دکتر مومنی نه صرفا به نهادگرایان جدید، بلکه بیشتر به مکتب نهادگرایی قدیم نزدیک است؛ مکتبی که وجوه اشتراک قابل توجهی با مکتب تاریخی دارد. بر اساس این تحلیل، بهویژه در آثار فردریش لیست، تمرکز دیدگاههای ایشان بر قدرت، تضاد منافع و ساختار قدرت قرار دارد؛ اینکه قواعد بازی به نفع کدام طبقه، کدام قشر و کدام گروه اجتماعی تنظیم میشود. همچنین نه فقط قوانین رسمی و مقررات، بلکه فرهنگ، آداب و رسوم و نقشی که در توسعه ایفا میکنند، در دیدگاههای دکتر مومنی جایگاه پررنگی دارد. اینکه جامعه بهجای گرایش به فعالیتهای مولد، پسانداز و سرمایهگذاری، به سمت دلالی و رانتخواری سوق پیدا کند، از جمله ریشههایی است که نهادگرایی قدیم بر آن تاکید میکند.
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با تشریح ریشههای فکری و ارزشی دیدگاههای دکتر فرشاد مومنی، تأکید کرد که اندیشههای آیتالله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی، بهویژه در حوزه انسانشناسی، نفی استثمار و تعریف نقش دولت بهعنوان ناظر و هادی، بهعنوان زیربنای انسانی و ارزشی در شکلگیری رویکرد نهادگرایانه مومنی نقش کلیدی ایفا کرده است.
به گزارش جماران، دکتر علی عربمازار یزدی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در مراسم رونمایی از کتاب «روایت فرشاد» نوشته دکتر رضا مجیدزاده که به بررسی روایت فرشاد مومنی از مسئله توسعه در ایران میپردازد، با اشاره به سابقه آشنایی طولانیمدت خود با دکتر فرشاد مومنی اظهار داشت: هر زمان فرصتی فراهم میشود که در جمعی نکاتی را درباره ایشان بیان کنم، همواره این نکته در ذهنم وجود دارد که بخشی از این سخنان باید به خاطرات بسیار زیادی که با ایشان دارم اختصاص پیدا کند. این آشنایی به بیش از ۴۵ سال پیش بازمیگردد؛ از اواخر اسفند ۱۳۵۹ یا ابتدای فروردین ۱۳۶۰ در حزب جمهوری اسلامی، سپس در نخستوزیری، بعد در موسسه دین و اقتصاد و در ادامه در یک دوره طولانی همکاری در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی.
وی افزود: با وجود انبوه خاطرات، زمانی که بحث از «روایت دکتر مومنی» مطرح میشود، چه در نشستهای مرتبط با این جلسات و چه در این جلسه، ترجیح دادهام بهجای تمرکز بر خاطرات، درباره خواستگاههای فکری ایشان سخن بگویم؛ اینکه روایتی که از توسعه به ایشان منتسب میشود، بر کدام مبانی و مبادی فکری استوار است و به کدام مکاتب فکری نزدیکتر است. این روزها وقتی نام دکتر فرشاد مومنی مطرح میشود، بلافاصله گفته میشود که ایشان اقتصاددان نهادگراست و این تلقی تا حد زیادی درست است؛ بهویژه نهادگرایی نوین میتواند یکی از پایگاههای مبنایی اندیشه ایشان باشد. با این حال، بهعنوان کسی که سالها معلم تاریخ عقاید اقتصادی بودهام، همواره در این زمینه تردید داشتهام و به این جمعبندی رسیدهام که دیدگاههای ایشان بیش از آنکه صرفا در یک مکتب فکری خاص بگنجد، حاصل نوعی تلفیق و ترکیب از مکاتب فکری مختلف است که گرچه به یکدیگر نزدیکاند و نقاط اشتراک دارند، اما بخش مهمی از تلاش ارزنده ایشان نیز در همین تلفیق و ترکیب نهفته است.
