مجلس باید محل حضور نخبگان و صاحبنظران با گرایشهای مختلف سیاسی باشد. اصولگرا، اصلاحطلب و مستقل میتوانند درباره اقتصاد، سیاست خارجی، فرهنگ و امنیت اختلافنظرهای جدی داشته باشند. اتفاقاً مجلس زمانی معنا پیدا میکند که اختلافنظر واقعی در آن وجود داشته باشد و نمایندگان بتوانند از دیدگاههای متفاوت دفاع کنند. اما اختلافنظر وقتی به فریاد و توهین تقلیل پیدا کند، دیگر چیزی به کیفیت قانونگذاری اضافه نمیکند. آنچه به کار کشور میآید، استدلال، دانش و توانایی گفتوگو و اقناع است، نه صرفاً بلندتر سخن گفتن یا تندتر موضع گرفتن.
تصوری که امروز در بخشی از جامعه نسبت به مجلس شکل گرفته، قابل تأمل است؛ بسیاری احساس میکنند از نظر دانش، تخصص و پرستیژ اجتماعی، وضعیت بهتری از برخی نمایندگان مجلس دارند. این در حالی است که قرار بود مجلس، به تعبیر رایج، عصاره فضائل ملت باشد؛ نهادی که برآیند خرد جمعی، آگاهی و توانایی جامعه برای اداره امور کشور است. با این حال، هر از گاهی اتفاقاتی که در مجلس رخ میدهد، به این تصور دامن میزند و این پرسش را پیش میکشد که مجلس قرار است چه جایگاهی داشته باشد و مردم چه کسانی را برای نشستن بر صندلیهای آن انتخاب میکنند.
اظهارات اخیر مهدی کوچکزاده درباره عبدالناصر همتی، بار دیگر این پرسش را به میان آورده است. بحث بر سر این نیست که حق با چه کسی است موضوع این است که آیا ادبیات مهدی کوچک زاده (فارغ از اینکه شاید حرف او هم درست باشد) زیبنده نماینده مردم است؟!
این نخستین بار نیست که ادبیات کوچکزاده محل بحث قرار میگیرد. پیش از این نیز، در جریان اظهاراتش درباره محمدجواد ظریف، تعابیری به کار برد که به جای متمرکز ماندن بر نقد عملکرد و سیاست، اختلاف سیاسی را به سطح توهین و تحقیر شخصی کشاند. درباره همتی نیز، به جای آنکه بحث در چارچوب عملکرد اقتصادی و سیاستهای ارزی دنبال شود، شاهد ادبیاتی تند و پرخاشگرانه بودیم. نقد یک وزیر یا مسئول، کاملاً در حوزه وظایف نماینده است؛ اما نمایندگی مردم به معنای برخورداری از مجوز بیاحترامی نیست.
با این همه، نباید مسئله مجلس را به رفتار یک یا چند نماینده تقلیل داد. پرسش اساسی این است که چرا باید چنین رفتارهایی بارها تکرار شوند و چرا تصویری که از مجلس در ذهن بخشی از جامعه شکل گرفته، با انتظار عمومی از یک نهاد قانونگذار فاصله دارد؟
مجلس باید محل حضور نخبگان و صاحبنظران با گرایشهای مختلف سیاسی باشد. اصولگرا، اصلاحطلب و مستقل میتوانند درباره اقتصاد، سیاست خارجی، فرهنگ و امنیت اختلافنظرهای جدی داشته باشند. اتفاقاً مجلس زمانی معنا پیدا میکند که اختلافنظر واقعی در آن وجود داشته باشد و نمایندگان بتوانند از دیدگاههای متفاوت دفاع کنند. اما اختلافنظر وقتی به فریاد و توهین تقلیل پیدا کند، دیگر چیزی به کیفیت قانونگذاری اضافه نمیکند. آنچه به کار کشور میآید، استدلال، دانش و توانایی گفتوگو و اقناع است، نه صرفاً بلندتر سخن گفتن یا تندتر موضع گرفتن.
