کدخبر: ۱۵۰۲۶۱۶ تاریخ انتشار:

جی پلاس/مرور یک نامه تاریخی؛

نامه پردرد امام به آیت الله منتظری

امام خمینی در تاریخ ششم فروردین سال ۶۸ در نامه ای پردرد به آیت الله حسینعلی منتظری، عدم صلاحیت ایشان برای رهبری جمهوری اسلامی را اعلام کردند.

به گزارش خبرنگار جی پلاس، امام خمینی(س) در ششم فروردین سال ۶۸ در نامه ای به آیت الله حسینعلی منتظری که آن زمان در سمت قائم مقامی رهبری بودند، عدم صلاحیت ایشان برای رهبری جمهوری اسلامی را اعلام کردند، متن نامه امام در ادامه آمده است:

 

نامه ۶/۱/۶۸ امام به آیت الله منتظری 

"بسم اللّه‌ الرحمن الرحیم

جناب آقای منتظری

با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمه‌ ای برایتان می‌ نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامۀ اخیرتان نوشته‌ اید که نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم می‌ دانم؛ خدا را در نظر می‌ گیرم و مسائلی را گوشزد می‌ کنم. از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال ها و از کانال آنها به منافقین می‌ سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آیندۀ نظام را از دست داده‌ اید. شما در اکثر نامه‌ ها و صحبت ها و موضعگیری هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرال ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می‌ گفتید دیکته شدۀ منافقین بود که من فایده‌ ای برای جواب به آنها نمی‌ دیدم. مثلاً در همین دفاعیۀ شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌ بینید که چه خدمت ارزنده‌ ای به استکبار کرده‌ اید. در مسئلۀ مهدی هاشمیِ قاتل، شما او را از همۀ متدینین متدینتر می‌ دانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می‌ دادید که او را نکشید. از قضایای مثلِ قضیۀ مهدی هاشمی که بسیار است و من حالِ بازگو کردن تمامی آنها را ندارم. شما از این پس وکیل من نمی‌ باشید و به طلابی که پول برای شما می‌ آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمداللّه‌ از این پس شما مسئلۀ مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود می‌ دانید ـ که مسلماً منافقین صلاح نمی‌ دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌ شوید که آخرتتان را خرابتر می‌ کند ـ با دلی شکسته و سینه‌ ای گداخته از آتش بی‌مهریها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‌ کنم دیگر خود دانید:

 

در همین رابطه بخوانید

احکام مهمی که امام در سوم اسفند صادر کرد

علت تذکر امام به حاج احمدآقا چه بود؟

سفارش امام به حاج احمد آقا درباره طلبه ها چه بود؟

در دیدار امام و سفیر واتیکان چه گذشت؟

امام در سالگرد عملیات خیبر به فرماندهان عملیات چه گفت؟

در نامه امام به آیت الله هاشمی و میرحسین موسوی بر چه نکته ای تاکید شده بود؟

 

1ـ سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال ها نریزد.

2ـ از آنجا که ساده‌لوح هستید و سریعاً تحریک می‌ شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.

3ـ دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.

4ـ نامه‌ها و سخنرانی های منافقین که به وسیلۀ شما از رسانه‌ های گروهی به مردم می‌ رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان ـ روحی له الفداء ـ و خون های پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.

 

واللّه‌ قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده‌لوح می‌ دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیلکرده که مفید برای حوزه‌ های علمیه بودید و اگر اینگونه کارهاتان را ادامه دهید مسلماً تکلیف دیگری دارم و می‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌ کنم. واللّه‌ قسم، من با نخست‌ وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می‌ دانستم. واللّه‌ قسم، من رأی به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.

 

سخنی از سرِ درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم‌پوشی نکنم. من با خدای خود پیمان بسته‌ ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمی‌دارم.

 

من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌ افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفۀ شرعی خود عمل کنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تأثیر دروغ های دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌ کنند نگردند. از خدا می‌ خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود که چیزی نداریم، هر چه هست اوست. والسلام.

یکشنبه 6/1/68

روح‌اللّه‌ الموسوی الخمینی"

 

صحیفه امام؛ ج ۲۱، ص ۳۳۰-۳۳۲

 

مشاهده خبر در جماران