کدخبر: ۱۷۱۰۹۴۴ تاریخ انتشار:

گزارش تحلیلی از بازتاب‌های ۵ ساله نوحه «ممد نبودی ببینی» در توئیتر فارسی/ آن‌هایی که «ممد نبودی ببینی» را لایک کردند، اما ریتوییت نکردند

در میانۀ انبوه محتوای تولیدشده در شبکۀ اجتماعی توئیتر فارسی، برخی مفاهیم و کلیدواژه‌ها از مرز یک رویداد صرفاً تاریخی یا مذهبی عبور کرده و به نمادهای چندلایه و استعاری بدل می‌شوند. عبارت «ممد نبودی ببینی» که برگرفته از نوحۀ معروف بوشهری با مضمون شهادت شهید جهان‌آرا و تکاوران خرمشهر است، امروز به یکی از این نمادهای پرتنش و پرمعنا تبدیل شده است.

پایگاه خبری جماران، محمد تقی‌زاده: در میانۀ انبوه محتوای تولیدشده در شبکۀ اجتماعی توئیتر فارسی، برخی مفاهیم و کلیدواژه‌ها از مرز یک رویداد صرفاً تاریخی یا مذهبی عبور کرده و به نمادهای چندلایه و استعاری بدل می‌شوند. عبارت «ممد نبودی ببینی» که برگرفته از نوحۀ معروف بوشهری با مضمون شهادت شهید جهان‌آرا و تکاوران خرمشهر است، امروز به یکی از این نمادهای پرتنش و پرمعنا تبدیل شده است.

آنچه در این گزارش ارائه می‌شود، تحلیل جامع و لایه‌لایۀ داده‌های رفتاری، ساختاری و محتوایی مرتبط با این پدیده در توئیتر فارسی است. هدف آن است که نشان دهیم چگونه یک اثر فرهنگی-مذهبی از دهۀ شصت، در بستر زمان حال به ابزاری برای بازنمایی آرمان‌های ازدست‌رفته، انتقاد از وضع موجود، یا بازتولید هویت دفاع مقدس تبدیل می‌شود.

 

 ریخت‌شناسی کاربران و ساختار قدرت در موج

بررسی عمیق حساب‌هایی که بیشترین بازدید و تعامل را حول این کلیدواژه داشته‌اند، پیکربندی مشخصی از توزیع قدرت و نفوذ را نشان می‌دهد. در بالاترین سطح، شاهد حضور کلان‌تأثیرگذارانی هستیم که شمار دنبال‌کنندگان آنها از مرز صد هزار نفر عبور می‌کند. این حساب‌ها که اغلب با رویکردهای سیاسی-اجتماعی فعال هستند، نسبت بسیار پایینی میان دنبال‌شوندگان (Following) و دنبال‌کنندگان (Followers) دارند؛ وضعیتی که نشان از یک جریان عمدتاً یک‌سویۀ انتشار اطلاعات دارد.

در کنار آنها، چهره‌هایی از جنس رسانه‌های عمومی و سلبریتی‌ها نیز به این فضا وارد شده‌اند؛ حضوری که مرز توئیتر سیاسیِ محض را شکسته و نشان می‌دهد موضوع از یک چارچوب تخصصی خارج شده است. اما شاید مهم‌ترین لایه، تأثیرگذاران میانی و خرد هستند؛ کاربرانی با شمار دنبال‌کنندگان متوسط که نرخ تعاملشان نسبت به اندازۀ شبکۀ خود به طرز چشمگیری بالاست.

 این الگو دلالت بر آن دارد که بخش قابل‌توجهی از این جریان ریشه در تعاملات ارگانیک و دغدغه‌های واقعی کاربران دارد. در نقطه‌ مقابل، پدیدۀ عجیب «حساب‌های صفر» خودنمایی می‌کند؛ اکانت‌هایی بدون هیچ دنبال‌کننده و دوستی که با این حال توئیت‌هایشان بازدیدهای بسیار بالا و لایک‌های قابل‌توجهی دریافت کرده است. چنین وضعیتی بی‌تردید بیانگر بازنشر سیستماتیک، هماهنگ یا بهره‌مندی از سازوکارهای الگوریتمی برای بالا کشیدن محتوای خاص (به‌ویژه محتوای ارزشی یا انقلابی) است و یکی از نشانه‌های سیال و پیچیدۀ توئیتر امروز فارسی به شمار می‌رود.

