مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا در گزارشی با بررسی ریشه‌های کمبود مهمات پنتاگون نوشت جنگ با ایران مصرف برخی از حیاتی‌ترین موشک‌ها و رهگیرهای آمریکا را به‌شدت افزایش داده، اما بحران فعلی تنها محصول این جنگ نیست؛ کاهش خرید مهمات پس از جنگ سرد، کوچک شدن پایگاه صنعتی دفاعی، اولویت یافتن پلتفرم‌های نظامی در بودجه پنتاگون و مصرف گسترده تسلیحات در جنگ‌های اخیر، همگی ذخایر آمریکا را تحت فشار قرار داده‌اند. به نوشته این اندیشکده، مشکل فوری واشنگتن اکنون بیش از آنکه کمبود پول باشد، «کمبود زمان» است؛ زیرا بازسازی ذخایر و افزایش ظرفیت تولید چند سال طول خواهد کشید و تا آن زمان آمریکا با یک «پنجره آسیب‌پذیری» در برابر جنگ احتمالی با چین، روسیه یا کره شمالی روبه‌رو خواهد بود.

به گزارش سرویس بین‌الملل، «مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا» (CSIS) در گزارشی به بررسی بحران کمبود مهمات در ارتش ایالات متحده پرداخت و نوشت: کمبود مهمات کلیدی در ایالات متحده اکنون به یکی از موضوعات مهم در بحث‌های ملی این کشور تبدیل شده و بنا بر گزارش‌ها، در جریان درگیری جاری آمریکا با ایران، به یکی از عوامل مهم در تصمیم‌گیری‌های رئیس‌جمهور نیز بدل شده است. استفاده گسترده از مهمات در جنگ علیه ایران، بدون تردید یکی از عوامل اصلی تشدید این مسئله است، اما تنها عامل آن نیست. مجموعه‌ای از دلایل راهبردی، صنعتی، نهادی و عملیاتی نیز وجود دارد که توضیح می‌دهد چرا وزارت دفاع آمریکا امروز از عمق ذخایر مهماتی مورد نیاز خود برخوردار نیست.

برای یافتن راه‌حلی برای این مشکل، باید روند تاریخی و مجموعه عواملی را که به شکل‌گیری وضعیت کنونی منجر شده‌اند، به‌طور کامل در نظر گرفت.

 

۱. جنگ علیه ایران یکی از عوامل اصلی تشدید کمبود مهمات است

این مسئله آشکار است، اما بررسی دوباره ابعاد آن اهمیت دارد.

مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا، آثار جنگ را بر هفت نوع مهمات که به‌طور گسترده در نبرد علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته‌اند، بررسی کرده است؛ مهماتی که در صورت وقوع جنگی در غرب اقیانوس آرام علیه چین نیز نقشی اساسی خواهند داشت.

این تسلیحات در دو گروه اصلی قرار می‌گیرند: سامانه‌های دفاع موشکی و مهمات دوربرد برای حمله به اهداف زمینی.

ایالات متحده تاکنون حدود نیمی از موجودی اولیه سه نوع از این مهمات را مصرف کرده است: موشک‌های پاتریوت، سامانه تاد و موشک ضربتی دقیق PrSM. همچنین حدود یک‌سوم موجودی اولیه دیگر مهمات مورد بررسی، شامل موشک‌های JASSM، خانواده موشک‌های SM-2، SM-3 و SM-6 و موشک‌های تاماهاوک، مصرف شده است.

با این حال، حتی پس از این میزان مصرف، ایالات متحده همچنان برای هر سناریوی قابل تصور در ادامه جنگ با ایران، مهمات کافی در اختیار دارد. نگرانی اصلی به جنگ کنونی با ایران مربوط نمی‌شود، بلکه به احتمال وقوع جنگ‌های آینده بازمی‌گردد؛ به‌ویژه یک درگیری احتمالی با چین و در درجات بعدی، جنگ احتمالی با روسیه یا کره شمالی.

حتی پیش از آغاز جنگ کنونی نیز تحلیل‌های متعددی نشان داده بودند که آمریکا به ذخایر مهماتی بسیار بزرگ‌تری نیاز دارد. «عملیات خشم حماسی» این مشکل را تشدید کرده و اکنون ایالات متحده با چشم‌انداز یک برنامه چندساله برای بازسازی ذخایر موشکی و مهماتی خود روبه‌رو است.

