ایستادگی را نباید فقط به معنای تحمل سختی دانست. معنای مهم‌تر آن، حفظ توان تصمیم‌گیری و از دست ندادن اعتماد به ظرفیت‌های داخلی در شرایط فشار است. بخشی از اهمیت تجربه دفاع مقدس نیز در همین نقطه قرار دارد: جامعه ایران در شرایطی که با یک بحران طولانی و پیچیده مواجه بود، ناچار شد بسیاری از ظرفیت‌های خود را فعال کند و به توانایی‌های درونی خود تکیه بیشتری داشته باشد.

هفته دفاع مقدس، پیش از آنکه تنها فرصتی برای یادآوری یک دوره تاریخی باشد، مجال دوباره‌ای برای فکر کردن به تجربه‌ای است که بخش مهمی از حافظه جمعی ایرانیان را شکل داده است. جنگ تحمیلی با حمله به کشور در شهریور 1359 آغاز شد، اما آنچه در سال‌های بعد شکل گرفت، تنها مجموعه‌ای از عملیات نظامی و حوادث جبهه‌ها نبود. در متن این سال‌ها، جامعه ایران تجربه‌ای گسترده از مسئولیت‌پذیری، حضور مردم، دشواری، مقاومت، همبستگی و اداره یک کشور در شرایط بحرانی را پشت سر گذاشت.

برای همین است که وقتی از دفاع مقدس سخن می‌گوییم، فقط از گذشته حرف نمی‌زنیم. بخشی از اهمیت این دوران در این است که در آن، بسیاری از مسائل اساسی کشور در شرایطی دشوار خود را نشان دادند؛ از نسبت مردم و حاکمیت گرفته تا نقش نیروهای نظامی، مسئولیت اجتماعی، ضرورت حفظ انسجام و مسئله استقلال کشور.

در میان میراث به‌جامانده از آن دوران، رهنمودها و مواضع امام خمینی(س) جایگاه ویژه‌ای دارد. سخنان امام درباره جنگ، صرفاً توصیه‌هایی برای اداره یک مقطع خاص نیست. در مجموعه‌ تبیان های حضرت امام، تبیانی  که با عنوان «دفاع مقدس(جنگ تحمیلی) در اندیشه امام خمینی(س)» گردآوری شده، موضوعاتی چون ضرورت دفاع، نقش مردم، ایجاد روحیه دفاعی، وحدت نیروها، پشتیبانی جامعه، استقلال و دستاوردهای جنگ در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. همین تنوع نشان می‌دهد که در نگاه امام، دفاع از کشور صرفاً یک وظیفه نظامی نبود؛ مسئله‌ای بود که با رفتار و مسئولیت همه جامعه ارتباط پیدا می‌کرد.

یکی از روشن‌ترین نکاتی که در این سخنان دیده می‌شود، اهمیت پیوند میان مردم و مجموعه نیروهایی است که مسئولیت دفاع را بر عهده دارند. امام در یکی از سخنان خود می‌فرمایند:

پشتیبانى ارتش و ملت از یکدیگر ایران را حفظ می‌نمایند و در این صورت است که قدرت‌های بزرگ هم مأیوس می‌گردند.(صحیفه امام، ج15، ص269)

این سخن را می‌توان یکی از نکات قابل تأمل در بازخوانی تجربه دفاع مقدس دانست. در این نگاه، حفظ کشور صرفاً به توان یک نهاد یا یک بخش از جامعه وابسته نیست. هنگامی که میان مردم و نیروهای مسئول دفاع، رابطه‌ای از اعتماد و پشتیبانی شکل می‌گیرد، توان جامعه برای عبور از بحران افزایش پیدا می‌کند و تاب آوری جامعه از بحران افزایش می یابد. سخن امام، بنابراین، ما را به پرسشی فراتر از خود جنگ می‌رساند: در شرایط دشوار، چه چیزی یک جامعه را قادر می‌کند که با تاب‌آوری منسجم فشارها را تحمل کند و از درون فرسوده نشود؟

پاسخ این پرسش را نمی‌توان فقط در امکانات و تجهیزات جست‌وجو کرد. تجربه دفاع مقدس نشان داد که در کنار توان نظامی، سرمایه اجتماعی نیز اهمیت دارد؛ سرمایه‌ای که از احساس مسئولیت، مشارکت و همراهی مردم شکل می‌گیرد.

