جهانگیر کوثری از فوتبالدوستی سینماگران ایرانی، خاطراتش از جامجهانیهای مختلف، برنامه عادل فردوسیپور و چرایی عدم ساخت فیلم ماندگاری در زمینه فوتبال گفت.
به گزارش جماران، جهانگیر کوثری، چهرهٔ آشنا و دوستداشتنیِ دو نسل از مخاطبان ایرانی، نامی است که در دو عرصهٔ به ظاهر متفاوت، اما عمیقاً پیوسته با فرهنگ عمومی، نقشآفرینی کرده است: «سینما و فوتبال».
او در دههٔ پنجاه به عنوان بازیکن تیم تاج (استقلال فعلی) فعالیتمیکرد و سپس به یکی از تأثیرگذارترین گزارشگران و برنامهسازان ورزشی تلویزیون در سالهای پس از انقلاب تبدیل شد و بعدها با تهیهٔ فیلمهای سینمایی چون «زیر پوست شهر»، «نرگس»، «خونبازی»، «سوت پایان»، «روزگار ما» و... نام خود را به عنوان تهیهکننده در سینمای ایران ثبت کرد.
کوثری در یک گفتوگو صمیمی با ایسنا، به بهانهٔ جام جهانی ۲۰۲۶، (که پیش از حذف تیم ایران از جام جهانی انجام شده است.) از زاویهای کمتر دیدهشده به نسبتِ سینما و فوتبال پرداخته است. او از ریشههای تاریخی فوتبالدوستی در میان سینماگران جهان و ایران میگوید، از زندهیاد حمیدرضا صدر و دلبستگیِ سینماگرانی مانند ناصر تقوایی به فوتبال و نیز از خاطرات گزارشگریاش در جامهای جهانی و چالشهای تولید فیلمهای ورزشی در سینمای ایران گفت.
این مصاحبه، روایتی از پیوندِ دو دنیای پرمخاطب، با نگاهی به تاریخ، جامعه، سیاست و هنر؛ روایتی که در آن، فوتبال نه فقط یک رقابت ورزشی، بلکه آیینهای برای دیدنِ تحولات جامعه معاصر ایران به شمار میرود.
ایسنا نوشت، در ادامه گفتوگوی ما با جهانگیر کوثری را که همزمان با بازیهای جامجهانی در استودیو این خبرگزاری انجام شده است،ببینید و بخوانید:
آقای کوثری، سینماگران زیادی به فوتبال علاقه دارند، این علاقهمندی ریشهاش به سینما برمیگردد؟
جهانگیر کوثری: سینماییها واقعاً فوتبال را خیلی دوست دارند. این موضوع فقط به ایران محدود نمیشود؛ در سینمای جهان، حتی منتقدان بزرگ رسانههای پُرتیراژ آمریکایی هم فوتبالدوست هستند. البته بعضیها فوتبال آمریکایی را میپسندند و برخی فوتبال رایجی که میبینیم اما در ایتالیا، هیچ سینماگری را نمیتوان یافت که فوتبال دوست نداشته باشد.
حتی پازولینی و فلینی از جملهٔ این افراد بودند. ریشهٔ این علاقه به خاطرات تاریخی بازمیگردد؛ ایتالیا دو بار قهرمان جهان شده است. در دوران موسولینی، مربی به نام «ویتوریو پوتسو» روی کار آمد؛ او فوتبال نمیدانست اما با فشار سیاسی و تأمین مالی، تیم را برای جام جهانی آماده کرد و دو دوره پیاپی ایتالیا( جام جهانی ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸) قهرمان جهان شد. هرچند که این موفقیتها در سایهٔ سیاست بود. از این تاریخ به بعد سیاست وارد فوتبال شد و با آغاز جنگ جهانی دوم، فوتبال تعطیل و جامهای ۱۹۴۲ و ۱۹۴۶ برگزار نشدند.
