پایگاه خبری جماران، سجاد انتظاری: مؤسس دانشگاه ادیان و مذاهب با اشاره به روحیه بینالمللی رهبر شهید انقلاب اسلامی، گفت: ما اصلا در جهان مطرح نیستیم و حاضر هم نیستیم خودمان را مطرح کنیم. در دولتهای بعد از انقلاب فقط دولت آقای خاتمی یک مقدار درها را باز و روابط را فعال کرد و گفتوگو با دنیا آغاز شد. ما درها را بستهایم. حتی در دولت آقای روحانی، به جز قرارها با سازمان ملل و مسأله برجام، ما ارتباط فعالی با دنیا نداشتیم. ارتباط فعال این است که دیپلماسی مردمی، علمایی، فرهنگی و سیاسی فعال باشند. ما از ظرفیت کدام استفاده کردیم؟ بعد از بمباران مدرسه میناب چند بار وزیر آموزش و پرورش ما در اجلاسها شرکت کرد و مظلومیت دانشآموزان میناب را گفت؟
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران با حجتالاسلام و المسلمین سید ابوالحسن نواب را در ادامه میخوانید:
شما پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با رهبر شهید آشنا شدید. اگر خاطرهای از آن دوران به یاد دارید، برای ما بفرمایید.
من از سال ۱۳۴۹ که طلبه شدم، آقای [آیتالله شهید] خامنهای را میشناختم. سال ۵۱ هم مرحوم آیتالله طاهری اصفهانی، امام جمعه اصفهان، ایام محرم در مسجد نو بازار منبر میرفت و من پای منبر ایشان بودم. ایشان به مناسبت کتابی به نام «پرشکوهترین نرمش قهرمانانه تاریخ» که آقای [آیتالله شهید] خامنهای ترجمه کرده بودند، مطالبی را نقل و به طور کامل آقای [آیتالله شهید] خامنهای را معرفی کرد. به هر حال ما از سال ۵۳ که به مدرسه حقانی رفتیم، با کتابها و تألیفات و نوشتههای ایشان محشور بودیم.
بعد آن سالها که میرفتیم و مشرف میشدیم مشهد، منزل ایشان میرفتیم و دیگر ارتباط با ایشان از سالهای قبل از پیروزی انقلاب ارتباط مستمر بود. در حقیقت میتوانم بگویم من پنجاه سال با ایشان به طور مستمر ارتباط داشتم و سالهای سال از ایشان حکم مستقیم داشتم. اگر سفر میرفتم و ایران نبودم، حداکثر یک ماه میشد که همدیگر را نبینیم. چهار سال اول رهبری هم که درس ایشان میرفتم، هر روز ایشان را میدیدم. در طول ۳۷ سال رهبری ایشان هم ارتباط منظم با دفترشان داشتیم.
اشاره کردید به حکمی که از ایشان داشتید. کمی در این خصوص توضیح دهید.
من احکامی از ایشان داشتم. من مرکز خدمات حوزههای علمیه قم را تأسیس کردم و ۳۰ سال رئیس هیأت مدیره، عضو هیأت مدیره یا مدیرعامل بودم و هر پنج سال ایشان حکم را تجدید میکردند؛ یعنی شش مرتبه حکم من را در این سه مسئولیت تجدید کردند. مدتی هم که در یک نهاد دیگر خدمت میکردم و باز حکم از ایشان داشتم. در مجمع جهانی اهل بیت(ع) هم هنوز هستم، حکم دبیری و عضویت شورای عالی آنجا را دارم. عضو هیأت امنای المصطفی بودم و هستم. رهبر فعلی انقلاب اسلامی فرمودند احکامی که بوده، همچنان به قوت خودش باقی است.
