نشست تخصصی «جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران؛ ابعاد و پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی» به صورت مجازی توسط خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد و مجید تفرشی، محمدکاظم سجادپور و جهانگیر کرمی در این نشست سخنرانی کردند.

نشست تخصصی «جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران؛ ابعاد و پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی» به صورت مجازی توسط خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.

به گزارش جماران، مجید تفرشی، سندپژوه و تاریخ‌نگار، با تأکید بر اینکه تعرض اسرائیل و آمریکا به ایران همه معادلات راهبردی، اقتصادی و سیاسی بین‌المللی را به درجات و ابعاد مختلف تحت‌الشعاع قرار داده است، گفت:  اگر بخواهیم در یک نگاه کلی سخن بگوییم، حتماً باید به همه بازیگران به‌ویژه آمریکا، اسرائیل و ایران  توجه کنیم و تأثیرگذاری عناصر داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی را به طور جداگانه بررسی نماییم.

جناح تندرو آمریکا خواهان توافق برد-برد با ایران نیست

وی با تأکید بر اینکه جناح تندرو آمریکا خواهان توافق برد-برد با ایران نیست، افزود: این دیدگاه در آمریکا به قدرت رسیده؛ هرچند همیشه وجود داشته  ولی در حال حاضر دست بالا را دارد و اگر گاهی کوتاه می‌آید، به خاطر اضطراری است که دارد. مثلاً در همین جنگ به اهدافی که قبلاً پیش‌بینی کرده بود، نرسیده است.

تفرشی اظهار داشت: جان جنکینز در یک جلسه خصوصی گفت «واقعیت این است که ما در طول دورانی که استعمار بوده و دوران پس از آن، اگر با کشورهایی مثل ایران و به‌ویژه ایران، قراردادی گذاشتیم، هیچ‌گاه قرارداد جنتلمن اگریمنت (توافق نجابت‌مندانه) نبوده است. ما با کشوری مثل ایران قرارداد می‌بندیم برای اینکه چاره دیگری نداریم و مجبوریم و این را بهترین راه کم‌خطر یا پرسودتر برای خودمان می‌دانیم. اگر هم بتوانیم در اسرع وقت و در کوتاه‌مدت زیرش بزنیم.»

وی افزود: این همان حرف بازی برد-باخت  با یک نگاه خیلی مؤدبانه و بسته‌بندی شیک‌تر است. یک واکنش به این نگاه آمریکایی و اروپایی این است که بگوییم اساساً ما نیاز به هیچ قراردادی با هیچ‌کسی نداریم، زیر میز بزنیم، با همه دنیا بجنگیم و الی الابد هم مرگ بر این و مرگ بر آن بگوییم. راه دیگر این است که آنچه حافظ گفته: «مرغ زیرک چون به دام افتد، تحمل بایدش».  یعنی سیاست به عنوان هنر ممکنات، کم‌خطرترین راه بدون ورود به مناقشه را انجام دهیم.

مجید+تفرشی

نتانیاهو حیات سیاسی و ادامه قدرت خود را مدیون ایران است

این تاریخ‌نگار با تأکید بر اینکه در ایران کل یهودیان دنیا را مترادف با نتانیاهو می‌دانند، تصریح کرد: واقعیت این است که ما چه خوشمان بیاید چه نیاید، بنیامین نتانیاهو حیات سیاسی و ادامه قدرت خود را مدیون ایران است. هرگاه ایران شعارهای تندتری نسبت به اسرائیل داده، حکومت نتانیاهو بیمه شده است. به نظر من و به نظر بسیاری از یهودیان انسان‌مدار و اخلاق‌مدار در ایران و خارج، اگر جمهوری اسلامی در مسأ+له اسرائیل و فلسطین برای مدتی سکوت می‌کرد، حتماً جامعه مدنی اسرائیل می‌توانست در اسرع وقت او را سرنگون کند ولی این اتفاق نیفتاده و نتانیاهو همیشه ایران را به عنوان یک دشمن منطقه‌ای نگاه کرده و برای بازی‌های منطقه‌ای، توسعه‌طلبی و تجاوزهای خود، همیشه از ابزار و محملی به نام ایران استفاده کرده است.

