در گفتوگو با جماران؛
سید محمد حسینی، معاون امور مجلس دولت سیزدهم: بخش عمده قدرت ایران به خاطر انسجام ملی است/ باید بیش از گذشته روی مسائل جنگ نرم و رسانه کار کنیم/ در مسائل اساسی و کلان کشور باید وحدت و یکپارچگی باشد
سید محمد حسینی، معاون امور مجلس دولت سیزدهم، به خبرنگار جماران گفت: قدرت نرم میتواند بسیار کارساز باشد. در همین ۱۱۰ روزی که پشت سر گذاشتیم، رئیسجمهور آمریکا از رسانهایترین افراد بوده است. یعنی مرتب توئیت میزند، مصاحبه میکند و فضاسازی میکند و میخواهد روی افکار عمومی تأثیر بگذارد. او با روایتسازی سعی داشت شکست مفتضحانه خود در جنوب اصفهان را به یک پیروزی بزرگ تبدیل کند. شاید بیش از ۴۰ بار ادعای نزدیک بودن توافق را تکرار کرد تا بازار انرژی را کنترل و از افزایش قیمتها جلوگیری کند. وقتی آنها تا این حد از ابزارهای رسانهای استفاده میکنند، ما نیز باید بیش از گذشته روی مسائل جنگ نرم و رسانه کار کنیم.
پایگاه خبری جماران، سجاد انتظاری: معاون امور مجلس دولت سیزدهم با تأکید بر اینکه بخش عمده قدرت ایران به خاطر انسجام ملی است، گفت: یکی از بحثهای ترامپ این بود که در ایران تندرو و میانهرو داریم. یعنی میخواست از اختلافات سیاسی و گرایشهای جناحی بهرهبرداری کند. البته اختلافنظر یک امر طبیعی است. در هر صورت بحثهای کارشناسی میشود و ممکن است همه هم دلسوز باشند، اما هرکس یک راهکاری به ذهنش میرسد. آنها باید در جای خودش باشد، ولی وقتی تصمیمی گرفته شد، همه باید حمایت کنند و دیگر معنا ندارد چندصدایی در کشور باشد. در مسائل اساسی و کلان کشور باید وحدت و یکپارچگی باشد؛ در غیر این صورت مشکل ایجاد میشود. البته مردم با هم اختلاف ندارند و اختلاف بیشتر در خواص جامعه است.
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران با سید محمد حسینی را در ادامه میخوانید:
در ابتدا میخواهم بپرسم که شما شباهتهای رهبری ۱۰ ساله حضرت امام پس از پیروزی انقلاب اسلامی و دوره ۳۷ ساله آیتالله شهید خامنهای را در کدام مؤلفهها و محورها میدانید؟
انقلاب اسلامی مدیون امام خمینی(س) است. همانطور که «امامِ شهید» ما اشاره داشتند، بدون نام خمینی این انقلاب در هیچ جای جهان شناختهشده نیست. با دم مسیحایی امام، مرحله جدیدی در تاریخ انقلاب آغاز شد. تحولی که در مردم رخ داد، چنان بنیادین بود که نزدیک به نیمقرن استمرار یافته است و دشمنان، علیرغم تمامی تلاشهای مذبوحانه خود، نتوانستهاند مسیر انقلاب را تغییر دهند یا دچار شکست و براندازی کنند. خیلی از انقلابها پس از مدتی با چالشهای جدی مواجه شده و از مسیر اصلی خود منحرف شدند یا شکست خوردند؛ نمونه بارز آن، ماجرای اخوانالمسلمین در مصر بود که به قدرت رسیدند، اما در کمتر از یک سال دچار فروپاشی شدند.
افتخار «امامِ شهید» ما نیز این بود که سرباز امام خمینی(س) است. ایشان از همان آغاز قیام ۱۵ خرداد، از شمار افرادی بودند که با جدیت، اهداف متعالی امام را دنبال میکردند. حدود شش بار بازداشت شد و به زندان رفتند. دورانی که امام در تبعید و به نوعی در غربت و سختی به سر میبردند، یاران ایشان در ایران مشغول مبارزه بودند. مقام معظم رهبری به ایرانشهر و مدت کوتاهی به جیرفت تبعید شدند. همه اینها به این دلیل بود که میخواستند پرچم امام برافراشته باشد و نهضت ایشان به نتیجه برسد.