بر اساس دیدارهایی که طی این سالها با ایشان و همچنین مسلمانان جهان داشتهاید، در حوزه تعامل با علمای جهان اسلام و عموم مسلمین، اعم از اهل سنت و شیعیان، رویکرد ایشان را چطور ارزیابی میکنید؟
این به روحیه بینالمللی ایشان برمیگردد؛ و هیچ ربطی به رهبری و انقلاب اسلامی ندارد. این روحیه مربوط به شخص ایشان بود. ایشان در ۱۷ سالگی طلبه نجف بودند. از نجف به بغداد میرفتند و در کوچهپسکوچههای بغداد دنبال دفتر اخوانالمسلمین میگشتند. شما چند عالم شیعه میشناسید که ۷۰ سال پیش اصلا اسم اخوانالمسلمین را بلد بودند؟ جوانی که در ۱۷ سالگی دنبال اخوانالمسلمین و تفکر اخوانالمسلمین است، چه روحیه بینالمللی و ارتباط با علمایی دارد؟
کسی که ۷۰ سال مترجم آثار سید قطب و محمد قطب باشد، متفکرین بزرگ جهان اسلام را بشناسد و درباره آنها کتاب بنویسد و راجع به استقلال هند کتاب بنویسد، یک عالم فوقالعاده است. همچنین ارتباط ایشان با الازهر و علمای مصر یک ارتباط ۷۰ ساله بوده و این ارتباط مستمر، توانسته به ایشان کمک کند. بنابراین، همه علمای جهان اسلام را میشناختند؛ حافظه ایشان فوقالعاده قوی بود و خیلی زیاد هم مطالعه میکردند. آنها هم ایشان را میشناختند؛ ارتباطات و روابط انسانی کاملا برقرار بود؛ یعنی کاملا به آنها سلام میرساندند و این ارتباط در سطح علمی یا سطح حوزوی و علمای اسلام وجود داشت.
در سطح علمای اسلام این ارتباط وجود داشت، ولی به نظر میآید در سطح سیاسی با یک سری از کشورهای عربی مثل امارات و عربستان که داعیه رهبری کشورهای عربی را دارد، در برخی مقاطع چالش سیاسی داشتیم. تلاش رهبری شهید برای اینکه بتوانیم با همه کشورهای اسلامی یک رابطه حسنه داشته باشیم، به چه شکل بود؟
آن سالهایی که ارتباط ما با کشور عربستان قطع و با امارات ضعیف بود و یا با مصر که هنوز هم ارتباط قوی تشکیلاتی نداریم، آقای [شهید آیتالله] خامنهای رفیق یا رقیب آنها بودند؛ و انسان هم رفیقش را خوب میشناسد و هم رقیبش را. بنابراین آنها آقای [آیتالله شهید] خامنهای را دقیق میشناختند و ما هم همین نقش را داشتیم. بنابراین، اگر ارتباط رفتوآمدی هم نبود، انتقال پیام که بود؛ و آقای [آیتالله شهید] خامنهای خیلی تلاش داشتند که رابطه ما با عربستان، امارات و مصر درست شود.
اگر ممکن است جزئیاتی از همین تلاشها برای ما بفرمایید.
همین اجازهای که به آقای شمخانی دادند که رفت چین و مذاکره کرد و ارتباط ما را با عربستان برقرار کرد هم یکی از کارهایی بود که ایشان اجازه دادند. بعد از حج خونین هم ایشان ارتباط را برقرار کرد.
حتی در اوج اختلافاتی که ما با عربستان و آلسعود داشتیم، ایشان در پیامهایی که هر سال به مناسبت ایام حج داشتند، مراعات میکردند که نکتهای علیه آلسعود نباشد. چرا چنین اتفاقی میافتاد؟
ایشان به این دیپلماسی که طراحی کرده بودند، خیلی مقید بودند. ایشان میگفتند «عزت، حکمت، مصلحت» یا «مصلحت، حکمت، عزت» و خودشان به دیپلماسی اصرار داشتند و آن را رعایت میکردند؛ یعنی ایشان هیچوقت در دیپلماسی «مصلحت» را کنار نگذاشتند. اگر بخواهیم تفاوتی بین حضرت امام و ایشان قائل شویم، ایشان محافظهکارتر از امام بودند. امام خیلی صریح میگفتند اگر از صدام بگذریم، از آلسعود نمیگذریم، ولی آقای [شهید آیتالله] خامنهای سعی میکردند با رعایت «مصلحت، حکمت، عزت» کار را پیش ببرند. یعنی ایشان میگفتند با رعایت مصلحت و حکمت، عزت پدید میآید.