وی با اشاره به اینکه آمریکا هم مناسبات بین لابی‌های اسرائیلی حتماً تأثیرگذار بوده که الآن بیشتر شاهد آن هستیم و این فقط در مورد آمریکا و اسرائیل نیست، گفت: این مسأله در مورد ایران هم وجود دارد؛  ما بازیگران مختلفی در ایران داشته‌ایم که معتقدند باید با دنیا رابطه سیاسی و اقتصادی جدی راهبردی داشت و من به شدت موافق هستم که اگر ما صدها بمب و موشک و پهپاد بسازیم (که البته به پیشرفت برنامه هسته‌ای، موشکی و پهپادی همه افتخار می‌کنیم و به جایی رسیده‌ایم که هرگز در دوران قبل از انقلاب کسی خوابش را هم نمی‌توانست ببیند)، ولی هیچ‌کدام از اینها نمی‌تواند امنیت ایران و اعتبار اقتصادی ایران را بیمه کند به حد آن اعتباری که ایران از طریق دارایی‌هایش می‌تواند به دست بیاورد.

تفرشی تأکید کرد: لازم به یادآوری نیست که ایران از نظر منابع انسانی دومین کشور منطقه پس از ترکیه  و از نظر منابع زیرزمینی دومین کشور منطقه پس از عربستان، ولی از نظر تجمیع این دو (منابع انسانی و زمینی) اولین کشور با فاصله بسیار در منطقه است ولی نتوانسته یا نخواسته از آن استفاده کند. این با جنگ و تحریم به دست نمی‌آید؛ حتماً با صلح به دست می‌آید. هرچقدر ایران تا حد معقول و با حفظ عزت ملی، وحدت ملی و حاکمیت سرزمینی بتواند این امتیاز را بگیرد، در درازمدت بیشتر می‌تواند به ایران‌ستیزان لطمه بزند تا با جنگ، موشک، پهپاد و ابزارهای نظامی دیگر و این نگاهی است که خیلی جدی است و من صرفا آن را مطرح می‌کنم.

وی گفت: در مقابل، کسانی هستند که معتقدند ایران هرگز نباید با غرب، مشخصاً آمریکا و اسرائیل و حتی اروپا و دیگران، به توافقی برسد. کسانی هم بوده‌اند که معتقدند این کار ضروری است، ولی دولت مستقر نباید آن را انجام دهد چون اعتبار می‌گیرد و حیات پیدا می‌کند و این دولت باید تضعیف شود تا توافق را انجام ندهد و ما خودمان انجام دهیم، کاری که در زمان آقای هاشمی، آقای خاتمی و آقای روحانی و حتی دولت بعدی سعی کردند انجام دهند ولی توانش را نداشتند و زمان هم مناسب نبود.

این تحلیلگر سیاست خارجی با بیان اینکه این دو دیدگاه البته روزگاری اکثریت داشتند اما الان نگاه سومی وجود دارد که با پوشش ایدئولوژیک و سیاسی مطرح می‌شود، خاطرنشان کرد: این افراد، کسانی هستند که بیشترین نفع اقتصادی‌شان در تحریم، انزوا و محرومیت ایران از مواهب طبیعی است، برای نفع، رانت  و جریان خودشان معتقدند که این‌گونه سود بیشتری دارد و اگر این سود بین مردم، حکومت و نسل‌های امروز و فردا تقسیم شود، پایان عصر هژمونی و سیطره آنها بر ایران خواهد بود.