با این حال، کمبود همه مهمات آمریکا ناشی از جنگ با ایران نیست.

همان‌طور که مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا پیش‌تر توضیح داده، ایالات متحده ذخایر قابل‌توجهی از مهمات ارزان‌تر و جایگزین در اختیار دارد، اما استفاده از این تسلیحات با محدودیت‌ها و ملاحظات عملیاتی خاص خود همراه است.

برای نمونه، مهمات هدایت‌شونده JDAM از نظر دقت و قدرت انفجاری، توانایی مشابهی با موشک‌های تاماهاوک یا JASSM دارد. اما مشکل JDAM برد کوتاه آن است. برای استفاده از این بمب‌ها، هواپیماهای آمریکایی باید وارد حریم هوایی یا بر فراز قلمرو دشمن شوند؛ مسئله‌ای که آسیب‌پذیری آنها را افزایش می‌دهد و می‌تواند به تلفات بیشتر منجر شود.

در سوی دیگر، برخی مهمات مهم آمریکا با کمبود موجودی مواجه‌اند، اما این کمبود ارتباطی با جنگ ایران ندارد. مهمات دوربرد ضدکشتی مانند LRASM، نسخه «ضربت دریایی تاماهاوک» و «موشک ضربت دریایی» در صورت وقوع جنگ با چین نقشی حیاتی خواهند داشت. این تسلیحات در جنگ با ایران یا اصلاً مورد استفاده قرار نگرفته‌اند یا تنها در تعداد محدودی به کار رفته‌اند.

بنابراین، موجودی آنها تا حد زیادی تحت تأثیر جنگ کنونی قرار نگرفته است. با این حال، اگر آمریکا وارد جنگ با یک قدرت دریایی تقریباً هم‌تراز شود، ذخایر همین مهمات نیز می‌تواند با سرعت زیادی کاهش پیدا کند.

 

۲. راهبرد دوران پس از جنگ سرد به ذخایر مهماتی کمتری نیاز داشت

در دوران جنگ سرد، ایالات متحده با یک رقیب ابرقدرت، یعنی اتحاد جماهیر شوروی، مواجه بود. به همین دلیل، برنامه‌ریزی برای یک جنگ احتمالی با شوروی مستلزم در اختیار داشتن ذخایر بسیار گسترده مهمات بود. اما با پایان جنگ سرد، راهبرد نظامی آمریکا و به تبع آن نیازهای تسلیحاتی این کشور تغییر کرد.

واشنگتن دیگر خود را برای یک جنگ بزرگ میان قدرت‌های بزرگ آماده نمی‌کرد، بلکه راهبرد خود را بر آمادگی برای دو درگیری منطقه‌ای محدود بنا گذاشت. در این سناریوها، دشمنان فرضی آمریکا عراق و کره شمالی بودند.

تصور غالب این بود که چنین جنگ‌هایی در مقایسه با جنگ احتمالی با اتحاد جماهیر شوروی، مدت کوتاه‌تری خواهند داشت و بنابراین به حجم بسیار کمتری از مهمات نیاز خواهند داشت. در نتیجه، خرید و تأمین مهمات به‌طور قابل‌توجهی کاهش یافت.

این نگاه از سال ۲۰۱۴ به‌تدریج شروع به تغییر کرد؛ زمانی که روسیه کریمه و بخش‌هایی از دونباس را تصرف کرد و همزمان چین نیز به اقدامات تهاجمی خود در دریای چین جنوبی ادامه داد. با این حال، ضرورت افزایش جدی و فوری ذخایر مهماتی آمریکا تا سال ۲۰۲۲، یعنی زمان آغاز حمله گسترده روسیه به اوکراین، به‌طور کامل آشکار نشد.

 

۳. پایگاه صنعتی دفاعی برای تولید کارآمد در زمان صلح طراحی شد، نه برای جهش تولید در زمان بحران

پس از پایان جنگ سرد، وزارت دفاع آمریکا به این نتیجه رسید که بودجه‌های کوچک‌تر دوران جدید دیگر قادر به تأمین مالی و حفظ پایگاه صنعتی دفاعی عظیمی که در دوران جنگ سرد شکل گرفته بود، نیستند.