در دوره ۳۷ ساله رهبری ایشان، روابط ما هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی با کشورهای مختلف اسلامی و سایر کشورهایی که مسلمانان در آنجا ساکن هستند، چقدر بهبود پیدا کرد؟
من یک نکتهای را به شما بگویم. نظر واقعی ایشان این بود که ما باید دائماً در دنیا حضور داشته باشیم؛ چیزی که به آن عمل نمیشد. بعد از جنگ ۱۲ روزه و همچنین جنگ رمضان، اگر یک کشور فعال بودیم، باید ۲۰ شخصیت ما همزمان در دنیا حضور پیدا میکردند. یعنی وزرای خارجه، معاون اولهای رئیس جمهور و رؤسای مجلس را باید به کشورهای مختلف اعزام میکردیم. برای مثال، اندونزی کشوری با ۲۵۰ میلیون مسلمان است؛ چند هیأت به اندونزی فرستادیم؟ اگر از من بپرسید، میگویم هیچ.
من جریانات مختلف را میگویم چون اصلا بلد نیستم جناحی باشم. اگر آقایان جهانگیری، متکی، صالحی، سید محمد صدر یا قالیباف را میفرستادیم چه میشد؟!

آقای قالیباف که خیلی فعال بوده...
آقای قالیباف اخیرا فعال شده است. در جنگ ۱۲ روزه کجا رفت؟ آقای قالیباف نباید پنج سفر خارجی میرفت؟ سفرهای منظم خودش به عنوان رئیس مجلس را میرود، ولی باید از طرف رئیس جمهور میرفت. به همین دلیل است که رهبر شهید از حجم دیپلماسی ما راضی نبود. من ۱۰ بار این تعبیر را از ایشان شنیدم که ما باید دائما در دنیا حضور داشته باشیم. عین کلمه ایشان است که ما باید همزمان ۲۰ آدم برجسته در دنیا داشته باشیم.
آیا سفیرها یا رایزنهای فرهنگی که در کشورهای مختلف داریم، نمیتوانستند این نقش را ایفا کنند؟
سفیر و رایزن فرهنگی سقف فعالیت دارند؛ دیپلماسی برای خودش معنی دارد. معاون وزیر سخت به رایزن فرهنگی ما وقت میدهد؛ ما یک دیپلماسی بزرگ در سطح رؤسای جمهور، رؤسای مجلس و معاونین اول میخواستیم. مثلا وقتی میگویند اسحاق جهانگیری میخواهد بیاید، رزومهاش را میخواهند. میگویند این آقا هشت سال معاون اول رئیس جمهور، هشت سال استاندار یا وزیر و هشت سال هم نماینده بوده؛ یعنی ۳۲ سال در بستر کار بوده است. آنها هم فهم و شعوری دارند. ما سقف خودمان را در دنیا مشخص میکنیم؛ باید هیأتهای عالیرتبه بروند تا آنها را تحویل بگیرند.
البته آقای [شهید آیتالله] خامنهای هیچوقت از دیپلماسی عمومی، وزارت خارجهای، فرهنگی و علمایی ما راضی نبودند. بگذارید انتقادم فقط متوجه سطح سیاسی کشور نباشد و به سطح علمایی هم باشد. چرا ۱۰ نفر از علمای ما بعد از جنگ ۱۲ روزه و همچنین قبل و بعد از جنگ رمضان و شهادت مقام عظمای ولایت و مرجعیت، از قم به کشورهای دوست مثل عراق و پاکستان نرفتند؟
شاید به خاطر مسائل امنیتی بود...
