کدخبر: ۱۴۷۴۰۴۲ تاریخ انتشار:

یادداشت/

امام خمینی و سیاست های بازسازی و سازندگی

امام خمینی پس از گذشت حدود دو ماه از قبول قطعنامه ۵۹۸، در ۱۱ مهر ماه ۱۳۶۷ در پیامی به ملت ایران «سیاستهای کلی نظام اسلامی در دوران بازسازی کشور» را اعلان کردند. رهنمودهای کلی و مهمی که در پرتو آنها محورهای بازسازی کشور مشخص شده است و یادآوری آن ها آموزنده می باشد.

پایگاه خبری جماران: پیروان مکتب انبیاء(ع) ملهَم از تعالیم الهی، در پی ساختن و سازندگی هستند؛ ساختن جانی مهذب و پیراسته از رذائل و آراسته به فضائل، برای ساختن جامعه و جهانی پاکیزه و غیر آلوده. از این منظر، امام خمینی(س) در خودسازی و تهذیب نفس به مقامات والایی نائل آمده بود و در گام دوم در حوزه علمیه قم به عنوان معلم اخلاق و مربی نفوس شناخته می شد که تأثیرات دگرگون کننده ای بر جان های مستعد داشت. ایشان در گام سوم در جریان «نهضت امام خمینی» و با اوج گیری مبارزات ملت مسلمان ایران و پیروزی انقلاب اسلامی، هدفی جز ساختن ملت و کشور نداشت؛ ساختنی که مقدمه آن پیراستن کشور از بیماری «استبداد» و «استعمار»، سپس آراستن و ساختن مادی و معنوی بوده است.

با همین چشم انداز بود که در آغازین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی نهادها و سازمان هایی مانند «جهاد سازندگی» با شعار «همه به هم» و «بنیاد مسکن» و امثال آن را تأسیس کرد تا با رفع محرومیت با مشارکت عموم ملت، کشور از ویرانی های مادی و معنوی حکومت طاغوتی وابسته به بیگانگان، رهایی یابد و کارهای لازم برای آبادانی و توسعه و پیشرفت آن انجام گیرد.

مزاحمت های آگاهانه و یا ناآگاهانه افراد و احزاب، فتنه ها و آشوبهای داخلی را رقم زد که بسیاری از توان و سرمایه مادی و انسانی را متوجه خود کرد و در ادامه جنگ تحمیلی هشت ساله این فاجعه را بیشتر کرد و ساختن مادی و معنوی کشور ـ که می توانست به عنوان الگویی برای دیگر کشورها باشد ـ به تأخیر افتاد. اما هر چه بود با فداکاری ملت با وفا و با رهبری های خیرخواهانه و مدبرانه امام خمینی، جنگ تحمیلی دشمنان، پایان پذیرفت و نوبت به ساختن و آباد کردن ویرانی ها، به ویژه ویرانی های جنگ رسید.

امام خمینی پس از گذشت حدود دو ماه از قبول قطعنامه 598، در 11 مهر ماه 1367 در پیامی به ملت ایران «سیاستهای کلی نظام  اسلامی در دوران بازسازی کشور» را اعلان کردند.

رهنمودهای کلی و مهمی که در پرتو آنها محورهای بازسازی کشور مشخص شده است و یادآوری آن ها آموزنده می باشد.

1. تأکید فراوان بر «سیاست نه شرقی نه غربی» که به تعبیر ایشان «دوام و قوام جمهوری اسلامی ایران بر پایه سیاست نه شرقی و نه غربی استوار است و عدول از این سیاست، خیانت به اسلام و مسلمین و باعث زوال عزت و اعتبار و استقلال کشور و ملت قهرمان ایران خواهد بود.»(صحیفه امام، ج 21، ص 155) سیاست «نه شرقی و نه غربی» راهکار و بلکه راهبرد حفظ «استقلال» کشور و نجات از ورطه وابستگی و ذلت دست نشاندگی بوده و استقلال یکی از سه هدف اصلی و محوری انقلاب اسلامی ایران در کنار «آزادی» و «جمهوری اسلامی» بوده است.

