رسانه آمریکایی فارنافرز در گزارشی نوشت: اگر تهران و واشنگتن به توافق هستهای برسند، مسیر بهسوی یک توافق پایدار آسانتر خواهد شد، اما برنامه هستهای ایران تنها نقطه اختلاف نیست. دو دولت در حال حاضر درگیر نبردی هستند بر سر اینکه آیا ایران باید تنگه هرمز را کنترل کند یا نه؛ نبردی که حل آن به همان اندازه ضروری است و ارتباط نزدیکی نیز با حل مسأله هستهای دارد.
سه هفته پس از توقف مذاکرات ایران و آمریکا، آتشبس ناپایدار همچنان برقرار است، اما بیاعتمادی عمیق، محاسبات اشتباه و فشارهای داخلی، مسیر رسیدن به توافق را پیچیدهتر کرده است؛ در حالیکه برخی پیشنهادها از یک توافق جامع—از پرونده هستهای تا تنگه هرمز—سخن میگویند، پرسش اصلی این است که آیا دو طرف میتوانند از رویکردهای حداکثری عبور کرده و به یک «پیروزی مشترک» در میز مذاکره برسند یا نه.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، فارنافرز نوشت: سه هفته از توقف آخرین مذاکرات بین ایران و ایالات متحده گذشته است و دو کشور توانستهاند آتشبس متزلزل خود را حفظ کنند؛ در حالیکه پس از روزها مذاکرات غیرمستقیم و مستقیم، از جمله نشست سطح بالا و دراماتیک ۲۱ ساعته در اسلامآباد، توافقی پایدار بهدست نیامده است. بخشی از این شکست متوجه انتظارات نادرست واشنگتن است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، معتقد است که ایالات متحده همه کارتهای برنده را در دست دارد و میتواند تهران را مجبور به عقبنشینی کند، در حالیکه واقعیت امر خلاف آن را نشان داد.
واشنگتن تاکنون بارها فرآیند مذاکرات با تهران را نادیده گرفته است. در سال ۲۰۱۵ توافق هستهای امضا شد، اما پس از سه سال ترامپ آن را پاره کرد. ترامپ در سال ۲۰۲۵ وارد مذاکرات جدیدی با ایران شد، اما در جریان آن، زیرساخت هستهای ایران را بمباران کرد. همچنین ایالات متحده در ابتدای امسال، زمانی که مذاکرات خود با ایران را دوباره آغاز کرده بود، آخرین کمپین نظامی خود را انجام داد. در نتیجه، اکثر ایرانیان اعتماد کمی به موفقیت مذاکرات فعلی یا تداوم آتشبس دارند.
برای غلبه بر این بیاعتمادی، ایالات متحده باید ثابت کند که مذاکرات کنونی اساساً با مذاکرات گذشته متفاوت است؛ یعنی به توافقی پایدار و قابل دوام منجر خواهد شد. این میتواند با پذیرش نهایی واشنگتن از حقوق بنیادین ایران بهعنوان یک کشور مستقل آغاز شود، از جمله داشتن حق غنیسازی اورانیوم برای اهداف غیرنظامی و صلحآمیز. ایالات متحده همچنین باید به ایران در بازسازی کمک کند و اجازه دهد برای برخی کالاهای مرتبط با نفت که از بنادر خلیج فارس خارج شده و از تنگه هرمز عبور میکنند، مالیات(تعرفه) اضافی وضع کنند؛ چیزی که میتواند تهران را آرام کند. در نهایت، ایالات متحده باید اطمینان دهد که اسرائیل از حمله به ایران خودداری خواهد کرد.
چنین توافق جامعی به تهران و واشنگتن اطمینان میدهد، در حالیکه هر دو میتوانند مدعی پیروزی باشند. این امر ناگزیر بسیاری از تندروهای آمریکا را ناراضی خواهد کرد؛ کسانی که مخالف هرگونه پیروزی برای ایران هستند. اما واقعیت این است که دیپلماسی با اعمال زور مؤثر نخواهد بود. این رویکرد، مقاومت را سختتر، فضای مصالحه را محدود و خطر تبدیل مکرر اختلافات به درگیریهای خشونتآمیزتر را افزایش میدهد. بنابراین زمان آن رسیده است که مقامات آمریکایی و ایرانی زبان و استراتژی خود را از حداکثرگرایی دور کرده و بهجای آن، مصالحه را بپذیرند.
