کدخبر: ۱۵۲۸۹۷۵ تاریخ انتشار:

یادداشت/

مصطفای امام؛ نگاهی به زندگی، آثار و اندیشه شهید آیت الله سید مصطفی خمینی

​آیت الله سید مصطفی خمینی به درستی «نسخه دوم پدرش» توصیف شده است؛ چرا که هم در جامعیت علمی و تسلط بر علوم عقلی و علوم نقلی، و هم در تقوی و تهذیب نفس و مقامات معنوی و اخلاقی و هم در حضور و فعالیت اجتماعی و مبارزات سیاسی، همانند امام خمینی بوده است. این نکته حائز اهمیت است که او در همه رشته های علوم اسلامی، اعم از علوم عقلی و علوم نقلی از محضر پدر بزرگوار خود بهره های فراوان برد و این نکته از تألیفات او استفاده می شود.

پایگاه خبری جماران: اول آبان سال 1356 در سیر حادثه و اتفاقات نهضت امام خمینی امتحانی بزرگ برای امام پیش آمد و به برکت شهادت فرزند علامه امام آیت الله شهید سید مصطفی خمینی نهضت پانزده ساله، در روند تکاملی که محصول استبداد و استعمار مطلق و نفسگیر حکومت وابسته شاه از یک سو، و مجاهدت و استقامت امام خمینی و اصحاب و یاران همراه از سوی دیگر بوده، به «انقلاب اسلامی» بدل شد و پس از گذشت یک سال و اندی به پیروزی رسید و زمینه تأسیس نظام مردم سالار اسلامی ـ جمهوری اسلامی ـ را فراهم کرد.

آیت الله سیدمصطفی خمینی به درستی «نسخه دوم پدرش» توصیف شده است؛ چرا که هم در جامعیت علمی و تسلط بر علوم عقلی و علوم نقلی، و هم در تقوی و تهذیب نفس و مقامات معنوی و اخلاقی و هم در حضور و فعالیت اجتماعی و مبارزات سیاسی، همانند امام خمینی بوده است.

سید مصطفی دوران کودکی پر نشاط و آزادی داشته و پس از تحصیلات ابتدائی در مدارس جدید، تحصیلات حوزوی را آغاز کرد. او با دو ویژگی «استعداد» قوی و «حافظه» فوق العاده، مراحل تحصیلی را طی کرد و با فراگیری ادبیات عرب و دانش‌های صرف و نحو و معانی و بیان بدیع؛ به دانش‌های فقه و اصول و منطق و فلسفه اسلامی پرداخت و از اساتید برجسته و بزرگی بهره‌برد. حضرات آیات: عبدالجواد جبل عاملی، سلطانی طباطبایی، مرتضی حائری و شهید صدوقی از اساتید فقه و اصول او در مقطع سطح بوده‌اند. چنانکه در منطق و فلسفه و عرفان از آیات: ممجد لنگرودی، سید رضا صدر، سید ابوالحسن رفیعی قزوینی، مهدی امامی امیری، علامه طباطبایی و امام خمینی، بهره برد. (زندگی نامه و مبارزات آیت الله سید مصطفی خمینی، ص 23 ـ 25) و در درس خارج فقه و اصول از حضرات آیات: بروجردی، حجت کوه‌کمری، محقق داماد و امام خمینی استفاده کرد. (مقدمه، کتاب الطهاره آیت الله سید مصطفی خمینی، ج 1، ص 4)

این نکته حائز اهمیت است که او در همه رشته‌های علوم اسلامی، اعم از علوم عقلی و علوم نقلی از محضر پدر بزرگوار خود بهره‌های فراوان برد و این نکته از تألیفات او استفاده می‌شود که در مباحث و مسائل متعدد باتکریم و تعظیم از مقام علمی پدر و نظرات و آراء و ابتکارات او یاد می‌کند.

آیت الله سید مصطفی خمینی در کنار تحصیل علوم عقلی و نقلی از اساتید پرشماری که یاد شدند؛ خود به تدریس پرداخت و در دهه سی در حوزه علمیه قم فقه و اصول و فلسفه تدریس می‌کرد، تدریس شرح منظومه سبزواری و تدریس خارج اصول، در گزارشات از اشتغالات علمی او در این دوران ذکر شده است.

علاقه وافر او به فراگیری حکمت متعالیه به اندازه‌ای بود که به همراه دوست خود مرحوم علامه سید جلال الدین آشتیانی; مدتی در قزوین از محضر ایت الله رفیعی قزوینی بخش‌هایی از اسفار ملاصدرا را فرا گرفتند.

