گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت و گو با جماران؛

امیری، رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران: ایران مانده و خواهد ماند/ در بزنگاه تصمیم‌های عقلانی قرار داریم/ برای اعتمادسازی در جامعه فکر اساسی و بنیادین شود

نگرانیم، اما در عین حال فراموش نمی‌کنیم که در فرهنگ ایرانی-اسلامی ما می گوییم «سوی نویدی مرو امیدهاست، سوی تاریکی مرو خورشیدهاست»؛ چون تاریخ ایران این چیزها را زیاد به خود دیده است. ایران بارها بحران‌های بزرگ را تجربه و از آنها عبور کرده است. ایران مانده و می‌ماند و همیشه هم خواهد ماند و به تعبیر هگل، «تاریخ با ایران آغاز شده و به گمانم با ایران نیز به حیات معقول خود ادامه خواهد داد».

دکتر مجتبی امیری، رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران، ضمن تاکید بر ضرورت تحلیل عقلانی، دقیق و منطبق با واقع از شرایط خطیر کنونی کشور، کوشید تصویری عقلانی و چندلایه از وضعیت کنونی ایران ترسیم کند و تصریح کرد: ساده‌سازی وضعیت و شتاب‌زدگی در تصمیم‌گیری می‌تواند منافع ملی و انسجام اجتماعی را با مخاطره روبه‌رو کند. عبور امن از این مقطع حساس تاریخی، مستلزم شناخت دقیق بازیگران داخلی و خارجی، بازاندیشی در شیوه حکمرانی، و انجام اصلاحات اساسی برای حفظ انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی و آینده ایران است تا آینده ایران، با تکیه بر همین حس تعلق و وطن‌دوستی، از این گذرگاه دشوار عبور کند.

 

وی با بهره‌گیری از اشعار مولانا، با اشاره به اینکه مردم، چه در داخل کشور و چه در میان ایرانیان خارج از کشور، در بزنگاه‌ها بارها نشان داده‌اند دل‌نگران ایران‌اند و پای این کشور می‌ایستند، گفت: عبور ایران از این مقطع حساس تاریخی، پیش از هر چیز، نیازمند فهم درست صحنه و مسئولیت‌پذیری مشترک مردم و حاکمیت است. مردم، چه در داخل و چه در خارج از کشور، اصلی‌ترین بازیگران تحولات امروز ایران هستند. حفظ ایران، بازسازی اعتماد عمومی و صیانت از آینده کشور، در گرو شنیده‌شدن صدای مردم، شناخت دقیق بازیگران داخلی و خارجی و اتخاذ تصمیم‌هایی عقلانی، مسئولانه و اصلاح‌گرایانه است. هر تحلیلی از وضعیت کنونی اگر بر پیوند عمیق مردم با این سرزمین و حس مسئولیتی که نسبت به آینده ایران دارند استوار نباشد، تحلیلی ناقص خواهد بود.

***************

صحنه بسیار پیچیده‌ای است

«راه هموار است و زیرش دام‌ها»

دکتر مجتبی امیری، رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران، در گفت وگو با جماران، ضمن تاکید بر ضرورت تحلیل عقلانی و واقع‌بینانه از شرایط کنونی کشور، اظهارداشت: امروز ما در یک شرایط خاصی قرار گرفته‌ایم و بدون یک تحلیل عقلانی و مطابق با واقع از وضعیت، ورود به قضایا بیش از اینکه به سود جامعه‌مان باشد، به زیان جامعه تمام می‌شود. برای توصیف این وضعیت می توان از تعبیر مولانا بهره گرفت که می‌گوید «راه هموار است و زیرش دام‌ها» البته مولانا برای شرایط عادی چنین تعبیری به کار می‌برد و امروز قطعا شرایط ما عادی نیست و صحنه بسیار پیچیده‌ای است.

 

زمامداران حوزه آموزش‌وپرورش و آموزش عالی باید حسابی جداگانه و ویژه برای مواجهه با این وضعیت باز کنند

وی با استناد به بیت دیگری از مولانا، نسبت به شتاب‌زدگی و بی‌احتیاطی در تصمیم‌گیری هشدار داد و گفت: در این صحنه باز تعبیری از مولانا می‌گوید: «چون درو گامی زنی بی‌احتیاط/ شیر تو خون می‌شود از اختلاط». نخستین ضرورت در چنین شرایطی، دستیابی به تحلیلی مطابق با واقع و اتخاذ موضعی درست است و در گام بعد، توجه به مسئولیتی است که نسبت به گروه‌های مختلف جامعه، به‌ویژه نسل جوان، وجود دارد. تحلیل گروه ها و آسیب‌دیدگان حوادث اخیر، نوجوانان و جوانانی که وارد این فضا شده‌اند، خود نیازمند بررسی مستقلی است و به‌طور خاص، زمامداران حوزه آموزش‌وپرورش و آموزش عالی باید حسابی جداگانه و ویژه برای مواجهه با این وضعیت باز کنند و مشخص شود اربابان تعلیم و تربیت باید چطور عمل کنند.

