عباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان تاکید کرد: من با ضرس قاطع عرض می‌کنم که هیچ مذاکره و گفتگویی با طرف آمریکایی نبوده. البته چند روزی است که طرف آمریکایی شروع کرده به ارسال پیام‌های مختلف از طریق واسطه‌های مختلف؛ اینکه پیام‌ها از طریق کشورهای دوست ما داده شود و ما هم در جواب، مواضع خودمان را اعلام کنیم یا هشدارهای لازم را بدهیم، این نه اسمش مذاکره است، نه اسمش گفتگو؛ بلکه صرفاً تبادل پیام است به واسطهٔ دوستان و ما در این تبادل پیام‌ها، مواضع اصولی خود را تکرار کرده‌ایم و در بعضی جاها هم هشدار داده‌ایم.

به گزارش جماران؛ مهم ترین محورهای اظهارات سبد عباس عراقچی وزیر امور خارجه در برنامه گفتگوی ویژه خبری در پی می آید:

پایگاه‌های آمریکا در منطقه، علی‌رغم آنکه گفته بودند مورد استفاده علیه ایران قرار نخواهند گرفت، در عمل مورد استفاده قرار گرفتند. خدماتی به نیروهای آمریکایی ارائه شد؛ خارج از پایگاه‌ها نیز به آن‌ها خدمات داده شد و از فضای آن‌ها استفاده شد. این موضوعی است که حتی خودشان نیز به انحای مختلف به آن اعتراف می‌کنند.

 

پیام ما روشن است؛ کشورهای منطقه حتماً باید از آمریکا فاصله بگیرند و خود را از این تهاجم علیه مردم ایران جدا کنند. این تهاجم کاملاً غیرقانونی، بی‌دلیل و غیرقابل توجیه است و هیچ مشروعیتی ندارد. 

 

متأسفانه کشورهای منطقه، به‌ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس، حتی این اقدام را محکوم نیز نکردند که امری بسیار عجیب است. از همان روز نخست، که مشخص بود در میانه مذاکرات به ما حمله شده است، انتظار می‌رفت چنین حملات بی‌دلیل و غیرقانونی دست‌کم در سطح لفظی محکوم شود، اما حتی این اقدام نیز صورت نگرفت.

 

حمله رژیم صهیونیستی، موضوعی نیست که جهان اسلام بتواند آن را نادیده بگیرد، اما این کشورها متأسفانه آن را نادیده گرفتند. پیام ما این است که آن‌ها باید خود را جدا کنند و اجازه ندهند از خاک، فضا یا دریای آن‌ها علیه ما استفاده شود. در این صورت خواهند دید که ما نیز در قبال آن‌ها اقدامی نخواهیم داشت. 

 

در حال حاضر نیز ما کاری با آن‌ها نداریم؛ حملات ما متوجه کشورهای همسایه نیست. ما همچنان این کشورها را دوست خود می‌دانیم و مردم آن‌ها را برادران و خواهران خود تلقی می‌کنیم.

 

ما هیچ‌گونه دشمنی با این کشورها نداریم؛ دشمنی ما با آمریکا و رژیم صهیونیستی است که در حال جنگ با ما هستند. آن‌ها نباید انتظار داشته باشند که در چنین شرایطی، که مردم ایران هدف حمله قرار می‌گیرند و نه صرفاً نیروهای نظامی ما سکوت کنیم. 

 

من همین‌جا این را هم عرض کنم که تنگه هرمز از نظر ما بسته کامل نیست. بسته است فقط به روی دشمنان. طبیعی هم هست؛ ما در شرایط جنگی هستیم، منطقه جنگی است. دلیلی ندارد به کشتی‌های دشمنان خودمان و متحدین‌شان اجازه عبور بدهیم. ولی برای بقیه آزاد است. البته آزاد که هست، خوب خود آن‌ها کشتی‌ها معمولاً اجتناب می‌کنند به دلیل ناامنی که وجود دارد. بعضی از آن‌ها شرکت‌های بیمه‌شان پوشش نمی‌دهد به اصطلاح این بیمه جنگی را و خودشان نمی‌آیند رد بشوند.

 

خیلی از این کشورها، یعنی خیلی از این کشتی‌ها، صاحبان‌شان یا کشورهایی که مالک آن‌ها هستند با ما تماس گرفتند و درخواست کردند که ما عبور ایمن آن‌ها را، عبور امن آن‌ها را از تنگه برقرار بکنیم و ما برای بعضی از این کشورها که کشورهای دوست ما هستند یا به هر دلیل به هر حال تشخیص دادیم که این کار را بکنیم، نیروهای مسلح ما این عبور ایمن را فراهم کردند.