پس از پیروزی انقلاب نیز شاهد بودیم که ایشان همواره گوش به فرمان امام و در این مسیر ثابتقدم بودند و در هر مسئولیتی سعی میکردند منویات امام راحل عظیمالشأن را دنبال کنند. برخلاف برخی افراد مانند بنیصدر که دائم کارشکنی داشتند و مسیرهای دیگری را طی میکردند، ایشان از شخصیتهایی بودند که نسبت به فرمان امام تعبد کامل داشتند و حتی گاهی از نظرات شخصی خود صرفنظر میکردند. ایشان تبعیت از امام را وظیفه خودش میدانستند. حتی اواخر دوره ریاستجمهوری، از ایشان پرسیدند که پس از پایان دوره چه خواهد کرد؟ گفتند: «اگر امام فرمان دهند، حاضرم به عقیده سیاسی زابل بروم و در آنجا خدمت کنم.»
ایشان سعی میکردند همان مسلک امام را داشته باشند. یعنی از جهت تعبد، معنویت، راز و نیاز و تهجد، اعتقاد راسخ و توکل به خداوند که امام داشتند، بهطور کامل در ایشان نیز دیده میشد. روحیه ظلمستیزی، دفاع از مظلوم، حمایت از محرومان و سادهزیستی که امام راحل داشتند، دقیقاً در زندگی و احوالات شخصی رهبر شهید انقلاب شاهد هستیم. اگر به دنبال شباهتها باشیم، موارد فراوان است و اختلافی میان آنها نمیبینیم. در سیاست خارجی و روحیه استکبارستیزی در برابر آمریکا -که امام میفرمود آمریکا نمیتواند هیچ غلطی کند- و همچنین مسائل اقتصادی از قبیل اینکه باید عدالت را اجرا کنیم، رهبری هم چنین نظری داشتند. در بحث حمایت از محرومان و کاهش فاصله طبقاتی و پیشرفت کشور، ایشان همنظر با امام بودند.
در مسائل فرهنگی نیز بر حاکمیت فرهنگ ناب محمدی و اسلامی تأکید داشتند. یکی از دلایل قیام امام، جلوگیری از دور شدن کشور از اصول و ارزشهای اسلامی بود که «امامِ شهید» نیز بر این مسائل تأکید داشتند. همچنین ایشان مانند امام راحل به جوانان بها میدادند، چه در دوران جنگ و چه در پشت جبهه، تا میدانداری کنند و تلاش نمایند. ایشان معتقد بودند که مدیران ما باید خود را خادم ملت بدانند؛ همانگونه که امام میفرمودند: «به من خدمتگزار بگویید بهتر از آن است که رهبر بگویید»؛ ایشان نیز با همان تواضع و فروتنی، خدمت به مردم را یک اصل میدانستند و دائماً به مدیران تأکید میکردند.
مثلا در دوران دولت دهم که بنده مسئولیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را بر عهده داشتم، یادم هست همزمان با سفر استانی که به کرمانشاه داشتیم، مقام معظم رهبری هم در کرمانشاه بودند و جلسهای برای اعضای دولت تشکیل دادند. ایشان حضور در میان مردم و پیگیری مشکلات آنها توسط اعضای دولت را لازم و ضروری میدانستند. عنایتی که امامِ عظیمالشأن راحل به رزمندگان، مبارزان و خانوادههای شهدا داشتند و تکریمی که از شهدا میکردند، دقیقاً اجرا میشد. ما هر ساله چهاردهم خرداد، شاهد یک سخنرانی تبیینی و مفصلی از «رهبر شهید» بودیم که به تبیین ویژگیهای امام راحل اختصاص داشت؛ این سخنان میتواند منظومه فکری امام را نشان دهد. خودشان هم به این موارد پایبند بودند و سعی میکردند دقیق آنچه درباره امام میگویند را خودشان هم اجرا کنند.
مثلا در بحث «تحولگراییِ» امام، بسیاری در دوران انقلاب میگفتند همین که نخست وزیر عوض شد، دیگر ادامه ندهیم ولی امام گفتند باید برویم و تحول بنیادین صورت بگیرد و نظام شاهنشاهی کنار برود. امام سال ۱۳۴۸ در نجف، بحث ولایتفقیه را مطرح کردند. برخی حتی سؤال میکردند که چون حکومت در اختیار ما نیست، طرح این مباحث چه فایدهای دارد؟ پاسخ ایشان این بود که حتی اگر نتوانیم حکومت اسلامی تشکیل دهیم، میتوانیم این طرح و برنامه را برای آیندگان آماده کنیم. «امامِ شهید» ما دقیقا میریاث ولایت فقیه را صیانت و پاسداری کردند و نشان دادند که این نگاه و تفکر کارآمد است.