اشتیاق و اهتمام سید مصطفی به شئوون علمی، او را از نشاط و فعالیت اجتماعی و سیاسی باز نداشت، به گونه‌ای که با درخشش و چهره شدن او در غیاب پدر ـ پس از تبعید به ترکیه ـ نخست بازداشت و زندانی و سپس آزاد و به ترکیه تبعید شد که البته آن ستمگران ناخواسته خدمت بزرگی به حضرت امام کردند و ایشان با بودن فرزند برومندش در کنارش هم از تنهایی خارج شد و هم گفتگوهای علمی مفیدی با یکدیگر داشتند.

صفحه دیگر زندگی علمی ـ سیاسی سید مصطفی در دوران دوازده ساله نجف رقم خورد و او در کنار شرکت مؤثر در درس پدر و ارتباطات علمی با اساتید بزرگ نجف، خود به تدریس خارج اصول، خارج فقه و تفسیر اشتغال داشت. البته زمان تدریس خارج فقه در تعطیلات دروس حوزه مانند ماه رمضان‌ها بوده و تدریس تفسیر قرآن هم آخر هفته‌ها بوده است. او در همین دوران پرنشاط و پرکار علمی، آثار متعددی را تألیف کرده است. هشت جلد در علم اصول با نام «تحریرات فی الاصول» و پنج جلد در تفسیر با نام «تفسیر القرآن الکریم» و کتاب الصوم در فقه.

البته در همین سال‌ها بر تحریر الوسیله امام خمینی تعلیقه‌های مفصل نوشته که در دو جلد چاپ شده و به نظر می‌رسد اولین تعلیقه استدلالی بر تحریر الوسیله باشد و حتی مقدم بر شرح استدلالی دوست و هم مباحثه او مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی; که از فرصت تبعید به یزد استفاده کرد و شروع به شرح تحریر الوسیله با نام تفصیل الشریعه کرده است. چنانکه تعلیقه‌ها و تحریرهایی از بخش‌هایی از عروة الوثقی نوشته است.

آیت الله سید مصطفی خمینی با همه فعالیت گسترده علمی در عرصه تحصیل و تدریس و تألیف و نیز حضور اجتماعی و سیاسی و بودن در متن نهضت امام خمینی؛ به شدت اهل سیر و سلوک و عبادت و تهجد و سیر در عوالم باطنی و ارتباط با سالکان کمتر شناخته شده بوده است.

او در تمامی سال‌های زندگی در جوار امیر المؤمنینu در مناسبت‌های زیارتی حضرت سید الشهداءu با دوستان و ارادتمندان خود پیاده راهی کربلا می‌شد و این عشق و دلدادگی به امام حسینu در اهداء اثر تفسیری بدیع او به محضر آن امام عاشقان و احرار پیدا است. او در آغاز کتاب تفسیر خود نوشته است:

«روحی و ارواح العالمین لک الفداء یا أبا عبدالله و سید الشهداء، فیارب إن کان فیما اُسطره وأضبطه حول الکتاب الالهی شیء لی یسمّی بالجزاء والثواب، فنهدیه إلیه ونرجوا من حضرته التفضّل علیّ بقبوله والمنّة علی المفتاق الفقیر إلی شفاعته بعدم ردّه». (تفسیر القرآن الکریم، ج 1، ص 5)

در آنچه از زندگی آیت الله شهید سید مصطفی خمینی; ذکر گردید، هم جامعیت و جایگاه برجسته علمی او در علوم اسلامی؛ از علوم عقلی و علوم نقلی، فهمیده می‌شود و هم شخصیت اخلاقی و معنی او و هم شخصیت اجتماعی ـ سیاسی او خود را نشان می‌دهد. اما در این میان شخصیت بارز علمی او از عناوین تألیفات او ـ اعم از آثار مفقوده و آثار موجود و چاپ شده ـ شناخته می‌شود. سید مصطفی با تکیه بر استعدادو حافظه بسیار قوی که دوستان و معاشران او جملگی بر آن اتفاق دارند و در اظهارات خود بیان کرده‌اند، بسیار پر مطالعه بوده و به تألیف آثار ارزشمند در رشته‌های گوناگون علوم اسلامی اهتمام داشته است.

آثار مفقوده:

القواعد الحکمیه؛ او در موارد بسیاری از مباحث فلسفی و منطقی از این کتاب خود نام برده و بدان ارجاع داده است.

رساله «لا تعاد» که رساله‌ای مفصل بوده است.

الخلل فی الصلوة؛ و این غیر از آن بوده که در سال‌های اقامت در نجف نوشته و چاپ شده است.

المختصر النافع فی علم الاصول؛ که در اثناء تدریس دوره اول علم اصول نوشته است.

رساله در قاعده «لاضرر».