مذاکرات هستهای
راه توافق پایدار بین آمریکا و ایران باید با رعایت برخی اصول اساسی و عینی میدانی آغاز شود؛ مانند تعهد به حفظ آتشبس فعلی و عدم حمله به زیرساختهای حیاتی، بهویژه در خلیج فارس. یعنی دو کشور باید بر سر تمدید دقیق آتشبس توافق کنند؛ این توافق باید بهطور صریح چنین حملاتی را ممنوع کند.
در مرحله بعد، دو طرف باید برخی از اختلافات عمیقتر خود را حل کنند؛ بهویژه بر سر برنامه هستهای ایران. این موضوع به یک چالش اصلی و مرکزی برای آمریکاییها و بسیاری دیگر تبدیل شده است؛ آنها میخواهند ایرانیها هر فناوری را که میتواند توسعه سلاح هستهای را ممکن کند، کنار بگذارند. مقامات آمریکایی بهویژه نگران نزدیک به ۱۰۰۰ پوند اورانیوم بسیار غنیشدهای هستند که در اختیار ایران قرار دارد؛ همچنین نگرانند که تهران ممکن است هنوز چند هزار سانتریفیوژ کارآمد داشته باشد. این دو نگرانی خاص قابل رسیدگی هستند.
ایران میتواند اورانیوم غنیشده را به کمتر از ۳.۶۷ درصد U-235 کاهش دهد و همچنین محدودیتهای سختگیرانهای برای بازسازی و تعداد فناوری سانتریفیوژهای کارآمدتر اعمال شود. ایالات متحده و شورای امنیت سازمان ملل میتوانند برای اطمینان بیشتر از عملکرد تهران، برنامههای نظارت و کنترل منطقهای را طراحی و به کار گیرند. در راستای این کار، دولت ایران ممکن است پروتکل الحاقی پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای را تصویب کند و بار دیگر خود را تحت بازرسیهای شدید آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار دهد، همانطور که پس از تصویب توافق هستهای ۲۰۱۵، معروف به برنامه جامع اقدام مشترک(برجام)، انجام داده بود.
اما، ایالات متحده باید بپذیرد که تهران حق توسعه فناوری هستهای برای انرژی، مراقبتهای بهداشتی و سایر اهداف صلحآمیز را دارد. حق ایران برای این کار توسط پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای به رسمیت شناخته شده و حمایت میشود. در حالیکه تا کنون دولت ترامپ از دادن این امتیاز [قانونی] به ایران خودداری کرده است و همچنان بهطور جدی مخالف خواستههای ایران برای هرگونه غنیسازی است.
در این صورت، تهران هم میتواند موافقت کند غنیسازی خود را در قالب یک کمیسیون چندملیتی با حضور شرکای آمریکایی در منطقه خلیج فارس انجام دهد. در این سناریو، تمام فعالیتهای چرخه سوخت در ایران و احتمالاً کل خاورمیانه تحت عملیات مشترک و نظارت کنسرسیومی خواهد بود که توسط مقاماتی از بحرین، ایران، عراق، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و احتمالاً ترکیه مدیریت شود. این ساختار همکاری، شناسایی هرگونه تلاش ایران برای انحراف را آسانتر میسازد. اگر تهران با شرکت در چنین کمیسیونی موافقت کند و بهطور کلی به شرایط توافق صلح خود با واشنگتن پایبند باشد، در عوض تحریمها کاهش خواهد یافت. همچنین شورای امنیت سازمان ملل قطعنامههای صادرشده علیه ایران بهخاطر برنامه هستهایاش را بازنگری، مسدود، تعلیق یا پایان خواهد داد.
بهعهده گرفتن مسئولیت
اگر تهران و واشنگتن به توافق هستهای برسند، مسیر بهسوی یک توافق پایدار آسانتر خواهد شد، اما برنامه هستهای ایران تنها نقطه اختلاف نیست. دو دولت در حال حاضر درگیر نبردی هستند بر سر اینکه آیا ایران باید تنگه هرمز را کنترل کند یا نه؛ نبردی که حل آن به همان اندازه ضروری است و ارتباط نزدیکی نیز با حل مسأله هستهای دارد.