پس از آن جام جهانی ۱۹۵۰ در برزیل برگزار شد. بازی فینال با حضور ۲۰۰ هزار تماشاگر در ورزشگاه ماراکانا، رکوردی بیسابقه بر جای گذاشت. برزیلیها کارناوالی عظیم در تمام شهرها برپا کرده بودند، اما در نهایت به اروگوئه باختند. داخل پرانتز باید یک نکته را بگوئیم، (اروگوئه تیمی است که خودش اولین قهرمان جام جهانی به شمار میرود، داستان میزبانی اروگوئه در جام ۱۹۳۰ هم شنیدنی است؛ یک سرمایهدار بزرگ به نام «بوئرو» هزینهٔ سفر تمام تیمها را تقبل کرد و مسابقات در سالگرد ۱۰۰سالگی استقلال اروگوئه برگزار شد. در آن دوره، ۴ تیم از اروپا و ۷ تیم از آمریکای جنوبی شرکت کردند و گفته میشود که میزبان با پرداخت هزینههای داوران، قهرمانی را از آن خود کرد). این تیم در جام جهانی ۱۹۵۰ پس از شکست برزیل، هواداران برزیل را چنان خشمگین کرده بودند که بازیکنان تیم ملی اروگوئه پس از قهرمانی از ورزشگاه گریختند و با یک کشتی از ساحل فرار کردند تا جانشان در امان بماند؛ زیرا مردم برزیل با چاقو و شلاق دنبال اینها بودند و تا ساحل هم دنبال بازیکنان رفته بودند و این نشاندهندهٔ اهمیت شگرف فوتبال در آن سالهاست.
این اشتیاق در میان هنرمندان ایرانی هم وجود دارد؟
کوثری: بله، زندهیاد حمید صدر شیفتهٔ فوتبال بود؛ درستترین واژه برای او همین است. او برای تماشای بازیهای لیورپول، فصولی را به انگلیس سفر میکرد تا بازیها را ببیند و فوتبال را بیش از سینما دنبال میکرد. امروز نیز حدود ۸۰ درصد منتقدان سینمایی ما فوتبالدوست هستند.
نقلقولی درباره زندهیاد تقوایی منتشر شده که ایشان دوربینهای استادیوم آزادی را جانمایی کرده است، این مطلب صحت دارد؟
بعید میدانم این موضوع صحت داشته باشد، البته آقای تقوایی از کودکی فوتبال بازی میکرد، فوتبال باز بود و فوتبال را میشناخت، حتی در دههٔ ۴۰ دربارهٔ سیستمهای تهاجمی فوتبال مقاله نوشت و گاهی در مورد سیستمهای فوتبال در سطح جهان اظهارنظر میکرد و جزو سینماگران علاقمند به فوتبال بود، خودش بارها گفته بود «نمیدانم فوتبال را بیشتر دوست دارم یا سینما را».
این فوتبالدوستی در میان سینماگران ایرانی یا حتی در میان مردم ما در کجا ریشه دارد؟
کوثری: از جمله پدیدههایی که در جامعه ایرانی در میان مردم جاافتاده است و مردم با آن ارتباط برقرار میکنند هنر و فوتبال است، مردم با فوتبالیستها و هنرمندان ارتباط خوبی دارند، ورزش فوتبال جزو آن تفریحاتی است که قشرهای ضعیف جامعه هم با آن ارتباط برقرار میکنند در حالی که این ورزش در ابتدا برای یک قشر خاص بوده است. در آغاز، فوتبال در قرن نوزدهم در زمرهٔ ورزشهای اشراف و دولتمردان بود و طبقهٔ کارگر به ورزشگاه راه نمییافت. در ابتدا مثلا کارگران حقی نداشتند به ورزشگاه بروند اما به دلیل ماهیت مردمی این ورزش، کمکم به میان مردم آمد؛ زمین بزرگ، حضور ۲۲ بازیکن و هزینهٔ پایین تماشا، آن را به سرگرمی اصلی طبقهٔ کارگر تبدیل کرد. در ایران نیز این الگو تکرار شد، هرچند امروز برعکس شده و فوتبال که روزگاری ورزش افراد خاص بود امروز در ایران دیگر جزو ورزشهای خاص نیست و یکسری افراد پولدار که اداهای منحصر به خودشان را دارند سراغ ورزشهایی همچون تنیس که چیزی هم از آن بلد نیستند رفتند تا بگویند ورزش متفاوت میکنند، اما با این وجود امروز ۹۰ درصد تماشاگران استادیومها از اقشار عادی جامعه هستند؛ همان مردمی که به فردین، بهروز وثوقی و سینما هم علاقه دارند. به همین دلیل فوتبال و سینما مخاطب مشترک دارند و جزو علاقه مردم به شمار میروند.