ما در این مدت با مشکلات فراوانی رو به رو بودیم؛ تحریمها و تهدیدهایی که لحظهای ایران را رها نکردند. با وجود اینکه ضعفها و کاستیهایی هم وجود داشت، از شرایط سختی عبور کردیم. نمونه بارز آن، جنگ ۱۲ روزه سال گذشته بود. همان صلابت و آیندهنگری امام در رهبریِ ایشان نیز متبلور بود. یعنی اگر به عنوان فرمانده کل قوا این دوراندیشی و آیندهنگری صورت نگرفته بود و ما قدرت موشکی و شهرهای موشکی نداشتیم، قطعا نمیتوانستیم در این جنگ مقابل دشمن پایداری کنیم. بودجه نظامی ما یکصدم آمریکا است. اینکه توانستیم در این جنگ پیروز باشیم نشان دهنده این است که تحول ایجاد شده توسط امام خمینی(س) را رهبری ادامه دادند.
آیتالله سید مجتبی خامنهای تربیتیافته «رهبر شهید» هستند. با توجه به صلابت رهبر شهید را در «جنگ ۴۰ روزه» از ایشان هم شاهد بودیم، به نظر شما دوره جدید چه ویژگیهایی میتواند داشته باشد؟
همانطور که امام شهید در مسائل کلان کشوری مراقبت، دقت و اهتمام داشتند، در مسائل تربیتی و خانوادگی نیز وقت میگذاشتند تا فرزندان بهگونهای تربیت شوند که بتوانند کارهای بزرگی انجام دهند. شاید بسیاری از مردم، فرزندان برومند رهبر شهید ما - چهار پسر و دو دختری که یکی از آنها به شهادت رسید - را نشناسند؛ چرا که این عزیزان اهل رسانه و مطرح شدن نبودند و نمیخواستند این شائبه ایجاد شود که میخواهند از موقعیت خودشان بهرهبرداری شخصی کنند. حتی از بسیاری چیزهای مباح خودشان را محروم میکردند.
من از دوران مجلس پنجم که نماینده بودم، کموبیش در جریان امور قرار گرفتم. آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای علاوه بر اینکه در حوزه علمیه بهعنوان یک استاد مشغول بودند و به علوم حوزوی مثل فقه، اصول و تفسیر اهتمام داشتند، احساس کردم که ایشان نسبت به مسائل سیاست داخلی و خارجی، اقتصاد، فرهنگ و حتی مسائل نظامی اشراف دارند و مسائل را رصد و پیگیری میکنند. موردی هم پیش آمد که ما در جریان بودیم، برای ایشان توضیح دادم. نشان میداد که ایشان دغدغه دارد و هیچگاه از مسائل جاری کشور دور نبود. چون به عنوان مشاوری دلسوز و امین کنار رهبری بود، کاملا با مشی ایشان آشنایی داشت و خیلی از تجربیات به ایشان منتقل شده است.
معمولا اینطور است که اگر انسان در کنار یک مدیر شایسته و لایق باشد، خیلی چیزها یاد میگیرد. مثلا حدود چهار سال ما با شهید لاریجانی از نزدیک کار میکردیم و خیلی نکات درباره نحوه مدیریت، پیشبرد کارها، تصمیمگیری بهموقع، هماندیشی و مشورت، و قاطعیت در اجرا را از ایشان آموختم. همچنین نزدیک سه سالی که در خدمت شهید رئیسی بودم، ظرافتها و دقتهای بسیاری را فرا گرفتم. لذا رهبر سوم انقلاب اسلامی نیز از تجربه امام راحل و منظومه فکری ایشان بهرهمند هستند و عملاً هم در کنار رهبر شهید بودند و به تمامی مسائل اشراف کامل دارند.
ما دیدیم که ایشان در سختترین شرایط مسئولیت را پذیرفتند؛ یعنی در زمانی که ترامپ و نتانیاهو قصد داشتند ظرف چند روز کار ایران را تمام و نظام ما را براندازی کنند و بر کشور مسلط شوند و امام جامعه و فرماندهان هم شهید شدند و با آمریکا به عنوان یک ابرقدرت وارد جنگ شدیم. اداره کشور در چنین شرایطی کار سختی است. ما دیدیم در این مدت با وجود اینکه ایشان سوگوار بودند، کشور به خوبی اداره شد.
بعد هم از روز دهم جنگ، دشمنان درخواست مذاکره و آتشبس داشتند اما ایشان به خاطر تجربه «جنگ ۱۲ روزه» نپذیرفتند؛ گفتند دشمن میخواهد آنچه را در میدان جنگ به دست نیاورده، پشت میز مذاکره مطالبه کند. پس از ۴۰ روز، دشمن شروط دهگانه ما را پذیرفت و بحث مذاکره مطرح شد. در آن مرحله نیز شاهد بودیم که ایشان با چه دقتی کلمه به کلمه تفاهمنامه را مطالعه کردند و تذکراتی دادند که خیلی اثرگذار بود. به هر حال ایشان کشور را در شرایط سختی اداره کردند و نشان دادند که آینده خوبی در انتظار است.