 

 

سطح کاربران

محدوده تعداد دنبال‌کننده

ویژگی تعاملی شاخص

نمونه رفتار

کلان‌تأثیرگذاران

بیش از ۱۰۰ هزار

نسبت Following به Follower کمتر از ۰.۱

انتشار یک‌سویه، ترندسازی سریع

چهره‌های عمومی و سلبریتی‌ها

۵۰ هزار تا ۱۰۰ هزار

تنوع بالا در مضمون (سیاسی، فرهنگی، شخصی)

ورود موضوع به فراتر از توئیتر سیاسی

تأثیرگذاران میانی

۲ هزار تا ۱۵ هزار

نرخ تعامل (لایک و ریتوییت به ازای هر دنبال‌کننده) بالا

محرک گفت و گوهای ارگانیک و عمیق

حساب‌های خُرد یا اکانت‌های صفر

کمتر از ۵۰ (یا صفر)

بازدید و لایک بسیار بیشتر از انتظار

بازنشر هماهنگ یا بهره‌مندی از الگوریتم

 

 

 الگوهای تعاملی: لایک، ریتوییت و میدان جنگ کلامی

نسبت میان لایک و ریتوییت در این مجموعه داده، رمزگشای جالبی از نیات کاربران ارائه می‌دهد. در توئیت‌هایی که لحن انتقادی شدید و اعتراضی دارند، نسبت ریتوییت به لایک به طرز معناداری بالاست؛ گویی کاربران این توئیت‌ها را نه فقط یک محتوای قابل‌پسندیدن، بلکه بیانیه‌ای برای همرسانی و الحاق صدای خود می‌دانند. در مقابل، در توئیت‌هایی با مضمون شخصی، نوستالژیک یا صرفاً فرهنگی، لایک‌ها غالب می‌شوند و ریتوییت‌ها افت شدیدی پیدا می‌کند؛ یعنی کاربران ترجیح می‌دهند به‌طور ضمنی تایید کنند، اما تمایلی به بازنشر و همراه‌سازی هویت خود با آن محتوا ندارند.

یکی دیگر از شاخص‌های مهم، میزان پاسخ (ریپلای) به توئیت‌هاست. بالاترین آمار ریپلای نه به پربازدیدترین محتوا، بلکه به بحث‌برانگیزترین آنها تعلق دارد؛ توئیت‌هایی که در ذیل آنها «اتاق گفتگو» یا «میدان جنگ کلامی» شکل گرفته و کاربران به نقد، دفاع یا حمله به یکدیگر پرداخته‌اند. این وضعیت به خوبی نشان می‌دهد که توئیتر در چنین رویدادهایی از جنس تک‌صدا نیست، بلکه عرصۀ مواجهۀ روایت‌هاست.

 

مضمون غالب توئیت

نسبت تقریبی لایک : ریتوییت

کارکرد رفتاری کاربران

انتقادی – اعتراضی (سیاسی، اجتماعی)

۲ : ۱ (ریتوییت بالا)

بازنشر به مثابه «بیانیه» یا الحاق صدای خود

شخصی – فرهنگی – نوستالژیک

۱۵ : ۱ (ریتوییت بسیار پایین)

تایید ضمنی بدون همراه‌سازی هویت شخصی

بحث‌برانگیز (جدال کلامی)

میزان ریپلای بالا، لایک متوسط

شکل‌گیری «اتاق گفتگو» و میدان جنگ روایت‌ها

 

 

 هویت شبکه‌ای و خوشه‌بندی جریان‌ها

در این داده‌ها، خوشه‌بندی کاربران تصویر شفافی از خط‌کشی‌های سیاسی و فرهنگی در توئیتر فارسی ارائه می‌دهد. نخستین و پرحجم‌ترین خوشه، فعالان سیاسی و مدنی هستند که عبارت «ممد نبودی ببینی» را به استعاره‌ای برای مقایسۀ آرمان‌های اولیۀ انقلاب با واقعیت‌های امروز بدل کرده‌اند. خوشۀ دوم، حامیان انقلاب اسلامی یا جریان ارزشی هستند که تلاش می‌کنند روایت تاریخی و مذهبی اصیل این نوحه را حفظ کرده و آن را در چارچوب هویت دفاع مقدس بازتولید کنند. خوشۀ سوم اما کاملاً متفاوت است؛ کاربرانی با نگاه شخصی، ادبی، طنزآمیز یا صرفاً نوستالژیک که کوچک‌ترین نسبتی با کشاکش سیاسی ندارند. برای این گروه، «ممد نبودی ببینی» گاه یک خاطرۀ شیرین از تلویزیون کودکی، گاه شوخی با یک نام آشنا، و گاه پیوندی اتفاقی با مناسبت‌های شخصی مثل تولد یا سوتی‌های اداری است. این سه‌گانگی نشان می‌دهد که یک نماد واحد در لایه‌های متفاوت افکار عمومی، معانی کاملاً متباینی پیدا می‌کند.