 

نخستین و مهم‌ترین بازیگران این صحنه، مردم هستند

رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران، شناخت دقیق بازیگران صحنه کنونی را یکی از مهم‌ترین پیش‌نیازهای تحلیل وضعیت دانست و تصریح کرد: این شناخت باید هم شامل داخل کشور باشد و هم خارج از کشور. نخستین و مهم‌ترین بازیگران این صحنه، مردم هستند؛ مردمی که چه در داخل کشور زندگی می‌کنند و چه در خارج از کشور حضور دارند. در همین چارچوب، مردم را به چهار دسته کلی تقسیم می‌کنم. دسته نخست موافقان جمهوری اسلامی هستند؛ کسانی که حافظ وضع موجودند و معتقدند شرایط فعلی باید همان‌گونه که هست حفظ شود. این گروه معتقد به تداوم وضعیت موجود‌اند و تغییرات اساسی را ضروری نمی‌دانند. دسته دوم منتقدان وضعیت‌اند؛ افرادی که در عین پذیرش کلیت نظام جمهوری اسلامی، وضعیت کنونی را مطلوب نمی‌دانند و بر لزوم انجام اصلاحات اساسی تاکید دارند. اینکه اصلاحات چیست و از کجا باید آغاز شود، خود بحثی جداگانه و مفصل است. دسته سوم مخالفان جمهوری اسلامی در داخل کشور را شامل می‌شود. این مخالفان گرایش‌های متفاوتی دارند؛ از جمله کسانی که دارای گرایش‌های ملی‌گرایانه‌اند و تصور می‌کنند با حذف اسلام می‌توان ایران را حفظ کرد. اینها می‌خواهند با حذف اسلام، ایران را حفظ کنند؛ حال آنکه ایران ظرف است و اسلام که نهادینه شده در جان مردمان ما و شما.

 

به گفته این استاد دانشگاه تهران، بخشی دیگر از مخالفان، کسانی هستند که اسلام را پذیرا هستند، اما نگرش‌های خاصی نسبت به آن دارند و معتقدند اسلام بیش از حد سیاسی شده است. این گروه، به «اسلام فرهنگی» باور دارند و در عین حال که اسلام را بر ایران ترجیح می‌دهند، با اسلام حکومتی یا اسلام سیاسی که زمام امور را در دست دارد، همراهی کامل ندارند. قوم‌گرایان به‌عنوان بخشی دیگر از دسته سوم مخالفان هستند، گروه‌هایی که به دنبال تجزیه یا استقلال‌اند و از اقوام مختلف، از کرد و عرب گرفته تا سیستان و بلوچستان، در میان آنها دیده می‌شوند. حتی در میان کسانی که تحت عنوان اقوام تجزیه‌طلب شناخته می‌شوند نیز افرادی حضور دارند که در زمره موافقان یا منتقدان دسته اول و دوم قرار می‌گیرند.

 

معترض از آشوبگر تفکیک شود

امیری با بیان اینکه دسته چهارم وابستگان به خارج یا نفوذی‌ها هستند، و مدتی درباره این دسته بحث‌های جدی وجود داشت، یادآورشد: این چهار دسته، یعنی موافقان، منتقدان، مخالفان و وابستگان، هم در داخل کشور حضور دارند و هم در خارج از کشور و بدون شناخت دقیق این بازیگران، تحلیل درست از وضعیت کنونی امکان‌پذیر نخواهد بود. این گروه‌ها دست به دست هم دادند و صحنه ای را به وجود آوردند که در آن عده ای تماشاگر بودند و به خود اجازه ندادند وارد صحنه شوند. عده‌ای معترض بودند و اعتراضات خود را در صحنه بیان کردند، گروهی هم آشوبگر بودند که توجه نظام به تفکیک گروه معترض و آشوبگر بود، اما از این غفلت شد، که این آشوبگران شامل زنان و دختران، دانش‌آموزان و یا جوانان و آنها که فریب دنیای مجازی و واقعیت سازی‌ها را خوردند، و آنها که به شکل هیجانی، احساسی و عاطفی وارد این عرصه شدند، بودند و نمی توان شیوه برخورد با این آشوبگران را مانند شیوه برخورد با آشوبگران مغرض دانست.