این استاد اقتصاد در ادامه با اشاره به تجربه اخیر خود در کلاس درس گفت: در ترم گذشته، در دانشکده ما با یک چالش جدی مواجه بودیم که در عین حال هم فرصت و هم تهدید محسوب میشد و آن ورود هوش مصنوعی به فضای آموزشی بود. بهگونهای که هر پرسشی که در کلاس مطرح میکردم، دانشجویان بلافاصله با استفاده از تلفن همراه و ابزارهای هوش مصنوعی پاسخهایی ارائه میدادند که البته کاستیهایی نیز داشت. از نظر من این پدیده دارای جنبههای مثبت نیز بود، چراکه فرصتی فراهم میکرد تا درباره همان پاسخهای ارائهشده نیز در کلاس بحث کنیم و میزان درستی یا نادرستی آنها را بررسی کنیم. با این حال، در امتحانات پایانترم که بهصورت غیرحضوری برگزار شد، مشخص بود که بخشی از پاسخهای دانشجویان مبتنی بر هوش مصنوعی است و بهوضوح قابل تشخیص بود که پاسخها از سوی دانشجو نوشته نشده است.
وی تصریح کرد: در اوایل دیماه، زمانی که دکتر میرزایی از من برای حضور در چنین نشستی دعوت کردند، تحت تاثیر همان فضا به سراغ هوش مصنوعی رفتم و از آن درباره مبانی فکری دکتر فرشاد مومنی سوال کردم. در پاسخ اولیه، همانگونه که انتظار داشتم، عنوان شد که ایشان اقتصاددان نهادگرا و از جریان نهادگرایی نوین است. در ادامه، زمانی که به ویژگیهای اصلی تفکر ایشان پرداخته شد، تلاش شد نسبت ایشان با اندیشههای عدالتمحور توضیح داده شود که بخشی از آن بهدلیل پیشزمینه پرسشهای قبلی من در حوزه عدالت بود و هوش مصنوعی بهصورت خودکار میان این موضوعات ارتباط برقرار کرده بود.

عربمازار یزدی ادامه داد: در ادامه، توضیح دادم که تمرکز من در این بحث بر عدالت نیست، بلکه میخواهم بدانم دکتر مومنی به لحاظ فکری چگونه میاندیشد. در پاسخ، تأکید شد که رویکرد ایشان فراتر از اقتصاد محض است و برای فهم دیدگاههای او نمیتوان صرفاً بر اقتصاد تمرکز کرد، بلکه باید به اقتصاد سیاسی و جامعهشناسی توسعه نیز توجه داشت و ترکیبی از این حوزهها را مدنظر قرار داد. همچنین توصیه شد که برای تبیین رویکرد ایشان، بر سه محور تمرکز شود.
وی افزود: محور نخست، نهادگرایی و قواعد بازی است. در این چارچوب، اقتصاددانان نهادگرا بر این باورند که مهمترین عامل تعیینکننده در عملکرد اقتصادی کشورها، نهادها و قواعد بازی هستند؛ اعم از نهادهای رسمی مانند قوانین و مقررات و نیز نهادهای غیررسمی همچون آداب، رسوم و رویهها. دکتر مومنی نیز تأکید ویژهای بر این موضوع دارد و بر این باور است که در ایران، نهادها بهگونهای طراحی شدهاند که به فعالیتهای غیرمولد و رانتی پاداش میدهند و فعالیتهای مولد را با محدودیت و تنبیه مواجه میکنند. از منظر ارائهشده، دکتر مومنی بر اولویت تولید فناورانه نسبت به تجارت رانتی تأکید دارد و نگرانی اصلی او درباره اقتصاد ایران، غلبه خامفروشی بهجای حرکت بهسوی توسعه صنعتی، بهویژه توسعه صنعتی دانشبنیان است. این نگاه یکی از محورهای کلیدی در تحلیلهای ایشان به شمار میرود.
این اقتصاددان اضافه کرد: محور مهم دیگر در دیدگاههای دکتر مومنی، نقد سیاستهای شوکدرمانی و نئولیبرالیسم است که بهعنوان یکی از جنجالیترین و متمایزترین بخشهای اندیشه او شناخته میشود. در این چارچوب، افزایشهای ناگهانی قیمتها، از جمله در حوزههایی مانند بنزین و ارز، میتواند فشار شدیدی بر تولیدکنندگان و اقشار ضعیف وارد کند و به جابهجایی ثروت از تودههای مردم به سمت گروههای محدود رانتخوار منجر شود.
