نشریه انگلیسی نیو استیتسمن(New Statesman) نوشت: حمله غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل به ایران، فاجعه اقتصادی جهانی به بار خواهد آورد.

«جهان امروز در همان لحظه تعلیقی ایستاده که پیش از انفجار بحران‌ها تجربه کرده بود؛ لحظه‌ای شبیه روزهای آغازین همه‌گیری کووید-۱۹، زمانی که خطر آشکار بود اما ابعاد فاجعه هنوز درک نشده بود. اکنون نیز با اختلال در تنگه هرمز—گلوگاه حیاتی انرژی و مواد اولیه—امواج یک شوک عمیق در حال شکل‌گیری است؛ شوکی که می‌تواند زنجیره‌های تأمین جهانی را از هم بگسلد، تورم و کمبود را تشدید کند و اقتصاد جهان را به سوی رکود تورمی و بی‌ثباتی گسترده سوق دهد.»

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، ایزابلا وبر* و گرگور سمنیانوک* طی مقاله مشترکی در نشریه انگلیسی نیو استیتسمن(New Statesman) نوشتند:

آیا روزهایی را به یاد دارید که جهان می‌دانست شیوع کووید-۱۹ در ووهان آغاز شده و به سرعت در حال گسترش است، اما هنوز قرنطینه نشده بودید؟ لحظه‌ای بینابینی که مشخص بود فاجعه‌ای در راه است، اما ابعاد آن هنوز روشن نبود. مرحله کنونیِ حمله غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به ایران، لحظه‌ای مشابه است. شوک وارد شده و امواج آن در راه است.

یک‌پنجم، یک‌سوم، یک‌سوم، دوپنجم و تقریباً نیمی از کل صادرات جهانی گاز طبیعی مایع (LNG)، نفت خام، کودهای شیمیایی، هلیوم و گوگرد به طور معمول از تنگه هرمز عبور می‌کند. تحقیقات ما نشان می‌دهد که اینها مواد ضروری هستند که اقتصاد جهان به آنها وابسته است. سوخت‌های فسیلی تا به امروز سیستماتیک‌ترین نهاده‌های حیاتی در سرمایه‌داریِ عمدتاً مبتنی بر سوخت‌های فسیلی هستند. تولید مواد غذایی به کود بستگی دارد. هلیوم و گوگرد برای تولید ریزتراشه‌ها ضروری هستند که به نوبه خود برای همه چیز، از ماشین‌های چمن‌زنی گرفته تا مراکز داده‌ای که رونق هوش مصنوعی را حفظ می‌کنند، مورد نیاز هستند. عبور این مواد اولیه از تنگه هرمز – که کلید ساخت هر چیز دیگری هستند – از ابتدای جنگ عملاً متوقف شده است.

یکی از درس‌های بحران عرضه در دوران کووید این بود که حتی مسدود شدن لحظه‌ای جریان تجارت، اختلالات گسترده‌ای ایجاد می‌کند. تصاویر ترافیک کشتی‌ها در خارج از بنادر بزرگ را به خاطر دارید؟ اکنون بخش تولید را هم به آن اضافه کنید. از آنجایی که تأسیسات ذخیره‌سازی محلی نفت و گاز در پشت تنگه هرمز پر شده است، چندین مرکز تولید مجبور به توقف تولید شده‌اند(اصطلاحاً "Shut-in" شده‌اند). عرضه نه تنها کند شده، بلکه اصلاً وجود ندارد و شما نمی‌توانید میادین نفتی یا پالایشگاه‌ها را یک‌شبه دوباره فعال کنید؛ این کار ممکن است هفته‌ها یا ماه‌ها طول بکشد. علاوه بر این، زیرساخت‌های تولید و حمل‌ونقل آسیب دیده‌اند و از آنجایی که کود شیمیایی با گاز تولید می‌شود و گوگرد و هلیوم محصولات جانبی تولید نفت و گاز هستند، این مواد شیمیایی نیز دیگر تولید نمی‌شوند.