رئیس سازمان امور اجتماعی کشور با اشاره به نتایج یک پیمایش گفت که ۵۱ درصد مردم امیدوارند با رهبری جدید، مشکلات بنیادین کشور برطرف شود. نظر شما در اینباره چیست؟
به هر حال «امامِ شهید» ما همیشه نویدبخش آینده خوبی بودند. گاهی اوقات گرفتاریها، چالشها و کمبودها نوعی یأس و ناامیدی در نیروهای انقلاب ایجاد میکرد که چه خواهد شد، یا فشارهایی که از خارج وارد میشد؛ ایشان همواره امیدوار و مطمئن بودند که شرایط بهتر خواهد شد. در این جنگ، درست است که خسارتها و آسیبهایی دیدیم، اما خیلی از مسائل برای مردم روشن شد. یعنی فهمیدند راهی که امام راحل و امام شهید شروع کردند، راه درستی بوده است. اگر هشدارهایی میدادند و ما از مظلومان فلسطین و حزبالله لبنان حمایت کردیم، همه اینها دقیق و درست بوده است. اگر امام راحل آمریکا را «شیطان بزرگ» نامیدند یا علیه رژیم صهیونیستی موضع داشتند، ماهیت پلید آنها آشکار شد.
بنابراین، برخی که در گذشته منتقد، معترض یا بیتفاوت بودند، فهمیدند که باید زیر پرچم ایرانِ سربلند کار را پیش ببرند. ما در همین تجمعات دیدیم خیلی افرادی که در گذشته سروکاری با این چیزها نداشتند، محکم پای کار آمدند. حتی در ایرانیان خارج از کشور تحولی دیدیم. بنابراین شرایط الآن متفاوت شده و همگان اذعان دارند که ایران یک قدرت نوظهور و جدید است. بخشی از این قدرت به خاطر توان است، اما بخش عمده آن به خاطر انسجام ملی است.
مردم تابآوری خود را نشان دادند؛ اما در آمریکا و اسرائیل اعتراضهایی علیه جنگ وجود داشت. یک پدیده نوظهور بود حدود ۱۱۰ روز و شب مردم در صحنه باشند و حمایت کنند. هیچ جای دنیا سراغ نداریم که مردم اینگونه منسجم وظیفه خودشان را انجام دهند. گاهی اوقات در تهران میدیدیم که موشکها از بالای سر مردم عبور میکرد، ولی تکان نمیخوردند؛ یا پهپادها پرواز میکردند اما مردم در صحنه بودند. لذا این جنگ که با پیروزی ما به نتیجه رسیده و انشاءالله نهایی خواهد شد، نقطه قوتی در تعامل ما با کشورهای دیگر شده است.
تنگه هرمز بهعنوان یک گلوگاه و رگ حیاتی جهان در اختیار ماست و میتواند در رفع تحریمها نقشآفرین باشد. حتی ترامپ نیز اعلام کرده که خواهان دوستی با ایران است؛ البته ما اعتماد چندانی به این سخنان نداریم - هر لحظه حرفهای آنها عوض میشود - اما میخواهم بگویم جایگاه ایران ارتقا پیدا کرده و مردم خیلی از حقایق را فهمیدهاند. لذا فکر میکنم در آینده شرایط بهترین باشد؛ اگر همه دست به هم دهیم. اگر همه دولتمردان، مسئولان، نهادها و دستگاههای اجرایی با هم کار کنند، با درایت رهبری جوان و تازهنفس میتوانند کشور را به خوبی اداره کنند و آینده خوبی را برای کشور رقم بزنند.
نکته مهم دیگر در مورد ایشان این است که نسبت به افکار عمومی آشنایی بسیار خوبی دارند. یعنی بهصورت ناشناس در جاهای مختلف حضور یافتهاند، ارتباطات گستردهای با اقشار و استانهای گوناگون داشتهاند و لذا مسائل کشور را بهخوبی میدانند و برای آنها راهکار دارند. از این جهت امیدواریم گروههای سیاسی هم دعواهای خودشان را کنار بگذارند و همه برای عزت و سربلندی ایران کار کنند و در مواردی که رهبری نظراتی دارند، اجرا نمایند. امیدواریم در این مرحله، شرایط کشور بهتر شود و همدلی که وجود دارد، باعث شود که دشمن و ضد انقلاب نتواند بهرهبرداری کند و به نفع خودش کاری را انجام دهد.
