یک کارشناس اقتصادی با تأکید بر اینکه بازسازی خانههای آسیبدیده از جنگ صرفا یک پروژه عمرانی نیست، آن را مسألهای چندبعدی با پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و روانی دانست و تصریح کرد: تحقق این هدف نیازمند شکلگیری یک نهضت ملی با محوریت دولت، مشارکت مردم، ورود بخش خصوصی و بهرهگیری از مشوقهای مؤثر است؛ مسیری که در صورت مدیریت صحیح میتواند علاوه بر تسریع بازسازی، به تقویت همبستگی اجتماعی و کاهش آثار روانی تخریبها منجر شود.
ناصر ذاکری، کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با جماران ضمن بررسی ابعاد بازسازی واحدهای مسکونی آسیبدیده از جنگ و طرحهایی که دراین باره ارائه شده است، اظهارداشت: این موضوع صرفا یک مسأله اقتصادی نیست، بلکه دارای ابعاد عمیق فرهنگی، اجتماعی و روانی نیز هست. بازسازی خانههای آسیبدیده تنها یک پروژه عمرانی یا مالی نیست، بلکه با یک زخم اجتماعی و روانی مواجه هستیم که هرچه سریعتر باید التیام یابد. آثار روحی و روانی این خسارات بر خانوادهها و جامعه قابل توجه است و تسریع در بازسازی میتواند به کاهش این فشارها کمک کند. در چنین شرایطی، دولت و نهادهای حاکمیتی باید نقش محوری ایفا کنند. هرچند دولت با محدودیتهای بودجهای روبهروست، اما همچنان میتواند با بسیج امکانات و هماهنگسازی نهادهایی مانند شهرداریها، بنیاد مسکن، کمیته امداد و سایر مجموعههای عمومی، زمینه بازسازی را فراهم کند.
وی با بیان اینکه جامعه ایران همواره در شرایط بحرانی نشان داده که آمادگی بالایی برای کمک و مشارکت دارد، ادامه داد: اگر دولت بتواند اعتماد عمومی را جلب و سازوکارهای شفافی برای جذب کمکها طراحی کند، خیرین و عموم مردم بهطور گسترده وارد میدان خواهند شد. حتی میتوان از ابزارهای نوین مالی مانند صندوقهای خیریه یا وامهای بلندمدت قرضالحسنه برای تجمیع این منابع استفاده کرد.
ذاکری در ادامه به نقش بخش خصوصی و انبوهسازان پرداخت و با بیان اینکه ارائه مشوقهایی مانند اعطای تراکم بیشتر میتواند انگیزه سرمایهگذاران و سازندگان را برای ورود به این حوزه افزایش دهد، گفت: این اقدامات، در کنار سیاستهای حمایتی دولت، میتواند سرمایهگذاری در بازسازی را از یک فعالیت صرفا خیرخواهانه به فعالیتی با بازده اقتصادی نیز تبدیل کند. شکلگیری یک نهضت ملی برای بازسازی مستلزم همکاری همهجانبه میان دولت، نهادهای عمومی، بخش خصوصی، آسیبدیدگان و خیرین است. در صورت تحقق این همافزایی، میتوان در مدت زمان کوتاهتری آثار تخریب را از چهره شهرها زدود.
وی تاکید کرد: باقی ماندن آثار خرابی در سطح شهرها، علاوه بر آسیبهای فیزیکی، تاثیرات منفی روانی و عاطفی بر شهروندان دارد. از این رو، تسریع در بازسازی نهتنها به بهبود وضعیت کالبدی شهر کمک میکند، بلکه در ترمیم حافظه جمعی و کاهش تبعات روحی این حوادث نیز نقش مهمی ایفا خواهد کرد.
این کارشناس اقتصادی ضمن تاکید بر ضرورت طراحی مشوقهای موثر برای فعالان صنعت ساختوساز، ادامه داد: این مشوقها میتواند نقش مهمی در ترغیب سازندگان برای ورود به پروژههای بازسازی ایفا کند. اگرچه فعالیت در این حوزه از منظر اقتصادی قابل تحلیل است، اما میتوان آن را در چارچوب «مسئولیت اجتماعی شرکتها» نیز تعریف کرد. در چنین شرایطی، بنگاههای اقتصادی ممکن است حتی با وجود سودآوری کمتر نسبت به سایر پروژهها، به دلیل احساس وظیفه ملی و اجتماعی، در این عرصه مشارکت کنند. این مشارکت علاوه بر آثار اقتصادی، میتواند دستاوردهای فرهنگی و تبلیغاتی مثبتی نیز برای شرکتها به همراه داشته باشد.