 

 بعد از جنگ به هر حال تنگه هرمز در آب‌های داخلی ما و عمان قرار دارد. اینجا آب‌های بین‌المللی اگر هم می‌خواهند بشمارند، واقعیت این است که در آب‌های سرزمینی ایران و عمان هست و حاکمیت ما بر آنجا وجود دارد. در آینده هم ما به دنبال این هستیم که ترتیبات جدیدی برای عبور ایمن در آنجا بیندیشیم که در حال مطالعه است.

 

اگر بخواهم برای دشمنان برشمارم که ما در این جنگ تا این لحظه چه دستاوردهایی داشته‌ایم، واقعاً تعداد آن‌ها زیاد است. شاید مهم‌ترین آن‌ها این باشد که ما در این جنگ به دنیا نشان دادیم که هیچ‌کس نمی‌تواند با جمهوری اسلامی به سادگی درگیر شود. در حقیقت، ما یک سپر امنیتی برای خود ایجاد کرده‌ایم که به همه جهان نشان داد هرگونه تعرض به منافع ما، تبعات سنگینی خواهد داشت. این امر به‌منزله یک تضمین ذاتی امنیت برای ماست که خودمان آن را ایجاد کرده‌ایم.

 

درست است که ما تأکید داریم جنگ باید به‌گونه‌ای پایان یابد که تضمینی برای عدم تکرار آن وجود داشته باشد و این تضمین‌ها ممکن است در سطح بین‌المللی، از جمله در شورای امنیت، پیگیری شود، اما به اعتقاد من، مهم‌ترین تضمین همان تضمین ذاتی است که اکنون از بروز و ظهور قدرت ما در منطقه شکل گرفته است. به نظر نمی‌رسد دیگر کسی جرأت کند بار دیگر با مردم ایران وارد درگیری و جنگ شود.

 

در مجموع، به باور من، این وضعیت نشان‌دهنده شکست‌ناپذیری، استواری و ثبات جمهوری اسلامی است که به جهان، منطقه و حتی آمریکایی‌ها نشان داده شد. این‌که اکنون سخن از مذاکره به میان می‌آید، دقیقا نوعی اعتراف به شکست است. مگر پیش‌تر سخن از «تسلیم بدون قید و شرط» مطرح نمی‌کردند؟ اکنون چه شده است که از مذاکره سخن می‌گویند و درخواست آن را مطرح می‌کنند؟ من توضیح خواهم داد که مذاکره ای در کار نیست اما این‌که بالاترین مقامات خود را برای مذاکره با جمهوری اسلامی بسیج می‌کنند، نشان‌دهنده پذیرش شکست از سوی آن‌هاست.

 

تا اینجا، مردم ایران، نیروهای مسلح و همه اقشار جامعه، پاداش مقاومت خود را در این ۲۶ روز دریافت کرده‌اند. نیروهای مسلح با جان‌فشانی‌های خود نقش‌آفرینی کردند و شهدای گرانقدری تقدیم شد. مردم نیز در صحنه حضور داشتند و ایستادگی کردند. دولت نیز تمام تلاش خود را به کار گرفت تا معیشت مردم با کوچک‌ترین اختلالی مواجه نشود.

 

در این میان، دیپلمات‌ها نیز در وزارت امور خارجه نقش خود را ایفا کردند. من از همکاران خود در تمامی نمایندگی‌ها قدردانی می‌کنم. در این مدت، ما صدای مردم ایران در خارج از کشور بودیم. همکاران من با انجام مصاحبه‌های متعدد—گاه روزانه چهار تا پنج مصاحبه—تلاش کردند پیام و حقانیت مردم ایران را به گوش جهانیان برسانند.

 

در گام بعدی، ما مدافع حقوق مردم ایران نیز بوده‌ایم. تمامی این تجاوزات و اقدامات مغایر با حقوق بین‌الملل را به‌صورت مستند ثبت کرده‌ایم. نامه‌های متعددی به سازمان ملل ارسال شده و این اسناد به‌طور رسمی ثبت شده‌اند و پیگیری آن‌ها ادامه خواهد یافت. همچنین، در حد توان، یک دیپلماسی عمومی گسترده نیز در حد بضائت دنبال شده است. هرچند با رسانه‌های قدرتمند غربی مواجه هستیم که مسیر خود را طی می‌کنند، ما نیز وظیفه خود را انجام می‌دهیم و امیدواریم این تلاش‌ها به نتیجه مطلوب برسد.

 

اگر جنگ ادامه یابد، ممکن است پایانی نداشته باشد و مصیبتی برای کل منطقه به دنبال داشته باشد که به صلاح هیچ‌کس نیست. بنابراین، مایلم عرض کنم که گاهی تبادل پیام‌ها از طریق کشورهای دوست یا برخی افراد صورت می‌گیرد، اما این نه «گفت‌وگو» محسوب می‌شود و نه «مذاکره». چنین ارتباطاتی وجود داشته و در قالب آن، ایده‌هایی نیز مطرح شده است.