اولا کسی با علما کاری ندارد و ثانیا وقت حوادث است که آدم برای کشورش به آب و آتش میزند. یعنی اگر پروازها تعطیل باشد، آدم میتواند با لباس مبدل به وان ترکیه و از آنجا به هر جای دنیا خواست برود. یعنی وقتی که جنگ آمریکا و عراق بود، وزیر خارجه عراق با قیافه ژولیده و به هم ریخته، با ماشین به کرمانشاه و از آنجا به تهران میآمد و بعد مثلا به مسکو میرفت. وان ترکیه ۷۰ کیلومتر با مرز ما فاصله دارد.
فکر میکنید این عدم تلاش چقدر جنبه سیاسی داشت؟ یعنی چند درصد احتمال این وجود دارد که چون دولتی سر کار است که آنها طرفدارش نیستند یا به آن رأی ندادهاند، اینگونه رفتار کردند؟
بنده با احترام به حرف شما عرض میکنم که هیچ تأثیری نداشت. چون در مجمع تشخیص مصلحت نظام ۴۶ نفر هستند که شاید یکی دو نفر از آنها حاضر نمیشدند و آن هم بعید میدانم. حتی آقای جلیلی هم اگر رئیس جمهور به او میگفت برو، میرفت. نمیگفتید برو از تفاهمنامه دفاع کن؛ میگفتید برو به شهادت آقای [آیتالله] خامنهای اعتراض کن. یعنی آقای جلیلی حاضر نبود به شهادت ایشان هم اعتراض کند؟ آقای جلیلی اگر زاویه هم داشته باشد، در گفتوگوها زاویه دارد؛ در شهادت آقای [آیتالله] خامنهای که زاویه ندارد.
یعنی وقتی کشور دارد در آتش میسوزد، هیچکس جناحی فکر نمیکند. شما تندترین نماینده مجلس را هم بیاورید تا من فردا اعزامش کنم. هر کسی در این شرایط برای دفاع از آب و خاکش مایه میگذارد. اما عقل میگوید که اگر من تفاهمنامه را قبول ندارم، من را اعزام نکن. اما در دفاع از کشور و اینکه چرا به ما حمله کردند؟ چرا رهبر ما را شهید کردند؟ چرا با ما رفتار اینطور میکنند؟ هرکسی میتواند برود. در سطوح بالا اینقدر که فکر میکنید، مسائل جناحی نیست.

اگر افراد تأثیرگذار کشور ما این سفرها و مراودات را داشته باشند، چقدر میتواند به همدلی و همبستگی کشورهای مسلمان با ایران کمک کند؟
ما اصلا در جهان مطرح نیستیم و حاضر هم نیستیم خودمان را مطرح کنیم. در دولتهای بعد از انقلاب فقط دولت آقای خاتمی یک مقدار درها را باز و روابط را فعال کرد و گفتوگو با دنیا آغاز شد. ما درها را بستهایم. حتی در دولت آقای روحانی، به جز قرارها با سازمان ملل و مسأله برجام، ما ارتباط فعالی با دنیا نداشتیم. ارتباط فعال این است که دیپلماسی مردمی، علمایی، فرهنگی و سیاسی فعال باشند. ما از ظرفیت کدام استفاده کردیم؟
بعد از بمباران مدرسه میناب چند بار وزیر آموزش و پرورش ما در اجلاسها شرکت کرد و مظلومیت دانشآموزان میناب را گفت؟ با کشورهای همسایه مثل ترکمنستان، تاجیکستان و ازبکستان که میتوانید سفر کنید. بروید و این مسائل را بگویید. همین که شما در پایتخت تاجیکستان مصاحبه کنید، تازه اینها کشورهای بستهای هستند، کشورهای بازی نیستند؛ ولی ۵۰ تا خبرنگاری که به تهران نمیآیند، آنجا هستند. باید جلوی این بلندگوها بنشینند و دائما اطلاعرسانی کنند.
اگر خاطرهای در این خصوص – یعنی نارضایتی و گلایه رهبر شهید از بخشهای مختلف دیپلماسی عمومی و فرهنگی – در ذهن دارید، برای ما بفرمایید.