کشورهای عربی از همان روز اول با ایران مشکل داشتند

تفرشی همچنین با تاکید بر اینکه این را در اسناد بین‌المللی می‌بینید که کشورهای عربی از همان روز اول با ایران مشکل داشتند ولی اگر گاهی کوتاه آمدند، مجبور بودند، گفت: گفت‌وگوهای سفرای بریتانیا و جاهای دیگر نشان می‌دهد که آنها مدام علاقمندند حکومت ایران روزی سرنگون شود، حتی در همان ماه‌ها و سال‌های اول انقلاب، کاری به دوران بعد نداشته باشید. به هر حال شرایط برایشان وجود نداشت و نتیجه‌اش این شد که پایگاه‌های آمریکایی، ناتو و اروپایی روزبه‌روز آنجا بیشتر شد. بعضی کشورها بیشتر تحت تأثیر بریتانیا و بعضی بیشتر تحت تأثیر آمریکا، توانستند یک جنگ پنهانی علیه ایران تشکیل دهند. این به معنی نیست که ایران علیه آن‌ها کاری نکرده، ولی به هر حال موضوع دوطرفه است؛ می‌گویم که این موضوع کاملاً هم در مورد ایران و اسرائیل، هم ایران و آمریکا، هم ایران و کشورهای عربی کاملا دوطرفه است.

موضوع تنگه هرمز یک دستاورد بزرگ تاریخی برای ایران است

وی افزود: موضوع هرمز الآن خیلی جدی شده و  اتحادیه اروپا و ناتو می‌توانند برای اولین بار آن خواسته ترامپ را برای تجمیع توان و اراده برای شکست دادن ایران عملی کنند. این می‌تواند برای ایران خیلی خطرناک باشد، ضمن اینکه مسأله تنگه هرمز دستاورد بزرگ تاریخی برای ایران است، می‌تواند این را تبدیل به پاشنه آشیل و ضدفرصت کند، به خاطر اینکه ممکن است کشورهای دیگر و عناصر دیگر داخل آن شوند.

محمدکاظم سجادپور

به گزارش جماران، محمدکاظم سجادپور، استاد روابط بین‌الملل، نیز در این نشست با اشاره به اینکه ابرقدرت جهانی برنامه داشت ظرف چند روز طومار ایران را ببندد، گفت:  این جنگ از نظر بین‌المللی استثنایی است. ما در تاریخ جهان و در تاریخ ایران جنگ زیاد داشتیم و چیزی بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ جنگ ثبت شده  است ولی این یکی به لحاظ ماهیت، نابرابر بودن قدرت نظامی، وسعت پیامدها، چندلایه بودن و ترکیبی بودن و اینکه همسایگی بلافصل ندارد، یک جنگ استثنایی است و شاید تاریخ جهان چنین جنگی را به این سبک سراغ ندارد.

وی با تأکید بر اینکه سرشت و سرنوشت جنگ ایران بین ‌المللی است، تصریح کرد: سرنوشت این جنگ شاید از ابعادی بین‌المللی باشد و شاید مهمتر اینکه این جنگ سیال است و نمی‌توانیم با قطعیت بگوییم همین شرایطی که امروز وجود دارد، ادامه پیدا می‌کند و ممکن است فراز و فرودهای  بین‌المللی بیشتری داشته باشد ولی تا به حال شاید مهم‌ترین رخداد بین‌المللی در این منطقه، حتی از حمله آمریکا به عراق مهم‌تر، به لحاظ پیامدهای بین‌المللی است. لذا درخور توجه است که ما قدری از هیجانات لحظه‌ای فاصله بگیریم و در یک چشم‌انداز مفهومی به ابعاد بین‌المللی نگاه و تحلیل کنیم.

آمریکای ترامپ یک آمریکای عصبانی از جهان است

سجادپور با اشاره به اینکه ایالات متحده دنبال بیشتر کردن اقتدار نظامی خود بود، اظهار داشت: اولاً آمریکای ترامپ یک آمریکای عصبانی از جهان است و می‌گوید ما ۸۰ سال برای جهان تأمین امنیت کردیم و یک طلبکاری مهم از آنها دارد و می‌خواهد آمریکا را دوباره مقتدر کند و اقتدار آمریکا هم عمدتاً کاری است که ترامپ در دوره دوم بر آن تاکید داشته و آن یک اقتدار نظامی و کنترل جهان از طریق قدرت نظامی است و قرار بود این ظرف چند روز به یک ثمر دیگری برسد و ایران را هم دگرگون کند. اگر پیام ترامپ در روز سوم جنگ را نگاه کنیم، او خواستار تسلیم بی‌قید و شرط ایران شده بود و فکر نمی‌کردند که ایران پاسخ بدهد.