حضرت امام در این پیام می فرمایند:

«به مسئولین و دست اندرکاران در هر رده نیز میگویم که شرعاً بر همه شما واجب است که همت کنید تا آخرین رگ و ریشه های وابستگی این کشور به بیگانگان را در هر زمینه ای قطع نمایید.» (صحیفه امام، ج21، ص156) البته «قطع کردن»، « آخرین رگ و ریشه های وابستگی » کشور به بیگانگان به معنای قطع ارتباط کشور با دیگر کشورها و ملت ها نمی باشد، چرا که روابط دیپلماتیک هر کشور و سطح آن با ملاک «منافع ملی» سنجیده و عمل میشود و تعالیم قرآن به ما میگوید تنها با آنانی که به خاطر دینتان با شما جنگ و ستیز دارند، دوستی نداشته باشید.(سوره ممتحنه، آیه 9) و تازه باید میان «رابطه دیپلماتیک» با «رابطه دوستی» تفاوت قائل شد. پس تأکید و التزام به راهبرد «نه شرقی و نه غربی» به معنای قطع رابطه نمیباشد، بلکه به معنای عدم وابستگی و زیر بار سلطه قدرتهای زیاده خواه و ظالم نرفتن است و این، راه حفظ سرمایه ارزشمند «استقلال» میباشد.

2. مدیریت مبتنی بر نظرات کارشناسی؛ حضرت امام درباره چگونگی تحقق «بازسازی» خرابی های جنگ و سازندگی و آباد کردن کشور چنین گفتند:

«سیاست بازسازی و تعیین اولویت در امر بازسازی مراکز آسیب دیده کشور به عهده سران محترم و متعهد سه قوه و آقای نخست وزیر است ولی ... حتماً از نظرات کارشناسان و صاحب نظران ... استفاده نمایند. چرا که آنان نیز به خوبی دریافته اند که بازسازی و سازندگی جز از طریق تعاون و همفکری میسر نیست. و این کشور متعلق به اسلام و همه ملت ایران است و همان گونه که در جنگ همه در کنار هم بودند، در صلح و سازندگی هم باید در کنار یکدیگر باشند که انشاءالله مراکز علمی و دانشگاهی نیز در این مسئله بزرگ سهیم خواهند بود.»(صحیفه امام، ج 21، ص 157 ـ 156)

رهنمودی که در این بخش از پیام امام خمینی بیان شده، اصل بنیادین مدیریت جوامع بشری میباشد، یعنی «تصمیم گیری» مبتنی بر «تصمیم سازی» استوار بر کارشناسی متخصصان و دانایان تخصص های مربوطه. اگر نهاد و ساختار تصمیم گیری وجود نداشته باشد، جامعه دچار آشفتگی و هرج و مرج خواهد شد که به حکم عقل مذموم و مردود است، ولی تصمیمات نهاد تصمیم گیرنده باید بر دانش و تخصص کارشناسان و دانایان مربوطه استوار باشد تا محصول تصمیمات «پیشرفت» و ترقی باشد، و الا زحمت بی حاصل و هزینه بی نتیجه خواهد بود.

3. تکریم خانواده های ایثارگران؛ انقلاب اسلامی و حوادث پس از پیروزی به ویژه جنگ تحمیلی هشت ساله؛ با ایثار و فداکاری و مشارکت ملت ایران، به سرانجام رسید، ولی بعضی از افراد ملت در صف اول ایثار و فداکاری قرار داشتند، شهیدان، جانبازان و فداکارانی که با جان عزیز خود همراه و یاری کننده امام خمینی بودند تا اهداف والای حرکت او محقق گردد، سزاوار تکریم و خدمت افزون تری میباشند. حضرت امام به مسئولان و مدیران جامعه تأکید میکند که از خدمات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به این اقشار شریف و خانواده های ایثارگران گرامی غفلت نکنند.

