یک تحلیلگر مسائل بینالملل احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران را بعید دانست و گفت: با توجه به هراس شدید افکار عمومی آمریکا نسبت به تکرار تراژدی افغانستان و عراق، رسیدن به اجماع دو حزبی برای حمله زمینی به ایران بسیار بسیار دشوار است.
دیاکو حسینی در گفتوگو با خبرنگار جماران، در تحلیل خود از شرایط کنونی کشور اظهار کرد: در مرحله فعلی، آمریکا و اسرائیل تصور میکنند که به اهداف خود از جمله نابودی کامل برنامه هستهای، تضعیف شدید برنامه موشکی و نیروی دریایی ایران و دست کشیدن جمهوری اسلامی از گروههای نیابتی در منطقه نزدیک شدهاند. بنابراین، بعید است که اکنون آمریکا و اسرائیل دیپلماسی را قبول کنند و اگر هم بپذیرند، به چیزی جز تسلیم کامل ایران رضایت نخواهند داد.
وی با اشاره به اینکه البته از سمت ایران نیز تمایلی برای دیپلماسی وجود ندارد، افزود: در شرایطی که رهبر کشور ترور شده و شهرهای مختلف ایران تحت شدیدترین حملات قرار دارد، طبیعتا جمهوری اسلامی یا نمیتواند برای پایان جنگ توافق کند یا حتی اگر هم توافقی حاصل شود، منصفانه نخواهد بود. بنابراین، ایران نیز ترجیح میدهد که در موقعیتی بهتر وارد مذاکرات صلح شود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: اما تصمیمگیران کشور باید در حین برنامهریزی، به این مسأله توجه کنند که آیا گذر زمان به ما کمک میکند که به موقعیت نظامی بهتری برسیم یا خیر. اگر پاسخ مثبت است، عاقلانه است که ایران مقداری صبر کند، اما این نگرانی وجود دارد که گذر زمان کمکی به بهبود شرایط نکند. در این صورت، چنانچه طرفین اصرار بر ادامه حملات داشته باشند، ممکن است وارد یک جنگ فرسایشی بلندمدت شویم.
حسینی اضافه کرد: البته با توجه به تداوم افزایش قیمت نفت و تحت فشار قرار گرفتن منابع مالی کشورهای خلیج فارس و متأثر شدن بازار نفت جهانی، ممکن است کشورهای آسیایی و اروپایی اقدامات جدیتری برای میانجیگری انجام دهند که البته مشخص نیست که آیا ترامپ به این میانجیگریها بها دهد یا خیر. شاید طی روزهای آینده بتوان ارزیابی دقیقتری از احتمال آغاز دیپلماسی و موفقیت آن داشت، اما تا این لحظه، هم ایران و هم آمریکا صرفا بر روی جنگ متمرکز اند و تمایلی به دیپلماسی ندارند.
وی با بیان اینکه جنگ فعلی شدیدتر از جنگ ۱۲ روزه است، عنوان کرد: بر خلاف جنگ قبلی که آمریکا تنها در حمله به تأسیسات هستهای مشارکت مستقیم داشت، در جنگ فعلی، از همان روز نخست به طور گسترده وارد شد. لذا این یک جنگ تمامعیار بین ایران و آمریکاست. ضمن اینکه در این جنگ، هزینه اولیهای که ایران پرداخت کرد بسیار شدیدتر نسبت به جنگ ۱۲ روزه بود. بنابراین، من فکر میکنم بر خلاف جنگ قبلی که با آتشبس به پایان رسید، جنگ فعلی تنها به شکل یک بازی با حاصلجمع صفر امکان پایانیافتن دارد؛ یعنی پیروزی کامل یک طرف و شکست کامل طرف دیگر.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: ضمن اینکه ترامپ کاملا تحت تأثیر نتانیاهو وارد این جنگ شد و حال پس از پرداخت این همه هزینه، نخستوزیر اسرائیل این اجازه را به ترامپ نخواهد داد که بدون دستیابی به نتایج سیاسی پایدار، به جنگ پایان دهد. بنابراین، من فکر میکنم این جنگ بیشتر از جنگ قبلی طول خواهد کشید. البته فاکتورهای بسیاری از جمله تابآوری نظامی ایران و آمریکا و تابآوری اقتصادی کشورهای خلیج فارس، اروپا و مصرفکنندگان آسیایی نفت نیز در زمان اتمام جنگ تأثیر دارد، اما پیشبینی من این است که این جنگ حداقل بین ۲ تا ۳ هفته به طول خواهد انجامید.
حسینی با اشاره به اینکه ترامپ مجددا اعلام کرده به چیزی کمتر از تسلیم بیقیدوشرط ایران راضی نیست، گفت: منظور او از این خواسته، یک تعهد بلندمدت از سمت ایران برای توقف هر نوع فعالیت هستهای، محدودیت بُرد و تعداد موشکها و توقف حمایت از گروههای نیابتی در منطقه است. در ازای این تعهدات، شاید ترامپ حاضر به رفع برخی از تحریمها شود. بسیار بعید است که ایران به چنین توافقی تن دهد. بنابراین، معنای تسلیم بیقیدوشرط، این است که یا تغییر نظام سیاسی در ایران رخ دهد یا تغییر نظام سیاستی؛ یعنی حتی اگر قرار است همین ساختار حکومتی باقی بماند هم سیاستهای ایران به شکلی مبنایی تغییر یابد. این همان چیزی که نتانیاهو نیز از سالها پیش به دنبال آن بود.
وی در خصوص گمانهزنیها نسبت به ورود ناتو در جنگ با ایران، بیان کرد: با توجه به حمله ایران علیه پایگاههای منطقهای آمریکا، این کشور همین امروز میتواند ماده ۵ ناتو را فعال کند. اما به نظر من، اکنون آمریکا به لحاظ نظامی خود را نیازمند ورود ناتو به جنگ با ایران نمیبیند. مگر اینکه جنگ به مرحله فرسایشی برسد و در آن زمان، آمریکا با هدف سیاسی و به قصد اجماعسازی علیه ایران، ماده ۵ ناتو را فعال کند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل همچنین احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران را بعید دانست و اظهار کرد: با توجه به هراس شدید افکار عمومی آمریکا نسبت به تکرار تراژدی افغانستان و عراق، رسیدن به اجماع دوحزبی برای حمله زمینی به ایران بسیار بسیار دشوار است. بنابراین، احتمال ورود زمینی گسترده به ایران وجود ندارد. اما دو حالت امکانپذیر است؛ نخست، اجرای عملیات ویژه نیروهای کماندویی آمریکا برای اشغال هدفمند بخشهای محدودی از ایران و دوم، ساماندهی نیروهای شبهنظامی خارجی یا داخلی که بتوانند نقش نیروی زمینی یا ایجاد شورشهای محلی را برای آمریکا ایفا کنند. تنها در این دو قالب امکان استفاده از نیروی زمینی وجود دارد و احتمال لشکرکشی گسترده منتفی است.