والیبال ایران در روزهایی متفاوت به سر میبرد؛ نوجوانان با قهرمانی آسیا و کسب سهمیه جهانی، آیندهای امیدوارکننده را نوید میدهند و تیم بزرگسالان پس از عملکردی دور از انتظار در لیگ ملتها، در آستانه قهرمانی آسیا با هشداری جدی مواجه است.
جماران ورزشی: لیگ ملتهای والیبال ۲۰۲۶ برای تیم ملی بزرگسالان ایران با رتبه چهاردهم، 3 پیروزی و 9 شکست به پایان رسید؛ نتیجهای که اگرچه میتوان برای آن مجموعهای از عوامل بیرونی و درونی را برشمرد، اما نمیتوان از کنار واقعیت اصلی عبور کرد.
در همان زمان که تیم ملی نوجوانان ایران در قهرمانی زیر ۱۸ سال آسیا به مقام نخست رسید و سهمیه حضور در رقابتهای قهرمانی جهان را به دست آورد، تیم بزرگسالان در لیگ ملتها با نوسان شدید، شکستهای متعدد و از دست دادن بازیهایی که میتوانست به سود ایران تمام شود، به کار خود پایان داد. این تفاوت، بیش از آنکه صرفاً یک مقایسه آماری باشد، نشاندهنده دو تصویر متفاوت از والیبال ایران است؛ تصویری امیدوارکننده در ردههای پایه و تصویری نگرانکننده در بالاترین سطح.
تیمهای پایه نشان دادهاند که هنوز میتوان به آینده امیدوار بود. قهرمانی آسیا و کسب سهمیه جهانی، نتیجهای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. این موفقیت نشان میدهد استعداد، ظرفیت فنی و بازیکنانی برای ساختن نسل آینده همچنان در والیبال ایران وجود دارند. مسئله این است که آیا ساختار والیبال کشور میتواند این استعدادها را بهدرستی پرورش دهد و به تیم ملی بزرگسالان برساند یا نه.
در نقطه مقابل، تیم بزرگسالان ایران در لیگ ملتها بیش از هر چیز با مشکل ثبات دستوپنجه نرم کرد. تیمی که در مقاطعی توانایی رقابت با حریفان قدرتمند را نشان میداد، در بسیاری از مسابقات نتوانست همان کیفیت را حفظ کند. برتریهای از دسترفته، افتهای ناگهانی، اشتباهات در امتیازات حساس و ناتوانی در بازگشت به مسابقه پس از چند امتیاز متوالی حریف، بارها تکرار شد.
این موضوع را نمیتوان تنها به جوان بودن تیم نسبت داد. جوانگرایی، بهخصوص در تیمی که قرار است برای سالهای آینده ساخته شود، تصمیمی قابل دفاع است؛ اما جوان بودن ترکیب نباید به معنای پذیرفتن شکستهای قابل پیشگیری باشد. تیم ملی به بازیکنان باتجربهای نیاز دارد که در لحظات دشوار، کنترل مسابقه را در دست بگیرند، به جوانترها اعتمادبهنفس بدهند و اجازه ندهند یک افت کوتاه به فروپاشی کامل تیم تبدیل شود.
از همین منظر، عملکرد بازیکنان باتجربه نیز نمیتواند از نقد مصون بماند. آنها باید در لحظات سخت، رهبر تیم باشند. تیمی که بازیکنان جوان زیادی دارد، بیش از هر چیز به تجربه و آرامش نفرات قدیمیتر نیازمند است.
البته باید شرایطی را که تیم ملی در مسیر آمادهسازی با آن مواجه شد نیز در نظر گرفت. شرایط خاص کشور، مشکلات مربوط به برنامهریزی و کمبود بازیهای تدارکاتی باکیفیت، کار را برای هر کادرفنی دشوار میکند. با این حال، از پیاتزا انتظار بیشتری میرفت اما تیم ملی نتایجی ضعیفتر از دوره قبل کسب کرد.
سرمربی ایتالیایی با سابقه و تجربهای که دارد، قرار بود بخشی از مشکلاتی را که مدتها گریبانگیر والیبال ایران بوده، حل کند. قرار نبود همه چیز در این تورنمنت به شکل کامل تغییر کند، اما انتظار میرفت نشانههای روشنتری از پیشرفت در تیم دیده شود؛ بهخصوص در مدیریت لحظات حساس، حفظ تمرکز، ایجاد شخصیت رقابتی و جلوگیری از فروپاشی تیم در جریان مسابقه.