در زمان نگارش این متن، جنگ با حملات به مراکز تولید نفت و گاز روی به تشدید است؛ پس از حملات اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی ایران(بزرگترین میدان گازی جهان)، ایران با حمله به تأسیسات گاز طبیعی مایع در «راس لافان» تلافی کرد که باعث نابودی ۳.۵ درصد از تولید جهانی LNG برای ۳ تا ۵ سال آینده شد. مشخص نیست تنگه هرمز چه زمانی به طور کامل به روی تردد کشتی‌ها باز می‌شود، اما یک چیز قطعی است: صرف‌نظر از اینکه جنگ چقدر زود تمام شود، ضربه‌ای از طریق زنجیره تأمین به اقتصاد جهانی وارد خواهد شد.

مصرف‌کنندگان اروپایی و آمریکایی فعلاً تا حدی مصون مانده‌اند، حتی اگر شاهد افزایش قیمت بنزین باشند که بار هزینه‌ای سنگینی بر خانواده‌ها تحمیل می‌کند. ابعاد کامل اثرات آتی در پیچیدگی شبکه عرضه جهانی پنهان مانده است. نمایی از آنچه در پیش است: تورم، شوک‌های بازتوزیع ثروت، کمبودها، رکود تورمی و بی‌ثباتی مالی جهانی.

تاکنون فقط قیمت کالاهای اساسی – نفت، گاز، کود و غیره – جهش کرده است. شرکت‌هایی که این نهاده‌ها را می‌خرند و نمی‌توانند بر قیمت محصول خود تأثیر بگذارند، باید هزینه‌ها را جذب کنند یا تولید را متوقف کنند؛ همان‌طور که بسیاری از تولیدکنندگان در مقیاس کوچک انجام داده‌اند، مانند ماهیگیران در فیلیپین که دیگر توان خرید سوخت با قیمت دو برابر را ندارند. با این حال، بخش بزرگی از اقتصاد امروز جهان توسط شرکت‌های غول‌پیکری اداره می‌شود که خودشان قیمت‌گذاری می‌کنند.

تحقیقات ما نشان می‌دهد که شوک‌های هزینه‌ای به آنها کمک کرد تا افزایش قیمت‌ها را هماهنگ کنند. آنها هزینه‌های پاندمی و جنگ را تقبل نکردند، بلکه آن را به مصرف‌کنندگان منتقل کردند و در این فرآیند از حاشیه سود خود محافظت کرده و سود خالص‌شان را افزایش دادند. این همان «تورم فروشندگان» (Sellers’ Inflation) است. شرکت‌ها انفجار قیمت در نهاده‌های اساسی را از طریق قیمت‌گذاری خود به کل اقتصاد منتقل می‌کنند و در نهایت باعث تورم می‌شوند.

این افزایش قیمت‌های شرکتی زمانی آسان‌تر می‌شود که نهاده‌ها نه تنها گران‌تر، بلکه کمیاب شوند. این امر به شرکت‌ها یک انحصار موقت می‌دهد. در دوران کمبود تراشه در زمان کووید، هر شرکت خودروسازی فقط می‌توانست به تعداد تراشه‌هایی که داشت خودرو تولید کند؛ بنابراین مشتریانی که ماه‌ها منتظر خودروهای جدید بودند، نمی‌توانستند با تغییر شرکت از قیمت‌های بالا فرار کنند و شرکت‌های خودروسازی سودهای فوق‌العاده‌ای به دست آوردند. علاوه بر این، وقتی قیمت نهاده‌ها کاهش می‌یابد، قیمت‌های مصرف‌کننده تمایل دارند بالا بمانند یا کمتر کاهش یابند و دور دیگری از سودهای بادآورده را ایجاد کنند.