ترامپ در خصوص ایران به صراحت خواستار تغییر رژیم است

وی با اشاره به اینکه رفتار فردی، پندار و روش سیاسی ترامپ بسیار مورد مطالعه قرار گرفته، یادآور شد:  یک سال پیش تقریباً اولین سفر خارجی ترامپ به منطقه خلیج فارس بود و در ریاض آقای ترامپ یک سخنرانی مهمی کرده است. به دولت‌های پیشین جمهوری‌خواه و دموکرات آمریکا حمله می‌کند که اینها در این منطقه دنبال تغییر رژیم بودند و بر اساس همین شعار Make America Great Again  که مخالف مداخله نظامی آمریکا در جنگ‌های بی‌پایان بودند، به او رأی دادند ولی جالب است که در داستان ایران به صراحت خواستار تغییر رژیم است و مسأله این است که چگونه این کار را انجام دهد.

رفتار فردی ترامپ به فروپاشی اقتدار ایالات متحده کمک کرده است

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه رفتار فردی ترامپ به فروپاشی اقتدار ایالات متحده کمک کرده است، افزود: ضرباتی به ایران وارد شد اما اقتدار ایران به عنوان یک کنش‌گر بالا آمده است و این بالا آمدن اقتدار ایران بسیار ترکیبی است، اما از نظر نظامی نیز ایران توانست خودش را به سرعت جمع کند علی‌رغم اینکه رهبران سیاسی و نظامی شهید می‌شوند و از طرف آمریکا و اسرائیل سر سیستم زده‌ می‌شود اما ایران خود را به سرعت بازسازی کرد و واکنش مردم ایران، برآمدن حس وطن دوستی آنها و از همه مهم‌تر به‌هم‌ریختن پروژهٔ براندازی نظام، به خاطر ماهیت حملات و ضربه زدن به تأسیسات و امکانات اولیهٔ زندگی مردم عادی ایران، باعث شد ایران تاب بیاورد و این تاب‌آوری ادامه داشته باشد.

وی ادامه داد: چیزی در این جنگ ۵۰ روزه نبوده که به عنوان ابزار برای کنش خصمانه مورد استفاده قرار نگرفته باشد، بلکه از کلام گرفته تا مسائل نظامی بین‌المللی، به عنوان ابزار کنش خصمانه به کار رفته است و محیط بین‌المللی به دلیل این نوع کنش و واکنش خشن‌تر شده و این خشونت فقط به از بین بردن منابع و مراکز انسانی محدود نیست؛ بحث از بین بردن تمدن‌ها، خشونت پیدا کردن زبان جدید برای کنش و واکنش خصمانه،  از نظر وضعیت بین‌المللی بی‌نظیر است. همچنین باید بگویم که در حوادث ایران، حقوق بشر و مباحثی از این قبیل تسلیحاتی شد، به معنای آنکه سوای گره‌های داخلی، مسأله حقوق بشر که دولت ایران دارد چنین کاری انجام می‌دهد، به عنوان یک اسلحه برای بسیج نیرو و گسیل نیرو استفاده شد و الآن هم هر توییت و مصاحبه حکم اسلحه دارد و تسلیحاتی شده است.