شما خودتان ابتدا بازیکن فوتبال بودید، سپس گزارشگر و روزنامهنگار ورزشی شدید و بعد به سینما روی آوردید. خودتان را فوتبالی میدانید یا سینمایی؟
کوثری: پاسخ به این پرسش دشوار است، اما حقیقت این است که من فوتبال را به عنوان شغل انتخاب کردم. در سال ۱۳۵۴ از باشگاه راهآهن به تیم تاج (استقلال فعلی) دعوت شدم. سال ۱۳۵۵، در باشگاه شمیران با تیمسار خسروانی و مربی رایکوف دیدار کردم و قراردادی دو ساله با حقوق ۸۰ هزار تومانی بستم که در آن زمان مبلغی رویایی بود و توانستم با کمک وام بانکی خانهای ۱۲۸ هزار تومانی خریداری کنم. تازه پاداش بابت پیروزی در هر بازی هم مبلغی در حدود ۱۵۰۰تومان و مساوی کردن ۷۵۰تومان بود، به هر حال در ماه دوتا بازی را آن زمان میبردیم و این مبلغ قابل توجهی بود، این نگاه اقتصادی باعث شد فوتبال را به عنوان شغل بپذیرم، اما سینما را با عشق دنبال کردم. همیشه دانش و شناخت من از سینما بیشتر از فوتبال بوده است و سینما برایم بازتاب اجتماعی گستردهتری دارد. پس از انقلاب فوتبال را رها کردم، برخی روشنفکران و بزرگترهای فوتبال، در آن زمان ما را ابزار یا عروسکهای سرگرمی نظام میدانستند که تحلیل بسیار غلطی هم بود، من نیز به تدریج فوتبال را کنار گذاشته و به سینما روی آوردم، هرچند بعدها دریافتم که فوتبال خود میتواند پایگاهی تأثیرگذار برای تحلیلهای اجتماعی باشد.
در سالهای ابتدایی پس از انقلاب، برنامهٔ «ورزش ۲» را راهاندازی کردید. چه شد که از تلویزیون کناره گرفتید؟
کوثری: سال ۱۳۵۸، سیزده طرح کمدی ۱۰ دقیقهای اجتماعی به شبکهٔ دو ارائه دادم که پس از اخبار ساعت ۱۴ پخش شود که مدتها در دست بررسی بود. روزی در ساختمان شبکه، به صورت اتفاقی با آقای مبلغی اسلامی (که از مدیران وقت صدا و سیما بود) برخورد کردم و ایشان من را شناخت و به اتاق خودش دعوت کرد و پرسید برای چه موضوعی به اینجا آمدید، من هم موضوع طرح را بیان کردم و او هم گفت دستور میدهم طرح را اجرا کنند اما یک درخواست دارم آن هم ساخت یک گروه ورزش در صدا و سیما است، با حمایت ایشان موفق به راهاندازی گروه ورزش شدم. تیم جوانی شامل محمدرضا بادکوبه، سیامک بنیادی، کلهر، محبتی و احمدی گرد هم آمدند و برنامههای ورزشی آن دوره شکل گرفت. در ابتدا قصد داشتیم یک مجری بیاوریم که او کار اجرا را انجام دهد اما دیدم تا بخواهم به یک نفر بگویم چگونه اجرا کند زمان میبرد و خودم به صورت آزمایشی کار اجرا کردم و دیدم موردپسند مخاطب قرار گرفت.
