جماران ورزشی: بیست سال در مسیر قهرمانی، پنج دوره حضور در بازیهای پاراآسیایی و ۲۸ مدال؛ کارنامهای که شاهین ایزدیار را به یکی از چهرههای پرافتخار پاراشنای ایران تبدیل کرده است. اما حتی پرافتخارترین مسیرها نیز روزی به نقطه پایان میرسند؛ نقطهای که برای یک ورزشکار، تنها کنار گذاشتن رقابتها نیست، بلکه وداع با بخشی از زندگی، سالها تلاش، سختیها و خاطراتی است که در آب و کنار استخر شکل گرفتهاند.
ایزدیار در ناگویا آخرین فصل حضورش در دنیای قهرمانی را با کسب چهار مدال، شامل سه نقره و یک برنز، به پایان رساند و پس از سالها افتخارآفرینی، از رقابتهای حرفهای خداحافظی کرد. حالا پرسش فقط درباره پایان یک دوران نیست؛ از هزینههای شخصی قهرمانی و دشواری دلکندن از شنا تا آینده پاراشنای ایران و مسیری که این قهرمان پس از خداحافظی در پیش خواهد گرفت. روایت او، نگاهی است به پشت صحنه سالهایی که در آمار مدالها خلاصه نمیشوند؛ سالهایی که بخشی از زندگی برای رسیدن به رؤیای قهرمانی صرف شد.
جماران: از بازیهای پارا آسیایی ناگویا بگویید:
ایزدیار: بازیهای پاراآسیایی ناگویا پنجمین دورهای بود که در آن شرکت کردم. در مجموع نیز تاکنون پنج دوره بازیهای پاراآسیایی برگزار شده است و من از نخستین دوره، در سال ۲۰۱۰، در این رقابتها حضور داشتهام. حاصل این پنج دوره، کسب ۲۸ مدال شامل هشت مدال طلا، ۱۲ مدال نقره و هشت مدال برنز بوده است. خدا را شکر، در هر پنج دوره عنوان پرمدالترین ورزشکار کاروان ایران را به دست آوردم و در دو دوره، یعنی سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۸ در جاکارتا، نیز عنوان پرافتخارترین ورزشکار آسیا را کسب کردم.
جماران: بعد از مسابقات از دنیای قهرمانی خداحافظی کردید؛ از چه زمانی به این نتیجه رسیدید که دیگر نمیخواهید در سطح حرفهای ادامه دهید؟ تصمیمی تدریجی بود یا اتفاقی باعث شد به نقطه پایان برسید؟
ایزدیار: در حقیقت، مدتها بود که چنین تصمیمی داشتم و میخواستم در پارالمپیک پاریس از دنیای قهرمانی خداحافظی کنم. با این حال، به دلیل آسیبدیدگیای که در پاریس برایم اتفاق افتاد، نمیخواستم بدون کسب مدال و در شرایطی که با مصدومیت مواجه بودم، از دنیای شنا خداحافظی کنم؛ رشتهای که سالها با عشق برای آن تلاش کرده بودم و زحمت کشیده بودم. به همین دلیل، دو سال دیگر به فعالیت حرفهایام ادامه دادم تا در بازیهای پاراآسیایی ناگویا شرکت کنم. خدا را شکر، توانستم با کسب مدال و بار دیگر بهعنوان پرمدالترین ورزشکار کاروان ایران، دوران قهرمانیام را به پایان برسانم.
جماران: آیا بخش دشوار خداحافظی برای شما کنار گذاشتن تمرینات و مسابقات است یا پذیرفتن اینکه دیگر قرار نیست هر روز زندگیتان حول محور شنا تنظیم شود؟
ایزدیار: هر دو مورد واقعاً دشوار است. به نظر من، سختترین بخش خداحافظی یک ورزشکار حرفهای از رشتهای که به آن عشق میورزد، این است که احساس میکند از فرزندش جدا میشود؛ از چیزی که سالها برای آن زحمت کشیده، خون دل خورده و آسیب دیده است. به همین دلیل، فکر نمیکنم بتوانم به این زودیها با این موضوع کنار بیایم. با این حال، زمان خداحافظی من فرارسیده بود؛ چراکه در رشته شنا، ورزشکاران معمولاً تا حدود ۲۶ یا ۲۷ سالگی از دوران قهرمانی فاصله میگیرند. البته با توجه به سبک زندگی و شرایطی که داشتم، دوران قهرمانی من طولانیتر شد و اکنون احساس میکنم زمان آن رسیده بود که این مسیر را به پایان برسانم.
جماران: بیست سال فعالیت حرفهای یعنی بخش بزرگی از جوانی شما در اردو، استخر، تمرین و سفرهای مسابقاتی گذشته است. فکر میکنید در این مسیر از چه بخشهایی از زندگی شخصیتان بیشتر از همه گذشتهاید؟
ایزدیار: برای اینکه بتوانم تمرینات مناسبی داشته باشم، در مسابقات شرکت کنم و ریکاوری درستی انجام دهم، از بسیاری از بخشهای زندگی شخصیام گذشتم؛ اما مهمترین آنها خانوادهام بود. من به مدت هشت سال در مشهد تمرین میکردم و دور از خانواده و بهتنهایی زندگی میکردم. در مرتبه بعد، از بسیاری از خوشیها و تفریحات، مهمانیها، دورهمی با دوستان و بیرونرفتنهایی که بخشی از زندگی عادی هر فرد است، صرفنظر کردم. حتی از برخی تفریحات که احتمال داشت باعث آسیب دیدگیام شوند، دوری میکردم تا مبادا تمریناتم تحت تأثیر قرار بگیرد. محدودیتهای غذایی نیز بخش دیگری از این مسیر بود. همه این موارد را کنار گذاشتم تا بتوانم به هدفی که برای خودم تعیین کرده بودم، برسم.