گروه حاکم بر آمریکا به دنبال بازگشت به استعمار برهنه برای کسب منابع کشورها هستند

سجادپور با اشاره به اینکه گروه حاکم بر آمریکا به دنبال بازگشت به استعمار برهنه برای کسب منابع کشورها هستند، گفت: در مورد ونزوئلا، دوستان به یاد دارند که وقتی ترامپ و تیمش مصاحبه کردند، من مصاحبه را کامل گوش دادم؛ زنده و جالب بود که در سخنرانی ترامپ و پرسش و پاسخ، ۲۶ بار واژهٔ «نفت» به کار برده شد و جالب است که در مورد ایران هم اینگونه عمل کردند. یعنی ما به یک نوع هژمونی کلاسیک رسیده‌ایم که به دنبال کسب منابع بدون قانون و قاعده است و حتی اگر استعمار کهن مجبور شد به یک سری قوانین تن دهد، الآن باز هم همان است. تمام این محاصرهٔ دریایی ایران برای این است که ارادهٔ خودش را به ایران تحمیل کند، در مسیری که نتوانسته از طریق عملیات نظامی در ۵۰ روز گذشته انجام دهد.

وی با تأکید بر اینکه هدف بعدی رژیم صهیونیستی ترکیه است، تصریح کرد: بحث‌های هژمونی منطقه‌ای را اگر بخواهیم مطرح کنیم نمی‌توانیم بحث خلیج فارس را مطرح نکنیم. در خلیج فارس، سامانه امنیتی که مبتنی بر ١۵ پایگاه نظامی بود، در این ۵٠ روز واقعا دچار چالش شده و نه فقط سامانه نظامی بلکه مسأله رشد اقتصادی که مدنظر این کشورها بود که مباحث کمی در جنبش‌های مربوط به برآمدن و فرو رفتن هژمون‌ها نیستند.

این استاد روابط بین‌الملل با بیان اینکه در مقطع حساس و سرنوشت ساز ایران، منطقه و جهان هستیم، گفت: البته ما برخلاف تحلیلگران صرفا مادی، به لطف خدا و اهمیت دعا و توسل هم معتقد هستیم. ما به عنوان مسلمان و شیعه هیچ‌وقت نمی‌توانیم ناامید شویم و امیدواری به رحمت حق و دعای امام عصر برای ما بسیار مهم است و دعا می‌کنیم آینده برای ایران روشن‌تر باشد.

هیچ جنگی در جهان نبوده که در نهایت با دیپلماسی به پایان نرسد

وی در پاسخ به این سؤال که شما چقدر به دیپلماسی و مذاکرات امیدوار هستید؟ گفت: مسائل سیال است. باید ببینیم دیپلماسی در چه شرایط و وضعیتی است ولی هیچ جنگی در جهان نبوده که در نهایت با دیپلماسی به پایان نرسد. آمریکا دیپلماسی را هم تسلیحاتی کرده است. یعنی می‌خواهد در دیپلماسی برخی چیزها را تحمیل کند. اما ایران هم یک کنش‌گر است. شوخی نیست که ایران نزدیک به ۴ دهه تحریم است و جنگ ٨ ساله نیز داشته است ولی موشک‌هایی را تولید کرده که توانسته به طور نسبی برخی از ابعاد بازدارندگی را ایجاد کند.

جهانگیر کرمی

به گزارش جماران، جهانگیر کرمی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل اوراسیا نیز در این نشست با بیان اینکه جنگ‌های بزرگ ماهیت منطقه‌ای یا بین‌المللی دارند، گفت:  در حدود دویست سال اخیر، ایالات متحده نزدیک به دویست مورد جنگ، درگیری یا مداخله نظامی داشته است که از میان آنها، دوازده مورد جنگ بزرگ از جمله جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم، جنگ کره، جنگ ویتنام، جنگ‌های دههٔ نود میلادی و پس از آن مانند جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، جنگ افغانستان در سال ۲۰۰۱، جنگ‌های بالکان و جنگ با ایران بوده است. از این دوازده جنگ بزرگ، ایالات متحده در دو مورد به طور مشخص جنگ ویتنام و جنگ افغانستان شکست خورده است. هر یک از این جنگ‌ها برای آمریکا و همچنین برای مسائل منطقه‌ای تأثیرات خاص خود را داشته‌اند.