به نظرتان موفقیت برنامههای فوتبالی در آن زمان به خاطر نبود فضای مجازی یا برنامههای محدود روی آنتن بود؟
در آن سالها، مردم هیچ برنامهای برای تماشا نداشتند و فوتبال را میبلعیدند. در آن زمان اوایل انقلاب از آلمان یکسری طلب داشتیم و آنها قرار شد به جای پول به ما جنس بدهند، در همان زمان متوجه شدیم که یکسری نوارهای مسابقات بوندسلیگا از آلمان موجود هست که کاملا خام بود و من با گزارشگری آنها، واژگان تخصصی فوتبال، اطلاعات مربوط به مسابقات و... را بر روی آنها گذاشتم و به مخاطب معرفی کردیم.
پخش این مسابقات موردپسند مردم قرار گرفت، چون چیزی برای تماشا نداشتند، از آنجایی که خودم فوتبالیست بودم اصطلاحات فوتبالی را بلد بودم و گزارشگری هم کردم و در گزارشگری، مردم میفهمند شما فوتبال را میفهمید یا نه، الان اگر گزارشگرها را ببینید خیلی اصطلاحات فوتبالی به کار نمیبرند.
پس از آن فیلمهای «بوندسلیگا» وارد حوزه گزارشگری شدم و جام جهانی را گزارش کردم و سپس برنامه ورزشی شبکه ۲ را ساختم و استقبال مردم خیلی خوب بود. در آن زمان فیلمهای سینمایی گرفته شده بود که در انبار صدا و سیما بود و از نظر مسئولین وقت قابل نمایش نبود، در سینما هم فیلمی برای عرضه نبود و از این رو فیلمهای خارجی مانند «اوشین» تازه خریداری شده بود که آن هم بسیار سانسور داشت.
تصمیم براین شده بود که فیلم خریداری شود بنابراین یکسری افراد به ژاپن و ایتالیا سفر کردند تا فیلمهایی را بخرند که از نظر اجتماعی و فرهنگی به ما نزدیک باشد که اکثر این فیلمها هم در تصویر و دوبله سانسور میشدند، همچنین فیلمهای اکشن سینمایی آمریکایی هم زیاد خریدار شده بود چون سایر فیلمها قابلیت پخش در ایران را نداشت بنابراین در این شرایط برنامهای اگر ساخته میشد مخاطب داشت.
شما کدام برنامه را در این روزهای جام جهانی ۲۰۲۶ میپسندید؟
کوثری: در حال حاضر پایه و اساس جامعه ما حساس شده است و برنامههایی که قدری تیغ انتقادی داشته باشد را بیشتر میپسندند مثل برنامه عادل فردوسیپور. اصلا برنامهٔ عادل فردوسیپور بیشتر مورد توجه قرار گرفته چون یک مقدار تیغ انتقادی را به سمت مسئولین درجه دوم و سوم ورزش کشور بُرد و مردم هم این اتفاق را دوست داشتند، در ادامه انتقادها بیشتر شد و عادل به کسانی نزدیک شد که دیگر به او اجازه ندادند. آقای پورمحمدی خیلی به برنامه عادل فردوسیپور کمک کرد و پشت او ایستاد چون خیلی ورزشدوست بود و حتی افرادی مثل من را که برنامه ورزشی داشتیم حذف کرد. چون ایشان مدیر ورزش سیما شد و در عین حال خودش مدیر شبکه سه هم بود برنامه عادل را تقویت کرد، ولی ما همچنان امکان رقابت داشتیم و حتی ما در شبکه دو به دلیل ارتباطی که من با بازیکنان و مربیهای فوتبال داشتم آنها را سریع دعوت میکردم برنامه و از نظراتشان استفاده میکردیم،
حتی بعضا پس از اینکه بازی در استادیوم آزادی تمام میشد، همان شب به برنامه ما میآمدند و این خیلی مهم بود. خاطرم هست که یکبار علی دایی و خداداد عزیزی را همزمان به برنامه دعوت کردم و خیلی برنامه پرمخاطبی هم شد و فردای همان روز آقای پورمحمدی به من گفت که شما دیگر برنامه فوتبالی اجرا نکنید و به سراغ سایر ورزشها بروید.