جریان اصلی

عاطفه غالب (شدت ۰ تا ۱)

عاطفه مکمل

کارکرد عاطفی

جریان اعتراضی (اپوزیسیون)

خشم ۰.۸ – ۱

غم۰.۷ – ۰.۹

افشای فاصله آرمان تا واقعیت، برانگیختن واکنش

جریان ارزشی (حامیان نظام)

غم مقدس / تحسین ۰.۷ – ۰.۹

اعتماد ۰.۶ – ۰.۸

تعظیم به شهدا، بازتولید روایت رسمی

جریان ملی‌گرا / ارتش‌گرا

تحسین ۰.۸

غم ۰.۵

برجسته‌سازی نقش ارتش در آزادسازی خرمشهر

کاربران غیرسیاسی / شخصی

شادی یا تعجب ۰.۳ – ۰.۵

غم خفیف ۰.۲

طنز، نوستالژی، زندگی روزمره

 

 

 الگوی زمانی: از سالگرد آزادسازی تا محرم و واکنش‌های لحظه‌ای

اگر نگاهی به توزیع زمانی این توئیت‌ها بیندازیم، یک چرخۀ تقویمی بسیار منظم و قابل پیش‌بینی نمایان می‌شود. اوج اول و بزرگترین پیک، به روزهای دوم تا پنجم خردادماه و سالگرد آزادسازی خرمشهر اختصاص دارد. هر سال، در این بازه، موج تازه‌ای از ارجاع به این نوحه شکل می‌گیرد و آن را به یک ترند سالانه و وابسته به مناسبت‌های رسمی و ملی تبدیل می‌کند.

پیک دوم اما در ایام محرم و صفر رخ می‌دهد. در این دوره، تأکید از وجه حماسیِ جنگ به وجه عاشورایی و عزاداری تغییر می‌کند؛ کاربران به اصالت صدا و موسیقی سنتی بوشهری اشاره کرده و آن را در مقابل مداحی‌های استودیویی و مدرن قرار می‌دهند. اما فراتر از این پیک‌های پیش‌بینی‌شده، توئیت‌هایی نیز در فصول سرد سال یا خارج از تقویم مذهبی دیده می‌شوند. این دسته معمولاً واکنش‌های آنی و لحظه‌ای به یک رویداد سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی هستند؛ کاربری که ناگهان از یک بحران یا فاجعه شگفت‌زده می‌شود و این ضرب‌المثل مدرن را برای توصیح تعجب، اندوه یا اعتراض خود به کار می‌گیرد. این انعطاف‌پذیری زمانی، یکی از رازهای ماندگاری این عبارت در ادبیات توئیتری است.

بازه زمانی (ماه‌های شمسی)

مناسبت محرک

درصد تقریبی از کل توئیت‌های پربازدید

تغییر در مضمون غالب

۲ تا ۵ خرداد

سالگرد آزادسازی خرمشهر

۴۵ – ۵۵ درصد

حماسی، تاریخی، مقایسه دیروز و امروز خرمشهر

تیر و مرداد (محرم و صفر)

ایام عزاداری محرم

۲۰ – ۲۵ درصد

عاشورایی، اصالت مداحی سنتی در برابر مدرن

پاییز و زمستان (خارج از تقویم)

واکنش به رویدادهای سیاسی/اجتماعی روز

۲۰ – ۳۰ درصد

استعاره لحظه‌ای برای بحران، فاجعه یا تعجب

 

 