به نظر شما چه چیزهایی میتواند در دوره جدید اولویت حکمرانی باشد؟
درست است که ما الآن در حالت آتشبس هستیم، ولی دشمن نشان داده ممکن است از هر فرصتی برای ضربهزدن به ما استفاده کند. لذا ما باید با تجربهای که به دست آوردهایم، اول قدرت نظامی خودمان را تثبیت و اگر ضعفها و کمبودهایی هست، آنها را برطرف کنیم. چون باید جنبه بازدارندگی ما قوی باشد؛ تا دیگر به ما هجمه نکنند. امنیت که برقرار باشد، قطعا میتوانیم در زمینه اقتصادی گامهای بلندی برداریم. حدود ۱۰ هزار شرکت دانشبنیان در کشور داریم و اگر از آنها حمایت شود خیلی از مشکلات ما را میتوانند حل کنند.
نکته بعد اینکه سیاست خارجی خیلی مهم است. در همین جنگ متوجه شدیم باید از ظرفیت سازمان شانگهای و گروه بریکس—بهویژه کشورهای چین و روسیه—استفاده کنیم. باید ارتباطات بینالمللی را محکمتر کنیم که اگر مجددا حادثهای مثل محاصره دریایی پیش آمد، آسیبی به کشور نزند. دریای خزر و کریدور شرق به غرب را تقویت کنیم. باید مثل گذشته بحث علم و فناوری مسأله روز ما باشد. ظرفیت نخبگان و همینطور مجهز شدن به فناوریهای روز مثل هوش مصنوعی مهم است.
در حوزه پزشکی و سایر بخشها نیز که در گذشته توانمندیهای خوبی از خود نشان دادهایم، باید همه اینها را مدنظر قرار دهیم. خوشبختانه اندیشکدههای متعددی در کشور راهاندازی شده و راهکارهایی را تدوین کردهاند که باید مورد استفاده قرار گیرند. مدیران ما باید دورههایی را بگذرانند؛ اینکه میگوییم «مدرسه حکمرانی» راهاندازی شود، به این دلیل است که پس از نیمقرن، باید این موارد برای ما مشخص باشد و بتوانیم شرایط بهتری را داشته باشیم.
شما به قدرت نظامی یا قدرت سخت اشاره داشتید که حتماً باید تقویت شود، اما به نظر میرسد در بخش قدرت نرم نیز باید بیش از گذشته کار کنیم. از جمله مواردی که مورد تأکید مقام معظم رهبری در صد روز گذشته بوده، بحث «وحدت» است. در ۱۴ خرداد امسال نیز ایشان بر این نکته تأکید داشتند که «ابزار اصلی دشمن، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی، و اختلاف است.» به نظر شما چگونه میتوانیم روحیه امید و وحدت را در جامعه تقویت کنیم؟
قدرت نرم میتواند بسیار کارساز باشد. در همین ۱۱۰ روزی که پشت سر گذاشتیم، رئیسجمهور آمریکا از رسانهایترین افراد بوده است. یعنی مرتب توئیت میزند، مصاحبه میکند و فضاسازی میکند و میخواهد روی افکار عمومی تأثیر بگذارد. او با روایتسازی سعی داشت شکست مفتضحانه خود در جنوب اصفهان را به یک پیروزی بزرگ تبدیل کند. شاید بیش از ۴۰ بار ادعای نزدیک بودن توافق را تکرار کرد تا بازار انرژی را کنترل و از افزایش قیمتها جلوگیری کند. وقتی آنها تا این حد از ابزارهای رسانهای استفاده میکنند، ما نیز باید بیش از گذشته روی مسائل جنگ نرم و رسانه کار کنیم.
یکی از بحثهای ترامپ این بود که در ایران تندرو و میانهرو داریم. یعنی میخواست از اختلافات سیاسی و گرایشهای جناحی بهرهبرداری کند. البته اختلافنظر یک امر طبیعی است. در هر صورت بحثهای کارشناسی میشود و ممکن است همه هم دلسوز باشند، اما هرکس یک راهکاری به ذهنش میرسد. آنها باید در جای خودش باشد، ولی وقتی تصمیمی گرفته شد، همه باید حمایت کنند و دیگر معنا ندارد چندصدایی در کشور باشد. در مسائل اساسی و کلان کشور باید وحدت و یکپارچگی باشد؛ در غیر این صورت مشکل ایجاد میشود. البته مردم با هم اختلاف ندارند و اختلاف بیشتر در خواص جامعه است.