آقای پورمحمدی مدیر بسیار خوبی بود و به شبکه خود هم تعصب داشت. در حال حاضر هم در تلویزیون برخی برنامهها وجود دارند که هرکدام به اندازه توان خود تلاش میکنند اما یک نکتهای وجود دارد، در حال حاضر گفتن یکسری مسائل در برنامهها آزاد شده است که آن زمان امکان نداشت و ادبیات برخی برنامهها خوب نیست و باید حرمت یکسری چیزها حفظ شود. به هر حال ما یک جامعه مذهبی و اعتقادی هستیم و اخلاق را بسیار رعایت میکنیم اما گاهی یکسری مطالب در برنامهها گفته میشود که از دست مدیران شبکه خارج میشود.
اگر از شما دعوت شود که این روزها برای اجرا به تلویزیون بروید، خواهید رفت؟
کوثری: سوال سختی پرسیدید، چون به هر حال برخی معتقدند وقتی مدیران تلویزیون از حضور چهرههایی مانند عادل فردوسیپور، صدرالدین کاظمی و حتی بنده جلوگیری کردهاند نباید به تلویزیون برویم. اما به خاطر این ریزش مخاطب به نظرم باید رفت، چون ورزش بسیار روی جامعه تاثیر دارد و من معتقدم تلویزیون با ۳۵ میلیون مخاطب، تریبونی بزرگ است و میتواند بر نسل جوان و ادبیات جامعه تأثیر بگذارد. اگر برنامههای ورزشی درست ساخته شوند، تأثیری ژرف بر فرهنگ عمومی خواهند داشت. الان یک نوجوان علاقمند به فوتبال را نگاه کنید اصطلاحات عادل فردوسیپور در گزارشهای فوتبالیاش بلد است. پس اگر چندنفر دوباره به برنامههای ورزشی تلویزیون برگردیم قطعا تاثیر زیادی روی جامعه خواهد داشت اما تا زمانی که فضای بسته حاکم است، حضور در تلویزیون منطقی به نظر نمیرسد، هرچند که ورزش میتواند راهگشای بسیاری از مسائل اجتماعی باشد. شما در همین سینما دقت کنید، تیزر رسمی یک فیلم سینمایی وقتی از تلویزیون پخش میشود ۸۵درصد بر روی فروش فیلم تاثیر خواهد داشت پس تلویزیون هنوز بر جامعه اثر دارد.
به جام جهانی ۲۰۲۶ آمریکا نرفتید؟
کوثری: محدودیتهای سیاسی و مشکلات روادید، سفر را برای من سخت کرد. با توجه به اینکه باید از مکزیک به لسآنجلس میرفتم و هزینههای رفتوآمد بسیار بالا بود و تا آخرین روز نیز مجوزها صادر نشد، ترجیح دادم که در ایران بمانم. به هر حال این رفت و آمدها انسان را خسته میکند و شرایط هم برای رفت و آمد خیلی عادی نیست و به همین منظور ترجیح دادم در ایران بمانم.
با وجود سابقهٔ سینمایی، چرا فیلم مستقلی دربارهٔ فوتبال نساختهاید؟
کوثری: مطالعات من نشان داد حدود ۹۰ درصد فیلمهای ورزشی در دنیا جذابیت گیشه ندارند. ۹۰درصد فیلمهای ورزشی ساخته شده برای مردم جذابیت ندارد، در جام جهانی ۱۹۷۴ دوره تحول فوتبال و شکلگیری فوتبال مدرن است که تیمی مثل آژاکس آمستردام سه دوره پشت سر هم قهرمان اروپا میشود و یوهان کرایف را داریم که نابغه فوتبال است. در همین زمان برای این دوران فوتبال، فیلم ساختند اما چیزی در سینما ایران مرتبط با فوتبال نمیبینید.
