یک تحلیلگر مسائل چین گفت: اگر در ایران کسی فکر میکند چین متحد استراتژیک ماست، نه سیاست خارجی این کشور را میشناسد و نه از تحولات جهان اطلاعی دارد.
حامد وفایی در گفتوگو با خبرنگار جماران، در تشریح نوع نقشآفرینی چین در قبال جنگ ایران و آمریکا، اظهار کرد: برداشت ما از نوع کنشگری کشورها در موضوعات مختلف، دو حالت دارد؛ یک حالت به شکلی آرزومندانه و متناسب با انتظارات جمهوری اسلامی است و دیگری، مطابق با منطق رفتاری و چهارچوبهای تعیینشده توسط کشورها. وقتی با یک قدرت منطقهای هموزن خودمان طرفیم، شاید بتوانیم متناسب با آرزوهای خودمان تغییراتی در رویکردهای آن ایجاد کنیم، اما وقتی کشور مقابل ما یک قدرت جهانی است، طبیعتا جریان متفاوت میشود.
وی با اشاره به اینکه چین عضو دائم شورای امنیت است و یکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی محسوب میشود، افزود: برای بررسی نقشآفرینی چین در تحولات جهانی، باید شناخت کاملی از چینیها داشته باشیم. ما نمیتوانیم طبق آرزوهایمان، نوع نقشآفرینی چین در نظام بینالملل را تحلیل کنیم و بر اساس آن، به تعریف اهداف مشترک با آن کشور بپردازیم. بنابراین، واقعگرایی در مواجهه با رویکردهای چین و نوع نگرش آن به مسائل بینالمللی، به ما کمک میکند که بتوانیم برنامههای مشترکی را با این کشور پیگیری و اجرا کنیم. این مسأله در مورد روابط ما با تمام کشورها صادق است. باید ارتباطات خود با هر بازیگری را متناسب با واقعیات میدان و نگاهی که آن بازیگر به مسائل بینالمللی دارد، تنظیم کنیم.
این تحلیلگر مسائل چین با بیان اینکه جنگ فعلی ایران به طور مستقیم با امنیت ملی چین در ارتباط نیست، عنوان کرد: چین به شکلی خاص به چنین مسائلی وارد میشود. عملکرد چین در قبال مسائل بینالمللی، با نوع نقشآفرینی آمریکا در این مسائل متفاوت است. چینیها همواره تأکید دارند که بر خلاف آمریکا و ناتو، تنها در قالب یک کشور بزرگ و مسئولیتپذیر به معادلات بینالمللی وارد میشوند. در حقیقت، چین خودش را حافظ چهارچوبها و نظم فعلی جهانی میداند، نه یک قدرت جهانی و کشور هژمون.
وفایی با بیان اینکه چین هیچ کشوری را متحد استراتژیک خود نمیداند، اظهار کرد: از نگاه چینیها، دوران اتحادها در جهان به سر آمده است و لذا خود را وارد مسائل و درگیریهای هیچ کشوری نمیکنند. یکی از اصول اساسی سیاست خارجی چین، «اصل مترقی عدم تعهد متقابل» نام دارد. بنابراین، اگر در ایران کسی فکر میکند چین متحد استراتژیک ماست، نه سیاست خارجی این کشور را میشناسد و نه از تحولات جهان اطلاعی دارد. آن اتحادی که آمریکا با اسرائیل یا برخی کشورهای اروپایی دارد را چین با هیچ کشوری ندارد. توافقی که چین با ایران امضاء کرده، «مشارکت جامع راهبردی» است؛ یعنی چین به شکل راهبردی و بلندمدت، حاضر است بخشی از اقتصاد خود را در اختیار ایران قرار دهد.
وی اضافه کرد: به علاوه، هیچ کدام از طرفین جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، تقاطع مستقیمی با امنیت ملی چین ندارند و لذا این کشور به طور مستقیم وارد این جنگ نخواهد شد. اساسا چین تمایل ورود سخت به هیچ بحرانی را ندارد، مگر مواردی که مستقیما با امنیت ملیاش در ارتباط است و مثلا در محیط پیرامونیاش رخ میدهد؛ مانند جنگی که بین هند و پاکستان شکل گرفت یا مسائلی که به تایوان و دریای چین جنوبی مربوط میشود. اینکه در خاورمیانه اتفاقی رخ دهد و چین مستقیما وارد آن شود، با منطق رفتاری این کشور همخوانی ندارد.