 

عده ای ناخواسته در این فضا قرار گرفتند و یا تحت تاثیر دشمنان بودند

حاکمیت باید یک عذرخواهی از مردم داشته باشد

وی ضمن تاکید بر اینکه نمی توان همه را معترض یا آشوبگر قلمداد کرد، چرا که عده ای ناخواسته در این فضا قرار گرفتند و یا تحت تاثیر دشمنان بودند، اظهارداشت: در واقع دشمنان این عده را گروگان گرفتند و آنها را از دم تیغ گذراندند. صرف نظر از اینکه چه کسانی این افراد را هدف قرار دادند، حاکمیت باید یک عذرخواهی از مردم داشته باشد؛ چرا که به هر حال حاکمیت مسئول امنیت شهروندان است. باید در لوای قانون، با مردم مواجه شد و به جز آنها که نفوذی هستند، می توان مردم را متقاعد کرد. دسته پنجم که امروز مورد غفلت قرار گرفتند و باید امروز مورد توجه قرار گیرند و بسیاری از نقدها متوجه آنها است، زمینه سازان این وضعیت هستند. آنها که با بی کفایتی، منفعت طلبی، فساد اقتصادی و غیره وارد پستهای مدیریت کشور، چه در مجلس و چه در دولت و قوه قضاییه، شدند و اقتصاد غارتی و رفافتی را در کشور حاکم کردند. اقدامات این گروه ها باعث شد زمینه برای آشوبگری و تحت تاثیرقرارگرفتن متاثران فراهم شوند.

 

ضرورت شناخت همه بازیگران موثر در تحولات اخیر

رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران، با تاکید بر ضرورت شناخت همه بازیگران موثر در تحولات اخیر، نقش آمریکا و جناح‌ها یا بازیگران آمریکایی ـ صهیونیستی را محوری دانست و اظهارداشت: نادیده گرفتن این عامل، تحلیل را ناقص و گمراه‌کننده می‌کند. چه سیستم حاکم در آمریکا و چه شخص دونالد ترامپ، با ویژگی‌های خاص خود در شکل‌دهی به این وضعیت نقش داشته‌اند. آمریکا ایران یکپارچه، اما حافظ منافع خود را در منطقه می خواهد و از سوی دیگر، اسرائیل به دنبال تجزیه ایران بوده و هست. اسرائیل در هر حالتی ایران را یک دشمن بالقوه می داند. خصوصیات رفتاری ترامپ، از جمله خودشیفتگی، روحیه امتیازگیری، معامله‌گری تهاجمی و مواضع پرتنش، باعث شده ترامپ به‌سرعت موضع‌گیری کند و به همان سرعت نیز تغییر موضع دهد و عقب نشینی کند؛ رفتاری که در دوره حضور او به‌وضوح مشاهده شده است. این رفتار بیش از آنکه مبتنی بر راهبردی پایدار باشد، ریشه در روحیه معامله‌گرانه ترامپ دارد که به‌دنبال گرفتن امتیاز است. در عین حال عقده نگرفتن جایزه صلح نوبل نیز در تصمیم‌گیری‌ها و کنش‌های او بی‌تاثیر نبوده است.

 

امیری به دسته دیگری از بازیگران اشاره می‌کند که از آن‌ها به‌عنوان متحدان ایران نام برد و گفت: در این میان، چین و روسیه به‌طور ویژه باید مدنظر قرار گیرند. دولت‌مردان ایرانی باید با دقت و حساسیت وضعیت و برنامه‌های این دو کشور را رصد کنند تا در فرآیند معامله با آمریکا، ایران در برخی زمینه‌ها قربانی منافع آنها نشود. همسویی چین و روسیه با ایران باید در چارچوب یک دیپلماسی فعال تعریف شود، نه اینکه این کشورها در شرایط خاص، با امتیازگیری از ایران، منافع خود را تامین کنند. یک اصل مدیریتی می‌گوید «اعتماد خوب است، ولی کنترل بهتر است.» بنابراین حتی اگر چین و روسیه به‌عنوان متحدان ایران تلقی شوند، باز هم لازم است برای تعامل با آنها برنامه و استراتژی مشخصی وجود داشته باشد؛ استراتژی‌ای که قطعا در میان تصمیم‌گیران سیاست خارجی کشور وجود دارد، اما باید به‌طور جدی و مستمر دنبال شود.