در سینمای ایران، پیش از انقلاب سه فیلم فوتبالی (مانند «ممد بوقی» و «عمو فوتبالی») ساخته شد اما موفق نبودند. حتی فیلمهای کشتی برای امامعلی حبیبی و جهانپهلوان تختی ساخته شد که آنها هم نتوانستند مخاطب را جذب کنند. زندهیاد علی حاتمی قصد داشت فیلمی دربارهٔ جهان پهلوان تختی بسازد و چون من مستند ۷۹ دقیقهای در مورد زندهیاد تختی ساخته بودم که متأسفانه اجازهٔ پخش نیافت و هنوز سرنوشت آن مشخص نیست، قصد داشت از اطلاعات من استفاده کند. او درباره خودکشی جهان پهلوان تختی سوال کرد و من به ایشان گفتم که خودکشی صحت دارد و من بسیار در این خصوص تحقیق کردم و ایشان دوست داشت از فیلم مستند من استفاده کند که چون سفارش تلویزیون و در دست من نبود این امکان فراهم نشد تا در اختیارش قرار دهم.
دربارهٔ خودکشی تختی، علی حاتمی بسیار طراحی زیرکارانهای برای فیلمش در نظر گرفته بود و خاطرم هست در متن فیلمنامه برای نشان دادن خودکشی از یک نفر سومی که اصرار داشت زندهیاد تختی در تبلیغ یک آدامس در آن زمان حضور پیدا کند استفاده کرده بود. این فرد رقمهای زیادی برای تبلیغ پیشنهاد میکند آن مرحوم نمیپذیرفت تا اینکه روزی که جهان پهلوان تختی به هتل میرود تا متاسفانه خودکشی کند بازهم این فرد در مقابل مرحوم تختی ظاهر میشود که بیاید در این تبلیغ حضور پیدا کنید و این وسط یک مبلغی هم به من برسد اما نیازی نیست الان پاسخ بدهید، هر وقت رفتید داخل اتاقتون اگر پنجره را باز کردید یعنی نظر شما مثبت است اگر هم که نه، مانعی ندارد. در این زمان مرحوم تختی به داخل اتاق میرود و پس از خوردن قرصها حالش بد میشود و در این زمانها اصولا افراد پشیمان میشوند و میخواهند سریعا بالا بیاورند و در این لحظه تختی به سمت پنجره میرود که بالا بیاورد یادش میآید که اگر پنجره را باز کند به مثابه پذیرش پیشنهاد شرکت آدامس محسوب میشود و چون از نگاه او حضور در این تبلیغات ابتذال به شمار میرفت این کار را نکرد و این تقابل بین خودکشی و ابتذال بسیار جذاب و هوشمندانه است.
اما متأسفانه فیلمهای ورزشی به ندرت موفق بودهاند؛ فیلم «فرار به سوی پیروزی» با حضور چند بازیکن مطرح فوتبال هم موفق نبود و همه تصور میکردند که گیشه را تسخیر میکند اما نشد. در مقابل فیلم بوکس «راکی» به دلیل درونمایههای عاطفی و اجتماعی یا همان درامهای سینمایی موفق شد. حتی فیلمهای درخشانی چون «مرثیهای برای یک سنگین وزن» بینظیر است و به لحاظ ساختار سینمایی فوقالعاده است اما مورد توجه قرار نگرفت. یک فیلم هم به نام «استراحت بین دو نیمه» (اثر مجارستانی) داریم که موضوع آن تقابل بین زندانیان با نگهبانان زندان در زمین فوتبال است که همان بازی عامل فرار این زندانیان میشود و این فیلم هم نیز از نظر ساختار سینمایی عالی بود اما در گیشه شکست خورد.
ما در ایران هم بهترین کشتیگیر جهان را به سینما آوردیم مثلا آقای فردین که ایشان در فیلمهای ورزشی کار نکرد به همین دلیل، ساخت فیلم ورزشی در ایران حتی پس از انقلاب هم با اقبالی همراه نبود و با چالشهای جدی روبهروست. حتی بهروز افخمی وقتی فیلم تختی را ساخت با زیرکی فیلم را به یک سمت دیگر برد.
فیلمی مثل «آفساید» هم یک اشارههای سیاسی دارد که خاص خودش است اما فیلم مردمی که بتواند در دل مردم جا باز کند نیست.
