کدخبر: ۱۷۱۹۳۵۵ تاریخ انتشار:

در گفت‌وگو با جماران؛

موسوی‌نیا، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه: ظاهرا دولت ترامپ می‌خواهد جنگ علیه ایران را مانند تحریم علیه ایران دائمی کند/ سه گروه در داخل و خارج مانع از آغاز مذاکره منصفانه شده‌اند/ تنگه هرمز را مانند مساله هسته‌ای به امری حیثیتی تبدیل نکنیم

یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل به جماران گفت: اگر ما با سخت‌گیری بیش از حد، مانع از تردد کشتی‌ها شویم و کشورهای جنوبی خلیج‌فارس کم‌کم به دنبال راه‌های جایگزین برای صدور انرژی و ترانزیت خود بروند، آنگاه مزیت جغرافیایی تنگه هرمز برای ما از دست می‌رود.

یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل گفت: به جز عده قلیلی متوهم، ناآگاه یا کاسب جنگ، اکثریت قاطع مسئولین در کشور می‌دانند که هر چه زودتر باید جنگ متوقف شود و با ‌آمریکا به توافق برسیم؛ اما فعلا سه گروه متوهم مانع از آغاز مذاکره منصفانه شده‌اند.

سیدرضا موسوی‌نیا در گفت‌وگو با خبرنگار جماران، با بیان اینکه در وضعیت کنونی، راهبرد آمریکا «درگیری نظامی کنترل‌شده در جنوب ایران» است و نیروهای نظامی ایران هم راهبرد «پاسخ کنترل‌شده» را برگزیده‌اند، اظهار کرد: اما کنترل جنگ با این حد از تنش میان طرفین بسیار سخت است و هر ساعت می‌تواند از کنترل خارج شود و جنگ گسترده دیگری را کلید بزند؛ یادمان باشد که رژیم اسرائیل بسیار علاقه‌مند است جنگ گسترده شود و از همه ابزارهای خود برای تحقق این هدف شوم استفاده می‌کند. بنابراین، وضعیت فعلی «وضعیت جنگی کنترل‌شده» است.

وی افزود: انتخاب اهداف نظامی آمریکا نیز معنادار است؛ حملات از زاهدان تا اهواز و شیراز، حمله به پل‌ها و حملات گزینشی به برخی از تأسیسات زیرساختی و هسته‌ای و موشکی، می‌تواند پرده از یک هدف شوم بردارد. به نظر می‌رسد دشمن در وهله نخست به دنبال غیرنظامی کردن جنوب ایران است و این کار را از مسیر تضعیف مراکز حاکمیت در دامنه جنوبی کشورمان دنبال می‌کند و چنانچه در این فقره موفق شود، قدم بعدی‌اش تقویت گروه‌های شورشی در استان های جنوبی خواهد بود و احتمالا با حمایت هوایی از این گروه‌ها و ایجاد منطقه پرواز ممنوع، به دنبال شکل‌دهی به مناطق خودمختار در جنوب خواهد رفت تا بدین شکل، میان دولت مرکزی با خلیج‌فارس منطقه‌ای حائل ایجاد کند که محل نزاع دولت مرکزی با گروه‌های شورشی شود. این سناریویی خطرناک برای کشورمان است که بطلان آن، تدبیر و اقدامات هوشمندانه از سوی تصمیم‌گیران سیاسی ما را می‌طلبد.

عضو هیأت علمی گروه روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اظهارات اخیر مقامات آمریکایی اعم از ترامپ، ونس و روبیو مبنی بر آمادگی برای دیپلماسی، بیان کرد: شواهد نشان می‌دهد دولت کنونی آمریکا با رصد دائمی افکار عمومی به خصوص در داخل کشور خود، به دنبال مشروع‌سازی حملات نظامی به ایران است تا با کمترین هزینه بتواند زمینه‌های جنگ علیه ایران در آینده را فراهم کند. آنچه بیش از همه باعث شکست ایالات متحده در ویتنام شد، فشار افکار عمومی آمریکا بود. بنابراین، برای دولت‌های ایالات متحده، کنترل افکار عمومی این کشور در قبال مساله جنگ بسیار مهم است.

موسوی‌نیا ادامه داد: واقعیت سوگناک این است که دولت ترامپ می‌خواهد جنگ علیه ایران را مانند تحریم علیه ایران دائمی کند. بنابراین، معتقدم آمریکا خود را برای جنگ طولانی‌مدت در قالب «جنگ‌های ادواری» علیه ایران آماده کرده است. البته چنانچه ترامپ بتواند به توافقی برسد که همه خواسته‌هایش را برآورده کند، فعلا گزینه جنگ را کنار خواهد گذاشت. این واقعیت تلخ البته به معنای ناامیدی از دیپلماسی و رسبدن به یک توافق خوب برای ما نیست. با نگاه به تاریخ، می‌بینیم که بارها اراده کارگزار جنگ به صخره سخت الزامات زمینه‌ای و ساختاری برخورد کرده است. بنابراین باید زمینه‌ها و ساختارهایی را تقویت کرد که دشمن مجبور شود به مذاکره‌ای منصفانه تن دهد.