همانطور که اشاره کردید، مردم منسجم وظیفه خودشان را انجام میدهند. در سطوح بالای مسئولین سه قوه نیز این انسجام دیده میشود. مثلا تا کنون ندیدهایم که آقای پزشکیان حتی یک جمله منفی راجع به ریاست آقای قالیباف بر تیم مذاکرهکننده بگوید. برخی نمایندگان مجلس اظهارنظرهایی صورت میگیرد که خلاف این انسجام یا وفاق تلقی میشود. نظر شما در این خصوص چیست؟
اگر از نگاه قرآنی این مسأله را تحلیل کنیم—همانگونه که امام و رهبر شهید ما همواره از آموزههای الهی بهره میگرفتند—اختلاف در حد جزئی، یعنی طرح نظرات مختلف و تضارب آراء و اندیشهها، مشکلساز نیست. اما اگر به تنازع، تنش و چالش بیانجامد و بهویژه بخواهد دوقطبی در جامعه ایجاد کند و مردم را در برابر هم قرار دهد، قطعاً به زیان کشور است و باعث دلسردی مردم میشود. این تلقی ایجاد میشود که مسئولین به دنبال قدرتطلبی یا تثبیت خود و تخریب دیگران هستند.
این مسائل باعث نگرانی، تردید، یأس و بدگمانی مردم میشود. راهکارهایی هم رهبری فرمودهاند که یکی از آنها حفظ وحدت و انسجام است. لذا کشاندن مسائل به تجمعات یا متهم کردن یکدیگر به خیانت، قطعا به نفع دشمن است و دشمن بهرهبرداری میکند و نشاط و شادابی که در مردم ایجاد شده، آسیب میبیند. باید مراقبت کنیم و تذکر دهیم که کشور در شرایط بسیار حساسی است. بهجای آنکه نیروهایمان را صرف یکدیگر کنیم، باید تمام نگاهها معطوف به این باشد که چگونه در این مرحله که قرار است ۶۰ روز گفتوگو شود، تیم مذاکرهکننده را تقویت کنیم.
در جریان برجام، آمریکاییها لشکری از حقوقدانان، اقتصاددانان، کارشناسان هستهای و حتی روانشناسان سیاسی را به میدان آوردند؛ ما گاهی آنطور که باید از همه ظرفیتها استفاده نمیکردیم. اینبار باید از تجربیات گذشته بهره بگیریم. چون آمریکاییها از ابتدای پیروزی انقلاب تا به امروز، هرگاه ما پای میز مذاکره رفتهایم، سعی کردهاند منافع خود را تأمین کنند؛ از قرارداد الجزایر و سعدآباد گرفته تا برجام. آنها همیشه منافع خودشان را در نظر گرفتهاند. لذا باید ششدانگ حواس ما جمع باشد، دست به دست هم دهیم و بهترین راهکار را انتخاب کنیم. امیدواریم همگی مصالح ملی را بر منافع فردی و گروهی ترجیح دهند که در این صورت، هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد.
اگر بخواهیم بحثی مطرح کنیم، بسیاری از اوقات میتوان آن را در محافل خصوصیتر انجام داد و لزومی ندارد همه مسائل به رسانهها کشیده شود؛ بهویژه موضوعاتی که درباره آنها علم کافی نداریم و در جریان نیستیم و بر اساس حدس و گمان یا بدبینی مطرح میشوند. نباید بدبینی وجود داشته باشد. بالأخره دیدیم که مسئولان ما در معرض ترور بودند و افرادی مانند شهید لاریجانی رسیدند. در چنین شرایطی که افراد خطر میکنند و مسئولیتهای خطیری را بر عهده میگیرند، به آنها کمک کنیم. البته مسئولان نیز باید مراقب باشند دچار اشتباه محاسباتی نشوند؛ همانگونه که رهبری تذکر دادند.
همانطور که توقع داریم تابآوری مردم بالا باشد - که الحمدلله به نظر من نمره آنها صد از صد است و باعث شگفتی دنیا شدهاند که چگونه ملتی اینقدر محکم و پایدار است – مسئولین هم باید مراقبتهای لازم را داشته باشند سخنان افراد دلسوز را بررسی و در صورت امکان اجرا کنند. ولی افرادی هم که انقلابی هستند، اتهام نزنند و تخریب نکنند. اگر میخواهیم نقدی هم داشته باشیم، نقد باید سازنده باشد و به گونهای مطرح نشود که باعث بیاعتمادی مردم گردد.
خوشبختانه رهبری اشراف کامل بر مسائل کشور دارند و مسئولان نیز تابع هستند. در نهایت شورای عالی امنیت ملی تصمیمگیر است و تصمیمات آن نیز باید به تأیید رهبری برسد تا قابلیت اجرا داشته باشد. از این جهت، درست نیست که گفته شود عدهای دارند خیانت میکنند. به گونهای رفتار کنیم که انسجام و یکپارچگی مردم حفظ شود. چون قرآن هم میفرماید اگر نزاع باشد، سست میشوید و شوکت و عظمت شما فرو میریزد. اگر دشمن احساس کند میان ما تفرقه وجود دارد، دوباره فشارها و خواستههایش بیشتر میشود و امتیاز بیشتری میخواهد بگیرد.