جماران: آیا در این سالها زمانی بوده که از ادامه مسیر خسته شوید و با خودتان بگویید دیگر نمیخواهم شنا کنم؟ اگر چنین دورهای داشتید، چه چیزی باعث شد ادامه دهید؟
ایزدیار: این اتفاق فقط یک بار برایم رخ داد؛ پس از نخستین مسابقه برونمرزیام؛ فکر میکنم ۱۵ ساله بودم که در مسابقات جوانان آسیا در توکیو ژاپن شرکت کردم و پس از کسب یک مدال طلا و دو مدال نقره به ایران بازگشتم. آن زمان به پدر و مادرم گفتم که دیگر نمیخواهم شنا کنم و احساس میکردم به پایان مسیرم رسیدهام. حتی ۱۰ جلسه هم به تمرین نرفتم، اما پس از صحبتهایی که پدر و مادرم با من داشتند، دوباره به این مسیر بازگشتم و فعالیت حرفهایام را ادامه دادم. نکته جالب اینجاست که نخستین مسابقه برونمرزی من در ژاپن برگزار شد و آخرین مسابقهام نیز در همین کشور بود.
جماران: سالها مردم شما را به عنوان شناگر پرافتخار و چهره شاخص پاراشنا شناختهاند. حالا که این فصل تمام شده، دوست دارید در آینده با چه ویژگی یا نقشی شناخته شوید؟
ایزدیار: قطعاً در رشته شنا باقی خواهم ماند و فعالیت خود را در عرصه مربیگری آغاز میکنم. امیدوارم بتوانم همانطور که در دوران ورزشکاری موفق بودم، در مسیر مربیگری نیز به موفقیت برسم.
جماران: با توجه به تجربه طولانیتان در تیم ملی، بزرگترین تغییری که پاراشنای ایران در این دو دهه تجربه کرده چیست؟ و چه مشکلی با وجود گذشت این همه سال همچنان پابرجاست؟
ایزدیار: امکاناتی که امروز در اختیار داریم، بههیچوجه با گذشته قابل مقایسه نیست. تحول اصلی زمانی اتفاق افتاد که پس از بازیهای پاراآسیایی جاکارتا، وزارت ورزش و جوانان و کمیته ملی پارالمپیک به این باور رسیدند که یک شناگر میتواند در یک دوره مسابقات، شش یا هفت مدال برای کشور به دست بیاورد و حتی چند مدال طلا کسب کند. به عبارت دیگر، میتوان برای یک ورزشکار هزینه کرد و به اندازه شش تیم ورزشی افتخار به دست آورد. پس از آن، شرایط پاراشنا بسیار تغییر کرد و خدا را شکر، امروز با پیشرفتهای خوبی روبهرو هستیم. البته نمیتوانم بگویم همه مشکلات برطرف شده و هیچ کمبودی نداریم؛ حتی در مقایسه با کشورهای آسیایی نیز هنوز فاصلههایی وجود دارد. با این حال، همین تحولاتی که رخ داده و مسیری که به سمت پیشرفت طی میکنیم، بسیار ارزشمند است.
جماران: ورزشکاران پارالمپیکی و پاراآسیایی پس از پایان دوران قهرمانی، مسیر روشنی برای ورود به بازار کار یا ادامه فعالیت در ورزش دارند؟ شما برای مرحله بعد از خداحافظی چه چشماندازی پیش روی خود میبینید؟
ایزدیار: متأسفانه، برای استخدام ورزشکاران یا اندیشیدن به تدابیری که بتواند شرایط شغلی آنها را پس از پایان دوران قهرمانی مشخص کند، اقدامات کافی از سوی وزارت ورزش و جوانان یا کمیته ملی پارالمپیک انجام نشده است. من جدا از فعالیت در عرصه مربیگری که آن را ادامه خواهم داد، یک شغل آزاد نیز دارم و صاحب کافیشاپ هستم؛ بنابراین قطعاً فعالیت در این حوزه را هم ادامه میدهم.
جماران: آیا از خداحافظی احساس آسودگی دارید یا بیشتر با دلتنگی برای فضای تمرین و رقابت روبهرو هستید؟ یا هر دو احساس را همزمان تجربه میکنید؟
ایزدیار: فکر میکنم بیشتر از هر چیز، دلتنگ خواهم شد؛ دلتنگ تمرینات، دردهای ناشی از تمرین، استرس مسابقات و چالشهایی که در این مسیر به وجود میآیند. اینها بخش جداییناپذیر زندگی حرفهای من بودهاند و هنوز نمیدانم چه زمانی میتوانم با پایان این دوران کنار بیایم.