«حمیدرضا الوند» مدیر کل دفتر کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی گفت: ما آماری نداریم که نشان دهد کودکی در این ایام پدر و مادرش به شهادت رسیده و وارد سیستم ما شده باشد. همچنین در حدود ۳۰ زن سرپرست خانوار در جنگ به شهادت رسیدهاند، اما فرزندان آنها در سیستم بهزیستی ثبت نشده است.
مدیر کل دفتر کودکان و نوجوانان بهزیستی اعلام کرد: در حدود ۳۰ زن سرپرست خانوار در جنگ به شهادت رسیدهاند، اما فرزندان آنها در سیستم بهزیستی ثبت نشده است.
به گزارش جماران، «حمیدرضا الوند» مدیر کل دفتر کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی در گفتوگو با ایلنا گفت: کودکان بیسرپرست و بدسرپرست که شامل کودکانی است که در مراکز تحت نظارت ما نگهداری میشوند و همچنین کودکانی که نزد خانوادههای زیستی یا غیرزیستی قرار دارند و بر آنها نظارت میکنیم، خوشبختانه هیچ آسیبی ندیدهاند و مشکلی برایشان پیش نیامده است. ما نه مجروحی داشتیم و نه شهیدی. هیچ حادثهای رخ نداده است. ما هر سال و هر ماه به صورت روتین پذیرشهایی داریم و بر اساس آخرین آمار، حدود ۴۳۴ پذیرش در کل کشور انجام شده است. این پذیرشها بر اساس ماده ۷، ۱۱ قانون مدنی و احکام صادره از سوی قضات صورت میگیرد.
وی افزود: اما ما بخشنامهای در ایام جنگ به تمام استانهای کشور و مدیران ابلاغ و به معاونان سلامت اجتماعی تکلیف کردیم که اگر خانواده کودکی در حوادث جنگ به شهادت رسید، تا تعیین تکلیف وضعیت خانوادگی آنان از سوی بنیاد شهید و امور ایثارگران، مسئولیت مراقبت، تربیت و نگهداری از این کودکان بر عهده ما باشد. ما تنها یک مورد در استان اصفهان داشتیم که خوشبختانه ظرف ۲۴ ساعت، خاله کودک مراجعه کرد و کودک -که دختری بود- به خواهرش بازپیوند شد.
او تصریح کرد: با این حال، ما آماری نداریم که نشان دهد کودکی در این ایام پدر و مادرش به شهادت رسیده و وارد سیستم ما شده باشد. همچنین در حدود ۳۰ زن سرپرست خانوار در جنگ به شهادت رسیدهاند، اما فرزندان آنها در سیستم بهزیستی ثبت نشده است.
الوند در ادامه اظهار داشت: در دوران جنگ، تمام خدمات روتین سالانه که به همه کودکان ما ارائه میشود، بدون وقفه به آنها عرضه گردید. هیچیک از خدمات آموزشی، مهارتی، مراقبتی، تربیتی، اجتماعی، تحصیلی و اقتصادی برای ایشان قطع نشد و مراقبتهای بهداشتی و درمانی نیز هرگز متوقف نگردید. تمام اعتبارات ما، با وجود شرایط جنگی، به طور صددرصد به استانها تخصیص یافت و در قالب تمام برنامهها و خدماتی که به طور کلی به آنها اشاره کردم، اجرا شد. ما چندین تصمیم بسیار مهم اتخاذ کردیم که این تصمیمات، پس از جنگ دوازدهروزه، بر اساس تجربه زیستهای بود که در ابتدای همان جنگ کسب کرده بودیم.
به گفته وی پس از جنگ دوازدهروزه، یک دستورالعمل و پروتکل مراقبت و مداخله در حوزه کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست در سطح کشور تدوین کردیم. این پروتکل با ابلاغ ریاست محترم سازمان به تمام استانهای کشور ارسال و به همه استانها آموزش داده شد. بر اساس این پروتکل، به تمام استانها تکلیف شد که تمام مراکز شبهخانواده که در مجاورت مراکز حساس نظامی، انتظامی و امنیتی واقع شدهاند، سریعاً جابهجا شوند. این نکتهای بسیار مهم بود و اعلام کردیم که برای جابهجایی این مراکز، باید تا دو یا سه رده، مراکز جایگزین (آلترناتیو) برای آنها در نظر گرفته شود.
این مقام بهزیستی تصریح کرد: به این معنا که اگر مرکزی از محل خود جابهجا شود، باید دقیقاً مشخص باشد که به کدام منطقه از کدام شهر منتقل میگردد و اگر آن مرکز دوم نیز آسیب ببیند، مرکز سوم کجاست. بنابراین، تمام استانهای ما آمادگی کامل داشتند.