هنوز زود است که در خصوص پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی جنگ فعلی سخن بگوییم

وی ادامه داد: اما در خصوص جنگ کنونی، باید گفت که هنوز زود است بتوانیم به طور دقیق از پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی آن سخن بگوییم، زیرا بسیاری از تحولات هنوز رخ نداده‌اند. آیا مذاکره‌ای صورت خواهد گرفت؟ اگر مذاکره شود، آیا طرفین به توافق خواهند رسید؟ اگر به توافق برسند، ماهیت آن توافق چگونه خواهد بود و آیا قابلیت اجرا دارد؟ آیا خود توافق، زمینه ساز بحران بعدی نخواهد بود؟ یا شاید مذاکره‌ای در کار نباشد، یا اگر باشد به نتیجه نرسد. در این صورت، آیا جنگ ادامه خواهد یافت یا بدون جنگ، بحران با یک آتش‌بس شکننده پایان خواهد پذیرفت؟

این تحلیلگر سیاست خارجی تصریح کرد: برای مثال ما در دهه‌های گذشته نمونه‌هایی داریم که نشان می‌دهد جنگ بدون توافق نهایی نیز ممکن است تداوم یابد. جنگ کره که با وجود گذشت نزدیک به هفت دهه، همچنان تنها بر پایهٔ آتش‌بس ادامه دارد. یا جنگ ایران و عراق که از سال ۱۳۶۷ تاکنون، نزدیک به چهار دهه گذشته و صرفاً بر اساس آتش‌بس بوده است. حتی پس از پذیرش قطعنامه توسط صدام، هنوز هیچ اقدامی برای اجرای قرارداد ۱۹۷۵ برداشته نشده است. همچنین بندهایی از قطعنامهٔ ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد همچنان نیازمند تصویب و اجرا هستند و معلوم نیست چنین مصوبه‌ای صادر شود و به چه نحوی باشد.

تداوم توقف جنگ بدون توافق نهایی مخاطرات جدی دارد

وی ادامه داد: این موارد نشان می‌دهد که یکی از خطرات جدی، تداوم توقف جنگ بدون توافق نهایی است که خطرناک‌ترین وضعیت ممکن به شمار می‌رود. به ویژه در مورد جنگی که اکنون درگیر آن هستیم، زیرا می‌تواند وضعیتی ایجاد کند که مخاطرات جدی به همراه داشته باشد. نمونهٔ بارز آن، حملهٔ آمریکا به عراق در سال ۱۹۹۱ است که بدون هیچ توافق نهایی پایان یافت و تا سال ۲۰۰۳، یعنی نزدیک به سیزده سال، صرفاً با یک آتش‌بس یک‌طرفه از سوی آمریکا، شرایط به شکل بسیار خطرناکی ادامه یافت. بنابراین، سخن گفتن از پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی این جنگ هنوز قدری زود است.

هیچ اجماع جهانی برای جنگ آمریکا علیه ایران وجود نداشت

کرمی با اشاره به اینکه هیچ اجماع جهانی برای جنگ آمریکا علیه ایران وجود نداشت، گفت: به نظر می‌رسد بن‌بستی که از همان روزهای نخست جنگ برای آمریکایی‌ها ایجاد شده بود، همچنان پابرجاست و آنها تلاش می‌کنند به نوعی خود را از این جنگ رها سازند، هرچند با دستیابی به دستاوردی  حتی اگر نمادین باشد. اما موضوع پیچیده‌تر از آن است که بتوان به سادگی به چنین دستاوردی رسید.

اعتماد کشورهای عربی به پایگاه‌های نظامی ایالات متحده به شدت تضعیف شده است

وی افزود: اعتماد کشورهای عربی به پایگاه‌های نظامی ایالات متحده و حتی پایگاه‌های فرانسه و انگلیس در برخی کشورها به شدت تضعیف شده است. بنابراین، منطقهٔ خلیج فارس پس از این جنگ، حوزه‌ای کاملاً متفاوت خواهد بود. از سوی دیگر، تقویت روند چندقطبی و چندسطحی شدن نظام بین‌المللی نه تنها در سطح قدرت‌های بزرگ، بلکه در سطوح منطقه‌ای نیز مشهود است. قدرت‌های متوسط و کوچک منطقه‌ای نقش‌آفرینی جدی‌تری یافته‌اند؛ پدیده‌ای که پیش از سال ۲۰۰۰ فاقد موضوعیت بود، اما پس از آن به تدریج شکل گرفته و پررنگ شده است.