رساله‌ای در «علم اجمالی» که مدتی که در قیطریه تبعید بوده نوشته است.

کتاب الاجاره؛ در دو جلد.

المکاسب المحرمه؛ این کتاب جزئی از کتاب بزرگ او در فقه استدلالی با عنوان «تحریرات فی الفقه» بوده است.

کتاب الخیارات؛ جلدهای اول و دوم. البته جلد سوم و چهارم آن موجود و چاپ شده است.

10. رساله ای در «علم الباری».

11. رساله‌ای در ردّ کتاب «الهیئة والاسلام».

12. رساله‌ ای در «قضاء الصلوات».

13. الفوائد الرجالیة.

14. کتاب «الاجتهاد والتقلید» که کتابی مفصل بوده است.

15. کتاب الصلاة؛ که جزئی از کتاب بزرگ «تحریرات فی الفقه» بوده است. او می‌گوید مباحثی مانند: اذان و اقامه، مکان مصلی، أوقاف الصلوات، صلاة الجماعة، صلوة المسافر و القضاء من الولی؛ را نوشته است.

16. رساله‌ای در موضوع «سرقفلی».

چنانکه تعلیقاتی که بر کتاب‌های ادبی، فقهی، رجالی، فلسفی و عرفانی نوشته و از آنها در نوشته‌های موجود خود نام برده ولی اکنون مفقود می‌باشند؛ مانند:

1 ـ تعلیقه بر «شرح الرضی علی الکافیه».

2 ـ حاشیه بر خاتمه «مستدرک الوسائل».

3 ـ تعلیقه بر کتاب «مبدء و معاد» صدر المتألهین.

کتاب‌های چاپ شده:

1 - تفسیر القرآن الکریم؛ در پنج جلد با عنوان توضیحی «مفتاح أحسن الخزائن الالهیه». سخن گفتن از این تفسیر از نظر روش و محتوا، فرصت جداگانه‌ای را می‌طلبد؛ ولی مطالعه و دقت در همین اثر به تنهایی، نشان دهنده جامعیت علمی نویسنده آن و گواه مقامات معنوی و فضائل اخلاقی او می‌باشد. تفسیری بدیع و بسیار مفصل ولی بدون کمترین حشو و زوائد که متأسفانه تا آیه سوره بقره تفسیر شده است. مفسر تمامی نکات موجود و قابل بهره‌برداری در راستای فهم معنا و مقصود آیات قران؛ از علوم مختلف ادبی، نقلی، عقلی و حتی علوم غریبه مانند علم حروف وعلم اعداد، را در خدمت تفسیر آیات قرآن درآورده و تفسیر او جدّاً مفتاح و کلید فهم و شناخت «أحسن الخزائن الالهیه»برترین گنجینه‌های الهی، می‌باشد.

2 ـ تحریرات فی الاصول؛ در هشت جلد که تنها اندکی از مباحث استصحاب و مبحث تعارض ادله و مبحث اجتهاد و تقلید را ندارد.

3 ـ مستند تحریر الوسیله؛ در دو جلد تعلیقه‌های استدلالی بر تحریر الوسیله ـ کتاب‌های متعدد آن ـ نوشته است.

4 ـ تحریر العروة الوثقی؛ در یک جلد.

5 ـ تعلیقه علی العروۀ الوثقی؛ در یک جلد.

6 ـ الطهارة؛ در دو جلد و جزئی از تحریرات فی الفقه.

7 ـ الخلل فی الصلوة؛ در یک جلد جزئی از تحریرات فی الفقه.

8 ـ الصوم؛ در یک جلد. جزئی از تحریرات فی الفقه.

9 ـ کتاب البیع؛ در سه جلد. جزئی از تحریرات فی الفقه.

10 ـ کتاب الخیارات؛ جلدهای سوم و چهارم و جزئی از تحریرات فی الفقه.

11 ـ ثلاث رسائل؛ العوائد الفوائد؛ دروس الأعلام ونقدها؛ ولایة الفقیه.

لازم به ذکر است که پس از آنکه جلد سوم کتاب البیع پیدا و چاپ شد، معلوم شد که مبحث «ولایت فقیه» بخشی از این کتاب بوده است.

12 ـ تعلیقات علی الحکمة المتعالیه.

این اثر که تعلیقه‌های فقیه حکیم آیت الله شهید سید مصطفی خمینی بر «اسفار اربعه» صدر المتألهین است در دو جلد و یک مجلد چاپ شده است. این اثر که در بیش از هفتصد صفحه انتشار یافته تعلیقه‌های ارزشمند نویسنده بر این اثر عظیم در حکمت متعالیه می‌باشد و او بر الهیات بالمعنی الاعم، الهیات بالمعنی الأخص و کتاب النفس تعلیقه نوشته است.