شخصیت ورزشیای هست که دوست داشته باشید فیلم او را بسازید؟
کوثری: شخص خاصی نیست که بخواهم به او بپردازم و به نظرم فقط زندهیاد تختی است که آن هم اگر بخواهید واقعیت موضوع یعنی خودکشی او را مطرح کنید، مردم نمیپذیرند، شما نمیتوانید بگویید تختی را کشتند چون او خودکشی کرده است و وقتی بگویید خودکشی کرده است کسی نمیرود فیلم را ببیند. البته در فیلم ورزشی به ویژه فوتبال کمی سخت است که شما بتوانید درام را دربیاورید، همچنین نمایش زمین فوتبال در قاب سینما سخت است، شما در فوتبال ۲۲نفر دارید که دنبال یک توپ حرکت میکنند و نمایش این افراد سخت است و نمیتوان از زاویههای مختلف دوربین بگذارید تا تصویر را از دست ندهید.
در دنیا هم همین طور و به سختی میتوان فیلم درام فوتبالی ساخت. خاطرم هست یک فیلم با روایت زندگی پسر ۱۷ساله سوئدی داریم که در همان فیلم او را قهرمان فوتبالی میکنند اما این فیلم هم در حال نشان دادن فراز و فرودهای این بازیکن در دوران فوتبالش است، یعنی مواقعی که ناامید میشود یا برای هدفش میجنگند، نه اینکه ما زمین فوتبال ببینیم.
خاطرهای از گزارشگری جام جهانی یا تماشای آن دارید؟
کوثری: جام جهانی کلا بسیار جذاب است. خاطرم هست در زمان جام جهانی۱۹۹۰ تا ۱۹۹۸، گزارش بازیها را بین من و آقایان شفیعی، بهروان و صالحیان تقسیم کرده بودند. شبهای دوست داشتنی در آن گزارشها داشتیم چون مسابقات را با ۲۰ ثانیه تاخیر و به صورت زنده اجرا میکردیم، اجرای زنده هم یک محدودیتهایی داشت به هر حال یکسری تصاویر در مسابقات پخش میشد که ما امکان نمایش نداشتیم، در همان زمان یاد دارم که یک دستگاهی از بلژیک خریداری کرده بودیم که با دو نوار کاست تصویری، امکان ضبط و پخش صحنهها و شادی تماشاگران را فراهم میکرد. در یک نوار کاست ما تصاویر جام جهانی و شادی گل را ضبط کرده بودیم و هر زمان احساس میکردیم تصویر غیرقابل پخش داریم با این ترفندها، فوتبال را به مردم میرساندیم و آنها از دیدن مسابقات لذت میبردند. اوایل این ترفند کمی سخت بود چون مثلا تصاویر ما مربوط به تماشاگران یک بازی با لباس زمستانی بود و پخش آن در یک بازی فصل دیگر خیلی خوب نبود، بعدا یاد گرفتیم که سریعا از تماشاگران همان بازی فیلم ضبط کنیم و در همان بازی با تصاویر مرتبط پخش کنیم که متناسب با حال و هوای همان بازی باشد. ما تلاش داشتیم فقط فوتبال را به دست مردم برسانیم ، البته گاهی در این میان هم تصاویری بود که از دست ما در برود.
این روزها کجا فوتبال میبینید؟
کوثری: من همچنان فوتبال را از قاب نگاه خودم دنبال میکنم، در دورههای مختلفی از جام جهانی در استادیومها حضور داشتم و مسابقات را میدیدم اما در این دوره امکان حضور نداشتم.در حال حاضر هم در پلتفرمی که برنامه جام جهانی اجرا میکنم دستهجمعی فوتبال را تماشا میکنیم و این موضوع بسیار برای من لذتبخش است. به نظرم در جامعه ما با این شرایط خیلی خوب است که مسابقات فوتبال به صورت زنده پخش میشود. حتی پخش آن در سینماها و میادین اصلی هم جذاب است.
