چرا آمریکا در آخرین لحظه کلید پایگاه های خود را به دمشق تحویل داد؟
دیروز پنجشنبه در یک صحنه که یک دهه حضور نظامی مستقیم را ورق زد خروج نیروهای آمریکایی وارد مرحله نهایی و قطعی خود شد.
به گزارش جماران به نقل از الجزیره، در بهار ۲۰۲۶، واشنگتن تحویل آخرین کلیدهای پایگاههای نظامی خود در سوریه به دمشق را به پایان رساند و بدین ترتیب به یک دهه حضور نظامیای خاتمه داد که توازن قدرتها را در خاورمیانه دوباره ترسیم کرده بود.
این عقبنشینی فقط یک خروج میدانی نیست، بلکه اعلام رسمیِ تغییر «قطبنمای راهبردی» آمریکا به سوی جبهههای اصلیِ درگیری در تقابل با چین و روسیه است؛ و همچنین اجرای عملیِ دکترین «صفر کردن تعهدات» که دیگر، حضور نظامی را ضرورتی حیاتی نمیبیند.
در حالی که نیروها از پایگاهها خارج میشوند، واقعیت امنیتی تازهای را پشت سر میگذارند که توان بازیگران محلی و ائتلافهای نوظهور را برای پر کردن خلأ میآزماید و نیز با احتمالهای بازگشت سلولهای پراکندهی «داعش» مواجه میشود.
در این گزارش، سه بُعد این دگرگونی را آشکار میکنیم تا تلاش کنیم بفهمیم واشنگتن چگونه پروندههای خود را در «ربع ساعت پایانی» مدیریت میکند.
دیروز پنجشنبه در یک صحنه که یک دهه حضور نظامی مستقیم را ورق زد خروج نیروهای آمریکایی وارد مرحله نهایی و قطعی خود شد.
پایگاه «قسرک» آخرین ایستگاه این روند بود؛ چرا که شب چهارشنبه گذشته، آخرین دسته از دهها کامیون نظامی آمریکا از پایگاه «قسرک» راهبردی (واقع در مسیر بینالمللی M4) به سمت مرزهای عراق حرکت کردند.
بدین ترتیب، «قسرک» آخرین نقطه بزرگ نظامی است که تخلیه میشود و با آن، کنترل آمریکا بر شریان ارتباطی میان استانهای شمال سوریه پایان مییابد.
در ۱۶ مارس گذشته، ارتش آمریکا پایگاه «رمیلان» در حومه استان حسکه (در شمالشرق کشور) را به دولت سوریه تحویل داد. این پایگاه قرار بود بعد از آن لحظه، این زمان فرا برسد؛ زیرا اخیراً از پایگاههای رزمی به مراکز کاملاً با ماهیت «لجستیکی و اطلاعاتی» تبدیل شده بود.
پیش از آن، در فوریه گذشته پایگاه «شدادی» نیز به طور رسمی به وزارت دفاع سوریه تحویل داده شد؛ پایگاهی که به عنوان یکی از بزرگترین پایگاههای استقرار در شمالشرق سوریه محسوب میشد. این موضوع نشاندهنده تغییر ریشهای در هماهنگی میدانی میان واشنگتن و دمشق بود.
در یک روند شتابدار، نیروهای آمریکایی در همان ماه پایگاه «التنف» راهبردی را در مثلث مرزهای سوریه، اردن و عراق تخلیه کردند تا اینکه نیروهای مرزبانی سوری بر آن نظارت کنند؛ و بدین ترتیب محاصرهای جغرافیایی که سالها ادامه داشت پایان یافت.
این اقدامات پیامدِ لحظه نبودند. در اواسط سال ۲۰۲۵ نیز آمریکا مکانهای مهمی را در ریفهای «حسکه» و «دیرالزور» تخلیه کرد؛ از جمله میدانهای «العمر» و «کونیکو» و پایگاه «تلالبیادر»، پس از اینکه استحکامات دفاعی آنها تخریب شد.
