همچنین متعلق به بخشهایی از دولت است که شبانهروز تلاش کردند تا نهتنها کالاهای اساسی، بلکه حتی کالاهای غیرضروری و لوکس نیز در بازار دچار کمبود نشود.
به گزارش خبرنگار جماران، متین رمضانخواه طی سخنانی در همایش «امر ملی و جنگ» با گرامیداشت یاد شهدای جنگ رمضان، گفت: روزی که جنگ ۱۲ روزه به کشور تحمیل شد، ایران در حال مذاکره بود، اما ناگهان بمبها به سمت کشور آمد. تحلیل بسیاری از مراکز راهبردی دنیا، بهویژه رژیم صهیونیستی، این بود که با شهادت تعدادی از سرداران نامدار ایران، ساختار اداری و حکمرانی کشور در همان ساعات ابتدایی فرو میپاشد.
معاون مطالعات دفتر دولت افزود: این تصور بعدها در حوادث دیماه و سپس در جنگ رمضان، با ایدهپردازی درباره شهادت رهبری استمرار پیدا کرد، اما آنچه در میدان رخ داد کاملاً متفاوت بود. مسأله مقاومت، ایستادگی، پیروزیها و نصرتهایی که در بخشهای مختلف رقم خورد، نشان داد محاسبات موجود درباره ایران دقیق نبوده است. دشمن بیش از هر چیز بر هژمونی و قدرت سخت تأکید داشت؛ اینکه قدرت صرفاً به معنای قدرت نظامی است و میتوان با ابزار نظامی بر ایران پیروز شد، در حالی که واقعیت میدان چیز دیگری را نشان داد.
وی تصریح کرد: در نگاه سازهانگارانه، قدرت تنها از مناسبات مادی نشأت نمیگیرد، بلکه از هنجارها، ارزشها، باورها و هویت شکل میگیرد. اگر از این زاویه نگاه کنیم، امر سیاسی و امنیتی در ایران صرفاً متکی به امور مادی نیست و وجوه دیگری دارد که «منِ ایرانی» را میسازد. همان مفهومی که جان اف. کندی پس از جنگ در برلین مطرح کرد و گفت «من برلینی هستم»، در ایران نیز وجود دارد؛ ایرانیای که میگوید «من ایرانی هستم» و این عبارت مجموعهای از مختصات هویتی را در بر میگیرد.
رمضانخواه افزود: این «منِ ایرانی» همان استادی است که پس از بمباران، با وجود آنکه از منظر عقلانی شاید برگزاری کلاس در محل بمبارانشده منطقی نباشد، وارد دانشگاه میشود و کلاس درس را برگزار میکند. همین هویت ایرانی است که باعث میشود با وجود همه شکافها و اختلافنظرها، در لحظه هجوم دشمن بیرونی، اختلافات کنار گذاشته شود.
وی با اشاره به پیامدهای اجتماعی جنگ ۱۲ روزه گفت: پس از این جنگ، پدیدهای به نام انسجام حول پرچم شکل گرفت. این «منِ ایرانی» از بستر جنگ بیرون آمد و خود را در جامعه نشان داد. افراد با وجود همه اختلافات و نگاههای متکثر، حول پرچم کنار یکدیگر قرار گرفتند. ما با یک جامعه یکدست مواجه نیستیم، بلکه با «مردم» روبهرو هستیم؛ مردمی با ارزشها، سبکهای زندگی، عقاید و انتخابهای متفاوت. همین تکثر است که بر مبنای نظریه سازهانگاری معنا پیدا میکند.
معاون مطالعات دفتر دولت ادامه داد: اگر در دوران جنگ، قاعده بر مبنای هویت، هنجارها و ارزشهای متکثر شکل گرفت، اکنون که جنگ پایان یافته نیز انتظار جامعه این است که با همان الگو با مردم مواجه شود. اگر این اتفاق رخ ندهد، به این معنا نیست که آن هویت حذف میشود. همانگونه که این هویت توانست معادلات جنگ را بر هم بزند، ممکن است در آینده نیز معادلات دیگری را تغییر دهد. این نکتهای کلیدی است که باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
وی با تأکید بر نقش مردم در جنگ ۱۲ روزه اظهار داشت: پیروزی در جنگ، همانقدر که سهم نیروهای نظامی است، سهم مردم در خیابانها نیز هست. همانقدر سهم مادرانی است که روند آموزش فرزندانشان را حفظ کردند و سهم پدران و مادرانی که از کودکان خود در برابر آثار جنگ محافظت کردند. این پیروزی همچنین متعلق به بخشهایی از دولت است که شبانهروز تلاش کردند تا نهتنها کالاهای اساسی، بلکه حتی کالاهای غیرضروری و لوکس نیز در بازار دچار کمبود نشود.