شهید سید مصطفی خمینی اسفار را نزد اساتید متعددی فرا گرفته که یکی از آن اساتید امام خمینی بوده است. از ص 597 که تعلیقه‌های بخش الهیات بالمعنی الاخص شروع می‌شود، تعلیقه نگار می‌گوید:

«ولقد شرعنا قراءة هذا الکتاب لدی والدی العلامة المحقق فی بلدة تهران سنة 1374. السیّد مصطفی عفی عنه».

یعنی او به صورت خصوصی در فرصت تابستانی از محضر پدر این بخش اسفار را درس گرفته است.

سیر در اندیشه این عالم جامع و مجاهد، مجال مناسب خود را می‌طلبد، ولی در این مقاله تنها به یک نظر از نظریه‌های نو و راهگشای او اشاره می‌شود.

گفته شد که کتاب «ثلاث رسائل» شامل سه رساله می‌باشد که یکی از آنها «العوائد والفوائد» می‌باشد. رساله‌ای که در بردارنده نکته‌های ظریف علمی، از علوم عقلی و علوم نقلی می‌باشد که مؤلف شهید در تبعیدگاه ترکیه، وقتی با پدر بزرگوارش مجبور به اقامت در آنجا بوده‌اند، نوشته است. این رساله 9 فائده و 9 عاعده را در خود جمع کرده که جمعاً  18 مطلب علمی می‌باشد.

«فائده 9» عنوان «حول عدم جواز الافتاء منفرداً» را دارد شهید سید مصطفی در این مطلب علمی بر این باور است که: «أعذار و حجج عقلائی که مورد احتیاج بندگان و انسان‌ها با پروردگارشان است، به اختلاف اعصار و امصار ـ زمان و مکان ـ متفاوت می‌باشند. چیزی در گذشته حجت محسوب می‌شده ولی امروزه چنین نمی‌باشد؛ از جمله اینکه امروزه عقلاء پس از آنکه مطلع شدند که کار فردی در علوم و فنون منجر به خلاف واقع می‌شود و تبدل نظرهای مکرر را به دنبال دارد، بناء بر این گذاشته‌اند که به صورت حضوری و یا با مکاتبات[و امروزه در فضای مجازی و با وسائل ارتباطی صوتی و تصویری] به تبادل افکار بپردازند تا حق و حقیقت بر ایشان ظاهر شود و افراد تک رو را در این گونه امور، سرزنش می‌کنند و چه بسا آنان را از مجانین و افراد بی‌خرد بشمارند، چرا که در تک روی غلط‌های پرشمار و خطاهای زیاد یافتند.

بر این اساس و مبتنی بر این بناء عقلائیه، برای مجتهدین بزرگوار و محققین بزرگ، جایز نیست که در مسائل نظری، خصوصاً مسائل عملی فرعی‌ای ـ احکام فقهی ـ که مستند آنها غیر از منقولات روائی نیست که این روایات آمیخته با مطالب باطل می‌باشد و فاصله زمانی و مکانی با زمان صدور آنها هم وجود دارد. (بلکه) بر آنها واجب است مباحثه و گفتگو و تبادل افکار داشته باشند تا اگر کشف خلاف شود حجت داشته باشند؛ والا پروردگار بر آنها حجت قاطع خواهد داشت چرا که دلیل لفظی بر صحت و درستی روش تک روانه در کشف واقعیات از آیات و روایات در دست نمی‌باشد. بله، (اگر پس از بحث و گفتگو و تبادل آراء) به نظر واحدی نرسیدند، هر فردی مجاز است نظر و رأی خود را اظهار کند؛ که همین شیوه و روش امروزه در مسائل علمی و فنّی در فنون نو پدید جریان دارد و در دانش پزشکی و مانند آن نیز همین شیوه عقلائیه جاری است».

از نظر آیت الله شهید سید مصطفی خمینی «بسیاری از اختلافات در مسائل فقهی ناشی از تشتّت در کبریات کلی و قواعد عمومی می‌باشد که اگر گفته شود تبادل نظر دارای حرج و مشقت زیاد است، بر فرض قبول این مشکل در کبریات کلی که در آنها تشتّت وجود دارد؛ می‌باشد؛ نه در قواعد عمومی».

تتبع و تحقیق در تألیفات ارزشمند و پر تعداد چاپ شده این عالم متتبع و محقق و فقیه حکیم، برای حوزه‌ها و حوزویان مفید و نیز در مواردی می‌تواند راهگشای مشکلات و معضلات فکری و فقهی جامعه اسلامی بوده باشد.

مشاهده خبر در جماران