در مجموعه سخنان امام، مردم تنها مخاطب دعوت به حضور در جبهه نیستند. برای اقشار مختلف جامعه، از جوانان و بانوان گرفته تا کارگران، کشاورزان، پزشکان، نویسندگان، هنرمندان و اصناف، نقشی در دفاع ترسیم شده است. حتی برای پشتیبانی از جبهه‌ها و اداره امور کشور نیز نقش مردم مورد توجه قرار گرفته است. ساختار خود این مجموعه، که فصل مستقلی از این کتاب را به «نقش مردم در جنگ» اختصاص داده، روشن می سازد که حضور اجتماعی مردم یکی از پایه‌های اصلی روایت دفاع مقدس در اندیشه امام است.

این نکته برای امروز نیز قابل تأمل است. جامعه در شرایط دشوار، فقط با تصمیم‌های رسمی و اقدامات دستگاه‌های مسئول اداره نمی‌شود. هر بحران، در نهایت، به نوعی با رفتار مردم، میزان اعتماد آنان، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و توانایی جامعه برای همکاری با یکدیگر ارتباط پیدا می‌کند. پرسش امروز می‌تواند این باشد که چگونه می‌توان آن حس مسئولیت عمومی را که در دوره دفاع مقدس در عرصه‌های مختلف دیده شد، در مواجهه با مسائل جدید جامعه زنده نگه داشت؛ بدون آنکه تجربه گذشته را صرفاً به یک خاطره تاریخی تقلیل دهیم.

موضوع دیگری که در سخنان امام برجسته است، مسئله وحدت و انسجام است. حضرت امام سخنرانی هایی با مضمون «اتحاد همه مردم در جنگ»، «حفظ اتحاد نیروها» و «وحدت در مقابل دشمن» داشته اند. این تأکید، اهمیت انسجام را نه فقط در میدان جنگ، بلکه در حفظ توان عمومی کشور نشان می‌دهد.

در اینجا نیز ارزش بازخوانی اندیشه امام در این است که ما را از نگاه صرفاً تاریخی به یک تجربه اجتماعی می‌رساند. جامعه‌ای که با اختلافات و مسائل متعدد روبه‌روست، برای عبور از شرایط سخت نیازمند یافتن نقاط مشترک است. دفاع مقدس، با همه دشواری‌ها و خسارت‌هایش، یکی از دوره‌هایی بود که ضرورت این همبستگی را به شکل عینی آشکار کرد.

در کنار مردم و وحدت، مسئله ایستادگی نیز بخش مهمی از این میراث است. در فهرست موضوعی این مجموعه، موضوعاتی مانند «پایداری در جنگ و دفاع»، «ایستادگی طولانی در جنگ»، «حفظ روحیه دفاعی» و «عزت و شرف ما در جنگ» آمده است.

اما ایستادگی را نباید فقط به معنای تحمل سختی دانست. معنای مهم‌تر آن، حفظ توان تصمیم‌گیری و از دست ندادن اعتماد به ظرفیت‌های داخلی در شرایط فشار است. بخشی از اهمیت تجربه دفاع مقدس نیز در همین نقطه قرار دارد: جامعه ایران در شرایطی که با یک بحران طولانی و پیچیده مواجه بود، ناچار شد بسیاری از ظرفیت‌های خود را فعال کند و به توانایی‌های درونی خود تکیه بیشتری داشته باشد.

از همین منظر، استقلال نیز یکی از مفاهیم مهم در بازخوانی آن دوران است. دفاع مقدس فقط درباره مرزها نبود؛ مسئله حفظ اختیار یک کشور در تعیین سرنوشت خود نیز در متن آن قرار داشت. در مقدمه مجموعه نیز دفاع مقدس به تجربه‌ای پیوند خورده که می‌تواند در زمینه دفاع ملت‌ها از «هویت و استقلال» همچنان محل تأمل باشد.