این تحلیلگر مسائل چین با بیان اینکه نوع واکنش چین به جنگ فعلی ایران، از چند عامل ناشی میشود، عنوان کرد: یکی از مهمترین عوامل، جایگاه چین به عنوان یک کشور مسئولیتپذیر در نظام بینالملل است. چین خود را ملزم میداند تا حدی که جایگاه و امکاناتش اجازه میدهد، در تحولات بینالمللی ایفای نقش کند. لذا به محض آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، چینیها آن را نقض حاکمیت ملی ایران اعلام و از اقدامات جمهوری اسلامی برای حفظ تمامیت ارضی خود حمایت کردند.
وفایی ادامه داد: همچنین چینیها به سرعت برای ایفای نقش مثبت در حل این بحران اعلام آمادگی کردند که میتوان این را به معنای تمایل برای میانجیگری برداشت کرد. اصولا چین به عنوان کشوری که در حوزههای مختلف در رقابت با آمریکا قرار دارد، به این دست میانجیگریها بسیار علاقهمند است. البته میانجیگری به این معنا نیست که کشوری به عنوان فعال مایشاء حاضر شود و بخواهد ایفای نقش کند. این مسأله بستگی به این دارد که آیا ما و آمریکا نیز به چین برای ایفای نقش میانجی چراغ سبز نشان دادهایم یا خیر. در این خصوص، باید گفت که حتما در دیداری که برای فروردینماه بین روسای جمهور چین و آمریکا برنامهریزی شده، در مورد اتفاقات اخیر خاورمیانه نیز بحث خواهد شد.
وی اضافه کرد: اما در هر صورت، فعالیت چین در این زمینه قابل توجه بوده است. چینیها در ۷۲ ساعت با مسئولان بیش از ۷ کشور تماس تلفنی برقرار و در مورد جنگ ایران صحبت کردند و دیپلماسی فعالی را در پیش گرفتند. به علاوه، نماینده ویژه چین در امور خاورمیانه نیز برای انجام رایزنیهای حضوری به منطقه اعزام شد و با مقامات امارات و عربستان دیدار و گفتوگو کرد. بنابراین، چینیها تحرکاتی را انجام دادهاند، اما اینکه به عنوان میانجی ایفای نقش کنند، به تقاضای ما و آمریکا بستگی دارد.
این تحلیلگر مسائل چین تاکید کرد: اگر ایران سناریوهای خوبی را برای همکاری منطقهای با چین تعریف کند، میتوان انتظار داشت چین نقش مثبتی را در پایاندادن به جنگ کنونی ایفا کند. ورود چین به خاورمیانه، جنبه اقتصادی و ژئواکونومیک دارد، نه جنبه امنیتی. قطعا چین یکی از بازندگان شرایط ملتهب فعلی منطقه محسوب میشود. این کشور برای حفظ منافع خود، به دنبال حفظ امنیت در خاورمیانه است. به علاوه، اگر از منظر رقابت قدرتهای بزرگ نگاه کنیم نیز صلح در خاورمیانه برای چین اهمیت دارد. افزایش بیش از حد نقش آمریکا در منطقه، به ضرر چین است.
وفایی خاطرنشان کرد: توجه کنیم که همزمان با تحولات خاورمیانه و نظامیگری پررنگ آمریکا و اسرائیل در منطقه و کشتار مردم مظلوم ایران و لبنان، در شرق و جنوبشرق آسیا نیز فضای مشابهی وجود دارد. به عنوان مثال، ژاپنیها نسبت به استقرار سامانه دوربرد کروز در مناطق مرزی خود که به مناطق شرقی و توسعهیافته چین مشرف است، اقدام کردهاند، زیرا از تحولات تایوان نگران اند. بنابراین، این فضای امنیتی و نظامیگری تنها مختص خاورمیانه نیست و مناطق دیگر را هم تحت تأثیر خود قرار داده است. لذا ایجاد آرامش در خاورمیانه، در چهارچوب منافع ملی چین قرار میگیرد و اگر جمهوری اسلامی بتواند ابتکارات قابل قبولی را برای کار مشترک بین ایران، کشورهای منطقه و چین تعریف کند، میتواند انتظار میانجیگری مناسبی از سمت چینیها داشته باشد.