در حال حاضر، هر دو کشور مواضع حداکثرگرایانهای در قبال تنگه هرمز اتخاذ کردهاند. ایران ثابت کرده است که به لطف موقعیت جغرافیایی خود و استفاده از زور میتواند این آبراه را مسدود نماید و ادعا میکند که دارای این حق است. به نظر میرسد ایران مصمم است با تدوین مجموعهای جدید از قوانین مربوط به عبور و مرور از تنگه، از جمله اخذ عوارض از کشتیهایی که امیدوارند از آن عبور کنند، تسلط خود را رسمی نماید. در مقابل، ایالات متحده خواستار آن است که ایران تمام محدودیتها بر تنگه را بردارد و اجازه دهد عبور کشتیها آزادانه جریان یابد. از سوی دیگر آن هم محاصرهای بر سواحل و تنگه ایران برقرار کرده و میگوید تا آزادی کامل این تنگه، محاصره وی ادامه خواهد یافت.
برای کاهش این فاصله، دو طرف باید خلاقیت به خرج دهند. ایالات متحده باید بپذیرد که ایران میتواند بدون صرف هزینه هنگفت برای عملیات نظامی، به بستن تنگه ادامه دهد، اما پیشنهاد تهران مبنی بر گرفتن عوارض برای عبور از تنگه را رد کند. پرداخت عوارض با مفاد قوانین بینالمللی تنگهها و معاهده حقوق دریاها مغایرت دارد و اگر در تنگه هرمز پذیرفته شود، میتواند سابقهای بسیار بد ایجاد کرده و تجارت آزاد دریایی از طریق سایر آبراهها را محدود نماید. اما آنچه ایالات متحده میتواند انجام دهد این است که کشورهای صادرکننده خلیج فارس را وادار نماید تا برای کالاهای مبتنی بر مواد نفتی—نفت، گاز و کود—که از بنادر خود صادر و به سمت جنوب از طریق تنگه عبور میدهند، مالیات حملونقل اضافی وضع نمایند.
چنین هزینه اضافی ممکن است، برای مثال، شامل ۵ دلار به ازای هر بشکه نفت، ۲۰ سنت به ازای هر ۱۰۰۰ فوت مکعب گاز، ۲۵ دلار به ازای هر تن گوگرد و ۳۰ دلار به ازای هر تن اوره و آمونیاک بیآب باشد. این محصولات درصد بالایی از تجارت عبوری از آبراه را تشکیل میدهند و بر قیمت فعلی تجارت جهان تأثیر میگذارند. چنین هزینههایی با عوارض متفاوت است، زیرا توسط کشورهای صادرکننده در بندر مبدأ وضع میشود، نه توسط یک دولت واحد برای عبور از یک آبراه باز که آزادی آن بهوسیله قوانین بینالمللی تضمین شده است. این مالیات اضافی میتواند درآمدی مشابه عوارض ایجاد کند، حدود ۸۰ میلیارد دلار در سال؛ طبق بهترین برآوردها. این درآمد اضافی به نوبه خود به یک نهاد جدید سازمان ملل اختصاص خواهد یافت که مسئول توزیع وجوه ترمیمی آینده باشد.
بودجه حاصل تا حدی برای بازسازی ایران هم اختصاص خواهد یافت و به تحقق خواسته تهران برای غرامتهای زمان جنگ کمک خواهد کرد. پول باقیمانده میتواند صرف ترمیم خسارات غیرنظامی جنگ در کشورهای عربی منطقه هم بشود. این بودجه میتواند نیازهای فوری کمکهای بشردوستانه منطقه را تأمین کرده و خسارات گستردهتر زمان جنگ را جبران کند. این پول همچنین میتواند صرف کمک به مقابله با چالشهای زیستمحیطی منطقه گردد. این درآمد، البته، مکمل آنچه که ایالات متحده، اتحادیه اروپا و کشورهای عربی مرفه و دیگران در بازسازی پرداخت کنند، خواهد بود. طول مدت این صندوق محدود نخواهد بود و قوانین آن تحت بازبینی دورهای قرار خواهد گرفت و در صورت نیاز، توسط کشورهایی که مالیاتهای صادراتی میپردازند و همچنین عمان که از جنگ آسیب دیده است تمدید خواهد شد. عراق به دلیل جنگ طولانی دهه ۱۹۸۰ با ایران و همچنین نیازهای بازسازیاش—که ارتباطی با درگیری کنونی ندارد—شرکت نخواهد کرد.
