واقعیت آن است که ترامپ بعد از شکست در دستیابی به تمامی اهداف اولیه خود در جنگ، از سر ناچاری و استیصال و فقدان راهبرد و استراتژی مشخص، به عملکردهای کثیف در روندهای جنگی روی آورده است. حمله به زیر ساختهای حیاتی یک کشور، خبیثانهترین اقدام ممکنی است که یک قدرت نظامی برای تخریب تابآوری طیف مقابل به کار میبرد و بیش از همه چیز نشان دهنده، ناکامی در پیشبرد استراتژیهای نظامی در میدان است.
در میانه تلاطمهای لحظه به لحظه و نوسانات دمادم و پرشمار و تکانههای پی در پی و مهیب جنگ در میدان نبرد که چشمها را به خود خیره ساخته و اذهان را معطوف به خود ساخته، شاید لازم باشد که اذهان را برای لحظهای و لمحهای از متن و بطن تحولات پربسامد میدان برگرفته و روند و سیر تحولات را از زاویهای بالاتر نگریسته و تصویر بزرگ جنگ و کلان فرایندها را مورد توجه قرار دهیم و ببینیم که طرفین جنگ در چه مسیری در حرکت هستند و سیر تحولات به کدام سمت و سوی میرود.
از روز بیست و هشتم جنگ متجاوزان آمریکایی و صهیونی با حمله به زیرساختهای صنایع کشور در حوزه فولاد و سپس حمله به تأسیسات برقی، پالایشگاه و مراکز علمی و دانشگاهی و در نهایت زیرساختهای ارتباطی همچون پلB1کرج، وارد فاز تازهای از جنگ علیه ایران شدند. همزمان دونالد ترامپ در ادامه گزافهگوییهای پرتکرار و دیوانهوار خود، بر دامنه تهدیدات افزوده و حتی ایران را تهدید کرده که کشور را به عصر حجر باز میگردانیم.
حال سؤال این است که چرا ترامپ در این برهه زمانی دست به چنین رویکردی برده و آیا این نشان از یک برنامهریزی منسجم و راهبردی هوشمندانه دارد؟ واقعیت آن است که ترامپ بعد از شکست در دستیابی به تمامی اهداف اولیه خود در جنگ، از سر ناچاری و استیصال و فقدان راهبرد و استراتژی مشخص، به عملکردهای کثیف در روندهای جنگی روی آورده است. حمله به زیر ساختهای حیاتی یک کشور، خبیثانهترین اقدام ممکنی است که یک قدرت نظامی برای تخریب تابآوری طیف مقابل به کار میبرد و بیش از همه چیز نشان دهنده، ناکامی در پیشبرد استراتژیهای نظامی در میدان است.
در روز سی و پنجم جنگ که در آن قرار داریم، ایران طی بیست و چهار ساعت گذشته ٢ فروند جنگنده فوق پیشرفته را هدف قرار داده و برای اولین بار آنان را ساقط کرده؛ یعنی بزرگترین مزیت عملیاتی ارتش آمریکا در جنگ آسیب جدی دیده است. در عملیات آفندی زیرساختهای رژیم صهیونیستی و منافع آمریکا در منطقه، زیر ضربات شدید ایران قرار دارد و گزارش رسانههای بینالمللی نیز حکایت از آن دارد که شیب ضربات و حملات نه تنها کاهشی که افزایشی بوده است و در واقع در این وجه نیز جنگ زبرساختی که ترامپ به راه انداخته، نتیجه معکوس به ارمغان آورده است.
همزمان شاهد سونامی برکناری مقامات ارشد نظامی ارتش ایالات متحده هستیم. تا لحظه نگارش این مطلب ١٢ ژنرال ارشد ایالات متحده از جمله رئیس نیروی زمینی ارتش ایالات متحده، آن هم در آستانه تهدیدات مبنی بر حمله زمینی به اهدافی در ایران برکنار شده است. که نشان میدهد اختلاف عمیقی در اتخاد راهبردهای نظامی میان کارکشتگان جنگی ارتش آمریکا و دار و دسته جنگطلب ترامپ در پیشبرد استراتژی نظامی در مواجهه با ایران در جریان است.
در بُعد دیپلماتیک نیز نیویورک تایمز خبر از مخالفت فعالانه چین و روسیه و فرانسه، با پیشنویس ارائه شده از سوی بحرین برای صدور قطعنامه دخالت نظامی در خصوص تنگه هرمز داده است. نکته جالب آن است که نام فرانسه در کنار روسیه و چین در مخالفت با این پیشنویس به میان آمده است و نشان میدهد که حتی متحدان دیرین و همیشگی ایالات متحده نیز حاضر نیستند در کنار آمریکا ایستاده و مطامع جنگطلبانه آنان را صحه بگذارند.
در مجموع به نظر میرسد بر خلاف هیاهو و جار و جنجالهای ترامپ و دار و دسته جنایتکار همراه او در حمله به زیرساختَهای حیاتی کشور و بازیهای رسانهای پیامدی، صحنه جنگ و روندهای نبرد به شکل محسوسی در ابعاد مختلف و متکثر بر خلاف منویات و اهداف جنگسالاران ایالات متحده و رژیم صهیونیستی و در راستای پیشبرد استراتژیهای نظامی ایران در مسیر جنگ فرسایشی و ملی و میهنی در حال قوام و استحکام است.
بی گمان ضربات به زیرساختهای کشور تلخ و جانسوز و جانگداز است و دل هر ایرانی وطندوستی را به درد میآورد اما نقل آن است که اگر از ریز فرآیندها و تب و تاب میدانی فاصله بگیریم، کلان روندها نشان دهنده آن است که ایران توانسته موج آغازین حملات را تاب آورد و در حوزه آفندی و پدافندی مسیری متقن را تدارک ببیند و کلان روندها نشان دهنده برتری موازنهساز از سوی ایران در برابر دشمنان غدار است و هر چه که زمان بگذرد شیب معادلات به سمت و سوی تفوق ایران پیش خواهد رفت به مدد الهی.