 رسانه و پیوست: قدرت دیدن و شنیدن

نکته‌ای که در تحلیل داده‌های مرتبط با این کلیدواژه به شدت خودنمایی می‌کند، نقش تعیین‌کنندۀ محتوای چندرسانه‌ای است. اکثریت قریب به اتفاق توئیت‌های پربازدید، صرفاً به یک متن بسنده نکرده‌اند. وجود پیوندهای کوتاه‌شده که به فایل‌های صوتی، ویدیوها، یا تصاویر استوری ارجاع می‌دادند، یکی از ویژگی‌های ثابت این توئیت‌هاست. اجرای سه‌تار بهزاد رواقی، بخش‌هایی از مستند اربعین ناصر تقوایی، تصاویر خودروهای نظامی عراقی در خرمشهر سال ۱۳۵۹، یا کلیپ‌های کوتاه از نوحه‌خوانی بخشو؛ همۀ اینها مؤید آن است که این موضوع ذاتاً بر پایۀ «شنیدن» یا «دیدن» استوار است. متن به تنهایی شانس چندانی برای دیده شدن ندارد، اما وقتی با یک پیوست حسی همراه می‌شود، قدرت بازنشر آن چندین برابر می‌گردد. این یافته برای هرگونه تحلیل فرهنگی یا ارتباطی در فضای توئیتر فارسی حائز اهمیت است: در برخی پدیده‌ها، رسانه همان پیام است، اما در این پدیده، رسانه و پیوست تصویری-شنیداری، شرط لازم برای تبدیل شدن به یک توئیت پربازدید به شمار می‌رود.

 

نوع پیوست (Media)

فراوانی در توئیت‌های پربازدید

کارکرد اصلی

ویدیوی کوتاه از نوحه‌خوانی سنتی (بخشو، فخری)

بسیار بالا (بیش از ۷۰ درصد)

ایجاد ارتباط حسی، اصالت‌بخشی

تصاویر تاریخی (تکاوران در خرمشهر، خودروهای عراقی)

متوسط تا بالا (حدود ۵۰ درصد)

مستندسازی روایت، تقویت باورپذیری

موسیقی بدون تصویر (سه‌تار، صدای ضبط‌شده)

متوسط (۳۰ درصد)

تمرکز بر حس شنیداری، نوستالژی صوتی

متن بدون پیوست

بسیار پایین (کمتر از ۱۵ درصد)

شانس اندک برای تبدیل شدن به توئیت پربازدید

 

 

 هشتگ‌ها و منشن‌ها: شبکه‌سازی پنهان

اگرچه استفاده از هشتگ در این مجموعه داده محدودتر از آن چیزی است که انتظار می‌رود، اما زمانی که به کار گرفته شده، جهت‌گیری‌های معناداری را نشان می‌دهد. هشتگ‌های به کاررفته به دو دستۀ کلی تقسیم می‌شوند: نخست، هشتگ‌های جغرافیایی-تاریخی مانند «خرمشهر» و «خونین شهر» که تلاش دارند ماجرا را در بستر اصلی خودش نگه دارند. دوم، هشتگ‌های جنبش‌های اجتماعی و سیاسی روز مانند «مهسا امینی» یا «اوپن ایران».

 این ترکیب عجیب نشان می‌دهد که چگونه یک نماد ملی-مذهبی قدیمی به سرعت به دغدغه‌های مدرن و گاه کاملاً متفاوت جامعه گره می‌خورد.

در سوی دیگر، الگوی منشن‌ها و ریپلای‌ها حاکی از آن است که بخش قابل‌توجهی از این توئیت‌های پربازدید، در واقع پاسخ یا نقل‌قول از اکانت‌های دیگر بوده‌اند. این بدان معناست که محتوا در خلاء تولید نشده، بلکه حاصل یک دیالوگ، مجادله یا واکنش زنجیره‌ای است. جذابیت این دیالوگ‌ها بوده که باعث شده کاربران دیگر آنها را بالا بکشند، لایک کنند و در نهایت به پربازدیدترین توئیت‌های فضای فارسی بدل شوند.

 

 تحلیل مضمون: از استعارۀ فراموشی تا نقد تمدنی

بررسی عمیق متن خود توئیت‌ها نشان می‌دهد که عبارت «ممد نبودی ببینی» دیگر صرفاً یک نوحۀ جنگی یا مذهبی نیست، بلکه به یک دست‌مایۀ استعاری و ضرب‌المثل زنده در ادبیات توئیتری تبدیل شده است. بزرگترین حجم مضامین به تقابل آرمان و واقعیت اختصاص دارد. کاربران با خطاب قرار دادن نمادین شهید جهان‌آرا، او را به تماشای وضعیت امروز خرمشهر و ایران دعوت می‌کنند: ورود دوباره نیروهای عراقی یا حشدالشعبی به شهرهای جنوبی، بحران بی‌آبی و قطع برق در گرمای پنجاه درجۀ خوزستان، آزاردهندۀ آموزشی، و جهش نرخ ارز و دلار.