این نارضایتی ایشان فقط به وزارت امور خارجه برنمیگردد؛ به مجموعه سیستم ما برمیگردد. زندگی رهبر شهید ما چند بخش داشت. یکی از بخشهای فعال زندگی ایشان بخش هنر بود و فکر نمیکنم ما دیگر در تاریخ ایران رهبر هنرشناسی در این سطح داشته باشیم. بخشهای دیگر زندگی ایشان مربوط به حوزههای علمیه، دولت، رسیدگی به مردم و خانواده شهدا بود. ایشان خودشان به همه استانها سفر کردند و خیلی هم از سر زدن رئیس جمهور به استانها استقبال میکردند و میگفتند مسئولین باید وسط مردم باشند.
اوایل رهبری ایشان با اتوبوس به ایلام رفتند. یک اتوبوس برایشان آماده کرده بودند و با اتوبوس رفتند. یعنی آقای [آیتالله] خامنهای آدمی نبودند که یک جا راحت بنشینند. به همه استانها رفتند؛ به استانهای سنّینشین مثل کردستان، سیستان و بلوچستان و گلستان که چند بار رفتند و با همه علمای اهل سنت گفتوگو کردند. اصولا ایشان آدم بسیار پرتحرکی بودند. تا قبل از سالهای آخر حیات، هر سال حداقل یک سفر استانی داشتند.
نکته دیگر اینکه هفتگی به خانه خانواده شهدا میرفتند. هر شب چهارشنبه ایشان به خانواده شهدا سر میزدند. خانه هر خانواده شهیدی که توانستند، رفتند. یعنی در طول سالهای رهبری به خانه بیش از هزار خانواده شهید در تهران رفتند، چون ما میشناسیم و میدانیم با چه کسانی رفتوآمد داشتند. اصلا ملاقات ایشان با مردم قطع نمیشد. من فکر میکنم ابعاد زندگی ایشان هنوز برای مردم باز نشده است؛ باز شود، خیلی شکوفا میشود.
البته میدانید که ایشان با اقشار مختلف ملاقات داشتند. مثلا تارهای صوتی ایشان مشکل پیدا کرده بود و همه ملاقاتها را تعطیل کرده بودند ولی یک روز با کارگردانان تلویزیون ملاقات کردند. شما چند تا مرجع تقلید میشناسید که با کارگردانان جلسه بگذارد؟ ایشان صدها جلسه با کارگردانان فیلمهای تلویزیونی و همچنین اصحاب رسانه، رادیو، تلویزیون داشتند. فیلمهای «محمد رسول الله(ص)» ساخته مجید مجیدی، «مردان آنجلس»، «مریم مقدس» و «موسی کلیم الله» را لحظه به لحظه پیگیری میکردند و بعضی وقتها فیلمنامهها را میخواندند. اصلا در تاریخ ما دیگر تکرار نخواهد شد، رهبری که فیلمنامه بخواند و از آن غلط بگیرد.
ایشان سیره و روش و منش رهبری امام خمینی(س) را در طول ۳۷ سال رهبری خودشان چطور حفظ کردند؟
حزبالله، مقاومت، ولایت فقیه و جمهوری اسلامی یادگار امام است. آقای [آیتالله] خامنهای با تمام وجود این یادگارها را حفظ کرد. یک بار هم مصاحبه نکردند که زیر عکس امام نباشد. هیچکس در ایران به اندازه آقای خامنهای حرمت امام را رعایت نکرد. من این را با صراحت میگویم که هیچکس در ایران به اندازه آقای [آیتالله شهید] خامنهای رسم مردانگی، رفاقت و شاگردی را رعایت نکرد. ایشان مرد و مردانه از دفاع و تا آخرین سال حیات هم در مراسم بزرگداشت امام سخنرانی کردند.