و البته که چنین کاری ویژه جمهوری اسلامی ایران نمیباشد بلکه عقلاء در سراسر جهان به افراد و اقشار فداکار جامعه خود با دیده تکریم می نگرند و امتیازات و خدماتی را برای آنها در نظر میگیرند که امام خمینی به همین امر پسندیده و لازم عقلایی توصیه نمودند. ولی اولاً باید نهایت دقت را داشت تا چنین احترام و خدماتی به ایثارگران واقعی تعلق گیرد و ثانیاً به شکل معقولی انجام شود، مثلاً تقویت بنیه علمی فرزندان ایثارگران با هر هزینه ای معقول و پذیرفته است ولی اختصاص سهمیه هایی که به ظاهر تکریم و امتیازی برای آنان محسوب شود اما در صورتی که شرایط لازم علمی را نداشته باشند، هم جفا در حق آنان است و هم ظلم در حق جامعه! و درست نمی باشد چرا که این افراد در آینده در مناصب و مسئولیت هایی قرار میگیرند که توانایی و سرمایه علمی و تخصصی لازم برای انجام وظایف محوله را ندارند و این خود موجب ضعف مدیریت و پیامدهای منفی آن است. لذا لازم است اگر چنین نواقصی در قوانین و دستورالعمل ها و یا عملکردها وجود دارد اصلاح شود. به همین خاطر است که حضرت امام با لطافت خاصی به خانواده های ایثارگران متذکر میشوند:

«ضرورتی نمی بینم که به این عزیزان سفارش و نصیحت کنم و رسالت بزرگ حفظ امانت خون های مقدس شهیدان را بازگو نمایم.»(صحیفه امام، ج 21، ص 158)

4. تقویت بنیه دفاعی و نظامی؛ با توجه به سرشت وجودی انسان و نیروهای خیر و شری که در نهاد او قرار دارد و نیز با نگاه به تاریخ جوامع بشری، جنگ ها و درگیری ها متأسفانه، لازمه زندگی بشر گشته و دست از سر او برنمی دارد. اسلام عزیز و تعالیم الهی در حالی که دعوت به حق و عدل و مهر و محبت و تعاون و اخوت کرده است؛ ولی درحد «بازدارندگی» به تهیه امکانات نظامی و تجهیزات دفاعی اهتمام ورزیده است. منطق قرآن قوی بودن برای پیشگیری از جنگ است:«و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رابط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم» (سوره انفال، آیه 60) هدف از مجهز و مسلح شدن ترساندن ذکر شده «ترهبون» نه کشتن «تقتلون» و این خود یک دنیا معنا دارد و رویکرد صلح خواهی و اخلاقی بودن اسلام عزیز را نشان میدهد. متأسفانه بشر هنوز به آن حد از بلوغ فکری و اخلاقی نرسیده که از جنگ  و خونریزی ناشی از زیاده خواهی و تجاوز به حقوق دیگران دست بردارد؛ تجربه پس از انقلاب اسلامی هم نشان داده که ایران اسلامی بدخواه و دشمن دارد، پس اقدام لازم و گام اول این است که با تقویت بنیه نظامی و تجهیزات دفاعی، دشمنان را از فکر و نقشه تجاوز به این سرزمین و ملت و منافع آن، منصرف کرد.

5. اهتمام به خودکفایی کشاورزی در کنار توجه به صنعت؛ از آنجایی که نیازهای جوامع متنوع میباشد و نیز امکانات و سرمایه ها متکثر هست، پس برای اداره معقول و منطقی جوامع باید از همه امکانات و ظرفیت ها بهره گرفت. به همین خاطر امام خمینی در حالی که بر تقویت صنعت تأکید دارند، مسئله کشاورزی و خودکفایی در این بخش هم برای ایشان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. توسعه پایدار در بخش کشاورزی، هم امنیت غذایی برای کشور در پی دارد، و هم اشتغال گسترده پیامد آن میباشد. «نباید کوچکترین خللی بر ضرورت رسیدن به امر خودکفایی کشاورزی وارد آورد، بلکه اولویت و تقدم این امر باید محفوظ بماند و مسئولین بیشتر از گذشته خود را مکلف به اجرای آن سازند و در امر احیای اراضی و مهار آبها و ایجاد سدها و تشویق کشاورزان و دامداران و استفاده هرچه بیشتر از نعمتهای بیکران الهی تلاش نمایند» (صحیفه امام، ج 21، ص 158)

