در شرایط عادی، مدیر میتواند اطلاعات بیشتری جمعآوری کند، با افراد مختلف مشورت کند و پیامدهای هر گزینه را بسنجد. بحران این فرصت را محدود میکند. زمان کوتاهتر میشود، اطلاعات ناقصاند و هزینه تصمیم اشتباه افزایش پیدا میکند. مدیریت بحران به معنای پیشبینی دقیق آینده نیست. وظیفه مدیر ساختن فرایندی است که سازمان بتواند با وجود ابهام، تصمیم بگیرد، اجرا کند و براساس اطلاعات تازه مسیر خود را اصلاح کند.
در شرایط عادی، مدیر میتواند اطلاعات بیشتری جمعآوری کند، با افراد مختلف مشورت کند و پیامدهای هر گزینه را بسنجد. بحران این فرصت را محدود میکند. زمان کوتاهتر میشود، اطلاعات ناقصاند و هزینه تصمیم اشتباه افزایش پیدا میکند.
مدیریت بحران به معنای پیشبینی دقیق آینده نیست. وظیفه مدیر ساختن فرایندی است که سازمان بتواند با وجود ابهام، تصمیم بگیرد، اجرا کند و براساس اطلاعات تازه مسیر خود را اصلاح کند.
مسئله اصلی را از نشانههای بحران جدا کنید
افت فروش، افزایش تماس مشتریان یا اختلال عملیات ممکن است نشانه بحران باشند، نه علت اصلی آن. واکنش مستقیم به نشانهها بدون شناخت مسئله میتواند منابع سازمان را در جهت اشتباه مصرف کند.
در آغاز بحران باید مشخص شود:
- چه اتفاقی افتاده است؟
- کدام بخش سازمان مستقیماً آسیب دیده؟
- چه چیزی هنوز نمیدانیم؟
- اگر هیچ اقدامی نکنیم، بدترین پیامد کوتاهمدت چیست؟
- کدام تصمیم اکنون برگشتپذیر و کدام تصمیم غیرقابلبازگشت است؟
صورتبندی درست مسئله، تصمیمهای بعدی را شفافتر میکند.
همه تصمیمها اهمیت یکسان ندارند
در بحران، تیم مدیریت ممکن است دهها مسئله همزمان روی میز داشته باشد. اگر مدیرعامل بخواهد همه را شخصاً حل کند، بهسرعت به گلوگاه تبدیل میشود.
اولویت نخست معمولاً حفاظت از بقای شرکت، نقدینگی، ایمنی افراد، تداوم عملیات اصلی و اعتماد مشتریان است. موضوعات دیگر میتوانند موقتاً به مدیران واحدها واگذار یا متوقف شوند.
تفکیک تصمیمهای حیاتی از تصمیمهای قابلتعویق، انرژی محدود تیم را حفظ میکند.
سناریو بسازید، پیشبینی قطعی نکنید
وقتی محیط ناپایدار است، اتکا به یک پیشبینی واحد خطرناک خواهد بود. بهتر است مدیر چند سناریوی محدود و قابلفهم بسازد؛ مثلاً شرایط خوشبینانه، محتمل و بدبینانه.
برای هر سناریو باید محرکهای مشخصی تعیین شود. اگر فروش از سطح معینی پایینتر رفت، چه اقدامی انجام میدهیم؟ اگر اختلال دو هفته ادامه یافت، کدام هزینهها متوقف میشوند؟ اگر شرایط زودتر بهبود پیدا کرد، چگونه ظرفیت را بازمیگردانیم؟
سناریو زمانی مفید است که به تصمیم متصل باشد. نوشتن چند آینده احتمالی بدون تعیین اقدام، فقط تمرین ذهنی است.
سرعت تصمیم با شتابزدگی تفاوت دارد
بحران به تصمیم سریع نیاز دارد، اما تصمیم سریع نباید بدون مالک، داده و زمان بازبینی باشد.
میتوان برای هر تصمیم مشخص کرد:
- مسئول نهایی چه کسی است؟
- تصمیم براساس کدام اطلاعات گرفته شده؟
- نتیجه در چه زمانی بررسی میشود؟
- چه نشانهای باعث تغییر تصمیم خواهد شد؟
- چه کسی اجرای آن را پیگیری میکند؟
این ساختار ساده اجازه میدهد سازمان سریع حرکت کند، ولی گرفتار تصمیمهای فراموششده و متناقض نشود.
ارتباط مدیرعامل با تیم
سکوت طولانی مدیر در بحران، فضای خالی اطلاعاتی ایجاد میکند و این فضا معمولاً با شایعه پر میشود. از طرف دیگر، وعدههای قطعی درباره آینده نامعلوم نیز اعتماد را کاهش میدهند.
ارتباط مناسب باید سه بخش داشته باشد: آنچه میدانیم، آنچه هنوز نمیدانیم و کاری که فعلاً انجام میدهیم. مدیر لازم نیست اطمینان ساختگی ایجاد کند؛ باید نشان دهد سازمان مسئله را میبیند و برای آن فرایند تصمیمگیری دارد.
تکرار منظم پیام نیز مهم است. یک جلسه عمومی در آغاز بحران برای چند هفته ابهام کافی نیست.
پس از عبور از بحران چه کنیم؟
وقتی شرایط آرام میشود، سازمان معمولاً میخواهد سریع به کارهای عقبافتاده برگردد. اما بدون مرور تصمیمها، بخش بزرگی از یادگیری از دست میرود.
جلسه پس از بحران باید بررسی کند:
- کدام نشانهها دیر دیده شدند؟
- چه اطلاعاتی در دسترس نبود؟
- کدام تصمیم مؤثر بود؟
- کدام اختیار باید زودتر واگذار میشد؟
- چه فرایندی برای بحران بعدی باید ساخته شود؟
هدف این جلسه پیداکردن مقصر نیست؛ تبدیل تجربه پرهزینه به توان سازمانی است.
تجربه مدیرانی که بحران را پشت سر گذاشتهاند
هیچ بحران واقعی دقیقاً شبیه نمونههای کتابی نیست. شنیدن تجربه مدیرانی که با کاهش درآمد، تغییر مقررات، اختلال عملیات یا فشار سرمایهگذار مواجه شدهاند، به مدیر کمک میکند گزینههای بیشتری ببیند.
در پادکست مدیریتی شعاع مدیرعاملها و تصمیمگیران ارشد ایرانی درباره واقعیت اداره شرکت، از جمله تصمیمهای دشوار و بحرانها، گفتوگو میکنند. سؤال اصلی فقط این نیست که بحران چگونه تمام شد؛ مهم است بدانیم مدیر در لحظه ابهام چه اطلاعاتی داشت و چگونه انتخاب کرد.
قسمتهای منتشرشده در مصاحبه با کارآفرینان موفق ایرانی قابلمشاهده و شنیدناند.
مدیریت بحران بیش از آنکه نمایش قاطعیت باشد، توانایی ساختن وضوح موقت در دل ابهام است؛ وضوحی که به سازمان اجازه دهد قدم بعدی را بردارد.
*** این مطلب در سرویس گزارش آگهی منتشر شده و تبلیغاتی می باشد؛ لذا جماران هیچ توصیه در رابطه با انجام فعالیت فوق ندارد.