وی همچنین در خصوص رأی ممتنع چین به قطعنامه ضدایرانی اخیر شورای امنیت و عدم وتوی آن، بیان کرد: اگرچه ما به عنوان مردم ایران، حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه یا بستن تنگه هرمز را حق خود میدانیم، اما چین به عنوان عضو دائم شورای امنیت که خود را یک کشور مسئولیتپذیر و حافظ نظم موجود جهانی میداند، طبیعتا نمیتواند اقدام ایران در حمله به کشورهای خلیجفارس یا بستن تنگه هرمز را تایید کند. بنابراین، نباید از چین انتظار وتوی قطعنامه مذکور را داشته باشیم. در سفر نماینده ویژه چین به خاورمیانه نیز کشورهای منطقه از او خواستهاند که برای کنترل واکنشهای ایران اقدامی انجام دهد.
این تحلیلگر مسائل چین افزود: اگر ما ابتکاری در این زمینه نداشته باشیم، ممکن است کلا عملکرد چین از میانجیگری بین ایران و آمریکا و اسرائیل، تغییر کند و به میانجی بین ایران و کشورهای منطقه تبدیل شود و از جمهوری اسلامی بخواهد از حمله به کشورهای اطراف خود دست بکشد. در مورد سایر مسائل از جمله هستهای نیز چین همین رویکرد را دارد؛ یعنی تا زمانی که جمهوری اسلامی به چهارچوبهای آژانس و NPT پایبند باشد، چینیها از ایران حمایت میکنند، اما به محض اینکه ایران از این چهارچوبها خارج شود، مطمئنا حمایتهای چین از برنامه هستهای ایران نیز تمام خواهد شد.
وفایی با اشاره به صحبتهای اخیر وزیر امور خارجه کشورمان مبنی بر ادامه داشتن همکاریهای ایران و چین در زمینههای مختلف از جمله نظامی، گفت: این همکاریها به صورت تاریخی و از زمان جنگ ۸ ساله با عراق وجود داشته است. در جنگ فعلی نیز چینیها در مواضع خود از اقدامات دفاعی ایران حمایت کردهاند؛ بنابراین، طبیعی است که تعاملاتی بین ایران و چین در حوزه نظامی در جریان باشد. به علاوه، از همان ابتدا که ایران و چین روابط بلندمدت با یکدیگر را تعریف کردند، مسائل نظامی یکی از مواردی بوده که همیشه به شکلی محکم پیگیری شده است. یعنی فارغ از جنگی که اخیرا پیش آمده، دو کشور از مدتها پیش در حال انجام همکاریهایی در زمینه نظامی هستند.
وی با تأکید بر اینکه اکنون ایران باید قدرتهایی از جمله چین را در کنار خود داشته باشد، اظهار کرد: ما در یک جنگ نابرابر قرار داریم و اگرچه خودمان یک قدرت منطقهای هستیم، اما طرف مقابل ما یک قدرت منطقهای در کنار یک قدرت جهانی است. در چنین فضایی، فروکش کردن منازعه با دشواریهایی همراه است. در این زمینه، ایران میتواند از ظرفیتهای چینیها استفاده کند. البته همان طور که گفتم، هرگز به آن شکلی که آمریکا از اسرائیل حمایت میکند، چین از ما حمایت نخواهد کرد، اما ما در مواجهه با بحران فعلی، میتوانیم برخی از قدرتهای جهانی را در کنار خود داشته باشیم تا رفتارهای آمریکا و اسرائیل را بهتر کنترل کنیم.
این تحلیلگر مسائل چین با تاکید بر اینکه البته در این خصوص باید به ملاحظات چین نیز توجه کنیم، افزود: یکی از این ملاحظات، «ابتکار امنیت جهانی چینیها» است که رئیسجمهور این کشور مطرح کرده بود. اگر ما بر این اساس به یک چهارچوب مشترکی با چین برسیم، مطمئنا این کشور برای مواجهه با بحران فعلی منطقه وارد خواهد شد و میتوان از ظرفیت آن برای فروکش کردن این آتشی که اکنون به شکلی ظالمانه علیه ما افروخته شده، استفاده کنیم.