آیتالله حسین عرب کاشانی طی سخنانی در یازدهمین نشست از سلسله نشستهای فقهپژوهی، با موضوع مبانی و روششناسی اجتهاد در آراء و آثار آیتالله العظمی صانعی، گفت: مسائلی وجود دارد که مرحوم آقای صانعی راه برای ما باز کرده؛ اگر حجاب معاصرت، مانع نشود.
یک استاد حوزه علمیه قم با تأکید بر اینکه آیتالله العظمی صانعی «مهندسی استنباط و اجتهاد» را تا حدودی تغییر داده، گفت: بیشترین استفاده علمی فقهی آقای صانعی، از محضر امام خمینی(س) بوده است ولی آراء آنها نشان میدهد که مسلک فقهی ایشان با همه استفادههایی که از استادش کرده و به رغم احترام و تواضع فوقالعادهای که برای امام قائل بوده و تا آنجا که ما میشنیدیم، تا اسم امام را میشنید، بلافاصله «سلام الله علیه» میفرمودند، مسلکشان مستقل بوده است.
به گزارش خبرنگار جماران، آیتالله حسین عرب کاشانی طی سخنانی در یازدهمین نشست از سلسله نشستهای فقهپژوهی، با موضوع مبانی و روششناسی اجتهاد در آراء و آثار آیتالله العظمی صانعی، گفت: تمامِ آنچه که مرحوم آخوند به عنوانِ استحاله، دور، تسلسل، علت بر معلول، و تأخر شرط، استفاده کرده، جملگی از دیدگاه فلسفه، محال نیست؛ هرچند که ممکن است برخی از آنها لغو باشد.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: این نکتهای است که باید توجه کرد و کسانی مثل امام خمینی و علامه طباطبایی که به مسائل عقلی و همچنین مسائل عقلایی عالم بودهاند، تذکر دادهاند و توجه داشتهاند. خوشبختانه مرحوم آیت الله العظمی صانعی این زیرکی را توجه را داشته که حوزه مسائل فقه و اصول، حوزه ادراکات عقلایی است و بنای عقلا، حسن و قبح عقلی و مانند آن، مسائل عقل عملی به شمار میروند و حوزهاش با حوزه عقل نظری که برهان است، کاملا جداست.
وی تصریح کرد: به نظرم باید این را به عنوان ضرورت شمرد که نه میتوان مسائل عقلی فلسفی را وارد مسائل فقه و اصول و مبانی عقلایی ساخت و نه مباحث عقلایی را به حوزه فقه و اصول برد، اما برخی به عکس، چنین کردهاند. مثلا در کلام نمیتوان همه چیز را با حسن و قبح عقلی سنجید؛ چون در واقع، «حسن و قبح عقلایی» است و ما آن را «حسن و قبح عقلی» مینامیم و مبنایش آراء محموده و بنای عقلاست که در حوزه ادراکات عقل عملی میگنجد.
آیتالله عرب کاشانی یادآور شد: امام خمینی(س) در جلد سوم «کتاب البیع» به صراحت فرموده «الخلط بین المباحث الحقیقه و المسائل الاعتباریه موجب لمفاسد کثیره» فرموده این خلط، موجب مفاسد کثیری میشود که برخی مثل صاحب «کفایه» را سردرگم ساخته و شارحان «کفایه» و کسانی که آن را در سطح خارج، تدریس میکردهاند، فرصتهای بسیاری، گرفتار این مباحث شدهاند درحالی که هیچ نیازی به این خلط و واردسازی فلسفه در اصول یا در فقه نیست.
وی تأکید کرد: حق و انصاف این است که استاد عالیقدر، مرحوم آیتالله العظمی صانعی واقعاً یک سلسله افقهای جدید را در استنباط گشوده که قابل استفاده است؛ مخصوصاً برای فقها و مجتهدین جوان؛ البته اگر تعصبات و حجاب معاصرت بگذارد. اگر تعصبات و حجابهای معاصرت اجازه دهد، آنچه که میتوان گفت آقای صانعی(ره) «مهندسی استنباط و اجتهاد» را تا حدودی، تغییر داده و روش او اصلاً روش دیگری شده است.
این استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: بیشترین استفاده علمی فقهی آقای صانعی، از محضر امام خمینی(س) بوده است ولی آراء آنها نشان میدهد که مسلک فقهی ایشان با همه استفادههایی که از استادش کرده و به رغم احترام و تواضع فوقالعادهای که برای امام قائل بوده و تا آنجا که ما میشنیدیم، تا اسم امام را میشنید، بلافاصله «سلام الله علیه» میفرمودند، مسلکشان مستقل بوده است.
وی ادامه داد: یکی از محورهایی که فکر میکنم میشود چند تا مثال برایش ذکر کرد، مسأله طهارت و نجاست اهل کتاب است. امام خمینی - همانطور که در اصولشان فرمودهاند - به شهرت قدمای اصحاب نه متأخرین ایشان، بهای زیادی داده و بسیار به آسانی، از اخبار صحیح الصدور، عبور میکند؛ و اگر روایت ضعیف باشد، شهرت را جابر ضعف سند میداند. اما مرحوم آقای صانعی به رغم همه استفادهای که از امام کرده، این رویه را در برخی مسائل نمیپذیرد.
آیتالله عرب کاشانی گفت: امام خمینی(س) در بحثهای مربوط به سعادت و شقاوت، برخلاف بعضی از عوام شیعه که هر نامسلمانی با مرگش به دوزخ میرود، نظر میدهند. امام خمینی در جلد سوم فلسفهای که از ایشان چاپ شده و جلد سومش مربوط به شرح «اسفار» و بحث مباحث نفس است، موضوع سعادت و شقاوت را بحث کرده است. جالب است که آقای صانعی میفرماید بحث سعادت و شقاوت به این صورت نیست که بگوییم هرکس به هر شکلی، نامسلمان از دنیا میرود را نجس و اهل شقاوت، عذاب و دوزخ بشماریم. این خلاف همان عدالتی هم هست که از نظر آقای صانعی بر کل فقه، حاکم است. بنابر این، ایشان یک باب جدید در این مسأله میگشاید.
وی افزود: مثال دیگری که نشان میدهد مسلک استاد و شاگرد با هم تفاوت دارد، مسأله طواف در حج و عمره است. امام خمینی(س) فتوای قرص و محکمی در «تحریر» و رساله دارند که طواف بین مقام و بیت را واجب میشمارد و طواف خلف المقام را باطل میشمارد. این چیزی بوده که فکر کنم تا آخرین لحظه عمر شریفشان به این مقاله و این فتوا معتقد بودند. این فتوا که به مشهور هم نسبت داده میشود و خیلیها نیز آن را صادر کردهاند. اما این فتوا هیچ مستندی جز شهرت فتوایی ندارد. یک روایت داریم و آن روایت محمد بن مسلم است که به علت وجود «یاسی ضریر» ضعف دارد؛ چون طبق نظر اهل رجال، مجهول است و برخی هم خواستهاند با تکلف، او را از مجهولیت، بیرون آورند.
این استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: آقای منتظری میفرماید افزون بر اینکه مشهور و منسوب به شهرت قدماست، برای ما احراز نشده است. امام تصریح میفرماید از علمای حاضر در عصر معصومین(ع) تا عصر شیخ، شهرت را به دست میآوریم و شهرت فقها از آن به بعد، تمام میشود. اما مرحوم آقای منتظری میفرماید از قدما فقط شیخ طوسی و ابن برّاج، این طواف بین بیت و مقام را فتوا دادهاند ولی چنین فتوایی از شیخ مفید، شیخ صدوق، سید مرتضی و بعضی بزرگان دیگر، دیده نشده است. ایشان پس از تتبع، چنین میفرماید و میافزاید که روایت صحیحه حلبی درست است و مشکلی ندارد.
