تحلیل «میدل ایست آی»؛
شکستِ دکترین «تغییر رژیم»؛ چرا ریاض در سال ۲۰۲۶ ترمز محور رژیم صهیونیستی ـ امارات را کشید؟
این گزارش استدلال میکند رؤیای «تغییر رژیم» در تهران، که سوخت اصلی موتور سیاست خارجی واشینگتن در دور دوم ترامپ بود، اکنون در اواسط سال ۲۰۲۶ به بنبست قطعی رسیده است.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، تحلیل «میدل ایست آی» به کالبدشکافی شکست راهبردی سیاستهای دولت ترامپ در قبال ایران و پیامدهای دومینووار آن بر ائتلافهای منطقهای میپردازد.
این گزارش استدلال میکند رؤیای «تغییر رژیم» در تهران، که سوخت اصلی موتور سیاست خارجی واشینگتن در دور دوم ترامپ بود، اکنون در اواسط سال ۲۰۲۶ به بنبست قطعی رسیده است.
به باور نویسنده، پایداری ساختاری ایران در برابر فشارهای همهجانبه و ناتوانی واشینگتن در ایجاد فروپاشی درونی، باعث شده متحدان کلیدی منطقه، بهویژه عربستان سعودی، در محاسبات خود بازنگری اساسی انجام دهند.
برای ریاض، سال ۲۰۲۶ سالی است که در آن «سراب سقوط تهران» جای خود را به «واقعیت همزیستی راهبردی» داده است.
نکته کلیدی این تحلیل، چرخش معنادار عربستان سعودی و فاصله گرفتن عمدی از مدار «محور رژیم صهیونیستی ـ امارات» است. میدل ایست آی معتقد است محمد بن سلمان با مشاهده هزینههای ویرانگر جنگهای احتمالی و درک این واقعیت که ایالات متحده دیگر قادر یا مایل به تضمین امنیت مطلق پادشاهی نیست، مسیر خود را از جبهه تهاجمی محور ابراهیم جدا کرده است.
سعودیها در سال ۲۰۲۶ دریافتهاند که همسویی کامل با پروژههای امنیتی رژیم صهیونیستی و امارات، آنها را به نخستین هدف حملات تلافیجویانه تبدیل میکند؛ تهدیدی که میتواند تمام دستاوردهای «چشمانداز ۲۰۳۰» را در چند ساعت نابود کند.
این «هراس منطقی» باعث شده ریاض روند عادیسازی را متوقف کرده و به جای تقابل، بر کاهش تنش با تهران تمرکز کند.
لایه دیگر این دگرگونی، انزوای تدریجی ائتلاف رژیم صهیونیستی و امارات در غیاب وزن استراتژیک سعودی است. این گزارش تأکید میکند بدون مشارکت فعال ریاض، محور رژیم صهیونیستی ـ امارات به یک همکاری «حاشیهای» تبدیل شده که دیگر توانایی ترسیم نظم جدید در جهان اسلام را ندارد.
در سال ۲۰۲۶، امارات متحده عربی خود را در وضعیتی میبیند که در آن برای پیشبرد برنامههای ضدایرانیاش تنها مانده است؛ چرا که برادر بزرگترش ترجیح میدهد به جای مشارکت در ماجراجوییهای نظامی، نقش «موازنهگر مستقل» را ایفا کند.
شکست پروژه تغییر رژیم ترامپ، عملاً توجیه وجودی این ائتلاف تهاجمی را از بین برده و پایتختهای منطقه را به سمت یک «رئالیسم سخت» سوق داده است.
در نهایت، میدل ایست آی نتیجه میگیرد که سال ۲۰۲۶ پایان دوران «مهندسی خاورمیانه» توسط واشینگتن است. شکست ترامپ در سرنگونی نظم سیاسی در ایران، منجر به طلوع نظمی شده که در آن عربستان سعودی دیگر حاضر نیست امنیت ملی خود را فدای رؤیاهای ژئوپلیتیک دیگران کند.
این گزارش هشدار میدهد که خلیج فارس پسا-۲۰۲۶، منطقهای است که در آن «ناسیونالیسم اقتصادی ریاض» بر «رادیکالیسم امنیتی محور ابراهیم» غلبه کرده است.
پادشاهی سعودی با توقف همراهی با این محور، نشان داد که بقای رؤیاهای توسعهای بنسلمان برایش بسیار مقدستر از هرگونه اتحاد تحمیلی است؛ واقعیتی که واشینگتن و تلآویو باید با تلخی تمام آن را بپذیرند.
مشاهده خبر در جماران