بخشی از فوتبال ما در مقاطعی سیاسی شده است و در این دوره جام جهانی هم فوتبال ما تحت تاثیر شرایط جامعه قرار گرفت. به نظر شما باید این دو موضوع را از هم تفکیک کنیم یا این جزئی از فوتبال است؟
کوثری: قهرمانان ورزشی در تمام رشتهها در جامعه محبوبیت و مسئولیت اجتماعی دارند. محبوبیتی که برای ورزشکاران اتفاق میافتد یک مسئولیت اجتماعی را برای آنها ایجاد میکند و به نظر من، مسئولان سیاسی نباید این محبوبیت را تهدید ببینند و نسبت به آن موضع بگیرند. باید به این ورزشکاران اجازهٔ اظهارنظر داده شود و با آنها گفتوگو کرد. سیاستمداران باید تنگنظریها را کنار بگذارند و با منطق با ورزشکاران گفتوگو کنند. ورزشکاران ما باید فضا برایشان باز شود تا حرف بزنند. همین الان در تلویزیون خداداد عزیزی خیلی از حرفها را میزند و به نظرم باید گذاشت ورزشکاران حرف بزنند. به هرحال وقتی یک نفر قهرمان میشود یکسری مسئولیت اجتماعی حول او شکل میگیرد، پس گفتوگو باید بین سیاستمداران و ورزشکاران شکل بگیرد. تجربهٔ پیروزی مقابل آمریکا در جام ۹۸ نشان داد که فوتبال توانایی افزایش وحدت ملی در بحرانیترین شرایط را دارد.
فیفا در قبال مشکلات تیم ملی ایران نتوانست جلوی آمریکا بایستد، به نظرتان فیفا ماهیت خود را از دست نداده است؟
کوثری: متاسفانه زور سیاسی یک کشور که خیلی هم زورگو است،متوجه کشور ما شد و بچهها خیلی آسیب دیدند،هیج کشور میزبانی نمیتواند این کار را بکند،وقتی چنین زورگوییها را انجام داد باید آمریکا را از میزبانی کنار میگذاشتند و او را محروم میکردند به هرحال قرعهکشی شده است و ایران در گروهی افتاد که باید در آمریکا بازی میکرد و تیم باید از لحاظ روانی در آمریکا هتل میداشت و راحت رفتوآمد میکرد اما موضوع طور دیگر رقم خورد و دلم برای بچهها سوخت.
شرایط سختی برای تیم ما به وجود آمد؛ تحریمها و فشارهای سیاسی، سفر و تمرینات را مختل کرد. البته که ما پیش از جام جهانی میتوانستیم اقداماتی را انجام دهیم و ما هم مقصر هستیم. با این وجود ما در یک روز فهمیدیم که زور فیفا هم به آمریکا و سیاست نرسید، اما با این حال رئیس فیفا پس از بازی نیوزیلند به رختکن تیم ما آمد و این بسیار ارزشمند بود و آرامش را به تیم ما برگرداند و خیلی محترمانه گفت که ببخشید زور ما نرسید، ولی به هرحال فیفا تمام تلاش خودش را کرد و تیم ما به زمین بازی رفت و این ارزشمند است، برای اولین بار در جام جهانی یک کشور میزبان زورگوییاش به تیم ما وارد شد که تاثیر روانی بسیاری هم روی تیم گذاشت، به هرحال ایجاد محدودیتها در رفت و آمد بازیکنان و استقرار تیم در محلی غیر از برگزاری مسابقات و سایر مشکلاتی که برای تیم تا رفتن به جام ایجاد کردند به صورت طبیعی از سوی هر میزبانی اتفاق بیافتد با آن برخورد میکنند و میزبانی او را لغو میکنند. البته تیم ملی در زمین بازی نشان داد که میتواند در برابر زورگوییها ایستادگی کند.
فوتبال، فراتر از سیاست، همواره میدان مشترک جهانیان بوده است. در این دوره جام جهانی هم بچههای تیم ملی ما در این شرایط سخت، دلتنگ و آسیبدیده بودند اما نشان دادند که فوتبال میتواند از مرزهای سیاسی عبور کند.
فیلم آخرتان «رگهای آبی» (درباره فروغ فرخزاد) مجوز نمایش گرفت؟
کوثری: بله، پروانهٔ نمایش فیلم جدیدم صادر شد؛ فیلمی که ۴ سال پیش ساختم و اکنون پس از رفع موانع، مجوز اکران گرفته است. امیدوارم به زودی روی پرده برود.