یک دیپلمات سابق گفت: قطعنامه اخیر شورای امنیت میتواند مقدمهای برای انجام اقدامات شدیدتر بعدی علیه ایران باشد؛ یعنی تلویحا حاوی تهدیدی مبنی بر اقدام بعدی و صدور یک قطعنامه دیگر حاوی تدابیر اجرایی و تنبیهی است.
کوروش احمدی در گفتوگو با خبرنگار جماران، با اشاره به قطعنامه ضدایرانی اخیر شورای امنیت بعد از حملات جمهوری اسلامی به پایگاههای منطقهای آمریکا، اظهار کرد: این قطعنامهای بسیار شدیداللحن میباشد که در سه قسمت آن بر مبنای سه ادعای متفاوت، ایران محکوم شده است. در مورد اول کشورمان به علت آنچه که «حملات زشت جمهوری اسلامی ایران علیه قلمروهای عربستان، امارات، عمان، کویت، قطر، بحرین و اردن» خوانده شده، «به شدیدترین وجه محکوم شده است.» محکومیت دوم در رابطه با ادعای حمله به مناطق مسکونی و اهداف غیرنظامی در این کشورهاست.
وی ادامه داد: در مورد سوم نیز «هر اقدام یا تهدیدی از جانب جمهوری اسلامی ایران با هدف بستن و ایجاد ممانعت یا به هر شکل مداخله در ناوبری دریایی بینالمللی در تنگه هرمز و بابالمندب» محکوم و از ایران خواسته شده است تا فورا هر اقدامی در این رابطه را متوقف کند. به علاوه، در بند دوم قطعنامه مذکور یعنی قطعنامه ۲۸۱۷، ادعا شده که این اقدامات ایران «نقض جدی حقوق بینالملل» و «نقض صلح و امنیت بینالمللی» است و خواستار توقف حملات شده است. همچنین در بند ۵ این قطعنامه، از ایران خواسته شده تا «فورا هر اقدامی یا تهدیدی علیه همسایگان خود، از جمله از طریق گروههای نیابتی» را متوقف کند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل افزود: هدف اعضای شورای همکاری خلیجفارس و خصوصا بحرین که به عنوان عضو شورای امنیت این قطعنامه را ارائه داد، این بود که بیشترین حمایت اعضای سازمان ملل و نیز بیشترین رأی مثبت اعضای شورای امنیت را برای آن کسب کنند. متأسفانه ۱۳۵ کشور بانی این قطعنامه شدند و ۱۳ عضو شورای امنیت نیز به آن رأی مثبت دادند. یعنی حتی کشورهایی مانند پاکستان که به طور سنتی ملاحظه ما را میکنند نیز با این قطعنامه ضدایرانی همراه شدند.
احمدی در تشریح عواقب این قطعنامه برای ایران، بیان کرد: قطعنامه مذکور، ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل صادر نشده و زبان آن نیز به گونهای است که الزام حقوقی ایجاد نمیکند. میتوان آن را در چهارچوب ماده ۳۹ منشور در نظر گرفت؛ یعنی در حقیقت شورای امنیت در این قطعنامه، صرفا اقدام به تعیین منبع تهدید کرده و از ایران خواسته که به «حملات خود» پایان دهد؛ بدون اینکه تدابیر اجرایی خاصی را در قطعنامه تصویب کند.
وی ادامه داد: اما این قطعنامه میتواند مقدمهای برای انجام اقدامات شدیدتر بعدی علیه ایران باشد؛ یعنی تلویحا حاوی تهدیدی مبنی بر اقدام بعدی و صدور یک قطعنامه دیگر حاوی تدابیر اجرایی و تنبیهی است. با توجه به حمایت بالایی که از قطعنامه صورت گرفت، حتی این احتمال وجود دارد که قطعنامه ضدایرانی بعدی در ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل صادر شود.
این دیپلمات سابق با تاکید بر اینکه بزرگترین مشکل این قطعنامه این است که هیچ اشارهای به تجاوزات آمریکا و اسرائیل به ایران در آن نشده و اتفاقاتی که در کشورهای همسایه افتاده را کاملا در خلاء دیده است، گفت: به طور کلی، مهم است که توجه شود از ابتدای تجاوزات علیه ایران، هیچ تلاشی توسط شورای امنیت برای پرداختن مستقیم به این موضوع و تصویب سندی در مورد آن انجام نشده است. البته روسیه کوشید تا با ارائه یک قطعنامه موازی با قطعنامه 2817 خواستار آتشبس در کل منطقه شود، اما این تلاش ناموفق بود و پیشنویس روسیه تنها توانست 4 رأی مثبت به دست آورد.
احمدی در خصوص چرایی عدم اقدام چین و روسیه نسبت به وتوی قطعنامه ضدایرانی اخیر، عنوان کرد: چین و روسیه روابط گستردهای با اعضای شورای همکاری خلیجفارس دارند. حجم مبادلات اقتصادی بین چین و این کشورها، حدود ۳۰۰ میلیارد دلار است که رقم بسیار بالایی محسوب میشود. به لحاظ سیاسی و امنیتی نیز همکاریهای نزدیکی بین چین با اعضای شورای همکاری خلیجفارس وجود دارد. همچنین برای روسیه به عنوان یکی از اعضای اوپک پلاس نیز مهم است که روابط خود با عربستان و دیگر صادرکنندگان نفت را حفظ کند. علاوه بر اینها، اساسا چین و روسیه با اسرائیل نیز روابط خوبی دارند و روابطشان با آمریکا هم تابع ملاحظات بسیار مهمی است.