حق ما مردم این نیست که سهم مان از مجلس صرفاً تماشای چنین جدلهایی باشد. مجلس باید جایی باشد که جامعه در آن احساس کند افراد آگاه و توانمند، با وجود اختلافهای سیاسی، برای حل مسائل کشور گرد هم آمدهاند؛ نه آنکه هر بار با مشاهده رفتار برخی نمایندگان، این پرسش در ذهن مردم شکل بگیرد که آیا واقعاً شایستهترین افراد برای چنین جایگاهی انتخاب شدهاند؟ چه شد که شایستگان از رسیدن به صندلی بهارستان بازماندند؟
در این میان، نمیتوان از نحوه شکلگیری مجلس و شرایط رقابتهای انتخاباتی غافل شد. نباید دوباره همان اشتباه گذشته را تکرار کنیم و با کاهش مشارکت و محدود شدن میدان رقابت سیاسی، شرایطی ایجاد کنیم که اقلیتی با حداقل رأی راهی مجلس شوند و پس از آن برای جامعهای بسیار بزرگتر از دایره رأیدهندگان خود تصمیم بگیرند و نسخه بپیچند. هرچه میدان رقابت سیاسی گستردهتر و امکان حضور دیدگاههای متنوع بیشتر باشد، احتمال شکلگیری مجلسی برخوردار از پشتوانه اجتماعی و توان کارشناسی نیز افزایش پیدا میکند. مجلسی که بازتابدهنده تنوع جامعه باشد، بهتر میتواند مطالبات و منافع عمومی را نمایندگی کند.
صندلی مجلس ملک شخصی هیچ نمایندهای نیست. نماینده با رأی مردم وارد مجلس میشود و در برابر همان مردم مسئول است. این مسئولیت فقط به رأی دادن و قانون نوشتن محدود نمیشود؛ نحوه سخن گفتن و رفتاری که از تریبون مجلس به جامعه منتقل میشود نیز بخشی از همین مسئولیت است. مجلس یک نهاد عمومی است و رفتار اعضای آن، خواهناخواه، بر اعتبار این نهاد و اعتماد مردم به آن تأثیر میگذارد.
شان و جایگاه مجلس نباید در کشور پایین بیاید باید از خانه ملت در برابر نماینگان موجود صیانت کرد، مجلس نباید چنان درگیر حاشیههای درونی شود که انرژی و ظرفیت آن، به جای حل مسائل کشور، صرف مدیریت تنشهای ناشی از رفتار اعضای خودش بشود. کشور در شرایط جنگی به سر می برد، شرایط اقتصادی کشور نامناسب نیست نماینده به جای فریاد کشیدن، توهین و تحقیر باید طرح کارشناسی برای حل مشکلات اقتصادی مردم به مجلس ببرد.
در مجلسی که ارکان و ساختار درستی داشته باشد، نماینده میتواند مخالف دولت باشد، با مذاکره مخالفت کند یا خواهان استیضاح یک وزیر شود. هیچکدام از این مواضع بهخودیخود ایرادی ندارد و اتفاقاً نظارت بر دولت و طرح دیدگاههای مخالف، از وظایف مهم مجلس است. اما این مخالفتها زمانی به کار مردم میآید که پشتوانه آنها استدلال، تخصص و شناخت دقیق مسائل باشد، نه هیاهو و جدلهای فرساینده.
جامعه امروز ایران به مجلسی نیاز دارد که در آن افراد صاحبنظر با گرایشهای سیاسی متفاوت کنار هم بنشینند و بر سر منافع کشور بحث کنند؛ مجلسی که در آن مخالف و موافق، هر دو امکان سخن گفتن داشته باشند و کیفیت استدلال، نه شدت صدا و تندی ادبیات، معیار ارزیابی دیدگاهها باشد. هیچ نمایندهای نباید برای صرفاً دیده شدن یا کسب عنوان «سوپر انقلابی»، به دنبال هیاهوی پوچ باشد. انقلابیگری و مسئولیتپذیری بیش از آنکه در تندی کلام و تخریب دیگران معنا پیدا کند، در توانایی حل مسائل کشور، دفاع مستدل از منافع ملی و پاسخگویی به مردم جلوه میکند.
بحث بر سر کوچکزاده یا هر نماینده دیگری نیست؛ بحث بر سر جایگاه مجلس و انتظاری است که جامعه از نمایندگان خود دارد. اگر قرار است مجلس عصاره فضائل ملت باشد، باید در دانش، تخصص، قدرت تحلیل، اخلاق گفتوگو و توانایی حل مسئله نیز تصویری شایسته از جامعه ارائه دهد. بازسازی این جایگاه، هم به اصلاح شرایط رقابت سیاسی و افزایش مشارکت مردم نیاز دارد و هم به تغییر معیاری که با آن نمایندگان را انتخاب و عملکردشان را ارزیابی میکنیم. مجلس زمانی میتواند در قامت یک نهاد مؤثر و معتبر ظاهر شود که مردم در آن نه بازتاب هیاهو، بلکه نمایندگان خرد، آگاهی و توانایی خود را ببینند.