امروز در جامعه ما دوصدایی در شناخت دشمن وجود ندارد. کسی جرأت ترویج فهم غلط از دشمن ندارد. هیچکس قادر نیست آدرس غلط از دشمن بدهد.
۱_نزدیک به یک ماه است ملت ایران وسط یک معرکه جنگ تمام عیار قرار دارد.
آنچه ناظران جهانی مشاهده میکنند یک وحدت مثال زدنی در میان اقشار ملت، وحدت بین دولت_ملت، وحدت نیروهای مسلح، وحدت بین نیروهای جبهه مقاومت در منطقه و ظهور یک رهبری جدید، نیرومند، شجاع، هوشمند و دست به ماشه در برابر دشمن است.
تئوریسینهای نظامی و سیاسی دنبال دو کلمه کلیدی هستند که چنین اوضاعی را تفسیر و تحلیل کنند. حال آنکه سپهبد شهید قاسم سلیمانی در آخرین تفسیرهای سیاسی خود چنین وضعیتی را پیشبینی کرده بود.
آنچه امروز ما در میدان و خیابان میبینیم؛ «وحدت حول دشمن» است. سپهبد شهید قاسم سلیمانی میفرمود: شناخت از دشمن یک امر تحقیقی و تجربی است؛ وحدت پیرامون اصول یک موضوع حقیقی است. امروز همه ملت ایران به تحقیق و تجربه به این نتیجه رسیدهاند که آمریکا دشمن است و کمر به هدم ایران از روی زمین بسته است.
او نیز میفرمود؛ کوچه دادن به دشمن بدترین نوع خیانت است.
امروز برای مردم روشن شده است چه کسی دشمن و چه کسی دوست است! این دریافت و فهم عظیم مردم از دل حوادث جنگ ۱۲ روزه، کودتای دی ماه و جنگ تجاوزکارانه اسفندماه که با شهادت رهبر عظیمالشأن جهان اسلام حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای بیرون آمده است.
امروز در جامعه ما دوصدایی در شناخت دشمن وجود ندارد. کسی جرأت ترویج فهم غلط از دشمن ندارد. هیچکس قادر نیست آدرس غلط از دشمن بدهد.
«وحدت حول دشمن» امروز مردم را به خیابانها و میدانها کشانده است. وحدت حول دشمن انگشت نیروهای مسلح را روی ماشه شلیک هزاران موشک و پهباد نهاده است. امروز هیچکس در وجود مشروعیت و مقبولیت مقاومت ملت ایران در برابر آمریکا و صهیونیسم بینالملل شک ندارد.
از ایران فقط یک صدا به گوش میرسد؛ بزن بزن که داری خوب میزنی!
حتی یک لحظه هم توقف نکن!
همانطور که رهبر شهیدمان پیشبینی کرده بود، ملت ایران مبعوث شده است تا آمریکا را سرجایش بنشاند.
نظریه «بعثت مردم» از دل نظریه «وحدت حول دشمن» بیرون آمده است، لذا به قول مولانا:
خیز که امروز جهان آن ماست
جان و جهان ساقی مهمان ماست
۲_سؤال این است؛ پایانی بر این جنگ متصور است؟ گفتوگو و مذاکره در این نبرد چه جایگاهی دارد؟ پاسخ روشن است؛ ما در حال جدیترین و واقعیترین گفتوگو و مذاکره با آمریکا هستیم!
هر پهپاد انهدامی و هر موشکی که در پایگاههای آمریکا در منطقه و سرزمینهای اشغالی فرود میآید، حامل هزاران پیام برای دشمن است! ملت ایران دیگر حاضر نیست مذاکرات صدها بار تجربه شده را پشت میز ادامه دهد. ما با ضریات کوبنده موشک و پهپاد با دشمن گفتوگو میکنیم چون فقط صداهای انفجار و موج تخریب این نوع مذاکرات برای دشمن قابل شنیدن است.
ما با بستن تنگه هرمز و احتمالاً در آینده بستن تنگه باب المندب با استکبار جهانی گفتوگو میکنیم. این نوع گفتوگو یعنی زلزله در بازار انرژی جهان؛ این نوع گفتوگو یعنی در افتادن با همه هستی و دنیای کثیف آمریکاییها و صهیونیستها!
نتایج این گفتوگو از پیش معلوم است؛ تسلیم بدون قید و شرط دشمن! دشمن به زودی به هم میریزد. آن روز خیلی دور نیست. به زور دارد خود را سر پا نگه میدارد.
دلیل و نشانه این شکست در اراده پولادین ملت نهفته است. ملت اراده کرده است خود «مذاکرات» را مدیریت کند. پایان این گفتوگو تسلیم دشمن در برابر شروط ایران است.
۳_سؤال؛ شروط ایران چیست؟
الف: آمریکا مسئولیت این تجاوز را بپذیرد و وفق حقوق بینالملل متجاوز باید مجازات شود و غرامت جنگ را بپردازد.
ب: نتیجه طبیعی پایان این ماجرا برچیدن بساط تحریمها و تهدیدها و تحقیرهای ملت از سوی استکبار جهانی است.
ج: نظامات حقوقی جدید در تنگه هرمز مناسبات جدید ایران با اعراب خلیج فارس با اراده ای که جمهوری اسلامی ایران اراده خواهد کرد. جهان باید هزینه امنیت انرژی را به ایران بپردازد.
د: برچیدن پایگاههای نظامی آمریکا در عراق و سوریه و کشورهای منطقه
ه: پایان دادن به تجاوزات اسرائیل غاصب در منطقه از طریق عملیاتی کردن پیشنهاد مشخص امام شهیدمان آیتالله العظمی خامنهای مبنی بر رفراندوم در سرزمینهای اشغالی برای تعیین سرنوشت زندگی مردمی که در فلسطین زندگی میکنند.
کلید پایان جنگ دست ملت ایران و نیروهای مسلح و رهبری شجاع آن است. هیچ کس، هیچ نهاد بینالمللی نمیتواند این کلید را از دست ما بگیرد.
آنچه به عنوان شرایط پایان جنگ گفته شد، روی میز مذاکرات است. خطوط آن از میان شرایط رهبری جدید در مورد جنگ، شعارهای مردم در اجتماعات میلیونی این روزها و شب ها و «موشک نوشت» رزمندگان نیروهای مسلح بیرون آمده است.
چرخه جنگ، مذاکره، صلح و جنگ شکسته شده است.