در ابتدا، توافق درباره تنگه هرمز بین ایران و ایالات متحده باید ایجاد شود؛ در واقع، دو کشور باید یک کارگروه اختصاصی برای این موضوع تشکیل دهند. (همچنین آنها باید یک کارگروه دیگر برای مقابله با چالشهای هستهای هم تشکیل دهند.) اما سازمان ملل در کارگروه تنگه باید نقش اساسی داشته باشد. یک توافق هزینهای کارآمد، نیازمند حمایت صریح و نظارت گستردهتر شورای امنیت سازمان ملل است تا اطمینان حاصل شود که هزینههای اضافی برای اهداف غیرمجاز مانند تجمع نیروهای نظامی یا برنامههای سلاحهای هستهای و شیمیایی استفاده نشوند. شورای امنیت باید تشکیلات جدیدی را در سازمان ملل تأسیس نماید، احتمالاً با نام «آژانس همکاری خلیج فارس» که مسئول توزیع و ردیابی پولها باشد.
این پروژه باید توسط افراد مؤثر و شایسته اداره شود که تحت فرآیندی دقیق و مناسب برای ارزیابی و تأیید نامزدها توسط دبیرکل سازمان ملل منصوب میشوند. علاوه بر ایران و کشورهای خلیج فارس، اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل—چین، فرانسه، روسیه، بریتانیا و ایالات متحده—با ارائه یک مرکز مدیریت در این آژانس مشارکت خواهند داشت؛ همانطور که برزیل، هند، اندونزی، ژاپن و مالزی نیز در این آژانس شرکت خواهند کرد. این کشورها ممکن است همچنین بودجه، آموزش و نیروی انسانی ارائه دهند. مجمع عمومی سازمان ملل اختلافات مربوط به این آژانس را با رأی اکثریت حلوفصل خواهد کرد. این سازمان همچنین میتواند هماهنگی سایر کمکهای بینالمللی برای بازسازی ایران و سایر کشورهای خلیج فارس را به عهده بگیرد.
چنین اقداماتی، البته، اختلافات اساسی تهران و واشنگتن را بهطور کامل حل نخواهند کرد، اما به تثبیت روابط کمک کرده و راه را برای مذاکرات آینده هموار میکنند که در نهایت منجر به عادی شدن روابط خواهد شد. دو طرف باید بهطور دقیق و مداوم در ارتباط باشند. باز شدن فوری تنگه ضروری است. مرتبط کردن حل مسائل تنگه با برنامه هستهای، از طریق ایجاد منافع مالی از تنگه، میتواند بهعنوان یک اهرم مثبت برای راضی کردن ایران عمل کند و تمایل تهران را به محدود کردن برنامه هستهای خود تشویق نماید. ایالات متحده و دیگران همواره در شرایط بسیار دشوار توانایی استفاده از نیروی نظامی را خواهند داشت، در حالیکه میدانیم نیروی نظامی راهی ناکارآمد برای ایجاد و تشویق یک توافقنامه است.
حرف بزنید
خاورمیانه در نقطه عطفی قرار دارد. ایران مدتهاست اصرار دارد که تمایلی به توسعه زرادخانه هستهای ندارد. با وجود هفتهها حمله، ایران همچنان آماده مذاکره است. عراقچی بارها حق ایران برای غنیسازی و کنترل تنگه هرمز را تأیید کرده است. با این حال، او همچنین گفته است برنامه جدیدی برای اداره تنگه تدوین شده است. با کنترل نسبی بر دومی، ایران ممکن است به اولی نیاز نداشته باشد. تهران، به هر حال، نشان داده است که میتواند تا حدی با استفاده از تنگه به عنوان «اهرم» در برابر دو کشور هستهای با توان نظامی بسیار برتر مقاومت کند.
در دوران بحرانی، ایدههای غیرمنتظرهای پدیدار میشوند که راه را برای دیپلماسی باز میکنند. این یکی از همان مواقع است. اجبار یا بمبارانها اختلاف بین ایران و ایالات متحده را حل نخواهد کرد. در عوض، دو کشور به پلی طلایی نیاز دارند تا نتیجه مذاکرات نه تحقیر، بلکه همکاری و در نتیجه موفقیت باشد.
.......................................................................................
نویسندگان:
➖️ تام پیکرینگ از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ به عنوان معاون وزیر امور خارجه ایالات متحده در امور سیاسی خدمت کرد. او به مدت چهار دهه کارمند خدمات خارجی بود و به عنوان سفیر آمریکا در شش کشور، از جمله اسرائیل و روسیه، خدمت کرد. از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲، سفیر ایالات متحده در سازمان ملل متحد در نیویورک بود.
➖️ گابریل ریفکیند، کارشناس حل تعارض و مدیر فرآیند آکسفورد است.
➖️ پل اینگرام، متخصص سیاست هستهای و مشاور فرآیند آکسفورد.