 

 در حال حاضر، سیاست ما ادامه مقاومت و دفاع از کشور است و برنامه‌ای برای مذاکره وجود ندارد، گفت:  تاکنون نیز هیچ مذاکره‌ای صورت نگرفته و به نظر می‌رسد موضع ما کاملاً اصولی است.

 

این جنگ حقایق بسیاری را روشن کرد،  نخستین حقیقت آن است که پایگاه‌های آمریکا در منطقه، که قرار بود امنیت کشورهای منطقه را تأمین کنند، نه‌تنها در این امر موفق نبوده‌اند، بلکه خود به عاملی ضد امنیتی تبدیل شده‌اند. در واقع، اگر این پایگاه‌ها وجود نداشتند، اساساً این کشورها در معرض چنین تهدیداتی قرار نمی‌گرفتند. بسیاری از تهدیدات و آسیب‌های کنونی، ناشی از حضور همین پایگاه‌هاست.

 

دومین حقیقت آن است که اولویت اصلی آمریکا، رژیم صهیونیستی و امنیت آن است. تمامی این پایگاه‌ها در راستای حمایت از اسرائیل عمل می‌کنند و نه در جهت تأمین امنیت کشورهای منطقه. این امر نشان می‌دهد که برای آمریکا، هدف اول، میانی و نهایی، حفظ امنیت رژیم صهیونیستی است و در این مسیر، از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد و همه دیگران را فدا خواهد کرد.

 

سومین حقیقت این است که اهداف رژیم صهیونیستی فراتر از آن چیزی است که به‌صورت رسمی مطرح می‌شود. ادعاهایی مانند زندگی در امنیت یا راهکار «دو دولت» با واقعیت‌های موجود همخوانی ندارد. این رژیم اهداف بلندپروازانه‌ای برای گسترش سلطه و هژمونی خود در منطقه دنبال می‌کند. طرح‌هایی مانند «اسرائیل بزرگ» نیز بیانگر همین رویکرد است که حتی بخش‌هایی از کشورهای منطقه، از جمله عربستان، عراق، اردن و سایر مناطق را در بر می‌گیرد. این موضوع نیز به‌صراحت از سوی آن‌ها مطرح شده است.

 

چهارمین حقیقت آن است که این جنگ، نه جنگ ایران و نه جنگ آمریکا، بلکه جنگ اسرائیل است؛ جنگی که این رژیم، آمریکا را به آن کشانده است. هزینه‌های این جنگ را هم مردم آمریکا و هم مردم منطقه پرداخت می‌کنند.

 

در این جنگ، مواضع ما از یک استحکام و قوتی برخوردار بوده که هیچ‌کس نتوانسته با آن مخالفت کند. من چون با وزرای خارجهٔ متعددی صحبت کرده‌ام و وقتی برایشان توضیح داده‌ام، هیچ وزیر خارجه‌ای نبود که بگوید حق با شما نیست.

 

موضع ما این است که ما دنبال جنگ نیستیم؛ این جنگ، جنگ ما نیست؛ ما این جنگ را شروع نکرده‌ایم و خواهان خاتمهٔ جنگ هستیم، ولی به شکلی که دیگر تکرار نشود. به همین دلیل آتش‌بس نمی‌خواهیم. آتش‌بس نمی‌خواهیم، نه اینکه جنگ می‌خواهیم؟ نه؛ آتش‌بس نمی‌خواهیم، چون آتش‌بس به تعبیر شما همان چرخهٔ باطل است که مجدداً می‌تواند این گرفتاری را ایجاد کند. ما خواهان خاتمه جنگ با شرایط خودمان هستیم و به شکلی می‌خواهیم که دیگر این جنگ تکرار نشود و دشمنان ما درسی بگیرند که حتی هوس حمله به ایران را هم در سر نداشته باشند. دوم اینکه خسارات مردم ایران پرداخت شود.

 

در طول تقریباً یک ماه گذشته، وزرای خارجهٔ زیادی تماس گرفته‌اند، رؤسای بعضی از کشورها تماس گرفته‌اند و هرکدام میگفتند چه کاری از دست ما برمی آید و ما چه کنیم؟ و پیشنهادهایی برای آتش‌بس داشته‌اند. موضع ما کاملاً اصولی و ثابت بوده که به همهٔ آن‌ها اعلام شده و ما همچنان بر این موضع هستیم.