رمضانخواه ادامه داد: بارها در مواجهه با نسلهای بزرگتر از خودم دیدهام که با وجود همه اختلافات سیاسی، یک نقطه اتصال میان آنها وجود داشت و آن تجربه مشترک جنگ تحمیلی هشتساله بود. خاطره مشترک، دستاوردهای مشترک و رنج مشترک باعث میشد در لحظات بحران، اختلافها تشدید نشود و آن پیوند اجتماعی از هم نپاشد. معتقدم این جنگ نیز بار دیگر چنین وضعیتی را ایجاد کرده است. اکنون ما با یک روایت مشترک، حافظه جمعی مشترک و خاطرهای مشترک از مقاومت مواجه هستیم.
وی با اشاره به نتایج نظرسنجیهای اجتماعی گفت: در تمام نظرسنجیها مشاهده میشود که پس از دورههای بحران، شاخصهای اعتماد، رضایت و همبستگی اجتماعی افزایش پیدا میکند. برای مثال، در نظرسنجیهای سال ۱۳۷۲ که پس از جنگ تحمیلی در مراکز استانها انجام شد، بالاترین میزان اعتماد و همبستگی اجتماعی ثبت شده بود، اما این روند از دهه ۸۰ به بعد کاهش پیدا کرد.
معاون مطالعات دفتر دولت افزود: اکنون نیز دوباره همان وضعیت تکرار شده و سطح بالایی از رضایت، همگرایی و همبستگی اجتماعی شکل گرفته است، اما نگرانی جدی این است که اگر این سرمایه اجتماعی حفظ نشود و در مسیر بهبود شرایط و ساخت خوشبختی جمعی مورد استفاده قرار نگیرد، ممکن است به ضد خود تبدیل شود. اگر مردم احساس کنند در لحظه بحران و جنگ کنار یکدیگر هستند، اما در زمان ساختن آینده، بهرهمندی از منافع و مشارکت در تصمیمگیریهای مربوط به ایران سهمی ندارند، این سرمایه اجتماعی دچار فرسایش خواهد شد.
وی اظهار داشت: در ایدهپردازی درباره ایران پساجنگ، مسائل فیزیکی مانند بازسازی راهها، جادهها و تأمین کالاها اهمیت خود را دارند، اما مسأله کلیدیتر، حفظ همین نخ تسبیحی است که امروز ایرانیان را حول مفهوم «من ایرانی هستم» گرد هم آورده است. همه ایرانیان به نوعی در این جنگ سهم داشتهاند؛ چه به واسطه حضور در مناطق درگیر و چه به دلیل آنکه خانواده، دوستان، همکلاسیها یا استادانشان آسیب دیدهاند و این رنج مشترک را تجربه کردهاند.
رمضانخواه با اشاره به مباحث روانشناسی اجتماعی گفت: در این حوزه نظریهای وجود دارد که میگوید اگر انسانها رنج مشترکی را تجربه کنند، بازگو شدن آن خاطره هر بار همان میزان درد و رنج اولیه را برای آنها زنده میکند. از همین جهت، مفهوم «من ایرانی هستم» و وحدت حول ایران، مهمترین ایده برای آینده کشور به شمار میرود.
وی در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر نقش دانشگاهها اظهار داشت: هر فردی در هر جایگاهی باید برای تحقق و یادآوری این مفهوم تلاش کند و آن را به یک مطالبه عمومی تبدیل سازد. در فضای دانشگاهی، این مسأله اهمیت دوچندان دارد، زیرا مطالبهگری برای حفظ این «ما متکثر» نباید خاموش شود. امروز دانشگاه وظیفه دارد این مطالبهگری را زنده نگه دارد. این مسأله هم با روحیه دانشگاه و دانشجو سازگار است و هم به نوعی رسالتی در قبال ازدسترفتگان فضای دانشگاهی محسوب میشود.
معاون مطالعات دفتر دولت تأکید کرد: اگر در آینده بخواهیم سیاستها را ارزیابی کنیم، باید معیار ما این باشد که هرجا این «ما متکثر» در حال تضعیف یا حذف شدن است، همان نقطه آغاز انحراف از «من ایرانی» مشترکی است که در این دوران شکل گرفته است.