وی با اشاره به نگاه معیوب ترامپ نسبت به مذاکرات، عنوان کرد: نگاه ترامپ به مذاکره با ایران این است که چیزهای زیادی از ایران بگیرد و چیزکی هم بدهد. این دیگر اسمش توافق نیست، تسلیم‌سازی است. مشکل ایران هم همین نگاه ترامپ به مذاکره است، وگرنه به جز عده قلیلی متوهم، ناآگاه یا کاسب جنگ، اکثریت قاطع مسئولین در کشور می‌دانند که هر چه زودتر باید جنگ متوقف شود و با ‌آمریکا به توافق برسیم؛ اما فعلا سه گروه متوهم مانع از آغاز مذاکره منصفانه شده‌اند؛ گروه اول شامل ترامپ و تیم او هستند که از توافق ۹۰ از ۱۰۰ می‌خواهند، متوهم بعدی رژیم اسرائیل است که تصور می‌کند ایران در آستانه شکست و فروپاشی قرار دارد و متوهمان سوم نیز اقلیتی در داخل کشور هستند که شعار می‌دهند ما با شمشیر به پشت خیمه‌های معاویه رسیده‌ایم و باید جنگ را ادامه دهیم و منادیان مذاکره، خوارج نهروانی هستند که می‌خواهند توافق را به رهبری تحمیل کنند. به نظرم واقع‌‌بینی در حکمرانی، فضیلت بزرگی است که متوهمین فاقد آن هستند.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به اینکه در دور جدید حملات، ترامپ هنوز نتانیاهو را وارد جنگ با ایران نکرده است، گفت: دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه نشان داد تقسیم کار میان آمریکا و رژیم صهیونیستی صورت می‌گیرد. ظاهرأ مأموریت اسرائیل این روزها رصد اطلاعاتی و یافتن حفره‌های اطلاعاتی است. تصور می‌کنم چنانچه قرار باشد نیمه شمالی کشور از جمله تهران درگیر جنگ شود، آنگاه رژیم صهیونیستی هم وارد جنگ خواهد شد و احتمالأ هم مأموریتش ترور شخصیت‌ها خواهد بود. اما به نظرم چنانچه جنگ گسترش یابد و اسرائیل وارد جنگ مجدد با ایران شود، ایران شگفتی‌هایی را در جنگ رونمایی خواهد کرد.

موسوی‌نیا با تأکید بر اهمیت در پیش‌گیری یک سیاست معقول در قبال تنگه هرمز، اظهار کرد: تنگه هرمز تا اینجا نشان داد مزیت جغرافیایی و ابزار بازدارندگی ایران است، اما یادمان نرود که این مزیت و بازدارندگی در آینده نزدیک و دور زمانی کارایی خود را حفظ خواهد کرد که رونق داشته باشد و روزانه صدها کشتی از آن عبور و مرور کنند. اگر ما با سخت‌گیری بیش از حد، مانع از تردد کشتی‌ها شویم و کشورهای جنوبی خلیج‌فارس کم‌کم به دنبال راه‌های جایگزین برای صدور انرژی و ترانزیت خود بروند، آنگاه مزیت جغرافیایی تنگه هرمز برای ما از دست می‌رود. به نظرم ما باید در شرایط غیرجنگی اجازه عبور و مرور آزاد را به کشتی‌ها و حتی کشتی‌های کشورهای متخاصم بدهیم.

وی ادامه داد: طبق تجربه جنگ ۴۰ روزه که پیش چشم همه جهان است، هر چه وابستگی کشورهای مختلف به تنگه هرمز بیشتر باشد، قدرت بازدارندگی و مزیت نسبی ما در این آبراهه نیز بیشتر خواهد بود. لذا به نظرم اکنون دو خطر جدی در مورد تنگه هرمز وجود دارد؛ نخست اینکه عده‌ای می‌خواهند موضوع تنگه هرمز را هم مانند مسأله هسته‌ای به امری حیثیتی و تابویی بزرگ تبدیل کنند که این خیلی خطرناک است و خطر دوم هم تأکید بر لزوم ایجاد رژیم ایرانی برای تردد از تنگه هرمز است که باعث ‌می‌شود کشورهای عربی به دنبال مسیرهای ترانزیتی دیگری بروند که نتیجه آن بی‌رونق‌شدن تنگه هرمز و در نتیجه کاهش اهمیت استراتژیک آن خواهد بود.

مشاهده خبر در جماران