در مرحله بعد، تورم فروشندگان به معنای بازتوزیع ثروت از نیروی کار به سمت سرمایه و در نهایت به سمت ثروتمندترینِ ثروتمندان است. حتی اگر کارگران در نهایت موفق شوند برای جبران تورم دستمزدها را بالا ببرند، در ابتدا ضربه می‌خورند. در بریتانیا، دستمزدهای واقعی تازه اکنون به سطح قبل از بحران انرژی بازگشته است – آن هم پس از چهار سال کاهش درآمد. دستمزدهای واقعی آلمان پس از تجربه بزرگترین سقوط از زمان پایان جنگ جهانی دوم، هنوز به سطح قبل از پاندمی نرسیده است. حتی در ایالات متحده که بهبود دستمزدها سریع‌تر بود، سهم سود از درآمد در بالاترین حد تاریخی و سهم دستمزدها در کمترین حد تاریخی قرار دارد. حاشیه سود در چندین بخش در دور قبلی تورم فروشندگان جهش کرد، در حال حاضر برای کل اقتصاد نزدیک به یک رکورد تاریخی است و اکنون در پاسخ به مسدود شدن تنگه هرمز حتی بیشتر افزایش خواهد یافت.

سودها به طور مساوی بین مردم توزیع نمی‌شود. در ایالات متحده، ۱۰ درصد ثروتمندترین خانوارها، ۸۷ درصد از سهام ایالات متحده را در اختیار دارند. ارزش بازار سهام برای تولیدکنندگان سوخت‌های فسیلی و کود شیمیایی در حال افزایش است و توسط مفسران بازار به عنوان یک فرصت سرمایه‌گذاری عالی جشن گرفته می‌شود. جهش فعلی قیمت نفت، گاز، کود و سایر نهاده‌ها آماده است تا سودهای بادآورده کلانی را برای سهامداران شرکت‌هایی که تحت تأثیر انسداد تنگه قرار نگرفته‌اند، به ارمغان بیاورد؛ هزینه‌های تولید آن‌ها افزایش نیافته اما قیمت محصولاتی که تولید می‌کنند سر به فلک کشیده است.

تحقیقات ما نشان می‌دهد که صدها میلیارد دلار سود اضافی که شرکت‌های نفت و گاز در سال ۲۰۲۲ به دست آوردند، به طور متوسط چندین درصد از تورم آن سال را برای ۱ درصد ثروتمندترین آمریکایی‌ها (از طریق مالکیت سهام این شرکت‌ها) جبران کرد. در همین حال، نیمی از آمریکایی‌های کم‌برخوردار و بیشتر مردم جهان، تقریباً هیچ‌کدام از این مزایا را ندیدند در حالی که بار تورمی بسیار بالاتری را به دوش کشیدند. روزنامه‌ها از همین حالا میلیاردها دلار سود اضافی برای صنعت انرژی در سال جاری محاسبه می‌کنند که اگر با مالیات بر سود اضافی کنترل نشود، خطر نابرابری حتی بیشتر را به دنبال دارد.

تهدید واقعی این است که بسیاری از مصرف‌کنندگان نه تنها باید هزینه بیشتری بپردازند، بلکه ممکن است به طور کلی از بازار کالاها حذف شوند. کمبودها جوامع را از هم خواهد گسیخت. این موضوع در حال حاضر در کشورهای آسیایی که بیشترین وابستگی را به واردات سوخت دارند، به یک واقعیت تبدیل شده است. اقتصادهای ثروتمند با خرید باقی‌مانده ذخایر، مردم کشورهای در حال توسعه را بدون محصول فیزیکی رها می‌کنند. متوسط قدرت خرید سرانه اتحادیه اروپا ۱۵ برابر بیشتر از جنوب آسیا است (و بریتانیا ۱۸ برابر). در حالی که بنزین در اروپا گران‌تر می‌شود، توانایی حمل‌ونقل افراد و کالاها در بسیاری از نقاط آسیا به سرعت در حال از بین رفتن است. سریلانکا به تازگی برای صرفه‌جویی در مصرف سوخت، هفته کاری چهار روزه اعلام کرده است.

