با افزایش احتمال درگیری مستقیم میان تهران و واشنگتن، بررسی سوابق چهار دهه گذشته نشان می‌دهد ایران مجموعه‌ای از گزینه‌های تلافی‌جویانه در اختیار دارد؛ از حملات سایبری و عملیات دریایی گرفته تا رگبارهای موشکی محدود و اقدامات نیابتی. هرچند دو طرف در آغاز تمایل دارند سطح تنش را کنترل کنند، اما افزایش تلفات و تبادل آتش می‌تواند به‌سرعت چرخه‌ای از تشدید ایجاد کند که منطقه را به آستانه جنگی گسترده‌تر بکشاند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی نوشت: با توجه به بازگشت دوباره چشم‌انداز جنگ در خاورمیانه، ضروری است ارزیابی شود که ایران چگونه ممکن است به یک حمله ایالات متحده پاسخ دهد. این بخش از «پرسش‌های حیاتی» با نگاهی به گذشته برای پیش‌بینی آینده تدوین شده و تاریخچه حملات ایران به آمریکا و متحدانش از سال ۱۹۸۰ تاکنون را مبنایی برای پیش‌بینی نوع تلافی احتمالی تهران و سنجش خطر شکل‌گیری چرخه‌ای از تشدید تنش قرار می‌دهد؛ چرخه‌ای که می‌تواند منطقه ـ و حتی جهان ـ را به جنگی گسترده‌تر بکشاند.

هم سابقه حملات ایران و هم آموزه‌های بنیادین نظریه روابط بین‌الملل نشان می‌دهد که در کوتاه‌مدت محدودیت‌هایی برای گسترش درگیری وجود دارد. فرض اساسی آن است که هر پاسخ نظامی بخشی از راهبردی بزرگ‌تر برای چانه‌زنی است. دولت‌ها هم‌زمان مذاکره و جنگ می‌کنند و در کنار دیپلماسی از ابزار اجبار نیز برای تأمین منافع خود بهره می‌برند. این امر دلالت دارد که هم ایالات متحده و هم ایران در ابتدا خواهند کوشید سطح خشونت را در حداقل نگه دارند تا فضای گفت‌وگو حفظ شود و از ورود به چرخه‌ای گسترده‌تر که به درگیری منطقه‌ای طولانی‌مدت بینجامد جلوگیری شود. ایران احتمالاً ترجیح می‌دهد پاسخی متناسب ارائه دهد که از تشدید منطقه‌ای جلوگیری کند. هرچه رژیم بتواند حملات مستمر آمریکا را محدود کند ـ به‌ویژه در شرایطی که با دور دوم اعتراضات داخلی مواجه است ـ و مانع از پیوستن هواپیماهای دیگر کشورهای خلیج فارس شود، برایش مطلوب‌تر خواهد بود.

با این حال، نقطه‌ای برای واژگونی وجود دارد. هرچه تعداد موشک‌های شلیک‌شده از سوی هر طرف بیشتر شود و شمار تلفات افزایش یابد، جاذبه تشدید تنش قوی‌تر خواهد شد و با وجود ترجیح به حملات محدود و رفتار متقابل، امکان وقوع جنگی بزرگ‌تر واقعی می‌شود. ترس و حیثیت می‌توانند حتی عقلانی‌ترین برنامه‌ها را نیز تضعیف کنند.

 

پرسش ۱: آیا ایران می‌تواند از حملات سایبری برای تلافی استفاده کند؟

 

پاسخ: بله. تقریباً قطعی است که هر پاسخ ایران شامل نقشی مستقیم یا غیرمستقیم برای عملیات سایبری باشد. ایران سابقه‌ای مستند در جایگزینی عملیات سایبری به‌جای رویکرد سنتی جنگ نیابتی دارد. بین سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴، ایران مؤسسات مالی آمریکا(عملیات ابابیل)، شرکت آرامکوی عربستان سعودی و شرکت لاس‌وگاس سندز را هدف قرار داد. اخیراً نیز در دو روز پس از حملات نظامی اسرائیل به ایران در سال ۲۰۲۵، افزایش ۷۰۰ درصدی حملات سایبری علیه اسرائیل گزارش شد. آنچه سوابق تاریخی نشان می‌دهد و مطالعات عمده تأیید می‌کنند، این است که ایران می‌تواند از تلافی سایبری برای محدود کردن چرخه گسترده‌تر تشدید تنش استفاده کند.