مضمون دوم اما نقدی فرهنگی و مذهبی است. در این دست توئیت‌ها، کاربران فرم عزاداری و مداحی‌های امروزین را با اصالت نوای بخشو و حسین فخری مقایسه می‌کنند و با تعابیری مثل «مداحی دوپس‌اوپسی» به استقبال از فرم‌های مدرن و استودیویی تاخت می‌زنند. مضمون سوم اما از جنس طنز و نوستالژی ساده است؛ آنجا که کاربران به شوخی با نام «ممد» در روابط دوستانه یا روز پسر اشاره می‌کنند، یا از تلاقی پخش سالانۀ این آهنگ از تلویزیون با تاریخ تولد خود می‌گویند. این سه لایۀ مضمونی در کنار هم، یک پدیدۀ فرهنگی پیچیده را می‌سازند که در آن حسرت، خشم، تحسین و خندۀ تلخ در هم تنیده شده‌اند.

 

 حس‌خوانی و توزیع عواطف: غم غالب، خشم متمرکز، شادی غایب

تحلیل عواطف موجود در این توئیت‌ها یکی از گویاترین بخش‌های این گزارش است. عاطفۀ غم با شدتی بسیار بالا در اکثر توئیت‌ها حضور دارد؛ چه در توئیت‌های نوستالژیک که یادآور شهادت فرماندهان هستند و چه در توئیت‌هایی که فقر و خرابه‌های خرمشهر امروز را توصیف می‌کنند. در سوی مقابل، عاطفۀ خشم اگرچه در مجموع فراوانی کمتری دارد، اما در توئیت‌های متعلق به جریان اعتراضی یا برانداز به شدت متمرکز و عدد آن نزدیک به یک است. این خشم عمدتاً متوجه برخوردهای اجتماعی، مسائل حجاب، گاز اشک‌آور به جانبازان و محدودیت‌های امنیتی است. عاطفۀ تحسین یا اعتماد بیشتر در توئیت‌هایی دیده می‌شود که به بازنشر اجرای موسیقی سنتی، سه‌تارنوازی یا تکریم اصالت شخص شهید جهان‌آرا و تکاوران ارتش اختصاص دارد.

اما جالب‌ترین یافته، تقریباً صفر بودن عاطفۀ شادی است. جز در موارد بسیار معدود شوخی‌های روزمره یا طنزهای تلخ سیاسی، تقریباً هیچ شاخص مثبت و شادی‌آوری در این موج توئیتری دیده نمی‌شود. این یعنی «ممد نبودی ببینی» در بستر توئیتر فارسی، یک پدیدۀ عمدتاً اندوه‌ناک و اعتراضی است تا فرح‌بخش.

یک نکته‌ ظریف دیگر: در توئیت‌های حامیان براندازی، سنجه‌های خشم و غم هر دو به طور همزمان بالاست، در حالی که در توئیت‌های حامیان نظام، غم همراه با تحسین (غم مقدس یا تعظیم به مقام شهدا) شکل گرفته است. این تفاوت در الگوی عاطفی، نشان از دو روایت متفاوت از یک حقیقت واحد دارد.

 

 جریان‌شناسی سیاسی-اجتماعی: سه روایت در یک نماد

اگر یک نقشۀ کلی از جریان‌های فعال حول این کلیدواژه ترسیم کنیم، با سه قطب اصلی روبرو می‌شویم که هرکدام استراتژی و هدف متفاوتی دارند. نخست، جریان اعتراضی یا دگرخواه (که طیف وسیعی از اصلاح‌طلبان معترض تا براندازان را در بر می‌گیرد) بیشترین میزان لایک و ریتوییت را به خود اختصاص داده است. استراتژی این جریان «وام‌گیری از نمادهای مورد تایید خود حکومت برای ضربه زدن به مشروعیت فعلی» است. منطق آنها ساده اما تأثیرگذار است: «اگر شهید جهان‌آرا زنده بود، امروز در صف معترضان می‌ایستاد.» آنها برای اثبات این ادعا به همراهی پدر شهید جهان‌آرا با میرحسین موسوی در سال ۱۳۸۸ اشاره می‌کنند، یا از ساختار شعر «ممد نبودی ببینی» برای گفتن از مهسا امینی و آرمیتا گراوند استفاده می‌کنند. این جریان تلاش می‌کند «شهید» را از انحصار روایت رسمی حاکمیت خارج کند.