ذاکری با بیان اینکه ممکن است سود برخی پروژههای بازسازی در مقایسه با پروژههای دیگر اندکی کمتر باشد، یادآور شد: در بدترین حالت، اختلاف سود میتواند محدود باشد، اما همین فعالیت به عنوان یک اقدام ملی و اجتماعی، برای شرکتها اعتبار و جایگاه مثبتی ایجاد میکند. این موضوع بهنوعی یک مشوق غیرمستقیم نیز به شمار میرود. مسئولان باید با بهرهگیری هوشمندانه از ابزارهای تبلیغاتی و ارتباطی، زمینه جلب اعتماد عمومی و مشارکت گسترده را فراهم کنند. جامعه ایران از نظر فرهنگی آمادگی بالایی برای همبستگی و کمک به یکدیگر دارد، اما ضعف در مدیریت و بهرهبرداری از این ظرفیتها، مانع از تحقق کامل این پتانسیل شده است. اگر این فرآیند بهدرستی هدایت شود، بازسازی مناطق آسیبدیده میتواند فراتر از یک پروژه عمرانی، به صحنهای برای نمایش همبستگی ملی تبدیل شود؛ میدانی که در آن همه اقشار جامعه، از مردم عادی تا فعالان اقتصادی، احساس مسئولیت کرده و برای کمک به آسیبدیدگان وارد عمل میشوند.
این پژوهشگر توسعه همچنین با اشاره به ضرورت پرهیز از رویکردهای تنشزا در فضای عمومی گفت: واگذاری تریبون به جریانهای تندرو و طرح شعارهای غیرسازنده میتواند به کاهش اعتماد عمومی منجر شود. در مقابل، مدیریت سنجیده و تقویت ارتباط با مردم، میتواند مشارکتها را افزایش داده و هزینههای دولت را نیز کاهش دهد.
وی در خصوص مقایسه میزان خسارات واردشده در این دوره با جنگ هشتساله، اظهار کرد: اینگونه مقایسهها تا حدی بار سیاسی و فرهنگی دارد و باید با احتیاط انجام شود. در دوران جنگ تحمیلی، به دلیل طولانی بودن زمان درگیری، امکان برآورد دقیق و تدریجی خسارات وجود داشت و نهادهایی مانند سازمان برنامه از همان ابتدا این فرآیند را آغاز کردند. در شرایط فعلی، به دلیل کوتاه بودن دوره زمانی و شدت بالای تحولات، برآورد دقیق خسارات نیازمند زمان و بررسیهای کارشناسی بیشتری است. هرچند شواهد نشان میدهد که حجم خسارات قابل توجه است، اما اعلام ارقام دقیق باید به پس از انجام ارزیابیهای جامع و دقیق موکول شود.
ذاکری با بیان اینکه برآورد دقیق خسارات نیازمند زمان و بررسی کارشناسی است، اظهار کرد: مقایسه میزان خرابیها با دوره جنگ هشتساله باید با احتیاط انجام شود، چرا که در آن دوره به دلیل طولانی بودن جنگ، فرصت کافی برای ارزیابیهای دقیق و بهروز وجود داشت، اما در شرایط فعلی به دلیل کوتاه بودن زمان، این برآوردها هنوز به دقت لازم نرسیدهاند. با وجود اینکه صدام بهعنوان نماد شرارت شناخته میشود، اما نوع حملات اخیر و میزان فشاری که به کشور و مردم وارد شده، بسیار سنگین بوده است. شدت این حملات و سبعیتی که در آن مشاهده میشود، باعث شده حجم خسارات واردشده قابل توجه و در برخی ابعاد حتی فراتر از تصور اولیه باشد. واقعیت این است که تخریبهای صورتگرفته گسترده بوده و آثار آن در بخشهای مختلف قابل مشاهده است.