 

وی سازمان‌های بین‌المللی را به‌عنوان ششمین بازیگر موثر در این عرصه معرفی کرد و ادامه داد: این نهادها نیز، از جمله شورای حقوق بشر و نهادهای مشابه، به دلیل نداشتن استقلال لازم، عملا در بسیاری موارد با آمریکا همراهی می‌کنند. این سازمان‌ها با طرح موضوعاتی همچون حقوق بشر، زمینه‌هایی را فراهم می‌کنند که ایران در عرصه بین‌المللی با بن‌بست مواجه شود.

 

نمی‌توان به‌دنبال حفظ وضع موجود بود، یا با بی‌تصمیمی و تعویق تصمیم‌گیری، به‌صورت منفعلانه با شرایط مواجه شد

اگر صدای معترضان شنیده می‌شد کشور امروز با چنین وضعیتی مواجه نبود

رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران سپس به نقش حاکمیت به‌عنوان بازیگر اصلی این صحنه پرداخت و این پرسش را مطرح کرد که در چنین شرایطی، حاکمیت چه کاری باید بکند و چه گزینه‌هایی پیشِ رو دارد و گفت: حاکمیت نمی تواند به‌دنبال حفظ وضع موجود باشد، یا با بی‌تصمیمی و تعویق تصمیم‌گیری، به‌صورت منفعلانه با شرایط مواجه شود، یا به سرکوب مخالفان و تزریق مسکن به معترضان روی ‌آورد. اگر به‌جای تزریق مسکن به معترضان، صدای آنها شنیده می‌شد و شرایطی برای شنیدن مطالبات و عمل به خواسته‌های معقول آنها فراهم می‌آمد و حاکمیت به این تعهد پایبند می‌ماند، کشور امروز با چنین وضعیتی مواجه نبود. شرایط کنونی وضعیتی است که خواسته و ناخواسته، حاکمیت باید در برابر آن پاسخگو باشد؛ وضعیتی که ریشه در مشکلات اقتصادی دارد و اعتراض را به بستری تبدیل می‌کند که آشوبگران بتوانند از آن بهره‌برداری کنند و حاکمیت ملی، تمام اعتقادات و حتی تاریخ و هویت ایران اسلامی را به چالش بکشند.

 

تسلیم خواست آمریکا شدن و پذیرش شرایط ترامپ، در راستای منافع اسرائیل است

ایران کشوری با تاریخ دیرپا و هزاران ساله است که در این منطقه بوده، هست و خواهد بود

امیری با بیان اینکه تسلیم به خواست آمریکا و پذیرش شرایط مطرح‌شده از سوی ترامپ، در راستای منافع اسرائیل تعریف می‌شود، به اقدامات برخی جریان‌ها از جمله سلطنت‌طلب‌ها و کسانی که پشت آمریکا و اسرائیل پنهان شده‌اند یا به‌صورت مصرانه از آنها گدایی پشتیبانی می کنند، اشاره کرد و گفت: اینها ایران را نشناخته اند، کسانی که به دخالت خارجی دل بسته‌اند، ایران را کشوری می‌پندارند که گویا بدون حمایت آمریکا یا اسرائیل امکان بقا ندارد، در حالی که ایران کشوری با تاریخ دیرپا و هزاران ساله است که در این منطقه بوده، هست و خواهد بود. نه آمریکا و نه اسرائیل، هیچ یک در واقع کشور نبوده اند، آنها مهاجرانی بوده اند که در مقطعی در محلی مستقر شده اند، اما ایران، حقیقتا یک کشور است. ما در این منطقه هزاران سال است که بودیم، هستیم و در آینده هم خواهیم بود.

 

نیازمند تصمیم‌گیری عقلانی، کارآمد و اثربخشیم

وی سومین و به باور خود اصلی‌ترین نکته‌ای را که حاکمیت باید به آن بپردازد، تصمیم‌گیری عقلانی، کارآمد و اثربخش دانست و تاکید کرد: نخستین گام در این مسیر، پذیرش ضرورت اصلاحات اساسی از سوی نظام است؛ اصلاحاتی که باید نشانه‌های آن برای مردم آشکار باشد و نشان دهد حاکمیت به‌طور جدی به‌دنبال تغییرات بنیادین است. کسانی که زمینه‌ساز شرایط کنونی بوده‌اند، باید به شکلی که اقناع افکار عمومی را به‌دنبال داشته باشد، مورد رسیدگی قرار گیرند تا پشت مردم گرم شود.