6. توسعه علمی؛ سازندگی و سرزندگی بخش های مختلف کشور وابسته به موقعیت علم و تحقیقات میباشد، از آن سرچشمه آب حیات جاری میگردد و چرخ زندگی ملت را مطابق با نیازها و مقتضیات هر عصری به حرکت در می آورد. امام اخمینی بر «توسعه علمی» و اهتمام به تحقیقات و تکریم نخبگان تأکید و بدان توصیه کردند:

«مهمترین عامل در کسب خود کفایی و بازسازی، توسعة مراکز علمی و تحقیقات و تمرکز و هدایت امکانات و تشویق کامل و همه جانبه مخترعین و مکتشفین و نیروهای متعهد و متخصص است.»(صحیفه امام، ج 21،ص 158) تعبیر «مهمترین عامل» جداً جای تأمل و تلاش مضاعف برای تحقق آن دارد.

7. جمع میان ارزشهای اسلامی با رفاه عموم ملت؛ در اندیشه امام خمینی که همان اندیشه زلال اسلام ناب محمدی(ص) است، اسلام قرآن و عترت، که هم «حسنه دنیا» برایش مطلوب است و هم «حسنه آخرت» مطلوب و مقصود و مقصد میباشد. در این منظومه فکر اسلامی، هیچ تعارض و ناسازگاری میان ارزشهای واقعی اسلامی با آبادانی دنیا و رفاه زندگی مردمان نمیباشد و بنا نیست به نام ارزشها و شعائر، زندگی ملت دچار سختی و حَرَج گردد. بیان و پیام امام در این زمینه کاملاً گویا و بی نیاز از شرح و تبیین است:

«برنامه ریزی در جهت رفاه متناسب با وضع عامة مردم توأم با حفظ شعائر و ارزشهای کامل اسلامی و پرهیز از تنگ نظری ها و افراط گرایی ها و نیز مبارزه با فرهنگ مصرفی ... و تشویق به تولیدات داخلی و برنامه ریزی در جهت توسعه صادرات و گسترش مبادی صدور کالا و خروج از تکیه به صادرات نفت و نیز آزادی صادرات و واردات و به طور کلی تجارت بر اساس قانون و با نظارت دولت در نوع و قیمت.»(صحیفه امام، ج 21، ص 159)

استفاده از نیروهای عظیم مردمی در بازسازی و سازندگی حفظ و نگهداری ترکیب مناطقی از شهرهای ویران شده بر اثر جنگ تحمیلی برای اطلاع آیندگان و تأکید بر حفظ ارزشها و شئون اخلاقی و اجتماعی و سالم سازی اجتماعات؛ دیگر توصیه ها و رهنمودهای امام خمینی در مقطع مهم و تعیین کننده پس از جنگ تحمیلی و آغاز بازسازی و سازندگی کشور بوده است.

باید منصفانه با گذشت بیش از سی سال از صدور این پیام و ترسیم این دستورالعمل که میبایست مبنای قانون گذاری و برنامه های توسعه و مجموعه دستورالعملها و عملکردها، باشد، به کارنامه نظام و مسئولان و منصوبان رسیدگی شود که چه نسبتی میان عملکردهایشان با این رهنمود راهبردی وجود دارد؟

کافی است در یک مورد «خروج از تکیه به صادرات نفت» سال آخر خدمت دولت اصلاحات را با سال اول دولت پسا اصلاحات مقایسه کرد و دید عمل به این رهنمود حضرت امام چگونه به عکس آن بدل گشته و بیش از دو برابر سال قبل از درآمدهای نفتی در بودجه سالانه کشور تزریق گردید!

تأمل و درنگ دوباره در این رهنمودها و ارزیابی عملکردهای سه دهه گذشته، میتواند و باید چراغی برای روشنتر شدن مسیر بوده باشد. با چنین بازاندیشی، انحرافات و اعوجاجات اصلاح خواهد شد و با عنایت الهی و مساعدت و مشارکت همه ملت، به ویژه نخبگان و دانایان و متخصصان، تصمیم سازی های هرچه بهتر و تصمیم گیری های هرچه خردمندانه تر، فردایی بهتر و برخوردارتر از رفاه مادی و ارزشهای معنوی محقق خواهد شد و آن زمان است که «جمهوری اسلامی» به حق «الگو» خواهد بود.

مشاهده خبر در جماران