عربمازار یزدی در ادامه سخنان خود با اشاره به یکی از ویژگیهای شخصیتی دکتر فرشاد مومنی اظهار داشت: اگر بخواهم از بخش خاطرات نیز نکتهای را عرض کنم، یکی از ویژگیهای برجسته آقای دکتر مومنی این است که در طول ۴۵ سال گذشته، مکرراً ایشان را در حال «کار فرهنگی» روی افراد دیدهام؛ اصطلاحی که خود ایشان به کار میبرند و منظورشان از آن این است که فردی را برای انجام یک کار یا پذیرش یک مسئولیت اجتماعی قانع کنند. حتی در همان دوران حضور در دفتر حزب جمهوری اسلامی، هر بار که از کنار اتاق ایشان عبور میکردم، میدیدم کنار آن میز کوچک، همیشه صندلیای قرار دارد و فردی آنجا نشسته و ایشان مشغول گفتوگو و کار فرهنگی هستند. البته آن زمان بسیار جوانتر از امروز بودند و من از ۴۵ سال پیش سخن میگویم. میتوانم شهادت دهم که ایشان نزدیک به نیمقرن است که بهصورت مستمر مشغول این نوع فعالیت بودهاند؛ تلاشی برای اقناع افراد تا به سمتی حرکت کنند که مسئولیتهای اجتماعی خود را بهتر انجام دهند. این امر صرفا در حد امر به معروف و نهی از منکر به معنای متعارف آن نیست، بلکه چیزی فراتر از آن و مبتنی بر اقناع فکری و اخلاقی است.
او یادآورشد: در میان دوستانی که میشناسم، افراد زیادی هستند که بخشی از وقت خود را به مسئولیتهای اجتماعی اختصاص میدهند، اما آقای دکتر مومنی در راس این فهرست قرار میگیرد، زیرا بخش مهمی از زندگی خود را به مسئولیتهای اجتماعی اختصاص داده و از این جهت، این ویژگی در ایشان بسیار ارزشمند است.

استاد دانشگاه علامه طباطبایی سپس با اشاره به ادامه گفتوگوی خود با هوش مصنوعی درباره مبانی فکری دکتر مومنی گفت: به تبعیت از همین روش، تصمیم گرفتم روی هوش مصنوعی نیز کار فرهنگی کنم، زیرا احساس کردم زوایای مختلف اندیشه ایشان را بهدرستی به من نشان نمیدهد. بنابراین به آن گفتم که در برخی از آثار دکتر مومنی، زمینههای فکری مکتب تاریخی، نهادگرایی قدیم و مکتب وابستگی را نیز دیدهام و اگر این برداشت درست است، درباره این ابعاد نیز توضیح دهد. هوش مصنوعی بلافاصله پاسخ داد که این نکته بسیار دقیق و هوشمندانه است و به سرعت این برداشت را پذیرفت. به نظر من، این خود یک درس اخلاقی نیز دارد؛ زیرا در گفتوگو باید تلاش کرد مخاطب را به پذیرش سخن ترغیب کرد. آقای دکتر مومنی نیز یکی از همین رویهها را دارند؛ به این معنا که وقتی کسی صحبت میکند و ایشان قصد نقد دارند، در ابتدا با نوعی تمجید و تایید آغاز میکنند تا زمینه برای پذیرش نقد فراهم شود. من نیز هر زمان سخنی داشتهام و ایشان خواستهاند نقدی مطرح کنند، وقتی ابتدا از من تعریف میکردند، خودم را آماده میکردم که نقدهایی در ادامه مطرح خواهد شد و البته همیشه از این شیوه استفاده کردهام.
عرب مازار خاطرنشان کرد: در پاسخ بعدی، هوش مصنوعی عنوان کرد که این سه ضلع، بخش مهم و متمایزی از مبانی فکری دکتر مومنی را تشکیل میدهد. در نگاه ایشان، مکتب تاریخی نقش مهمی ایفا میکند و آموزه اصلی که از این مکتب اخذ میشود آن است که برای کشورها نسخه واحدی برای توسعه وجود ندارد و هر کشور باید با توجه به مقتضیات تاریخی خود، مسیر بهینه توسعه را طراحی کند. این نگاه، کار را دشوارتر میکند، زیرا دیگر نمیتوان به نسخههای واحدی که از سوی صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی یا دیگر نهادها تجویز میشود تکیه کرد؛ تجربه دهههای اخیر نیز نشان داده است که این نوع نسخههای جهانشمول موفقیتآمیز نبودهاند. این نگاه در نوشتهها و سخنان دکتر مومنی بهوضوح قابل مشاهده است و به نظر میرسد ریشه اصلی آن در مکتب تاریخی باشد.