این بحث مقاومتی که اشاره داشتید و ارتباطی که ایشان با گروههای مقاومت داشتند، چقدر در پیروزی امروز ما مؤثر بود؟ یعنی رهنمودهای امام شهید ما چقدر توانست به اتحاد جبهه مقاومت و پیروزیهای ما کمک کند؟
نهضتها از بامداد پیروزی انقلاب شروع شد. البته این مخصوص ما هم نیست، همه کشورهایی که انقلاب کردهاند، در کشورهای همسایه خودشان کارهای نهضتی شروع کردهاند. انقلاب اسلامی هم در کشورهایی مثل افغانستان، عراق، بحرین و لبنانگروههای مبارزاتی و انقلابی ایجاد کرد. متأسفانه جهتگیری سلاحها درست نبود، چون ما درگیر جنگ تحمیلی بودیم و نمیتوانستیم کاری انجام دهیم. مثلا در لبنان، جهتگیری سلاحهای گروههای شیعه روبروی همدیگر بود؛ «اَمَل» حزبالله را میکشت و حزبالله هم «اَمَل» میکشت. افغانستان هم گروههای شیعه روبروی هم بودند و به همدیگر تیراندازی میکردند.
این ماجرا تا جایی که خاطرم هست در سالهای اخیر دیگر وجود نداشته؛ همینطور است؟
آقای [شهید آیتالله] خامنهای ابتدا جهتگیری گلولهها را اصلاح کردند و گفتند: «گلوله فقط برای دشمن است» و جهتگیری تفنگ گروههای مبارزاتی از رو به روی هم به کنار هم و در مقابل دشمن مشترک تبدیل شد. یعنی به «اَمَل» و حزبالله گفتند: «جهت تیر فقط به سمت اسرائیل است.» جنگ بین «اَمَل» و حزبالله را از بین بردند و این اصلاح مسیر خیلی مشکلات را حل کرد. یعنی ما دو دشمن بیشتر نداریم: آمریکا و زائیدهاش در خاورمیانه یعنی اسرائیل. در حقیقت اگر آمریکا را خفه کنیم، اسرائیل خفه میشود. همانطور که امام فرمودند: «هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید.»
ما با آمریکا تفاهمنامه آتشبس امضا کردیم، ولی اسرائیل کماکان دارد لبنان را میزند. آیا این ماجرای اخیر مثال نقض فرمایش شما نیست؟
لبنان میگوید مسأله درگیری منطقهای خودم است، ولی همین که شما موفق شدید آن را مجبور کنید ضاحیه را نزند و لبنان را بمباران نکند؛ دنبال اخراجش از لبنان هستید و الّا گام به گام خیلی خوب پیش رفتهاید. یعنی فشار شما به آمریکا جواب داده و تا آنجا که زور آمریکا میرسد، توانسته آن را مجبور به عقبنشینی کند.
رهبر شهید ما مجمع تقریبا مذاهب اسلامی را تأسیس کردند که هر سال این مجمع در ایام ولادت حضرت محمد(ص) مهمانانی از سراسر جهان اسلام دعوت میکند. به نظر شما وحدت مدنظر ایشان چه ویژگیهایی داشت؟
وحدت مورد نظر امام خمینی(س) هم بود، اما آیتالله [شهید] خامنهای، به دلیل اینکه گفتم از ۱۷ سالگی با جریانهای اهل سنت را میشناختند، در مسأله وحدت حرفهایتر عمل میکردند. امام خمینی(س) تأکید کلی بر وحدت داشتند، ولی آقای [آیتالله] خامنهای دقیقا مشخص میکردند که مثلا با اخوانالمسلمین یا با رهبران کشورهای مسلمان چگونه باید رفتار کرد. ایشان حتی از اختلاف با مصر هم خوشنود نبودند و اصولا از اختلاف با هیچ کشوری خوشنود نبودند و نمیخواستند هیچ کشور اسلامی با ما اختلاف داشته باشد.
نمونهای از تأکید ایشان بر پرهیز از اختلافافکنی به خاطر دارید؟
ایشان از طریق معاونت بینالملل دفترشان به ما پیغام دادند شما که نزدیک ما هستید و کار بینالمللی میکنید، به الهام علیاف و اردوغان اهانت نکنید.