در سال ۱۹۹۳، ویلیام پری، معاون وقت وزیر دفاع آمریکا، مدیران شرکت‌های بزرگ صنایع دفاعی را در نشستی گرد هم آورد که بعدها به «شام آخر» مشهور شد. پیام پری به مدیران صنایع دفاعی روشن بود: شرکت‌ها باید یا با یکدیگر ادغام شوند یا فعالیت‌های خود را متنوع کنند.

صنایع دفاعی نیز همین مسیر را طی کردند.

نتیجه این روند، کوچک شدن چشمگیر پایگاه صنعتی دفاعی آمریکا بود. برای نمونه، تعداد پیمانکاران اصلی صنایع هوافضا و دفاعی آمریکا از ۵۱ شرکت به تنها پنج شرکت کاهش یافت. تعداد پیمانکاران رده دوم و شرکت‌های زیرمجموعه نیز تقریباً به همان نسبت کاهش پیدا کرد.

در واقع، کل ساختار صنعتی دفاعی ایالات متحده کوچک‌تر شد. اما این صنعت فقط از نظر تعداد شرکت‌ها و ظرفیت کلی کوچک نشد.

تغییر راهبرد نظامی آمریکا باعث شد ساختار صنایع دفاعی نیز بر اساس تولید کارآمد در نرخ‌های متناسب با دوران صلح بازطراحی شود. در چنین ساختاری، حفظ ظرفیت برای افزایش ناگهانی و گسترده تولید در شرایط جنگی، غیرضروری و پرهزینه تلقی می‌شد. در نتیجه، ظرفیت مازاد تولیدی در صنایع دفاعی آمریکا به حداقل رسید.

پیامد این تصمیم چند دهه بعد آشکار شد؛ زمانی که وزارت دفاع آمریکا در سال ۲۰۲۲ تصمیم گرفت تولید برخی تسلیحات و مهمات را به‌سرعت افزایش دهد، اما دریافت که ظرفیت مازاد بسیار اندکی برای چنین جهشی در اختیار دارد.

بنابراین، مشکل کنونی کمبود مهمات آمریکا صرفاً نتیجه مصرف گسترده در جنگ با ایران نیست، بلکه حاصل مجموعه‌ای از تصمیمات راهبردی، صنعتی و ساختاری طی بیش از سه دهه گذشته است؛ تصمیماتی که ارتش آمریکا را برای تولید و مصرف متناسب با دوران صلح آماده کرده بودند، نه برای یک رقابت طولانی‌مدت با قدرت‌های بزرگ و چند بحران نظامی همزمان.

 

۴. مهمات در رقابت بودجه‌ای پنتاگون معمولاً بازنده‌اند

صرف‌نظر از اینکه بودجه دفاعی آمریکا چه اندازه باشد، نیروهای مسلح این کشور همواره ناچارند میان اولویت‌های مختلف دست به انتخاب بزنند. در بخش خرید و تدارکات، یکی از مهم‌ترین دوگانگی‌ها این است که منابع مالی صرف خرید مهمات شود یا به خرید پلتفرم‌هایی مانند هواپیما، خودروهای زرهی و کشتی اختصاص پیدا کند.

پلتفرم‌ها از چند جهت مزیت دارند. آنها می‌توانند تا حدود ۳۰ سال در خدمت باقی بمانند، حضور و کارکردشان بسیار قابل مشاهده است و همین مسئله باعث می‌شود به بازدارندگی نظامی نیز کمک کنند. اما مهمات پس از تولید، معمولاً وارد انبارها و پناهگاه‌های نگهداری می‌شوند و تنها در دو حالت از آنجا خارج خواهند شد: یا جنگی آغاز شود و مورد استفاده قرار گیرند، یا عمر خدمتی آنها به پایان برسد.

به همین دلیل، با وجود آنکه اهمیت ذخایر مهماتی همواره مورد تأکید قرار گرفته، بودجه مهمات در بسیاری از موارد به‌عنوان منبعی برای تأمین هزینه نیازهای دارای اولویت بالاتر مورد استفاده قرار گرفته است؛ به این معنا که از خرید مهمات کاسته شده تا منابع مالی به برنامه‌های دیگر اختصاص پیدا کند.

 

۵. جنگ‌های اخیر، ذخایر مهمات آمریکا را کاهش داده‌اند

جنگ‌هایی که ایالات متحده طی حدود پنج سال گذشته در آنها درگیر بوده، نیازمند مصرف مهمات پیشرفته در سطحی بوده‌اند که در جریان کارزارهای ضدتروریسم اوایل قرن بیست‌ویکم ضرورتی برای آن وجود نداشت.