وی گفت: مثال سوم مسأله «کفایت غسل از وضو» است. همانطور که فقها و فضلای حاضر مستحضر هستند، دستکم شش یا هفت روایت صحیحه و موثقه در این باب وارد شده است با این مضمون که «ای وضوء اطهر من الغسل». مرحوم امام خمینی(س) دو کار کرده؛ یکی اینکه کوشیده این روایات فقط حمل بر غسل جنابت نماید و دوم اینکه در نهایت، شهرت را مستمسک خود ساخته؛ یعنی این روایات را به واسطه شهرت، کنار میگذارد و کفایت از وضو را منحصر در غسل جنابت دانسته درحالی که این روایات هم هست، ولی ایشان از آنها عبور میکند. اما آیتالله صانعی مقید به این شهرت نشدهاند و بدواً هم نیستند.
آیتالله عرب کاشانی تأکید کرد: در برخی موارد میتوان به آسانی، ملاک را تشخیص داد؛ مثلا در روایات احتکار به جو، گندم و مانند آن، اشاره شده اما اگر کسی دارو و کابل برق و مانند آن، چنین جرمی رخ دهد، مصداق احتکار نمیدانیم درحالی که ملاک، نیازمندی جامعه است و هر چیزی که انسان بدان نیازمند باشد، میتواند محکوم به حرمت احتکار گردد. یا در سبق و رمایه نیز به آسانی میتوان ملاک حکم را در یافت اما در برخی موارد، احتیاج به تأمل و دقت است تا انسان ملاک را فهم کند. ایشان کوشیده در معاملات بالمعنی العام و در بسیاری از مسائل عبادی، علت را به دست آورد و حکم را تعمیم دهد.
وی گفت: باید جرأت آیتالله صانعی را ستود. برای من جالب بود که در موضوع مورد اشاره (بحث ادراکات عقلائی و بنای عقلا) وقتی با علمای تراز اول قم و نجف بحث کردم، در باطن نظر آقای صانعی را دارند اما جرأت ابرازش را پیدا نمیکنند. مسأله «بنایِ عقلا» در رابطه با شرایطِ مرجعیت و حذفِ قیدِ رجولیت، به یکی از بزرگانِ معاصر و مراجعِ موجود عرض کردم که شما میفرمایید: «العمده فی المسأله هی بناء العقلاء و سیره العقلائیه» درحالی که در سیره عقلاییه، فرقی بینِ جنسیت مطرح نیست تا بین رجل و مرأه، تفاوت قائل شویم. تخصص، تخصص است و فرقی بین زن و مرد ندارد. ایشان در پاسخ فرمودند «ما دیدیم مشهور، چنین نظری ندارند»؛ و سرانجام هم فرمود «جرأت ابراز نداشتم». در اینجا جرأت آقایِ صانعی ستودنی است که آنچه به دست آورده را ابراز میکند.
این استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: آخرین مثال ما در مورد قربانی در مناست تا نشان دهیم که مرحوم آیتالله صانعی برای من به عنوان یک طلبه کوچک تا مجتهدان و علمای تراز اول، این راه را گشوده تا به ملاکات احکام برسیم. سالهای سال و حتی قرنها گوشت قربانی را از منا خارج نمیکردند و دفن میکردند و این به عنوان یک مسأله تعبدی، تلقی میشده درحالی که اصلا تعبدی نیست. مِنا در زمانی، منطقه مسکونی و فقیرنشین بوده؛ لذا دستور دادهاند که گوشت قربانی از این منطقه، خارج نگردد و مصرف فقرای همانجا شود. همین طور مسائل دیگری هم وجود دارد که مرحوم آقای صانعی راه برای ما باز کرده؛ اگر حجاب معاصرت، مانع نشود.