از نظر شما کدام بُعد شخصیت ایشان کمتر برای مردم بیان شده و رسانهها و تریبونداران باید بیشتر به آن بپردازند؟
در معرفی تمام ابعاد شخصیت ایشان کمکاری داریم. مثلا به طلبهها نمیگوییم آقای [آیتالله] خامنهای چه ویژگیهای فقهیای دارد. به خود من گفتند تو که درسها را در قم خوانده بودی، چرا درسهای آقای [آیتالله] خامنهای میرفتی؟ گفتم کجای تاریخ سراغ دارید که یک نفر نماینده امام در شورای عالی دفاع باشد و بعد درس جهاد بگوید؟ یعنی پیوند بین میدان و کتاب؛ رهبری که لباس نظامی میپوشد. اول دوره رهبری لباس نظامی پوشیدند و با شهید چمران جنگهای نامتقارن را راه انداختند. همین «جنگ نامتقارن» ما را در نبرد با آمریکا پیروز کرد.
آخر جنگ ۴۰ روز به جبهه آمدند و ضمن اینکه در طول جنگ هم همیشه به جبههها سر میزدند. چند مرجع تقلید سراغ دارید که پوتین بپوشد و به جبهه برود؟ آن وقت جنگ شیمیایی، میکروبی، رادیواکتیو و اتمی را میفهمند و بعد فتوا میدهند. این بُعد را چقدر برای مردم بازگو کردهایم؟ بُعد رسیدگی به فقرا و ملاقات با خانواده شهدا را چقدر باز کردهایم؟
تأکید کردید که ایشان با شناخت میدان فتوا به حرام بودن سلاح هستهای دادند. اما اخیرا برخی افراد در فضای مجازی درخواست تغییر فتوا در این زمینه دارند. آیا مراجع در قید حیات چنین حکمی صادر میکنند؟
حتی اگر مراجع چنین فتوایی صادر کنند، حکم حکومتی تغییر نمیکند. یعنی من مطمئنم که این کار انجام نمیشود. چون این یک فتوای با مبانی و مدارک متقن است و نمیشود به این زودی آن را شکست. این فتوا چهارچوب دارد و چهارچوبش هنوز سر جای خودش هست. در حقیقت ایشان علت فتوا را هم گفتهاند و نمیشود علت را تغییر داد.
علتش چیست؟
۸۰ سال از بمباران هیروشیما میگذرد و هنوز پیرمردانی زنده هستند که آن زمان معلول شدهاند. فرض کنید با یک پایگاه نظامی مشکل دارید، اگر یک بمب اتمی استفاده کنید، تا شعاع ۲۰ کیلومتری حتی درختان و آب و هوا را هم آلوده میکند و حیوانات را هم میکشد. آنها چه گناهی کردهاند؟!
نظر موافقان تغییر فتوا این است که ممکن است برای ما بازدارندگی ایجاد کند. یعنی همین که دشمن حس کند ما چنین سلاحی داریم، شاید برای کشور بازدارنده باشد. نظر شما در این خصوص چیست؟
الآن که نزدیکش نرفتهایم و میگوییم حرام است و نمیخواهیم، اینقدر تحریم هستیم. در همین مجلس تند و حداقلی با رأی نمیدانم چند درصدی هم اگر ساخت بمب اتم مطرح شود، بیش از ۵۰ رأی نمیآورد. عقل دارند و میدانند که هیچ چیزی به دست نمیآوریم، ولی همه چیز را از دست میدهیم. مردم کره شمالی دارند از گرسنگی میمیرند، میخواهید کره شمالی را تکرار کنید؟!
مردم ایران، مردم کره شمالی نیستند که با یک سوت یک میلیون نفر به خط شوند. اگر برای ساخت بمب اتم رفراندوم بگذارید، ۹۰ درصد مردم رأی منفی میدهند. چه کسی از شما قبول میکند که بمب اتم بیاورید؟ دانشگاههای ما قبول میکنند؟! مراجع تقلید قبول میکنند؟! اگر بمب اتم بسازید، تمام بدبختیهایش برای ما میآید و هیچ دستاوردی هم نخواهد داشت. شما فکر میکنید اگر تحریم مطلق شوید، به کسی اجازه میدهند با شما کار کند؟!