در سوی مقابل، جریان ارزشی یا حامیان انقلاب اسلامی تلاش می‌کند فضا را در کنترل خود نگه دارد و اجازۀ نفوذ این قرائت‌های فرامتنی را ندهد. منطق آنها مبتنی بر تأکید بر اصالت مذهبی نوحه، پیوند زدن آن به زیارت عاشورا و امام حسین(ع) و یادآوری حادثۀ سقوط هواپیمای حامل فرماندهان ارشد است. الگوی رفتاری آنها استفاده از اکانت‌های سازمانی یا هدایت‌شده (حتی با شمار دنبال‌کننده صفر) برای بازنشر گستردۀ روایت‌های خط‌کشی‌شدۀ تاریخی است تا موج اول را خنثی کنند.

اما جریان سومی نیز در این فضا حضور دارد؛ ملی‌گرایان یا ارتش‌گرایان. اگرچه این جریان در مقایسه با دو جریان دیگر فرعی‌تر به نظر می‌رسد، اما تأثیر خود را در داده‌ها به جا گذاشته است. منطق آنها آن است که خرمشهر را تکاوران ارتش حفظ کردند و آزاد ساختند، اما در بستر رسانه‌ای، خروجی این پیروزی به نفع نهادهای دیگر مصادره شده است. این جریان با هشتگ «خونین شهر» تصاویر مقاومت تکاوران ارتش در کلاه‌سبزها را برجسته می‌کند و تلاش دارد روایت فرماندهی را از چهره‌های شناخته‌شدۀ سپاه به سمت ارتش ببرد.

 

 جمع‌بندی: کپسول زمان و عرصۀ جنگ روایت‌ها

آنچه از این لایه‌های گوناگون تحلیل به دست می‌آید، تصویر روشنی از وضعیت توئیتر فارسی در مواجهه با میراث فرهنگی و تاریخی خود است. هیچ پدیدۀ نوستالژیک یا فرهنگی، حتی یک نوحۀ جنگی قدیمی با قدمتی نزدیک به چهار دهه، از «امر سیاسی» جدا نیست.

 قطعه «ممد نبودی ببینی» امروز به یک کپسول زمان تبدیل شده که هر جریان سیاسی با توجه به دغدغه‌ها و اهداف خود، محتوای اعتراضی یا تثبیتی‌اش را درون آن تزریق می‌کند و به گوش مخاطب می‌رساند.

تفاوت این پدیده با بسیاری از مناقشات دیگر در آن است که همۀ طرفین، ناخواسته یک اصل اساسی را پذیرفته‌اند: جهان‌آرا و همرزمانش هنوز یک «ارجاع اخلاقی» زنده و معتبر در جامعۀ ایران هستند. همین ارجاع مشترک است که باعث می‌شود هم معترض و هم حامی نظام، برای اثرگذاری بر افکار عمومی، خود را به آن نماد نزدیک کنند. این وحدت در ارجاع، علی‌رغم کثرت در تفسیر، شاید مهم‌ترین یافته‌ای باشد که این گزارش به آن دست یافته است.

توئیتر فارسی در قبال «ممد نبودی ببینی» نه یک میدان تک‌صدا، که عرصۀ هماوردی سه روایت از عدالت، حقیقت و وفاداری است؛ روایت‌هایی که هر کدام می کوشند «شهید گمشده» را در صف خود جا بدهند.

شاخص

مقدار یا ویژگی برجسته

تفسیر تحلیلی

نسبت ریتوییت به لایک در توئیت‌های اعتراضی

نزدیک به ۱ به ۲

تمایل شدید به همرسانی به عنوان کنش جمعی

نسبت ریتوییت به لایک در توئیت‌های شخصی

حدود ۱ به ۱۵

کنش ایستا و تأیید فردی

میانگین ریپلای در توئیت‌های بحث‌برانگیز

بیش از ۱۰۰ پاسخ

شکل‌گیری میدان جنگ کلامی

نسبت حساب‌های با فالوور صفر دارای خروجی بالا

حدود ۵ تا ۱۰ درصد از لیست

نشانه بازنشر سیستماتیک یا اثر الگوریتم

هشتگ‌های متداول

#خرمشهر، #خونین‌شهر، #مهسا_امینی، #opiran

پیوند نماد قدیمی با دغدغه‌های روز

غلبه عاطفه شادی

نزدیک به صفر

نبود فضای فرح‌بخش در این پدیده

مشاهده خبر در جماران