تحلیل مؤسسه امریکن اینترپرایز (AEI) استدلال میکند که توافق احتمالی میان آمریکا و ایران نه پایان رقابت راهبردی دو کشور، بلکه آغاز مرحلهای جدید از آن خواهد بود؛ مرحلهای که اگرچه با بازگشایی تنگه هرمز و کاهش موقت تنشها همراه است، اما مهمترین پروندههای اختلافی از جمله برنامه هستهای، توان موشکی، شبکه نیروهای همپیمان ایران و معماری امنیتی خلیج فارس را حلنشده باقی میگذارد و زمینهساز رویاروییهای آینده خواهد بود.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، تحلیل مؤسسه امریکن اینترپرایز (AEI) استدلال میکند که توافق احتمالی میان ایالات متحده و ایران، بیش از آنکه نقطه پایان درگیریها باشد، یک «وقفه راهبردی» در منازعهای طولانیمدت است. این گزارش معتقد است هرچند آتشبس، بازگشایی تنگه هرمز و کاهش فشار بر بازارهای جهانی انرژی میتواند تنشهای فوری را مهار کند، اما ریشههای اصلی رقابت تهران و واشنگتن همچنان پابرجا خواهد ماند. به باور نویسنده، توافق کنونی نه پرونده هستهای ایران را تعیین تکلیف میکند، نه معماری تحریمها را تغییر میدهد و نه به موضوعاتی همچون توان موشکی و شبکه نیروهای همپیمان منطقهای تهران میپردازد؛ ازاینرو، تنها زمان رویارویی بعدی را به تعویق خواهد انداخت.
این گزارش همچنین جنگ اخیر را نقطه عطفی در محاسبات راهبردی ایران توصیف میکند و استدلال میکند که این درگیری، اگرچه خسارتهای قابلتوجهی به ایران وارد کرده، اما همزمان موجب افزایش اعتمادبهنفس ساختار حاکم شده است. از نگاه نویسنده، ایرانیها بقای نظام و مقاومت در برابر حملات آمریکا و اسرائیل را یک پیروزی راهبردی تلقی خواهند کرد و احتمالاً در دوره پساجنگ، بر توسعه توان موشکی، بازسازی شبکه متحدان منطقهای و اتخاذ مواضعی سختگیرانهتر در مذاکرات هستهای تمرکز خواهند کرد. این تحلیل همچنین احتمال میدهد که تجربه جنگ، اهمیت بازدارندگی هستهای را در محاسبات امنیتی تهران افزایش داده باشد.
به اعتقاد مؤسسه امریکن اینترپرایز، حتی با بازگشایی تنگه هرمز، وضعیت این آبراه راهبردی به حالت عادی بازنخواهد گشت. ایران اکنون دریافته است که موقعیت جغرافیایی هرمز یک اهرم فشار مؤثر در برابر آمریکا و اقتصاد جهانی محسوب میشود و احتمال دارد در مذاکرات آینده نیز از این ظرفیت برای افزایش قدرت چانهزنی خود استفاده کند. همزمان، جنگ شکافهای ژئوپلیتیکی تازهای را در میان کشورهای عربی خلیج فارس آشکار کرده و رقابت میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی را تشدید کرده است؛ بهگونهای که ابوظبی خود را بیش از سایر همسایگان در معرض پیامدهای مستقیم درگیری با ایران میبیند.
در بخش دیگری از این گزارش، نویسنده استدلال میکند که پیامد مهمتر جنگ، تشدید سیاست «موازنهسازی» کشورهای عربی خواهد بود؛ زیرا از یک سو حضور نظامی آمریکا همچنان برای امنیت منطقه ضروری است و از سوی دیگر، این جنگ نشان داد که اتکای کامل به واشنگتن با ریسکهای جدی همراه است. رهبران عربستان، امارات، قطر و بحرین دریافتند که پایگاههای نظامی آمریکا در خاک آنها میتواند به اهداف مستقیم حملات ایران تبدیل شود. در سطحی کلانتر نیز این گزارش نتیجه میگیرد که جنگ اخیر، علاوه بر فرسایش توان نظامی آمریکا و افزایش فشار بر منابع و آمادگی ارتش این کشور، شکافهای درون ناتو را نیز عمیقتر کرده و در نهایت به تضعیف جایگاه جهانی واشنگتن انجامیده است.