وی با بیان اینکه دکتر مومنی نه صرفا به نهادگرایان جدید، بلکه بیشتر به مکتب نهادگرایی قدیم نزدیک است؛ مکتبی که وجوه اشتراک قابل توجهی با مکتب تاریخی دارد، افزود: بر اساس این تحلیل، بهویژه در آثار فردریش لیست، تمرکز دیدگاههای ایشان بر قدرت، تضاد منافع و ساختار قدرت قرار دارد؛ اینکه قواعد بازی به نفع کدام طبقه، کدام قشر و کدام گروه اجتماعی تنظیم میشود. همچنین نه فقط قوانین رسمی و مقررات، بلکه فرهنگ، آداب و رسوم و نقشی که در توسعه ایفا میکنند، در دیدگاههای دکتر مومنی جایگاه پررنگی دارد. اینکه جامعه بهجای گرایش به فعالیتهای مولد، پسانداز و سرمایهگذاری، به سمت دلالی و رانتخواری سوق پیدا کند، از جمله ریشههایی است که نهادگرایی قدیم بر آن تاکید میکند.
عربمازار یزدی تصریح کرد: مکتب وابستگی نیز در زیربناهای فکری دکتر مومنی نقش مهمی ایفا میکند. نقد نظام بینالملل و این باور که ساختار اقتصادی جهانی بهگونهای شکل گرفته که کشورهای صادرکننده مواد خام در وضعیت پیرامونی قرار میگیرند و ارزش افزوده اصلی محصولات آنها نصیب کشورهای مرکز یا به تعبیر امروزی کشورهای توسعهیافته و صنعتی میشود، در تحلیلهای ایشان جایگاه مهمی دارد. در مورد ایران نیز محصول اصلی در این زمینه، بهطور طبیعی نفت خام و تا حدودی گاز طبیعی است. در این دیدگاه، توسعه باید از درون شکل بگیرد و کشور باید بتواند از تله وابستگی رهایی پیدا کند. از زاویه مکتب تاریخی، ایشان معتقد است باید بر اساس واقعیتهای تاریخی ایران برنامهریزی کرد، نه بر پایه فرمولهای انتزاعی کتابهای درسی غرب. از منظر نهادگرایی قدیم نیز هشدار میدهد که باید مراقب بود چه ائتلافهای غالب و ذینفعان رانتی مانع تغییر قواعد بازی به نفع مردم میشوند و از زاویه مکتب وابستگی نیز تاکید میکند که بدون تولید فناورانه، ما صرفاً نفت را برای رفاه دیگران استخراج میکنیم.

وی اظهار داشت: در بخش دیگری از این گفتوگو، هوش مصنوعی از من پرسید که آیا مایل هستم درباره تاثیرپذیری دکتر فرشاد مومنی از اندیشههای آیتالله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی نیز بهعنوان زیربنای نگاه عدالتخواهانه ایشان توضیحی ارائه شود. من نیز پاسخ مثبت دادم و در ادامه عنوان شد که آیتالله دکتر بهشتی در منظومه فکری دکتر فرشاد مومنی، کلیدیترین قطعه برای درک نگاه عدالتمحور ایشان به شمار میرود و دکتر مومنی همواره خود را شاگرد مکتب فکری شهید بهشتی میداند و معتقد است اندیشههای او در فضای فکری و علمی ایران مظلوم واقع شده است. این تاثیرپذیری در واقع بهعنوان یک زیربنای ارزشی و انسانی برای دیدگاه نهادگرایانه ایشان قابل تفسیر است.
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی افزود: در این چارچوب، از منظر آیتالله بهشتی، نوعی نگاه انسانشناسانه ویژه مطرح است که در آن انسان بهعنوان موجودی مختار و مسئول تعریف میشود و همین تلقی، بر نظام فکری دکتر مومنی نیز اثرگذار بوده است. همچنین در دیدگاههای آیتالله بهشتی، نفی استثمار و تاکید بر کار بهعنوان منشا مشروع مالکیت مورد توجه قرار دارد و این مولفهها نیز بهوضوح در اندیشههای دکتر مومنی انعکاس یافته است. در نگاه آیتالله بهشتی، دولت بهمثابه ناظر و هادی تعریف میشود، نه بهعنوان ارباب؛ رویکردی که در دیدگاههای دکتر مومنی نیز در حوزههای مختلف قابل مشاهده است و بر نحوه تحلیل او از نقش دولت در فرآیند توسعه تاثیر گذاشته است.
این اقتصاددان خاطرنشان کرد: ما در دانشگاه همواره بر این نکته تأکید داریم که علاوه بر آموزش به دانشجویان، از آنان نیز میآموزیم و این تعامل فکری برای من بسیار آموزنده بوده است. از اینرو، تلاش کردم بخشی از ثمرات این تعامل را در این جمع به اشتراک بگذارم.