هم دولت جو بایدن و هم دولت دوم دونالد ترامپ، برای مدیریت جنگ منطقه‌ای‌ای که پس از حمله ۷ اکتبر حماس به اسرائیل شکل گرفت، حجم قابل‌توجهی از مهمات آمریکا را در خاورمیانه مصرف کردند.

در دوره ریاست‌جمهوری بایدن، کارزار نظامی علیه حوثی‌ها با عنوان «عملیات پوزیدون آرچر» باعث مصرف صدها فروند از رهگیرهای دریایی SM-2، SM-3 و SM-6 شد. با این حال، مصرف این رهگیرهای گران‌قیمت به‌تدریج کاهش یافت؛ زیرا نیروی دریایی آمریکا در سرنگونی پهپادها و موشک‌های حوثی با استفاده از گزینه‌های ارزان‌تر، از جمله سامانه‌های هوا‌به‌هوا و تسلیحات مستقر روی کشتی، مهارت بیشتری پیدا کرد.

در جریان تبادل آتش میان ایران و اسرائیل در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴ نیز، در واکنش به حملات ایران علیه اسرائیل، تعداد بیشتری از رهگیرهای مستقر در دریا و زمین مورد استفاده قرار گرفتند.

در دولت دوم ترامپ نیز، بنا بر گزارش‌ها، نیروهای آمریکایی در جریان «جنگ دوازده‌روزه» ۱۵۰ فروند رهگیر سامانه تاد، THAAD، شلیک کردند.

مصرف مهمات در جنگ‌های خاورمیانه تنها به سامانه‌های دفاع موشکی محدود نبود و حجم قابل‌توجهی از تسلیحات دوربرد تهاجمی نیز به کار گرفته شد.

در جریان کارزار دولت بایدن علیه حوثی‌ها، دست‌کم ۱۳۵ فروند موشک تاماهاوک شلیک شد. در دوره ترامپ نیز در جریان «جنگ دوازده‌روزه»، ۲۴ فروند موشک تاماهاوک مورد استفاده قرار گرفت.

این مهمات پیشرفته تهاجمی در عملیات‌های دیگری نیز مصرف شدند. از جمله، در روز کریسمس سال ۲۰۲۵، ۱۶ فروند موشک تاماهاوک علیه مواضع داعش در نیجریه شلیک شد.

همچنین در جریان عملیات ژانویه ۲۰۲۶ در ونزوئلا، چند ده فروند موشک JASSM مورد استفاده قرار گرفت.

در نتیجه، مجموعه جنگ‌ها و عملیات‌های نظامی آمریکا طی سال‌های اخیر، فشار قابل‌توجهی بر برخی از مهم‌ترین ذخایر مهماتی این کشور وارد کرده است.

 

۶. انتقال تسلیحات به اوکراین تنها عامل کوچکی در کاهش ذخایر است؛ با یک استثنای مهم

برخی مقام‌های دولت آمریکا، انتقال تسلیحات و مهمات به اوکراین را یکی از دلایل کاهش ذخایر مهماتی ایالات متحده معرفی کرده‌اند. واقعیت این است که آمریکا حجم بسیار زیادی از تجهیزات نظامی، شامل تسلیحات، مهمات و تجهیزات پشتیبانی، در اختیار اوکراین قرار داده است. بر اساس برگه اطلاعاتی وزارت دفاع آمریکا درباره کمک‌های نظامی به اوکراین، مجموعاً ۱۰۲ قلم تجهیزات و تسلیحات با ارزش کلی ۸۵ میلیارد دلار در اختیار کی‌یف قرار گرفته است.

با این حال، بخش عمده این تجهیزات ارتباط مستقیمی با توانمندی‌هایی ندارد که آمریکا در جنگ علیه ایران استفاده کرده یا در یک جنگ احتمالی با چین به‌صورت تعیین‌کننده به آنها نیاز خواهد داشت.

اکثریت قریب به اتفاق اقلامی که به اوکراین تحویل داده شده‌اند، مربوط به نبردهای زمینی هستند. از جمله این تجهیزات می‌توان به کامیون‌های سبک، متوسط و سنگین؛ خودروهای زرهی مانند تانک‌های آبرامز و خودروهای رزمی برادلی؛ نفربرهای زرهی M113؛ مهمات توپخانه؛ هویتزرهای توپخانه‌ای؛ تسلیحات ضدتانک مانند جاولین و TOW؛ خمپاره‌اندازها و مهمات مربوط به آنها؛ و همچنین تفنگ‌ها و مهمات آنها اشاره کرد.