این تصویر میدانی، بیان اعلامیه وزارت جنگ آمریکا در آوریل ۲۰۲۵ است مبنی بر اینکه قصد دارد شمار نیروها را به نصف کاهش دهد (از ۲۰۰۰ نیروی نظامی به ۱۰۰۰)، تا زمینهساز عملیاتی موسوم به «جابجایی مجدد» شود که تنها به تعداد بسیار محدودی از پایگاههای اطلاعاتی محدود خواهد بود.
در حالی که واشنطن پیروزی نهایی خود بر سازمان «دولت اسلامی» را تبلیغ میکند، دادههای میدانی در بهار ۲۰۲۶ واقعیتی کاملاً متفاوت را آشکار میسازد؛ عقبنشینیِ آمریکا «صلح»ی به جا نگذاشت، بلکه شکافهای امنیتی شروع کردهاند که هرچه بیشتر خود را نشان دهند.
گزارشی از پروژه امنیت آمریکایی نشان میدهد که در ژانویه گذشته، یک فاجعه امنیتی رخ داده است. نبودِ کنترلِ دولت سوریه بر اردوگاه «الهول» ــ پس از تحویل گرفتن آن از سوی نیروهای «قسد» ــ باعث فرار بیش از ۱۵ هزار زندانیِ هوادارِ داعش شد.
داعش خیلی زود از این خلأ استفاده کرد. تنها چند روز پس از اعلام خروج آمریکا در میانه فوریه، «ابوحذیفه انصاری» سخنگوی این گروه با یک پیام صوتی که دو سال سکوت را میشکست، رسماً از نیروهایش خواست به دولت سوریه حمله کنند.
از همه مهمتر، تیمِ ناظران وابسته به سازمان ملل در فوریه ۲۰۲۶ تأیید کرد که این سازمان توانسته است در سراسر استانهای سوریه «هسته های خفته» (شبکههای مخفی) را مستقر کند؛ حتی تا مناطق شهری بزرگ، از جمله پایتخت یعنی دمشق.
در طول یک دهه گذشته و با حمایت مالیِ سنگینِ آمریکا، شریک محلیِ «قسد» شبکههای اطلاعاتی و مهارت عمیقی برای رصد هسته های غیرمتمرکزِ داعش ایجاد کرده است.
امروز، با ادغام نیروهای قسد با دولت سوریه، کارشناسان معتقدند این زیربنای اطلاعاتی در معرض نابودی قرار دارد و میتواند در هر لحظه مورد نفوذ قرار بگیرد.
این گزارش آمریکا میگوید «قمار واشنطن» برای خروج زودهنگام، توانایی دولت دمشق در پر کردن خلأ امنیتیِ پیچیدهای را که متحدش بر جای گذاشته بود، در محاسبات در نظر نگرفت. این گزارش همچنین تأکید میکند که خطر از صرفِ «بازگشت داعش» فراتر رفته و اکنون با سازمانی روبهرو هستیم که کار مخفیکارانه را از همیشه بیشتر آموخته است.
شاید این نگرانیها به دلیل تجربهای پیشین باشد: در دسامبر ۲۰۱۸، دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد که خروج نیروهای آمریکایی که در مبارزه با دولت اسلامی در شمالشرق سوریه مشارکت داشتند، «بهزودی» انجام خواهد شد.
قرار ناگهانی ترامپ سیاست واشنگتن در خاورمیانه را یکباره زیر و رو کرد؛ بهگونهای که این عقبنشینی پرده از شکاف عمیقی درون دولت آمریکا برداشت. این تصمیم از مسیرهای مشورتیِ معمول عبور نکرد، بلکه برخلاف اظهارات مقامات ارشد اتخاذ شد؛ افرادی که بارها بر ضرورتِ ماندن تأکید کرده بودند تا نفوذ ایران مهار شود و ثبات سیاسی تضمین گردد. این تضاد نهتنها داخل کشور را آشفته کرد، بلکه اعتماد را نیز از توانِ مشاوران برای سخن گفتن به نمایندگی از رئیسجمهور سلب نمود.