ایران می‌تواند طیفی از عملیات سایبری را انتخاب کند؛ از تخریب ساده وب‌سایت‌ها و به‌کارگیری ربات‌ها برای انتشار تبلیغات حکومتی تا حملات پیچیده‌تر علیه زیرساخت‌های حیاتی. چنین پاسخی در سطوح پایین نردبان تشدید قرار می‌گیرد و عملاً به‌جای ارسال سیگنال پرهزینه، حمله‌ای غیرمستقیم در فضای سایبری انجام می‌دهد.

 

پرسش ۲: آیا ایران می‌تواند سامانه‌های بدون سرنشین آمریکا را هدف قرار دهد؟

 

پاسخ: در گذشته چنین کرده است. در تابستان ۲۰۱۹ و در اوج تنش‌ها در خلیج فارس، ایران در پاسخ به افزایش حضور نظامی آمریکا یک پهپاد شناسایی RQ-4A گلوبال هاوک را در آب‌های بین‌المللی نزدیک تنگه هرمز سرنگون کرد. در آن زمان، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرلشکر حسین سلامی، اعلام کرد این اقدام هشداری به آمریکا بود که ایران برای جنگ آماده است، هرچند قصد آغاز آن را ندارد.

شایان توجه است که آمریکا در پاسخ به این اقدام، حمله سایبری انجام داد. دونالد ترامپ به‌جای اجرای حمله دقیق نظامی که می‌توانست نظامیانی را که سامانه‌های موشکی مرتبط با حمله را اداره می‌کردند هدف قرار دهد، گزینه حمله سایبری به سامانه‌های موشکی زمین‌به‌هوای ایران را انتخاب کرد. او در مصاحبه‌ای بعدی تأیید کرد که این گزینه را برای جلوگیری از جنگی گسترده‌تر برگزیده است؛ نمونه‌ای از جایگزینی عملیات سایبری به‌جای واکنش‌های دیگر برای مهار تشدید تنش.

این رویداد نشان می‌دهد ایران می‌تواند ترکیبی از پهپادها ـ از شناورهای سطحی بدون سرنشین تا هواگردها ـ را هدف قرار دهد تا خطر تشدید تنش را به آمریکا گوشزد کند. با توجه به گستردگی حضور نظامی آمریکا در منطقه، چنین حمله‌ای احتمالاً بزرگ‌تر از سال ۲۰۱۹ خواهد بود و شامل هدف قرار دادن چندین پهپاد برای ارسال هشداری قوی‌تر می‌شود. همچنین احتمال دارد شامل جنگ الکترونیک و تلاش برای اخلال در پیوندهای ارتباطی پهپادها باشد؛ حوزه‌ای که چین و روسیه احتمالاً برای کسب اطلاعات ارزشمند میدان نبرد در آن همکاری خواهند کرد.

 

پرسش ۳: آیا ایران می‌تواند در دریا تلافی کند؟

 

پاسخ: ایران می‌تواند به‌گونه‌ای پاسخ دهد که درگیری را در حوزه دریایی نگه دارد. در جریان جنگ نفتکش‌ها در اواخر دهه ۱۹۸۰، ایران از ترکیبی از مین‌های دریایی و حملات موشکی هدایت‌شونده برای هدف قرار دادن کشتی‌های آمریکا استفاده کرد. در ۱۶ اکتبر ۱۹۸۷، یک موشک کروز ایرانی به نفتکش کویتی با پرچم آمریکا «سی آیل سیتی» اصابت کرد. در ۱۴ آوریل ۱۹۸۸، ناوچه موشک‌انداز «ساموئل بی. رابرتز» با مین برخورد کرد. در سال‌های اخیر نیز ایران نفتکش‌های متعلق به متحدان آمریکا از جمله ژاپن (حمله پهپادی) و بریتانیا (توقیف مسلحانه) را هدف قرار داده و شناورهای رودخانه‌ای آمریکا را توقیف و ملوانان آمریکایی را برای مدت کوتاهی بازداشت کرده است. سوابق نشان می‌دهد ایران در دریا گزینه‌های متعددی دارد که می‌تواند عزم خود را نشان دهد بدون آنکه در چرخه خطرناک تشدید گرفتار شود.

ایران می‌تواند در پاسخ به حمله محدود آمریکا در حوزه دریایی اقدام کند. شلیک پهپادهای انتحاری و مین‌گذاری راهی برای افزایش تدریجی تنش بدون ورود به جنگی بزرگ است. تهران می‌تواند بدون بستن تنگه هرمز و مختل کردن بازار جهانی نفت، اقدام به مین‌گذاری کند یا چندین پهپاد را به سوی هدفی آمریکایی شلیک کند که می‌داند رهگیری خواهد شد، اما پیام را منتقل می‌کند. امواج پهپادهای انتحاری در هوا و دریا همچنین مهمات دفاعی آمریکا را تحلیل می‌برد که هم‌اکنون نیز در سطح پایینی قرار دارد. در وضعیت فعلی، آمریکا یک پهپاد در حال نزدیک شدن به ناو هواپیمابر خود را سرنگون کرده است. در سناریویی افراطی، ایران حتی می‌تواند قایق‌های تندرو، موشک‌های کروز ضدکشتی، پهپادها و مین‌ها را ترکیب کند تا برای غرق کردن یک کشتی آمریکایی تلاش کند، اما این اقدام زمینه‌ساز حمله دوم گسترده‌تر آمریکا خواهد شد.