بازتعریف روابط منطقه‌ای در حال شکل‌گیری است

این استاد دانشگاه گفت: در این جنگ، نقش پاکستان، ترکیه، مصر، عربستان و به ویژه ایران به یک واقعیت تبدیل شده است. فرمت جدیدی از تعاملات منطقه‌ای شکل گرفته که می‌تواند به سوی ایجاد یک رژیم یا ساختار منطقه‌ای پیش برود. ورود پاکستان به عنوان یک بازیگر جدید به عرصهٔ خاورمیانه، از سپتامبر ۲۰۲۵ با اجرای توافق امنیتی با عربستان آغاز شد و اکنون کشورهایی مانند قطر و امارات نیز به دنبال چنین توافقی هستند. در نتیجه، ما در آینده شاهد حوزهٔ خلیج فارس و سپس خاورمیانه‌ای خواهیم بود که پاکستان به عنوان قدرتی بزرگ در آن وارد شده و این امر مسائل منطقه‌ای را پیچیده‌تر خواهد کرد. بازتعریف روابط منطقه‌ای در حال شکل‌گیری است.

روند تضعیف ناتو و اتحادیه اروپا که از دوره ترامپ آغاز شده بود، با این جنگ ضربه اساسی خورد

وی افزود: از دیگر پیامدها، ضربه‌ای است که این جنگ به زنجیرهٔ تأمین و تولید جهانی وارد کرده و مسائل ژئوپولیتیک، فضایی و دریایی را به یک دغدغهٔ جدی جهانی تبدیل کرده است. راه‌حل‌های این مسائل دیگر صرفاً از مسیر هژمونی یا قدرت‌های مسلط پیشین امکان‌پذیر نیست و بازیگرانی مانند ایران و کشورهای منطقهٔ خلیج فارس و خاورمیانه نیز نقش جدی در آن خواهند داشت. همچنین باید به تضعیف جدی‌تر اتحادیهٔ آتلانتیکی اشاره کرد. روند تضعیف ناتو و اتحادیهٔ اروپا که از دورهٔ ترامپ آغاز شده بود، با این جنگ ضربهٔ اساسی خورد.

طرح‌هایی مانند «طرح ابراهیم» دیگر به راحتی قابل طرح نخواهند بود

کرمی در نتیجه‌گیری این بخش گفت: مسائل منطقه‌ای که برشمردم، با چالش‌های جدی مواجه شده‌اند. طرح‌هایی مانند «طرح ابراهیم» دیگر به راحتی قابل طرح نخواهند بود و چالش‌گران جدی‌تری خواهند یافت. اگر در گذشته تنها جمهوری اسلامی ایران چالش‌گر اصلی به شمار می‌رفت، اکنون کشورهایی مانند ترکیه، مصر و پاکستان نیز احساس نگرانی عمیق کرده‌اند و این امر بر کشورهای خلیج فارس، از جمله عربستان، تأثیرگذار خواهد بود.

وی افزود: ایران نیز ناگزیر است با احتیاط بیشتری در عرصهٔ دیپلماتیک، گفتمانی و روایی بین‌المللی و منطقه‌ای حضور یابد. دیگر به همان سادگی گذشته نمی‌توان از «نابودی اسرائیل» یا «استکبارستیزی» سخن گفت. این مستلزم پذیرش پارادایم جدیدی است؛ پارادایمی که شکست بازدارندگی مبتنی بر محور مقاومت، ایران را وادار می‌کند تا به دنبال ابزارهای دیگری در سطوح دیپلماتیک، منطقه‌ای و ملی باشد. طبیعتاً سیاست‌های ملی ایران نیز تأثیر به سزایی خواهد داشت.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.