مردم ما ۱۱۰ شب به خیابان آمدند و گفتند از نیروهای نظامی و رهبری حمایت میکنیم. به نظر من این خیلی نقش مهمی داشت در اینکه دشمنان کوتاه بیایند. چون آنها میخواستند فشار بر مردم زیاد شود و علیه حکومت واکنش نشان دهند، وقتی مردم محکمتر و منسجمتر در صحنه بودند، دیدند نمیشود با این ملت کاری کرد. مسئولین هم باید توجه داشته باشند که راهی جز انسجام، وحدت و یکپارچگی نداریم.
نقدهای غیرمنصفانهای که اخیرا رئیس جمهور از آنها گلایه داشت، چقدر به این فضا آسیب میزند؟
بالأخره نقدها از سوی گروههای مختلف سیاسی مطرح میشود. مثلا یک عده انتظار دارند که مسئولین دولتی فعالتر کار کنند و تلاش بیشتری انجام دهند یا حمایت بیشتری از نیروهای رزمنده داشته باشند. بخشی که واقعا درست است را باید توجه کرد. تا جایی که مسیر هست، نباید این مسائل را رسانهای کنیم و باید در میان خواص مطرح شود. مثلا چند روز پیش سخنرانان میادین از وزیر خارجه دعوت کردند؛ در این طور جلسات میشود نقد کرد و وزیر هم پاسخ دهد. وزیر هم اگر نقدهایی دارد، میتواند مطرح کند؛ بدون اینکه رسانهای شود و دیگران بخواهند سوء استفاده کنند. چنین جلساتی باعث ایجاد تفاهم بیشتر و رفع ابهامات میشود.
ما تجربه تلخی از برجام و برخی اتفاقات آن داریم و الآن هم یک عدهای نگران آن قضایا هستند. وقتی توضیحات لازم داده شود، بسیاری از این مشکلات برطرف میشود. من تأثیر چنین جلساتی را بسیار مثبت میدانم. از سوی دیگر، انتقال دغدغههای مردم، علما، فعالان سیاسی و رسانهای به مسئولان در جلسات محدود نیز خیلی خوب است. وقتی منطق باشد و راهکارهای مناسبی ارائه شود، میتوان از آنها بهره گرفت.
همه ما باید تلاش کنیم وظیفه خود را بهخوبی انجام دهیم و یکی از این وظایف حفظ وحدت و انسجام کشور است و بعد هم اعتمادی که باید داشته باشیم. در اسلام حسن ظن یک مسأله اساسی است. در قرآن آمده که «اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»؛ بعضی بدگمانیها واقعا است. لذا باید دقت داشته باشیم و انشاءالله همه مسئولین دغدغه کشور را دارند و امیدواریم شرایط زندگی مردم نیز بهتر شود. مردم سنگ تمام گذاشتند و حجت را تمام کردند و ثابت شد که مردم اینگونه از نظام، کشور و ایران دفاع میکنند و لذا باید مسئولین هم باید مراقبت بیشتری داشته باشد و وظیفه آنها نسبت به گذشته مضاعف میشود.
با توجه به اتفاقاتی که در جنگ رمضان رخ داد و مواضعی که در این جنگ از افراد مختلف دیدیم، آیا قطببندیهای سیاسی که در کشور وجود داشت، تغییر کرده یا به همان شکل ادامه دارد؟
چون دو یا چند حزب قوی و فراگیر در کشور نداریم، دو جریان اصلی اصولگرا و اصلاحطلب همیشه داشتهایم؛ یا عناوین دیگری که در مقاطع مختلف داشتند. اما داخل آنها هم اختلافنظرهایی وجود داشته؛ مثلا بین جبهه انقلاب اختلافاتی بوده و در انتخابات مجلس شورای اسلامی هم دیدیم که نتوانستند یک لیست داشته باشند و لیستهای متعدد داشتند. الآن هم این اختلافنظرها هست، ولی باید ببینیم در شرایط عادی چطور پیش میرود. چون همه سعی داشتند جنگ مسأله اصلی آنها باشد و اینکه بتوانیم کاری کنیم که مانع پیروزی دشمن شویم. چون واقعا آنها جدی بودند در حرفهایی که میگفتند. لذا آن موقع واقعا بحث حزبی مطرح نبود و همه در کنار هم بودند.