 

پرسش ۴: گزینه‌های غیرمتعارف ایران چیست؟

 

ایران سابقه‌ای طولانی در استفاده از نیروهای نیابتی* و عملیات‌های غیرمستقیم برای پیشبرد اهداف راهبردی خود دارد. در اوایل دهه ۱۹۸۰، مجموعه‌ای از حملات علیه منافع آمریکا در خاورمیانه رخ داد؛ از جمله انفجار پادگان تفنگداران دریایی و سفارت ایالات متحده در بیروت، و همچنین حملات به سفارت‌های آمریکا و فرانسه در کویت. همان دوره با ربایش شهروندان آمریکایی و هواپیماربایی‌های پر سر و صدا همراه بود. این روند در دهه ۱۹۹۰ نیز ادامه یافت و به حملات بزرگی علیه پایگاه‌های نظامی آمریکا در خارج از خاک این کشور انجامید؛ از جمله انفجار برج‌های الخبر در عربستان سعودی در سال ۱۹۹۶. (جماران: جمهوری اسلامی ایران همواره دخالت خود در این اقدامات را رد کرده و تاکنون هیچ سند و دلیلی دال بر نقش ایران در این حوادث منتشر نشده است)

در سناریوهای احتمالی تشدید تنش، برخی تحلیلگران معتقدند تهران ممکن است به «تشدید افقی» روی آورد؛ به این معنا که به‌جای رویارویی مستقیم، از عوامل مخفی، شبکه‌های نیابتی یا بازیگران همسو برای هدف قرار دادن منافع آمریکا در خارج از منطقه استفاده کند. دامنه چنین اقداماتی می‌تواند از ترور، بمب‌گذاری و آدم‌ربایی تا تجهیز گروه‌های هم‌پیمان به پهپاد برای حمله به پایگاه‌های کوچک‌تر آمریکا در منطقه را دربر گیرد. حتی در برخی برآوردها، احتمال تلاش برای ترور افراد برجسته در خاک آمریکا نیز مطرح شده است؛ موضوعی که پیش‌تر نیز در پرونده‌های قضایی آمریکا به آن اشاره شده بود.

با این حال، تجربه تاریخی نشان می‌دهد هرچند الگوی پاسخ‌های غیرمتعارف در گذشته وجود داشته، اما سرمایه‌گذاری چند دهه‌ای ایالات متحده در حوزه‌های ضدتروریسم و ضدجاسوسی ـ که به‌طور خاص شبکه‌های خارجی منتسب به ایران را هدف قرار داده‌اند ـ می‌تواند دامنه و اثربخشی چنین اقدامات احتمالی را محدود کند.

 

پرسش ۵: آیا ایران می‌تواند رگبار گسترده موشکی علیه پایگاه‌های آمریکا در منطقه شلیک کند؟

 

پاسخ: ایران در گذشته از حملات موشکی محدود برای تلافی حملات آمریکا استفاده کرده تا عزم خود را نشان دهد و در عین حال از درگیری گسترده‌تر پرهیز کند. در پاسخ به حمله پهپادی آمریکا که به ترور سردار قاسم سلیمانی انجامید، ایران ۱۰ موشک بالستیک به پایگاهی در عراق که میزبان نیروهای آمریکایی بود شلیک کرد. در واکنش به حملات محدود آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران در ژوئن ۲۰۲۵، تهران ۱۴ موشک به پایگاه هوایی آمریکا در قطر پرتاب کرد. در سال ۲۰۱۹ نیز حوثی‌های مورد حمایت ایران با استفاده از پهپادها و موشک‌های کروز تأسیسات نفتی عربستان را هدف قرار دادند؛ حمله‌ای که به‌گونه‌ای طراحی شده بود که از سامانه‌های راداری متعارف عربستان عبور کند.