 

سخنان معترضان شنیده شود

باید با کسانی که به دشمن خارجی تکیه کرده‌اند، قاطعانه برخورد کرد

رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران دومین محور این تصمیم‌گیری عقلانی را مدارا با مخالفان و گروه‌های متاثر از شرایط کنونی عنوان کرد و افزود: سخنان آنها باید شنیده شود. البته مدارا به‌معنای رهاسازی کامل فضا نیست، در روزهای ابتدایی ناآرامی‌ها،نیروی انتظامی مظلوم واقع شد. پس از آن، باید شرایطی مدبرانه ایجاد شود تا حاکمیت از اتهام ریخته شدن خون بی‌گناهان مبرا باشد. باید آشوبگران را تمیز داد و با کسانی که به دشمن خارجی تکیه کرده‌اند، پای دشمن را به داخل کشور باز کرده‌اند، با اشرار پیوند خورده‌اند و با لیدری آنها وارد میدان شده‌اند، قاطعانه برخورد کرد. با این گروه‌ها نباید هیچ‌گونه مماشاتی صورت گیرد، اما شناسایی دقیق و مقابله محکم و هدفمند با آنها، شرط اصلی حفظ منافع ملی و ثبات کشور است.

 

در حالی که جامعه با  فساد مواجه است، بسیاری از خانواده‌ها ناچار شده‌اند برخی اقلام غذایی را از سفره خود حذف کنند

این استاد دانشگاه تهران، بر ضرورت شناسایی و برخورد قاطع با زمینه‌سازان شرایط موجود تاکید ‌کرد و گفت: در دهه‌های گذشته افرادی توانسته‌اند به اشکال مختلف شرایطی را برای جامعه رقم بزنند که نتیجه آن، گسترش فسادهای هزار میلیاردی و چند هزار میلیاردی بوده است؛ وضعیتی که در تضاد آشکار با معیشت بخش بزرگی از جامعه قرار دارد. در حالی که جامعه با چنین حجمی از فساد مواجه است، بسیاری از خانواده‌ها ناچار شده‌اند برخی اقلام غذایی را از سفره خود حذف کنند؛ از گوشت گرفته تا لبنیات، و حتی تامین یک وعده ساده نان و پنیر برای شام و ناهار، با حقوق‌های فعلی به مسئله‌ای جدی تبدیل شده و  خانواده‌ها با این سطح درآمد، چگونه می‌توانند زندگی خود را اداره کنند؟

 

شناسایی و برخورد قاطع با زمینه‌سازان نارضایتی، باید همانند برخورد با آشوبگران، به‌صورت جدی و بدون ملاحظه صورت گیرد

وی با استناد به یک برآورد کارشناسی، یادآور شد: چند سال پیش، خط فقر در تهران را ۳۲ میلیون تومان اعلام شده بود؛ عددی که مربوط به دو یا سه سال قبل است، زمانی که نرخ دلار در حال نزدیک شدن به ۴۰ هزار تومان بود، اکنون که دیگر جای خود دارد.این نشان دهنده عمق شکاف معیشتی و فشار اقتصادی بر مردم است. بنابراین شناسایی و برخورد قاطع با این زمینه‌سازان، باید همانند برخورد با آشوبگران، به‌صورت جدی و بدون ملاحظه صورت گیرد. بسیاری از این افراد در زمره مفسدان اقتصادی قرار می‌گیرند و معرفی و برخورد قاطع نظام با کسانی که چنین شرایطی را به وجود آورده‌اند، می‌تواند نقش مهمی در سامان‌دهی اوضاع ایفا کند. به‌طور مشخص نقش برخی نهادها، از جمله بانک‌های خصوصی و سایر ساختارهایی که در به رسمیت شناختن و تثبیت این وضعیت نقش داشته‌اند، باید مورد توجه قرار گیرند.

 

نگرانیم اما...