این سامانه‌ها نقش عمده‌ای در جنگ علیه ایران نداشته‌اند و موجودی آنها نیز در صورت وقوع جنگ با چین، تنها عاملی فرعی محسوب خواهد شد.

در میان تجهیزات منتقل‌شده به اوکراین، تعداد زیادی سامانه آزمایشی مقابله با پهپاد نیز وجود داشته است. اما این سامانه‌ها عمدتاً نمونه‌های اولیه و آزمایشی بوده‌اند و جزو برنامه‌های رسمی و تثبیت‌شده تسلیحاتی محسوب نمی‌شوند که ارتش آمریکا نیاز داشته باشد در زمان جنگ، ذخایر گسترده‌ای از آنها در اختیار داشته باشد.

از میان ۱۰۲ قلم تسلیحات و تجهیزات فهرست‌شده که ایالات متحده به اوکراین داده است، تنها چهار مورد در جنگ هوایی علیه ایران نیز مورد استفاده قرار گرفته‌اند:

۱. رهگیرهای پاتریوت

از آغاز جنگ اوکراین تاکنون حدود ۶۰۰ فروند رهگیر پاتریوت به این کشور ارسال شده است. این موشک‌ها برای محافظت از اوکراین در برابر حملات موشک‌های بالستیک روسیه مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

بخشی از این موشک‌های پاتریوت مستقیماً از ذخایر ایالات متحده برداشت شده‌اند. بخش دیگری نیز در چارچوب «ابتکار کمک امنیتی به اوکراین» یا USAI به‌طور جدید تولید شده یا از سوی کشورهای اروپایی در اختیار اوکراین قرار گرفته‌اند.

این دسته از تحویل‌ها موجب کاهش ذخایر خود ایالات متحده نشده است.

بر اساس گزارش‌ها، اوکراین اکنون تعداد اندکی موشک پاتریوت در اختیار دارد و ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور این کشور، در تلاش است تا زمستان امسال ۳۰۰ فروند موشک پاتریوت دیگر دریافت کند.

۲. موشک‌های ATACMS

دولت بایدن پس از ماه‌ها بحث و بررسی، در نوامبر ۲۰۲۴ «چند صد فروند» موشک ATACMS در اختیار اوکراین قرار داد. با این حال، گزارش‌های منتشرشده در اوکراین رقم بسیار پایین‌تری را مطرح کرده و تعداد موشک‌های تحویل‌شده را حدود ۵۰ فروند اعلام کرده‌اند. در همین حال، ایالات متحده در حال خرید سامانه جانشین ATACMS، یعنی موشک PrSM، است.

۳. موشک‌های ضدتشعشع پرسرعت HARM

ایالات متحده از تابستان سال ۲۰۲۲ موشک‌های ضدتشعشع پرسرعت HARM را در اختیار اوکراین قرار داده است. تعداد دقیق موشک‌های ارسال‌شده مشخص نیست، اما آمریکا به دلیل دهه‌ها خرید و انباشت این سامانه، ذخایر قابل‌توجهی از آن در اختیار داشته است.

برآورد می‌شد که پیش از آغاز جنگ ایران، بیش از هزار فروند از نسخه‌های به‌روزشده این خانواده موشکی، یعنی AARGM و AARGM-ER، در ذخایر آمریکا موجود باشد.

۴. موشک‌های استینگر

بخش عمده موجودی موشک‌های استینگر آمریکا به اوکراین منتقل شده است. به نظر می‌رسد تعداد اندکی از این موشک‌ها نیز برای عملیات‌های مقابله با پهپاد به خاورمیانه ارسال شده باشند.

در حال حاضر، ذخیره باقی‌مانده استینگر در آمریکا اندک است. با این حال، چند سامانه جدید دفاع هوایی کوتاه‌برد در حال ورود به خدمت هستند که می‌توانند بخشی از این خلأ را جبران کنند. از جمله این سامانه‌ها، «سامانه دفاع هوایی کوتاه‌برد مانوری» برای نیروی زمینی آمریکا و «سامانه یکپارچه دفاع هوایی تفنگداران دریایی» برای سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده است.