پیاتزا خود بهتر از هر کسی میداند که مشکل تیم ملی فقط در تکنیک یا تاکتیک خلاصه نمیشود. تیمی که بارها پس از چند امتیاز از دسترفته، از نظر ذهنی از مسابقه فاصله میگیرد، پیش از هر چیز نیازمند بازسازی ذهنی است. این همان نقطهای است که تیم ملی بزرگسالان باید در فاصله باقیمانده تا قهرمانی آسیا روی آن کار کند.
قهرمانی آسیا دیگر فرصتی برای آزمون و خطای طولانی نیست. این رقابتها در راه است و تیم ملی باید هرچه سریعتر از فضای توجیه فاصله بگیرد. مشکلات آمادهسازی را میتوان در تحلیل عملکرد در نظر گرفت، اما نمیتوان اجازه داد همین مشکلات به پوششی برای تکرار اشتباهات تبدیل شوند. فدراسیون، کادر فنی و بازیکنان باید به خود بیایند؛ زیرا این مسابقات در مسیر راهیابی به المپیک نیز تأثیر گذار است.
در آسیا، ژاپن همچنان جدیترین رقیب ایران است؛ تیمی که در لیگ ملتها عملکردی درخشان داشت و بدون شکست به کار خود پایان داد. مقایسه ایران و ژاپن تنها به نتیجه یک تورنمنت محدود نمیشود. ثبات، نظم تاکتیکی، کیفیت دریافت، سرعت بازی و مهمتر از همه، باور به پیروزی، عواملی هستند که در سطح فعلی تفاوت میان دو تیم را رقم میزنند.
در چنین شرایطی، والیبال ایران باید از یک تناقض بزرگ درس بگیرد. در یک سو، نوجوانان ایران قهرمان آسیا میشوند و به رقابتهای جهانی راه پیدا میکنند؛ در سوی دیگر، تیم بزرگسالان در لیگ ملتها چهاردهم میشود. این تناقض البته الزاماً به معنای شکست کامل سیستم نیست. برعکس، شاید مهمترین پیام آن این باشد که استعداد و ظرفیت همچنان وجود دارد، اما مسیر انتقال این استعداد به تیم ملی بزرگسالان و ساختن یک تیم قدرتمند، نیازمند برنامهای جدیتر است.
قهرمانی تیم نوجوانان باید بهجای آنکه صرفاً یک موفقیت مقطعی و خبری باشد، به بخشی از یک برنامه بلندمدت تبدیل شود. بازیکنان این نسل باید بهدرستی شناسایی، حفظ و در مسیر رشد قرار بگیرند. تجربه نشان داده است که قهرمانی در رده پایه به تنهایی تضمینکننده موفقیت در بزرگسالان نیست؛ فاصله میان این دو مرحله باید با برنامهریزی، حضور در رقابتهای بینالمللی و مدیریت درست استعدادها پر شود.
والیبال ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به همین نگاه نیاز دارد. تیمهای پایه نشانههایی از آینده روشن را نشان میدهند، اما تیم بزرگسالان باید پاسخگوی وضعیت امروز باشد. نمیتوان همیشه به آینده امیدوار بود و مشکلات حال را نادیده گرفت.
قهرمانی آسیا در راه است و این مسابقات میتواند فرصت جدی برای پاسخ دادن به پرسشهای ایجادشده پس از لیگ ملتها باشد. پیاتزا باید نشان دهد که شکستها و نوسانهای این رقابتها بخشی از یک مسیر واقعی برای ساختن تیمی بهتر بوده است، نه صرفاً مجموعهای از نتایج ضعیف که با وعده آینده توجیه شوند. فدراسیون نیز باید از حمایت صرف از پروژهها عبور کند و برای عملکرد تیم ملی، برنامه و مطالبه مشخص داشته باشد.
تیمهای پایه والیبال ایران نشان دادهاند که میتوانند قهرمان آسیا شوند. حالا نوبت تیم بزرگسالان است که نشان دهد این فاصله میان استعدادهای آینده و تیم ملی امروز، قرار نیست برای همیشه باقی بماند. قهرمانی آسیا در پیش است و والیبال ایران باید خیلی زود از خواب نتایج لیگ ملتها بیدار شود؛ چراکه در این مرحله، دیگر تنها صحبت از ساختن آینده نیست، بلکه باید برای امروز هم پاسخی درخور داشته باشد.