«سوی نویدی مرو، امیدهاست/ سوی تاریکی مرو، خورشیدهاست»

ایران مانده و می‌ماند و همیشه هم خواهد ماند

تاریخ با ایران آغاز شده و به گمانم با ایران نیز به حیات معقول خود ادامه خواهد داد

رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران توجیه افکار عمومی و اقناع‌سازی جامعه، را یکی از الزامات اساسی در این مسیر دانست و خاطرنشان کرد: نگرانیم، اما در عین حال فراموش نمی‌کنیم که در فرهنگ ایرانی-اسلامی ما می گوییم «سوی نویدی مرو امیدهاست، سوی تاریکی مرو خورشیدهاست»؛ چون تاریخ ایران این چیزها را زیاد به خود دیده است. ایران بارها بحران‌های بزرگ را تجربه و از آنها عبور کرده است. نقل مشهوری از آن مرد بخارایی است که می گوید «مغولان آمدند و کشتند و سوختند و بردند و رفتند.» اما معتقدم مغولان نرفتند، بلکه ۱۴۲ سال ماندند و حکومت کردند، و در نهایت آنها هم رفتند. ایران ماند و مغولان رفتند. ایران مانده و می‌ماند و همیشه هم خواهد ماند و به تعبیر هگل، «تاریخ با ایران آغاز شده و به گمانم با ایران نیز به حیات معقول خود ادامه خواهد داد».

 

مردم در تجربه جنگ ۱۲ روزه، نشان دادند پای کار هستند

رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران به اهمیت موضوع اعتماد عمومی پرداخت و آن را یکی از اساسی‌ترین نیازهای امروز جامعه دانست و گفت: چند دهه است که هشدار داده می شود اعتماد عمومی به حاکمیت طی کاهش یافته، اما اگر ناله، ناله نخبگان، خبرگان، دلسوزان، منتقدان و مشفقان نظام و گوش اگر گوش این دوستان، است آنچه شنیده نشد، این فریادها بود. اعتماد عمومی باید بازسازی و به مردم بازگردانده شود. مردم در تجربه جنگ ۱۲ روزه، نشان دادند پای کار هستند. در طول دهه‌های پس از انقلاب، هر زمان که نظام به حضور مردم نیاز داشته، آنها در صحنه حاضر شده‌اند، اما پس از عبور از بحران‌ها، اغلب این پیام به مردم داده شده که «شما بروید، ما خودمان هستیم.» در حالی که مردم باید در تصمیم‌گیری‌های نظام مشارکت معنادار داشته باشند. آنها از طریق نمایندگان فکری و نخبگان خود می‌توانند در این فرآیند نقش‌آفرینی کنند. اما تا زمانی که علم‌محوری در قانون مورد توجه قرار نگیرد، نخبگان در تصمیم‌سازی‌ها مشارکت داده نشوند و حلقه‌های بسته تصمیم‌گیری شکل بگیرد، نتیجه‌ای جز تضعیف گردش نخبگی و تکرار بحران‌ها نخواهد داشت.

 

نظام برای اعتمادسازی در جامعه فکر اساسی و بنیادین کند

امیری یکی از عوامل شکل‌گیری شرایط کنونی را بسته شدن فرآیند تصمیم‌گیری، دانست و تاکید کرد: نظام برای اعتمادسازی در جامعه باید یک فکر اساسی و بنیادین بکند و به‌طور جدی به آن بپردازد. حضرت امیر می فرمایند حرف را باید جایی زد، که به تقویت حق بینجامد، نه تضعیف حق». فتنه برپاست، و به تعبیر حضرت امیر مردم ما باید مراقب باشند نه شیرشان را بدوشند و نه به کسی سواری بدهند؛ چه آن فرد یا جریان که دشمن آنها است که منافعشان را تامین نمی کند و می‌خواهد به آنها ضربه بزند. تحقق این رویکرد، بیش از هر چیز در گرو آگاهی‌بخشی به مردم است. جامعه‌ای که آگاه باشد، کمتر در دام پروژه‌هایی می‌افتد که هدف آنها تضعیف منافع ملی یا سوءاستفاده از ظرفیت‌های اجتماعی است. جامعه نیاز دارد ابتدا عاملان اثرگذار، شامل بانیان آموزش و پرورش در کشور را تقویت کند؛ کسانی که بتوانند نقش خود را در قبال افرادی که مسئولیت آنها را بر عهده دارند، به‌درستی و به‌خوبی ایفا کنند. این نگاه، بخشی از راهبرد کلان برای عبور از شرایط کنونی است. بدون تقویت آگاهی عمومی و توانمندسازی نیروهای اثرگذار اجتماعی، نمی‌توان انتظار داشت جامعه در برابر بحران‌ها و فتنه‌ها، واکنشی عقلانی، مسئولانه و پایدار نشان دهد.

 
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.