وی اضافه کرد: ضمن اینکه طراحان پیشنویس این قطعنامه برای اینکه بتوانند از وتوی چین و روسیه جلوگیری کنند، آن را در گام اول به شکل حداکثری تدوین نکردند و به عنوان مثال، تدابیر اجرایی خاصی علیه ایران در آن قرار ندادند. ظاهرا بانیان قطعنامه در این فکر هستند که در گام بعدی و در صورت ادامه مشکلی که بر آن متمرکز اند، اقدامات بیشتری انجام دهند و در آن شرایط حتی حساب بیشتری روی حمایت چین و روسیه میکنند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در خصوص اخبار منتشرشده مبنی بر کمکهای روسیه به ایران در جنگ اخیر، اظهار کرد: ممکن است روسیه برای اینکه روابط خود با جمهوری اسلامی را حفظ کند، برخی اقدامات کمکی مانند ارائه یک سری اطلاعات طبقهبندیشده به ایران را به طور مخفی انجام داده باشد، اما نباید این را فراموش کنیم که روسیه یکی از ذینفعان وضعیت کنونی محسوب میشود. اکنون مطابق برخی برآوردها، به علت افزایش قیمت نفت، درآمدهای نفتی روسیه به میزان ۳ میلیارد دلار در هفته افزایش یافته است.
احمدی با بیان اینکه به علاوه، جنگ ایران باعث انحراف توجهات از جنگ اوکراین شده است، عنوان کرد: از طرف دیگر، با توجه به اینکه روسیه تمایلی به از دست دادن حمایت ترامپ ندارد، نمیخواهد کمکهایش به ایران قابل اثبات باشد، زیرا در این صورت، ممکن است در قضیه اوکراین ضرر کند. بنابراین، در جریان جنگ ایران، روسیه در حال بندبازی است؛ یعنی اگر کمکی هم به ایران کرده باشد، به گونهای نبوده که خودش ضرر کند.
وی در خصوص اینکه برخی معتقدند همان طور که لیندسی گراهام، سناتور تندروی جمهوریخواه تلویحا اعلام کرد، تسلط بر نفت ایران و مهار چین از این طریق، یکی از اهداف آمریکا از حمله به ایران بود، گفت: به نظر من چنین تحلیلهایی درست نیست. حتی نفت ونزوئلا هم اکنون در دست آمریکا قرار ندارد. اگرچه شرکتهای آمریکایی فرصت حضور در بخش انرژی ونزوئلا را پیدا کردهاند، اما این به معنای تسلط ایالات متحده بر نفت ونزوئلا نیست.
این دیپلمات سابق با بیان اینکه در ایران نیز ما هیچ وقت با فعالیت شرکتهای آمریکایی در بخش انرژی کشورمان مشکلی نداشتیم و در سال ۱۹۹۵ نیز قراردادی با شرکت «کونوکو» آمریکا امضا کردیم، اما آمریکاییها آن را بر هم زدند، افزود: در دنیای امروز، این کاملا بیمعنی است که تصور کنیم آمریکا میتواند بر نفت کشوری دیگر مسلط شود، کما اینکه بعد از حمله آمریکا به عراق در 2003 هم هیچ وقت این اتفاق رخ نداد. صحبتهای گراهام در این خصوص نیز بیشتر جنبه مصرف داخلی دارد. هرگز نمیتوان تصور کرد ایران، ونزوئلا یا هر کشور دیگری، مانند قرن نوزدهم مستعمره آمریکا شوند. این صحبتها در قرن ۲۱ کاملا بیمعنی است.
احمدی در تحلیل خود از وضعیت کنونی جنگ، بیان کرد: به نظر من، جنگ روی سراشیبی افتاده و ترامپ به دنبال فرصتی برای پایاندادن به آن است، زیرا دیگر بیش از آنچه تا کنون انجام داده، کار دیگری نمیتواند بکند. با توجه به شرایط بازار نفت و همچنین مسائل داخلی آمریکا از جمله نزدیک بودن زمان انتخابات میاندورهای کنگره و مخالفت افکار عمومی آمریکا با ادامه این جنگ، به نظر میرسد اکنون ترامپ در حال بررسی چگونگی پایاندادن به جنگ با ایران است.
وی با اشاره به اینکه ایران مواردی از جمله تضمین عدم شروع جنگی دیگر و پرداخت غرامت توسط آمریکا را به عنوان شروط خود برای پایان جنگ اعلام کرده، گفت: آمریکا میتواند جنگ را به صورت یکطرفه تمام کند. اما اینکه پس از آن ایران به حملات خود ادامه خواهد داد یا خیر، تصمیمی است که مقامات ما باید در آن شرایط اخذ کنند.