سوابق نشان می‌دهد ایران در پی توازن ظریفی میان نمایش عزم برای حفظ امنیت و اجتناب از چرخه تشدیدی است که منافع ـ و حتی بقای ـ حکومت را تهدید کند. اگر حمله اولیه آمریکا محدود باشد، پاسخ ایران نیز متناسب و محدود خواهد بود یا از طریق نیابتی‌ها برای کاهش تنش انجام می‌شود. تهران باید فرض کند آمریکا جنگنده‌های پنهانکار و موشک‌های کروز آماده حمله به هر سکوی پرتاب را در اختیار دارد؛ بنابراین، نیاز خواهد داشت از چندین سکوی پرتاب شلیک کند، پهپادها را ادغام کند و ذخایر بزرگ موشکی را در غارهای زیرزمینی امن نگه دارد.

در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، ایران حدود ۵۵۰ موشک بالستیک و بیش از ۱۰۰۰ پهپاد انتحاری شلیک کرد؛ میانگین روزانه ۴۵ موشک و ۸۳ پهپاد. این رقم مبنای برنامه‌ریزی مناسبی برای بحران کنونی فراهم می‌کند و نرخ رهگیری آمریکا احتمالاً مشابه اسرائیل خواهد بود. احتمالاً ایران این حملات را با اخلال علیه پهپادهای آمریکا و کارزار اطلاعات نادرست مبتنی بر سایبر ترکیب خواهد کرد تا اثرگذاری را افزایش دهد بدون آنکه وارد چرخه گسترده‌تری شود. ایران موشک‌های بالستیک خود را اهرمی کلیدی برای چانه‌زنی و عنصری حیاتی برای بازدارندگی می‌داند و در نتیجه نیاز دارد این توان را برای مواجهه‌های آینده حفظ کند.

پویایی‌های منطقه‌ای نیز اندازه رگبارهای ایران را محدود می‌کند. بعید است ایران پایگاه‌های آمریکا در عربستان را هدف قرار دهد، زیرا نمی‌خواهد آن قدرت منطقه‌ای را وارد درگیری کند. همین منطق احتمالاً درباره اردن نیز صادق است. بنابراین، تمرکز تلافی احتمالاً بر قطر یا بحرین خواهد بود. ایران نمی‌خواهد به‌تنهایی در جنگی منطقه‌ای بجنگد و روسیه و چین نیز تمایلی به دخالت مستقیم نشان نداده‌اند.

در نهایت، همانند رهبران آمریکا، ایران نیز پاسخ خود را از میان مجموعه‌ای از گزینه‌ها انتخاب خواهد کرد که از سیگنال‌های کم‌هزینه و ضعیفِ نمایش عزم تا قمارهای پرریسک که خطر چرخه تشدید را به همراه دارند، متغیر است. این فرایندی عقلانی است که در آن رهبران می‌کوشند نسبت منفعت به هزینه را حداکثر کنند و برای چانه‌زنی در روزی دیگر زنده بمانند.

عوامل ناملموس مانند «ترس» و «حیثیت» نیز در محاسبه پاسخ ایران به حمله آمریکا نقش دارند. اگر پاسخ آمریکا بزرگ‌تر از آنچه گزارش‌های رسانه‌ای نشان می‌دهد باشد ـ مثلاً از ترس حملات موشکی ایران یا برای محدود کردن گزینه‌های حمله دریایی از جمله بستن تنگه هرمز ـ رهبران ایران ممکن است خود را در چارچوب «زیان» ببینند و به رفتارهای پرریسک‌تر گرایش پیدا کنند.

 

درباره نویسنده:

بنجامین جنسن مدیر آزمایشگاه آینده‌ها و پژوهشگر ارشد بخش دفاع و امنیت در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی در واشنگتن دی‌سی است.

 

*جمهوری اسلامی ایران و رهبر معظم انقلاب مکررا تأکید کرده اند که ایران در منطقه نیروی نیابتی ندارد و گروههایی که در ادبیات رسمی و رسانه ای غرب  تحت این عنوان از  آنها یاد می شود، متحدان و دوستان ایران هستند که ریشه در جوامع خود دارند و ایران صرفا به آنها کمک کرده است.

انتشار تحلیل‌ها، یادداشت‌ها و دیدگاه‌های مختلف در این رسانه لزوماً به معنای تأیید یا هم‌سویی با محتوای آن‌ها نیست. پایگاه خبری جماران،  خود را متعهد به پوشش طیف گسترده‌ای از نظرات، رویکردها و خوانش‌های متفاوت از تحولات می‌داند تا امکان دسترسی مخاطبان به دیدگاه‌های متنوع فراهم شود. بدیهی است مسئولیت محتوای هر یادداشت بر عهده نویسنده آن است و انتشار آن در چارچوب اصول حرفه‌ایِ تنوع دیدگاه‌ها و گردش آزاد اطلاعات صورت می‌گیرد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.