نگران‌کننده‌ترین مسأله، کمبود مواد غذایی است. اختلالات ناشی از کووید و جنگ اوکراین، که همگی با تغییرات اقلیمی تشدید شده‌اند، بیش از یک دهه پیشرفت در مبارزه با گرسنگی جهانی را از بین برد. اما آن یک بحران قیمت غذا در جهان بود؛ کمبود فیزیکی جهانی وجود نداشت. اکنون که حدود ۴۰ درصد از صادرات کود در خطر است، آن هم در زمانی که بازارهای کلیدی از ایالات متحده تا هند در فصل کاشت هستند، کاهش تولید غذا در برداشت بعدی یک خطر واقعی است. آنچه در شمال جهانی به صورت شوک قیمتی ظاهر می‌شود، در مناطق وابسته به واردات در جنوب جهانی به بحران کمبود مواد غذایی تبدیل خواهد شد.

اینکه همه این‌ها تا چه حد رخ دهد، به مدت زمان اختلالات بستگی دارد. اما اقداماتی مانند آنچه در سریلانکا انجام شد – که عملاً اقتصاد را برای تطبیق با عرضه کمتر کوچک می‌کند – باید زنگ خطر را در سراسر جهان به صدا درآورد.

تورم فروشندگان تنها تا زمانی به نفع کسب‌وکارها است که تخریب تولید بیش از حد بزرگ نباشد. اگر انسداد طولانی‌مدت تنگه باعث تشدید کمبودها شود و تولیدات زیادی به دلیل نبود مواد اولیه متوقف شوند، رکود ناشی از آن می‌تواند به سودها نیز ضربه بزند. این وضعیت قطعاً منجر به بیکاری خواهد شد که به نوبه خود باعث می‌شود کارگران نتوانند دستمزدهای خود را با تورم هماهنگ کنند. بنابراین، بدترین سناریو از منظر اقتصاد کلان، رکود تورمی (Stagflation) است.

در حالی که برخی سهام‌ها با سودهای جنگی در حال رونق هستند، کل بازار سهام ممکن است ارزش زیادی را از دست بدهد و نرخ نکول اعتبار(ورشکستگی در پرداخت وام) افزایش یابد که ثبات مالی را به خطر می‌اندازد. همه اینها منجر به پیامدهای سیاسی بزرگ خواهد شد. با قضاوت از بحران قبلی، راست افراطی برنده احتمالی است. اما نباید اجازه داد ناامیدی حاکم شود. زمان اقدام همین حالا است. کار بدیهی و ضروری، پایان دادن به این جنگ غیرقانونی و عدم همدستی با آن است. پیامدهایی که از هم‌اکنون در جریان هستند باید در سریع‌ترین زمان ممکن رسیدگی شوند. «آمادگی» درس بحران قبلی بود، اما دولت‌ها در اقدام ناکام ماندند.

اکنون پشت آنها به دیوار چسبیده است و باید با تمام ابزارهای موجود برای مهار شوک‌ها مداخله کنند تا اجازه ندهند این شوک‌ها در اقتصادهای ما پخش شده و جوامع ما را از هم بپاشند. این ابزارها شامل همه چیز می‌شود: از آزادسازی ذخایر و تعیین سقف قیمت عمده‌فروشی در بازارهای کالا، تا تعیین سقف حاشیه سود در زنجیره تأمین برای مهار تورم فروشندگان و تعیین سقف قیمت خرده‌فروشی برای مصارف اساسی. برای مقابله با خطر کمبود فیزیکی کالا، باید پروتکل‌های جیره‌بندی منصفانه تنظیم شود. اگر به هیچ‌کدام از اینها نیاز نشد، باید خوشحال باشیم؛ اما اگر نیاز شد، بهتر است از قبل آنها را آماده داشته باشیم.

............................................................

●ایزابلا وبر، دانشیار اقتصاد در دانشگاه ماساچوست امهرست و نویسنده کتاب در دست انتشار «اقتصاد ضد فاشیسم» است.

●گرگور سمنیانوک، دانشیار دانشکده سیاست عمومی و دپارتمان اقتصاد در دانشگاه ماساچوست امهرست است و در زمینه اقتصاد مقابله با تغییرات اقلیمی تحقیق می‌کند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.