جنگ خلیج فارس تنها به تبادل آتش و سنجش توان نظامی محدود نمانده؛ اکنون بحث بر سر شکل نظم امنیتی پس از جنگ است. «نیوزویک» در گزارشی، تصویری از اهداف راهبردی تهران ترسیم میکند که از کاهش حضور نظامی آمریکا و تثبیت موقعیت ایران در تنگه هرمز تا حفظ غنیسازی و رفع تحریمها امتداد دارد؛ اهدافی که در صورت تحقق، میتواند موازنه قدرت در منطقه را بهطور جدی دگرگون کند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، «نیوزویک» در گزارشی به اهداف راهبردی ایران در جنگ خلیج فارس و چشمانداز مورد نظر تهران برای نظم امنیتی منطقه پرداخت و نوشت: موازنه قوا در منطقه بهطور بنیادین تغییر کرده و وضعیت نبرد از تقلا برای بقا به تحمیل اراده مستقیم و بازتعریف نظم امنیتی دگرگون شده است. خروج کامل و بدون قیدوشرط ماشین جنگی ایالات متحده از پیرامون مرزها و آبهای خلیج فارس، گام نخست برای برچیدن همیشگی سایه تهاجم نظامی از فلات ایران محسوب میشود؛ پایگاههایی که در پی ضربات سنگین موشکی و پهپادی، آسیبپذیری شدیدی نشان دادهاند و فرماندهان ارشد پنتاگون را به عقبنشینی به عمق جغرافیایی غربیتر واداشتهاند.
همزمان، پرداخت کامل غرامت خسارات گسترده ناشی از تهاجم، چه مستقیماً از سوی کاخ سفید و چه از خزانه امیرنشینهای متحد و حامی مالی واشنگتن، بهعنوان پیششرط قطعی صلح روی میز قرار دارد. هرگونه دسترسی امنیتی مجدد به منطقه بدون پذیرش این هزینههای زیرساختی و انسانی، برای همیشه ناممکن و مسدود خواهد بود.
سلطه بر هرمز
تسلط عملیاتی، حقوقی و فیزیکی بر شاهراه نفتی تنگه هرمز و تثبیت نظام دریافت عوارض عبور از شناورهای بینالمللی با توافقات منطقهای، قویترین اهرم فشار اقتصادی جهان را به وجود آورده است؛ ابزاری ژئوپلیتیکی که بهمراتب فراتر از کارکرد تسلیحات اتمی عمل میکند.
جهش شدید بهای نفت خام برنت به بالاتر از بشکهای ۱۱۰ دلار و تخلیه بیسابقه ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده به پایینترین سطوح تاریخی از سال ۱۹۸۳، فشار معیشتی فلجکنندهای را به رأیدهندگان آمریکایی تحمیل کرده و پایگاه سیاسی دولت مستقر را در آستانه انتخابات میاندورهای نابود ساخته است. تثبیت نظارت مستقیم بر گلوگاه مبادلات انرژی، هرگونه ادعای تسلط دریایی غرب را کاملاً بیاعتبار و ابتکار عمل استراتژیک را در آبراههای جنوبی مستقر کرده است.
دکترین سر در برابر چشم
تثبیت غنیسازی اورانیوم درونمرزی در کنار ابطال و لغو یکپارچه تمامی تحریمهای اقتصادی، دوگانه تفکیکناپذیر توافق نهایی است که راه بازگشت به معاهدات شکننده گذشته را بهطور کامل میبندد.
کشورهای پیرامونی، از جمله عربستان و امارات، با درک ناکارآمدی چتر امنیتی آمریکا، به سمت بازبینی تفاهمات و پذیرش ترتیبات نوین منطقهای بدون مداخله فرامنطقهای متمایل شدهاند. تغییر دکترین دفاعی از واکنش متقابل «چشم در برابر چشم» به حملات پیشدستانه «سر در برابر چشم» و هدفگیری پایگاههای نظامی در اردن، هرگونه ابتکار برای بمباران گسترده را پیش از آغاز متوقف کرده و واشنگتن را میان پذیرش خواستههای راهبردی یا فرسایش همهجانبه قرار داده است.