به گزارش جماران؛ استاد هادی سروش در یادداشتی پیرامون شرایط سخت جنگی نوشت: عُقلای قوم به میدان آمده و صاحبان قدرتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی جامعه را از راهنماییهای کارشناسانه و دلسوزانه دریغ نفرمایند. هستههای مرکزی قدرت و مدیریت نیز از حضور و ارائه طریق اصحاب فکر و اندیشه و تجربههای گرانسنگ استقبال کنند.
۱) مقابله در برابر تجاوز، یک مسئله سیاسی نیست، بلکه یک دستورِ برخاسته از فطرت است که در هر موجودِ زندهای قرار دارد و باید تجاوز را دفع کرد.
۲) نفسِ ایستادگی در برابر تهاجم و تجاوز، پیروزی است و امروز مردم ما در صحنه و نیز نیروهای مسلح با دفاع جانانه، نوید این پیروزی را دارند. إنشاءالله
۳) مردم شریف و پر قیمت ایران با اثباتِ خود، توانستند دروغهای ۸۰ ساله نظام استبدادی غرب درباره حقوق بشر و فلسفهبافیهای اخلاقیشان را برملا کرده و چهره جنایتکار جنگی که بر بیمارستان و مدرسه کودکان رحم نمیکند را به جهان نشان دهد.
۴) دستور قرآن به هوشمندی در برابر تجاوز است. استاد آیت الله جوادی آملی در سوره توبه - بنا بر آنچه در خاطر دارم - از واژه «خُذُوا حِذْرَکُمْ»، بر خلاف مفسران که تفسیر به سلاح نظامی کردند، ایشان اسلحه را یک مصداق دانسته و تأکید روی هوشمندی در جنگ داشتند. امروز الفبای هوشمندی در نگاه عمیق به امنیت داخلی و خارجی و بررسی توانمندیها و سرمایههای مادی و معنوی یک ملت است که تا کجا باید هزینه شود و در برابر آن هزینه چه مقدار به سرمایهها افزون میشود.
۵) آنچه مهم است و مهم است، صداقت است؛ صداقت با خدا و صداقت با مردم. بر اساس آموزه نهجالبلاغه صداقت، عامل اصلی نزول لطف الهی و پیروزی بر دشمن است و امام علی(ع) فرمود: «وقتی خداوند صداقت ما را دید، دشمن را خوار و ذلیل کرد».
امروز چشمهای بینای مردم، صداقت و یا - خدای ناخواسته - جاه طلبی و فریب و نفاق و... را از آفتاب روشنتر میبیند.
۶) امیرالمؤمنین(ع) که سه جنگ خانمان سوز بر او تحمیل شد و در دو جنگ پیروزِ قاطع بود، فقط از پیروزی ظاهری سخن نگفت. او در نهجالبلاغه از پیروزی در یک معنای وسیع پرده برداشت و برای هر دو حالت پیروزی و غیر پیروزی دعا میکند: «خدایا ما را از تجاوز به حقوق دیگران (بغی) بر حذر دار و بر راه حق استوار کن». در صورت عدم پیروزیِ قاطع، دعا میکنند، «خدایا اگر آنها بر ما پیروز شدند، ما را از فساد و فتنه حفظ کن و شهادت را نصیبمان فرما».
۷) آنچه به آن موظفیم؛ استقامت، هوشمندی و عقلانیت در دفاع از آب و خاک میهن و باورهایمان است. در این مسیر، توکل عاقلانه به خدا، کلید رهایی از ذلت است.
۸) جامعه، دارای قوه عاقله است؛ قوه عاقله جامعه، همان عقلای قوم هستند. در رابطه با عُقلای قوم، دو درخواست نهفته وجود دارد:
اولاً: عُقلای قوم به میدان آمده و صاحبان قدرتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی جامعه را از راهنماییهای کارشناسانه و دلسوزانه دریغ نفرمایند.
ثانیاً: هستههای مرکزی قدرت و مدیریت، از حضور و ارائه طریق اصحاب فکر و اندیشه و تجربههای گرانسنگ استقبال کنند و مبادا خود را عقلِکُل بدانند که هیچ انسانی - بعد از حضرات معصومین(ع) - عقلِکُل نیست، اضافه بر اینکه پیامبرِ اُمّت(ص) که "عقلِ کل و کلّ عقل" بوده، مأمور به مشورت بوده است.
۹) دعا در شرایط بحرانی، بسیار مهم و راهگشاست. دعا تنها نویدبخش پیروزی و رسیدن به مقصد نیست بلکه دعا برخاسته از نهان دل، زمزمهای برای تسکین دل است و بالاتر؛ اتصال به قدرت بینهایتی است که همزمان با جهاد در میدان، معنا مییابد.