هر چهار نوع از این مهمات ــ پاتریوت، ATACMS و جانشین آن PrSM، خانواده HARM و استینگر ــ در صورت وقوع جنگ با چین نیز مورد نیاز خواهند بود. در میان آنها، وضعیت رهگیرهای پاتریوت به‌ویژه حاد است؛ زیرا نیروهای آمریکایی همچنان در جنگ با ایران تعداد زیادی از این موشک‌ها را مصرف می‌کنند.

 

این وضعیت چه معنایی برای آمریکا دارد؟

مصرف مهمات لزوماً به‌معنای بروز یک مشکل نیست. مهمات اساساً برای استفاده در جنگ تولید می‌شوند و طبیعی است که در جریان عملیات‌های نظامی مصرف شوند.

مسئله اصلی برای ایالات متحده این است که آیا دستاوردی که از مصرف این مهمات در درگیری کنونی به دست می‌آید، ارزش ریسکی را دارد که کاهش ذخایر می‌تواند در یک جنگ احتمالی آینده برای این کشور ایجاد کند یا نه. به بیان دیگر، واشنگتن باید میان نیازهای جنگ فعلی و آمادگی برای جنگ‌های احتمالی آینده توازن برقرار کند. این موضوع در نهایت یک پرسش سیاسی است؛ پرسشی که جامعه آمریکا درباره پاسخ آن به‌شدت دچار اختلاف نظر است.

در همین حال، ایالات متحده تلاش کرده تولید مهمات کلیدی را با بیشترین سرعت ممکن افزایش دهد. این روند در دولت جو بایدن آغاز شد، سپس با لایحه آشتی بودجه‌ای دولت ترامپ شتاب بیشتری گرفت و اگر بودجه پیشنهادی سال مالی ۲۰۲۷ نیز به تصویب برسد، افزایش تولید بار دیگر سرعت خواهد گرفت.

با این حال، یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که از سابقه این بحران می‌توان گرفت، ضرورت تداوم و پایداری این سیاست است. چند سال خرید فشرده و شتاب‌زده به‌تنهایی نمی‌تواند ذخایر مهماتی آمریکا را به‌طور کامل بازسازی کند. چنین خریدهایی همچنین الزاماً ظرفیت صنعتی لازم برای افزایش جهشی تولید در زمان جنگ را ایجاد نمی‌کنند؛ ظرفیتی که ممکن است در یک درگیری بزرگ آینده به‌شدت مورد نیاز باشد. بنابراین، بازسازی ذخایر و ظرفیت تولید مهمات، نیازمند تعهدی بلندمدت و مستمر است و نمی‌توان آن را صرفاً با چند سال افزایش ناگهانی سفارش‌ها حل کرد.

این سابقه در عین حال نشان می‌دهد که کمک نظامی آمریکا به متحدان و شرکای خود، در مجموع عامل اصلی مشکل کمبود مهمات نیست. با این حال، در مورد تعداد محدودی از مهمات کمیاب که ذخایر آنها از پیش محدود بوده، انتقال تسلیحات به متحدان می‌تواند به مسئله‌ای مهم تبدیل شود.

مشکل فوری آمریکا در حال حاضر بیش از آنکه کمبود پول باشد، کمبود زمان است. مهماتی که اکنون به ارتش آمریکا تحویل داده می‌شوند، در واقع حاصل بودجه‌ها و قراردادهایی هستند که عمدتاً پیش از سال مالی ۲۰۲۴ تأمین و منعقد شده‌اند. دلیل این فاصله آن است که پس از امضای قرارداد، معمولاً بین دو تا چهار سال زمان لازم است تا مهمات واقعاً تولید و تحویل داده شوند. در نتیجه، حتی اگر بودجه بیشتری اختصاص یابد و سفارش‌های جدید افزایش پیدا کند، آثار این تصمیم‌ها فوراً در سطح موجودی انبارها دیده نخواهد شد.

با گذشت زمان، ظرفیت تولید می‌تواند با میزان تقاضا برابر شود، اما رسیدن به این نقطه هنوز چند سال فاصله دارد. تا آن زمان، ایالات متحده وارد دوره‌ای خواهد بود که می‌توان آن را یک «پنجره آسیب‌پذیری» دانست؛ دوره‌ای که در آن ذخایر برخی مهمات کلیدی کاهش یافته، اما ظرفیت تولید هنوز به سطحی نرسیده که بتواند این کاهش را به‌سرعت جبران کند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.