 

 من با ضرس قاطع عرض می‌کنم که هیچ مذاکره و گفتگویی با طرف آمریکایی نبوده. البته چند روزی است که طرف آمریکایی شروع کرده به ارسال پیام‌های مختلف از طریق واسطه‌های مختلف؛ اینکه پیام‌ها از طریق کشورهای دوست ما داده شود و ما هم در جواب، مواضع خودمان را اعلام کنیم یا هشدارهای لازم را بدهیم، این نه اسمش مذاکره است، نه اسمش گفتگو؛ بلکه صرفاً تبادل پیام است به واسطهٔ دوستان و ما در این تبادل پیام‌ها، مواضع اصولی خود را تکرار کرده‌ایم و در بعضی جاها هم هشدار داده‌ایم.

 

به نظرم اروپایی‌ها دارند متوجه می‌شوند که چه اشتباهی انجام دادند و از روز اول باید محکوم می‌کردند و در مقابل این جنگ می‌ایستادند. امیدوار هستیم که صداهای شجاعانه‌ای که ما یکی دوتایش را این چند روز شنیدیم، در اروپا بیشتر شود و تکرار شود. اروپا مدعی است که پرچم‌دار حقوق بین‌الملل بوده و پرچم‌دار خیلی از ارزش‌های غربی بوده، اما همه این‌ها الان زیر سؤال رفته و حاضر نیستند اعتراف کنند به اینکه چه اشتباهاتی مرتکب شدند.

 

اجازه دهید در اینجا به چند نکته اشاره کنم. یکی از خدماتی که نمایندگی‌های ما ارائه دادند، کمک به ایرانیانی بود که در پشت مرزها گرفتار شده بودند. این اقدام، هم هزینه‌بر و هم مستلزم زحمات فراوان بود، اما با تلاش سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌های ما به انجام رسید. لازم می‌دانم از کشورهای مسیر و همسایه که همکاری شایانی داشتند، قدردانی کنم. همچنین از ایرانیانی که در تأمین هزینه‌ها کمک کردند، سپاسگزارم. اگرچه از ذکر نام خودداری می‌کنم، اما واقعاً بسیاری از شرکت‌ها و افراد ایرانی در خارج از کشور در این زمینه یاری‌رسان بودند. در اینجا باید از همکاری دولت‌های افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان، ارمنستان، ترکیه و حتی عربستان سعودی در انتقال حجاج تشکر کنم. همسایگان ما، از جمله پاکستان، نیز کمک‌های قابل توجهی ارائه دادند.

 

علاوه بر این، در زمینه ارسال کمک‌های انسانی مانند دارو و مواد غذایی نیز همکاری‌هایی صورت گرفت. مایلم تأکید کنم که ما از هر کشوری که تمایل به کمک داشت، استقبال کردیم؛ نه از آن جهت که نیازمند این کمک‌ها بودیم، بلکه برای آنکه همبستگی با مردم ایران به جهانیان نشان داده شود. 

 

از سفارتخانه‌های خود نیز که در هماهنگی این اقدامات نقش داشتند، قدردانی می‌کنم. همکاران ما همچنان در برخی کشورها مشغول فعالیت هستند، هرچند در مواردی با بی‌مهری نیز مواجه شدند. برای مثال، یکی از همسایگان جنوبی ما متأسفانه تعداد کارکنان نمایندگی ما را کاهش داد، اما می‌توانم با اطمینان بگویم که این موضوع خللی در عملکرد نمایندگی ایجاد نکرد، زیرا همکاران ما با تلاش شبانه‌روزی کمبود نیرو را جبران کردند.

 

در خصوص حادثه ناو «دنا» نیز، که متأسفانه در حالی که برای یک مانور تشریفاتی اعزام شده بود و در وضعیت تهاجمی یا دفاعی قرار نداشت، بدون هیچ مقدمه‌ای مورد حمله قرار گرفت و منجر به از دست رفتن تعدادی از نیروهای دریایی ما شد، لازم می‌دانم از کشورهای سریلانکا و هند قدردانی کنم. نمایندگی‌های ما در این کشورها تلاش  گسترده‌ای انجام دادند تا سایر ناوها به محل امن منتقل شوند، مجروحان مداوا گردند و پیکر شهدای پاک عزیز به کشور بازگردانده شود. این همکاری‌ها بسیار مؤثر بود، هرچند هنوز انتقال برخی از پرسنل در دست پیگیری است.

 

در مجموع، کشورهای پیرامونی ما همکاری‌های قابل توجهی داشتند. در حوزه جنوبی نیز، با وجود برخی مشکلات، هم مردم و هم دولت‌ها تا حدی همراهی کردند. امیدوارم پس از پایان این جنگ، بتوانیم به شرایطی بازگردیم که زمینه‌ساز تفاهمی جدید با کشورهای همسایه، به‌ویژه در حوزه خلیج فارس، باشد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.