باید یک مقدار صبر کنیم و ببینیم در آینده چه تغییرات و تحولاتی صورت میگیرد. امیدواریم آنچه که به نفع مردم هست، انجام شود و اگر احزاب و گروههای سیاسی بخواهند جایگاه و پایگاهی داشته باشند، در وهله اول باید صادقانه به مردم خدمت کنند. انشاءالله در آینده برویم به سمتی که دو، سه یا چهار تشکیلات گسترده کشوری داشته باشیم که پاسخگو هم باشند. در گذشته داشتیم که یک نفر رئیس جمهور شد و گفت به خاطر خودم انتخاب شدهام و یا در یک شهر فردی نماینده میشود و خودش را پاسخگوی هیچ گروهی نمیداند. اگر تشکیلاتی باشد میتوانند از این فرد سؤال کنند و این طور نباید که اگر انتخاب شد هر تصمیم و موضعی که خواست بگیرد.
باید در آینده روی این مسأله بیشتر کار شود و احزاب و گروهها هم احساس کنند که تأثیرگذاری آنها بیشتر است. عوامل مختلفی دخیل است ولی یک بحث روحیه تکروی است که در ما وجود دارد. یعنی افراد نظرات خودشان را صائب میدانند و میخواهند هر طور شده به آن عمل شود. اما در کار تشکیلاتی و حزبی آدم باید از مواضعش عدول کند و نظر جمع در نهایت حاکم شود. لذا میخواهم بگویم که باید به این مرحله برسیم که باور کنیم کار دستهجمعی نتیجهبخش است. اینکه گفته میشود «یَدُ اللّهِ مَعَ الْجَماعَةِ» یعنی به این شکل میتوانیم نتیجه بهتری بگیریم. الآن زمانهای نیست که فرد به تنهایی بتواند کار کند و حتما باید کار جمعی شود.
در انتخابات ریاست جمهوری ما ۸۰ نفر ثبتنام کردند؛ هیچ جای دنیا چنین چیزی نیست که ۸۰ نفر ثبتنام کنند. اگر ما چند حزب قوی داشتیم، آنها خودشان پالایش را انجام میدادند، نیرو تربیت میکردند و میدانستند بهترین چه کسی است. نمیخواهم بگویم مستقلین را کاملا سرکوب کنند و به آنها میدان ندهند؛ اما به هر حال باید بخشی از کار را این تشکلها و احزاب به عهده بگیرند. لازمهاش هم این است که تصمیمگیری جدیدی در این باره صورت بگیرد.
برای ماههای محرم و صفر امسال که با ۶۰ روز مذاکره با آمریکا همزمان شده، چه توصیهای به صاحبان تریبون دارید؟
امام راحل ما فرمودند که ما هرچه داریم از محرم و صفر است و اصلا قیام ۱۵ خرداد زمانی شکل گرفت که امام در روز عاشورا آن سخنرانی حماسی را انجام دادند و طوفانی علیه رژیم ستمشاهی بر پا کردند. در دوران انقلاب هم با استفاده از همین فرصت محرم و صفر سطح آگاهی مردم ارتقا پیدا میکرد و خیلی برکات داشت. الآن هم مردم باید حمایت کنند و مسئولین هم حرفها بشنوند تا بعضیها احساس نکنند راهکارهای خوبی دارند و کسی توجه نمیکند.
باید روی بحثهای اساسی و مسائل کلان کشور تأکید شود. در همین سخنرانیها تحلیلهای خوب نسبت به مسائل داخلی و جهانی ارائه شود. من به خیلی از میادین در تهران و شهرستانها رفتهام. همه میخواهند در این مسأله کمک کنند و یار و یاور باشند. واقعا وظایفی در نظر گرفته شود و به جای اینکه بخواهیم تفرقه ایجاد کنیم و بعضی جاها ممکن است دعوای لفظی ایجاد شود، هر مقدار که وحدت ما در این شرایط بیشتر باشد، بهتر است. چون الآن نگاه میلیاردها انسان به سمت ایران است.
حاجیهایی که از سفر حج برگشتهاند، میگویند نگاه کشورهای دیگر به ما تحسینآمیز بوده که ایران چه کار بزرگی انجام داده است. وقتی ملتها به ما امید دارند، ما هم باید در همان تراز، شأن و جایگاه ظاهر شویم. دیگر به مسائل جزئی نپردازیم و واقعا کارهای بزرگ انجام و نشان دهیم همان طور که در میدان جنگ مرد نبرد و پیکار و مبارزه هستیم، در مسائل داخلی، سیاسی و پیشرفت کشور هم توانمندی بالایی داریم و انشاءالله مخصوصا برای جوانان و نوجوانان ما امید ایجاد شود که در آینده بتوانند کارهای بزرگی را انجام دهند؛ و آنچه که سالهای سال مورد انتظار بوده، تحقق پیدا کند.
مشاهده خبر در جماران