این نگاه، امروز پرسش دیگری پیش روی ما می‌گذارد: استقلال یک جامعه در شرایط دشوار چگونه حفظ می‌شود؟ آیا استقلال فقط به معنای ایستادن در برابر فشار بیرونی است، یا اینکه جامعه باید در درون نیز آن‌قدر از ظرفیت، اعتماد و توانایی برخوردار باشد که بتواند برای مسائل خود راه‌حل پیدا کند؟

مرور این پرسش‌ها در هفته دفاع مقدس، به معنای نادیده گرفتن دشواری‌ها و هزینه‌های جنگ نیست. برعکس، شاید یکی از راه‌های درست برای احترام به آن تجربه این باشد که آن را از سطح خاطره فراتر ببریم و درباره درس‌ها و پرسش‌های ماندگارش فکر کنیم. جنگ برای جامعه ایران با خسارت‌های انسانی و مادی سنگینی همراه بود و دفاع مقدس را نمی‌توان جدا از این واقعیت دید. اما در دل همین تجربه دشوار، مجموعه‌ای از رفتارها و تجربه‌های اجتماعی شکل گرفت که هنوز می‌توان درباره آنها تأمل کرد.

در سال ۱۴۰۴ نیز تجربه‌های جنگی در خرداد و اسفند، بار دیگر نشان دادند که مسئله امنیت، آمادگی، انسجام اجتماعی و توانایی جامعه برای مواجهه با شرایط دشوار، موضوعاتی صرفاً متعلق به کتاب‌های تاریخ نیستند. مرور این تجربه‌های جدید، طبیعی است که توجه ما را دوباره به سخنانی جلب کند که در دوره‌ای دیگر و در شرایطی بسیار متفاوت بیان شده‌اند. اهمیت این بازخوانی در آن نیست که بخواهیم گذشته را عیناً به امروز منتقل کنیم؛ بلکه در این است که ببینیم در یک تجربه تاریخی، چه اصول و پرسش‌هایی همچنان قابلیت اندیشیدن دارند.

از این منظر، سخنان امام خمینی(س) درباره دفاع مقدس را می‌توان بخشی از یک میراث فکری دانست که ارزش آن تنها در دانستن آنچه در گذشته گفته شده خلاصه نمی‌شود. مهم‌تر این است که بتوانیم میان آن سخنان و مسائل واقعی جامعه امروز گفت‌وگویی سنجیده برقرار کنیم؛ گفت‌وگویی که در آن نه گذشته تقدیس شود و نه امروز با معیارهای ساده گذشته سنجیده شود.

هفته دفاع مقدس می‌تواند چنین فرصتی باشد: فرصتی برای اینکه از خود بپرسیم در برابر دشواری‌های امروز، سهم مردم چیست؛ مسئولیت نهادها کدام است؛ انسجام اجتماعی چگونه حفظ می‌شود؛ استقلال چه الزامات عملی دارد و چگونه می‌توان امید و اعتماد عمومی را در شرایط دشوار تقویت کرد.

شاید یکی از مهم‌ترین دلایل ماندگاری اندیشه امام در موضوع دفاع مقدس نیز همین باشد؛ اینکه سخنان او ما را تنها به یاد یک جنگ نمی‌اندازد، بلکه به تأمل درباره نسبت مردم، مسئولیت، استقلال، مقاومت و آینده جامعه دعوت می‌کند. دفاع مقدس بخشی از گذشته ماست، اما پرسش‌هایی که از آن بر جای مانده‌اند، همچنان می‌توانند موضوع گفت‌وگوی امروز باشند. بازخوانی سخنان امام، اگر با دقت، با حفظ امانت داری و بدور از شعار انجام شود، می‌تواند به جای تکرار گذشته، راهی برای فهم عمیق‌تر آن و اندیشیدن به اکنون باشد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.