کدخبر: ۱۷۱۲۸۸۱ تاریخ انتشار:

یادداشت؛

توازن جدید در غرب آسیا؛ پایان یک دهه تعرض تا دکترین پاسخ متوازن و فراگیر

استراتژی «پاسخ متوازن و فراگیر» باید دستور کار اصلی باشد؛ به این معنا که هرگونه تعرض کوچک دشمن در هر نقطه‌ای از جغرافیای مقاومت، با پاسخی در ابعاد وسیع‌تر و در مکان هایی غیرمنتظره روبه‌رو شود. این یعنی «ابهام در مکان و صراحت در اقدام» و در گام‌های بعدی، حفظ پیوند میان «دیپلماسی» و «میدان» ضرورت تام دارد. همزمان با نمایش اقتدار موشکی، باید از ثمره این قدرت در میز مذاکره برای تثبیت نظم جدید استفاده کرد.

 

عملیات مقتدرانه چند شب پیش نیروهای مسلح ایران، فراتر از یک واکنش نظامی و درحقیقت فروپاشی ستون‌های راهبردی بود که رژیم صهیونیستی در یک دهه اخیر سعی داشت تحت عنوان «جنگ بین جنگ‌ها» بر منطقه تحمیل کند. 

 

رژیم سال‌ها با تکیه بر سکوت مجامع بین‌المللی و سوءاستفاده از خویشتن‌داری راهبردی تهران، به زعم خود میدان بازی را به گونه‌ای طراحی کرده بود که هر بار با تعرض به حاکمیت دیگران، هزینه‌ای پرداخت نکند. اما طنین موشک‌های چند شب پیش در آسمان سرزمین‌های اشغالی، خط بطلانی بود بر این توهم و نشان داد که دوران تجاوزگری و یکه‌تازی‌های بی‌هزینه به پایان رسیده است.

 

آنچه چند شب پیش رخ داد، پیروزی اراده بر محاسبات مادی بود. ارزش کار نیروی نظامی کشور تنها به خاطر قدرت تخریب تسلیحات نیست، بلکه به دلیل نبوغی است که توانست پیچیده‌ترین سپر‌های دفاعی جهان را که با میلیاردها دلار سرمایه غرب ساخته شده بودند، بی‌اثر کند.

 

این اقدام مقتدرانه که با حمایت بی‌سابقه و جوش و خروش مردم در میادین شهرها همراه شد، نشان داد که امنیت ملی و دفاع از حریم مقاومت، به یک میثاق ملی بدل گشته است. ایران با این حرکت، ثابت کرد که دفاع از تمامیت ارضی لبنان و جبهه مقاومت، بخشی از امنیت حیاتی خود اوست و هر دستی که به سوی بیروت دراز شود، در مرکز فرماندهی‌اش قطع خواهد شد اما از این پس، استراتژی ایران باید وارد فاز «تثبیت بازدارندگی» شود.

 

آنچه چند روز پیش به عنوان یک پیروزی ثبت شد، باید با یک دکترین منسجم برای آینده همراه باشد. ایران نباید اجازه دهد که دشمن مجدداً به بازسازی توان روانی خود بپردازد. استراتژی «پاسخ متوازن و فراگیر» باید دستور کار اصلی باشد؛ به این معنا که هرگونه تعرض کوچک دشمن در هر نقطه‌ای از جغرافیای مقاومت، با پاسخی در ابعاد وسیع‌تر و در مکان هایی غیرمنتظره روبه‌رو شود. این یعنی «ابهام در مکان و صراحت در اقدام» و در گام‌های بعدی، حفظ پیوند میان «دیپلماسی» و «میدان» ضرورت تام دارد. همزمان با نمایش اقتدار موشکی، باید از ثمره این قدرت در میز مذاکره برای تثبیت نظم جدید استفاده کرد.

 

همچنین، صیانت از جبهه داخلی و تقویت وفاق مردمی که بزرگترین پشتوانه نیروهای مسلح است، باید در صدر برنامه‌ها قرار گیرد. دشمن که درمیدان نظامی شکست خورده، قطعاً به دنبال انتقام در حوزه‌های اقتصادی و رسانه‌ای خواهد بود؛ لذا هوشیاری در برابر جنگ شناختی و صیانت از معیشت مردم، مکمل ضروری عملیات‌های نظامی است.

 

در نهایت، کشور عزیز ما ایران اکنون به نقطه‌ای رسیده است که نه تنها قواعد بازی را تغییر داده، بلکه خود داور جدید میدان شده است. پاسخ چند شب پیش پایانی بر یک دهه تجاوزگری بود، اما آغازگر عصری است که در آن «امنیت برای همه یا برای هیچ‌کس» به واقعیت عینی غرب آسیا تبدیل شده است.

 

این اقتدار، امانتی است که با خون پاک رهبری شهید وشهدای جان فدای کشوراسلامی عزیزمان و مجاهدت رزمندگان به دست آمده و تداوم آن در گرو ایستادگی بر اصول و پیش‌دستی در محاسبات راهبردی آینده است.

 

مشاهده خبر در جماران