به گفته وی به همین دلیل، هنگامی که جنگ رمضان رخ داد، تمامی مراکز ما ظرف ۲۴ ساعت جانمایی و جابهجا شدند. بر این اساس، نزدیک به ۸۵ مرکز ما جابهجا شد و ۶ مرکز تخلیه گردید. اما هنگامی که تخلیهها انجام شد، هیچکدام از آنها آسیب ندیدند؛ یعنی در مجاورت مراکز حساس قرار داشتند و این تخریبها از تخریبهای بسیار ضعیف تا متوسط را شامل میشد. اما چون از قبل هماهنگیهای لازم انجام شده بود، این مراکز هنگام جابهجایی خالی از کودکان بودند، هرچند مراکز خالی ما آسیب دیدند.
الوند با بیان اینکه در حوزه مراقبت در خانواده، ۵ مدل را معرفی کردیم، گفت: اعلام کردیم که اگر جنگی رخ دهد، باید تمام کودکان بر اساس این مدلها، با هماهنگی دستگاه قضایی و رعایت تمام ضوابط و مقررات قانونی و اداری، در درون خانوادهها جانمایی شوند. مدل اول، فرزندخواندگی بود. مدل دوم، مدل خانواده امین یا امین موقت؛ مدل سوم، طرح میزبان؛ مدل چهارم، مربی میزبان، یعنی مربیانی که خود با کودکان در مراکز فعالیت داشتند و آمادگی اعلام کردند تا کودکان را به خانواده خود ببرند و میزبان خانوادگی آنها شوند و مدل پنجم، بازپیوند زیستی و بازپیوند غیرزیستی. مدل دیگر نیز اعزام کودکان به مرخصی نزد اقوام و بستگان سببی و نسبیشان بود.
وی در ادامه توضیح داد: بر اساس این مدلهایی که ذکر کردم، بر پایه آخرین آمار، نزدیک به ۵۵۰ کودک را به میزبان سپردیم. حدود ۱۸۰ کودک را به خانوادههای امین تحت عنوان امین موقت و بیش از ۲۰۰ کودک را در همین چهل روز اول جنگ به فرزندخواندگی فرستادیم و حدود ۲۵۰۰ کودک را به مرخصی اعزام کردیم. همچنین، بسیاری از کودکان به خانوادههای زیستی و اقوام و بستگان سببی و نسبیشان بازپیوند شدند. این مدلها کمک کرد تا تقریباً چهل درصد از کودکان مقیم مراکز ما، با رعایت مصلحت و صلاح آنها و به منظور تأمین امنیت جسمانی و روانیشان، وارد خانوادههای امن شوند.
الوند افزود: بر وضعیت تمام این کودکان، از طریق سوپروایزرهایی که تربیت کرده بودیم -و در پایان سال ۱۴۰۴، پیش از جنگ، دوره تکمیلی برایشان برگزار کردیم- نظارت کامل صورت گرفت. تمام سوپروایزرها بر وضعیت کودکان درون خانوادهها نظارت داشتند و تمام مراکز مثبت زندگی ما -که پروندههای این کودکان به آنها واگذار شده بود- نیز بر وضعیت ایشان نظارت میکردند.

وی در پایان گفت: کارشناسان مسئول ما در سطح شهرستانها و استانها، به صورت تلفنی، حضوری و همچنین از طریق سیستم پرسلاین -به ویژه در حوزه میزبان- بر وضعیت کودکانی که به آنها سپرده بودیم، نظارت کامل داشتند. هیچیک از کودکان ما خارج از ضوابط، مقررات و عرف اداری و قانونی مورد اقدام قرار نگرفتند. همه اقدامات با رعایت کامل ضوابط و مقررات جاری کشور انجام شد.
اگر همکاری و همراهی بسیار نزدیک دستگاه قضایی با سازمان بهزیستی نبود، این اتفاقات بسیار میمون نمیافتاد. همکاری بینبخشی ما با دستگاه قضایی، همراهی و همدلی خانوادههایی که در حقیقت اقوام و بستگان این کودکان، مربیان عزیز ما و همکارانمان در تمامی مراکز شبهخانواده، کارشناسان و مسئولان در سطح استانها و تعامل ایشان با بخشهای مختلف جامعه در حمایت طلبی از اقوام و بستگان و تمامی آحاد مردم -تا در خانههایشان را باز کنند و از این مدلها برای ورود کودکان به درون خانواده بهره ببرند تا کودکان از فضای خانوادگی بهرهمند شوند- بسیار مؤثر بود.