صفر کردن تعهدات و قطبنمای قدرتهای بزرگ
تحولات میدانی در آغاز سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که مرحلهای سرنوشتساز در سیاست خارجی آمریکا در حال شکلگیری است. این تغییر یا عقبنشینی تنها یک اقدام فنی نبوده، بلکه به گفته تحلیلگران نشریه «فوربس» نوعی بهرهبرداری از «پنجرهی فرصت باز» است که با توافقِ یکپارچگی میان نیروهای قسد و دولت سوریه فراهم شده و مسیر را برای پایان دادن به مأموریت نظامیای که بیش از یک دهه ادامه داشته هموار میکند؛ همچنین قرار است مسئولیتهای امنیتی به «ارتش جدید سوریه» واگذار شود.
کنفرانس امنیتی مونیخ در فوریه ۲۰۲۶ شاهد یک تحول دیپلماتیک بود که پیشتر تصورش دشوار به نظر میرسید؛ بهطوری که وزیر امور خارجه آمریکا، «مارکو روبیو»، دیدارهای مستقیم با وزیر امور خارجه سوریه و همچنین رهبران نیروهای «قسد» برگزار کرد.
بنا بر گزارش «فوربس» این گشایش، بازتابدهنده گرایشی تازه در واشنگتن است که هدف آن جایگزینکردن حضور نظامی مستقیم با مشارکتی است که بر امنیت و مبارزه با تروریسم تمرکز دارد؛ با تأکید ویژه بر منافع اقتصادی و سرمایهگذاریها در بخش نفت و گاز، مطابق با راهبرد «آمریکا اول».
همچنین نمیتوان این ایده را نادیده گرفت که ادغام نیروهای قسد با دولت سوریه، یک دلیل دیگر نیز به شمار میآید. همین موضوع سبب شد واشنگتن به این نتیجه برسد که هدف اصلی مشارکتش با قسد «تا حد زیادی به پایان رسیده» و از این رو به سمت ادغام این نیروها در چارچوب دولت سوریه حرکت کند تا تضمینی برای ثبات پس از خروج نیروهای آمریکایی فراهم شود.
در پسزمینه، و در حالی که روند خروج نظامی با شتاب در حال انجام است، تحلیلهای راهبردیِ بهار ۲۰۲۶ نشان میدهد واشنگتن دیگر ژئوگرافی سوریه را به عنوان یک میدان جنگ حیاتی برای فرسایش نمیبیند؛ بلکه آن را به شکل یک بار مالی و لجستیکی میبیند که دولت ترامپ در تلاش است از آن خلاص شود.
از سوی دیگر، برخی تحلیلگران بر این باورند که آمریکا میخواهد هزینههای عملیاتی را کاهش دهد و منابع نظامی و اطلاعاتی خود را به سمت جبهههای بزرگتر درگیریهای جهانی بهویژه مقابله با گسترش راهبردی چین و روسیه هدایت کند؛ موضوعی که توضیح میدهد چرا واشنگتن علاقهمند است تا با انتقال مسئولیتهای امنیتی به «ارتش سوریه جدید»، یک بهانه برای رفتن پیدا کند.
در نهایت، طبق گفته تحلیلگران خروج آمریکا در بهار ۲۰۲۶ به عنوان نقطه عطفی در تاریخ خاورمیانه باقی میماند؛ زیرا واشنگتن تصمیم گرفته است ثبات سوریه از طریق توافق برای ادغام نیروهای قسد در دولت سوریه تنها راهحل برای پایان دادن به تعهد طولانیمدتش در برابر این کشور باشد.
مشاهده خبر در جماران