کارگزارانی که با ارائه دستاوردهای کاذب اعتماد عمومی را جلب میکنند، اما در نهایت تعهدی به تحقق وعدهها ندارند، در عمل موجب اختلال در مسیر توسعه میشوند. این نوع کارگزاران، با ایجاد تصور امنیت یا پیشرفت، اما بدون تحویل واقعی دستاورد، زمینهساز تضعیف بنیانهای مولد اقتصاد میشوند.
در مراسم رونمایی از کتاب «روایت فرشاد» نوشته دکتر رضا مجیدزاده که به بررسی روایتهای دکتر فرشاد مومنی درباره مسئله توسعه در ایران میپردازد، دکتر رضا مجیدزاده، پژوهشگر اقتصادی، با تشریح یکی از مهمترین مفاهیم مطرحشده در نظریه بازیها، به توضیح «معمای چوب برها» بهعنوان یک بسط پویای «معمای زندانیان» پرداخت.
به گزارش جماران، مجیدزاده در ابتدای سخنان خود با اشاره به اینکه معمای زندانیان مبتنی بر عقلانیت فردی است که میتواند به نتیجهای جمعیِ نامطلوب منجر شود، اظهارداشت: در این چارچوب، دو زندانی تحت شرایطی قرار میگیرند که با وجود نبود قصد اولیه برای آسیب به یکدیگر، در نهایت به دلیل تصمیمگیری منفرد و مبتنی بر منافع شخصی، یکدیگر را ناخواسته متهم میکنند.
او سپس با انتقال این مفهوم به سطحی گستردهتر، از «معمای چوب برها» یاد کرد و آن را بهعنوان نمونهای از بحران منابع مشترک در یک جامعه توصیف کرد و ضمن اشاره به داستان چوب برهایی که در تپهای زندگی میکنند و با آنان توافق شده است که برداشت از درختان را در سطحی پایدار و مشخص انجام دهند، گفت: در این وضعیت، هر یک از چوب برها با این تصور که «اگر امروز من یک واحد بیشتر برداشت کنم، چه کسی متوجه خواهد شد»، بهصورت تدریجی از سهم تعیینشده فراتر میرود. این رفتار فردی، هرچند در ظاهر عقلانی به نظر میرسد، اما در سطح جمعی منجر به تخریب منبع مشترک میشود و در نهایت کل نظام را به سمت ناپایداری سوق میدهد.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به نمونههایی از تخریب منابع طبیعی، از جمله تصاویری از تپههای هیرکانی که در آن بخشهایی از پوشش جنگلی از بین رفته است، افزود: این معما تنها محدود به منابع طبیعی نیست، بلکه در حوزههای مختلف از جمله سرمایه انسانی نیز قابل مشاهده است. در این زمینه می توان به بحث «فرار مغزها» اشاره کرد و در عمل شاهد خروج تدریجی سرمایه انسانی از کشور و کاهش ظرفیتهای مولد هستیم.
مجیدزاده در ادامه سخنان خود به مفهوم «کارگزاران کشپیمان» اشاره کرد و توضیح داد: کارگزارانی که با ارائه دستاوردهای کاذب اعتماد عمومی را جلب میکنند، اما در نهایت تعهدی به تحقق وعدهها ندارند، در عمل موجب اختلال در مسیر توسعه میشوند. این نوع کارگزاران، با ایجاد تصور امنیت یا پیشرفت، اما بدون تحویل واقعی دستاورد، زمینهساز تضعیف بنیانهای مولد اقتصاد میشوند.
او همچنین با اشاره به مدلهای زیستی مانند روابط شکارگر و شکار، توضیح داد: در آن مدلها گونهها تغییر ماهیت نمیدهند، اما در ساختارهای اجتماعی انسانی، به دلیل سازوکارهای پاداشدهی نادرست، امکان تبدیل «مولد» به «نامولد» وجود دارد. زمانی که کارگزاران کشپیمان، فعالیتهای نامولد را پاداشدهی میکنند، این گروهها بهتدریج گسترش یافته و منابع را از بخش مولد جذب میکنند. در چنین شرایطی، بخش مولد جامعه یا باید به سمت تغییر رفتار و ورود به فعالیتهای نامولد حرکت کند، یا مهاجرت نماید، و یا در نهایت از عرصه رقابت اقتصادی حذف شود. این روند موجب میشود که جمعیت نامولد بر جمعیت مولد غلبه کند و ساختار تولیدی جامعه دچار تضعیف جدی شود.
مجیدزاده ضمن اشاره به اینکه این تحلیلها بخشی از روایتهای دکتر فرشاد مومنی درباره توسعه در ایران است، تاکید کرد: جهان فکری ایشان بسیار گسترده است و ارائه آن در قالبی مختصر با دشواریهای جدی همراه بوده است. هدف این مجموعه، ایجاد بستر گفتوگو در جامعه علمی و اقتصادی بوده است تا از طریق تعامل میان دیدگاههای مختلف، امکان شکلگیری ایدههای جدیدتر فراهم شود.
وی همچنین با اشاره به محدودیتهای موجود در شکلگیری گفتوگوهای علمی در فضای عمومی و دانشگاهی، اظهار امیدواری کرد که مطالعه این روایتها بتواند زمینهساز گسترش مباحث تخصصی و ارتقای فهم جمعی از مسئله توسعه در ایران شود.
