هادی سروش: قرآن، افتخار اسلام را تحقق آزادی میداند. همان طور که آقای سید محمد خاتمی همواره در دهه ۷۰ تأکید میکردند، منظور از آزادی، ولنگاری نیست. مقصود ما از آزادی، در آیه ۱۵۷ سوره اعراف آمده است؛ یعنی ما نمیخواهیم زنجیر زنجیر تبعیت کورکورانه و توهمات به دستو پای ما زده شود.
یک استاد حوزه گفت: اینکه هر کسی نقدی کند و از یک مبنای دینی توضیح بخواهد را کافر بدانیم و خون او را بریزیم، هیچ اساسی در اسلام ندارد. این مکتب در مقابل دین معاصرانه و پیشرو ایستاده است و امروز رگههایی از آن در میان ما وجود دارد.
حجتالاسلام و السلمین هادی سروش در نشست بنیاد باران در تشریح دو اصطلاح «انسان معاصر» و «دین معاصرانه»، اظهار کرد: انسان معاصر یک اصطلاح معروف است، اما به دین معاصرانه، کمتر پرداخته شده است. مطالبات انسان امروز باید مورد توجه حوزویان، دانشگاهیان و حکمرانان باشد. شهید مطهری میفرماید در ۱۴ قرن قبل، انسان به نهایت بلوغ رسید و لذا دوران بعد از بلوغ او آغاز شد که دوران رشد انسان است. قرآن نیز میگوید انسان پس از دوران بلوغ، بینا، شنوا و صاحب درک میشود، در حالیکه قبل از ظهور اسلام، این مولفهها در مورد انسان تکمیل نبود.

وی با بیان اینکه بنابراین ما اکنون در دوران رشد هستیم، افزود: اسلحه، قلم و حتی بستن آب و نان به روی انسان، نمیتواند مانع رشد او شود. پیامبر در خطبه حجهالوداع، به اموری اشاره کردند که دغدغه انسانِ پس از رشد است؛ این امور عبارت اند از حفظ حریم خصوصی، رعایت حقوق زنان، نگهداشتن حرمت خون یک انسان و در خصوص مورد آخر، پیامبر تاکید داشت با دست بردن به خون انسان دیگر، دوباره کافر میشوید.
این استاد حوزه در تشریح مطالبات انسان معاصر، بیان کرد: پیامبر در آخرین سخنرانی خود در مدینه، توصیههایی را به حکمرانان بعد از خود داشتند و خطاب به آنان تاکید کردند، «مردم خود را در فقر قرار ندهید، زیرا فقر باعث کفر جامعه دینی میشود». انسان معاصر، دغدغه زندگی دارد و بخش اول آن، مسائل مادی است.
سروش با بیان اینه به غیر از مسائل مادی، انسان معاصر سه خواسته دیگر نیز دارد، افزود: انسان معاصر میگوید میخواهد فکر کند و کسی حق ندارد جلوی تفکر او را بگیرد. ما حق نداریم جامعهای را به نادانی و نفهمی متهم کنیم. حتی در شرایط امنیتی و جنگی نیز اسلام به پیامبر دستور صریح داد که باید شرایط امنی را برای فکرکردن مردم فراهم کند. حتی در آیه ۶ سوره توبه آمده که باید برای مشترکینِ آماده جنگ نیز فضایی امن آماده کرد تا پس از شنیدن صحبتهای شما، فکر کنند.
وی با بیان اینکه انسان معاصر پس از میل به تفکر، میل به آزادی دارد، عنوان کرد: اصلا قرآن، افتخار اسلام را تحقق آزادی میداند. همان طور که آقای سید محمد خاتمی همواره در دهه ۷۰ تأکید میکردند، منظور از آزادی، ولنگاری نیست. مقصود ما از آزادی، در آیه ۱۵۷ سوره اعراف آمده است؛ یعنی ما نمیخواهیم زنجیر زنجیر تبعیت کورکورانه و توهمات به دستو پای ما زده شود. نهایتا سومین مطالبه انسان معاصر این است که نمیخواهد مورد اهانت قرار گیرد. در اینجا نیز قرآن همراه انسان معاصر است و در آیه ۱۰۸ سوره انعام آمده که کسی حتی حق اهانت به مقدسات مشرکین را هم ندارد.
این استاد حوزه ادامه داد: در اخبار اخیر نیز دیدیم که چند بار شخص پاپ، علیه اسرائیل و دفاع آمریکا از اسرائیل، موضعگیری کرد. این اقدام ایشان واقعا قابل تکریم است. قرآن میگوید اهل کتابی که اهل معنویت اند، نسبت به فشارهای اجتماعی آرام نیستند و در امور خیر سرعت میگیرند، صالحان عالم اند. این دیگر حرف ما اصلاحطلبان نیست و قرآن میگوید.
سروش در تشریح اصطلاح «دین معاصرانه»، گفت: مقصود ما از این اصطلاح، دینی است که پاسخگوی نیازهای امروز باشد. در این مواردی که تا الان گفتم، دیدیم دین کاملا همراه و پاسخگوی نیازهای انسان معاصر است. به دو علت باید در مباحث اجتماعی و سیاسی، به دین توجه کنیم؛ نخست اینکه انسان به طور فطری متمایل به دین است و اگرچه اکنون شاهد یک موج دینگریزی هستیم، اما تجربیات تاریخ نشان داده اینها میگذرد.
وی اضافه کرد: دلیل دوم اینکه باید توجه داشت بخشی از کسانی که مقابل ما قرار میگیرند، دارای پایگاه و ادبیات دینی هستند و اگر ما از پایگاه دین پاسخ ندهیم، دین رسمی جامعه، حرف آنان خواهد شد. وقتی کسی میگوید به دستور دین و برای دین قصد کشتن کسی را دارد، شما نیز باید از ناحیه دین، از حقوق شهروندی دفاع کنید.
این استاد حوزه با بیان اینکه پیامبر(ص) گردش دین را مانند گردش زمانه میدانست، اظهار کرد: لذا اسلام، دین معاصرانه است و قدم به قدم با انسان همراهی دارد. اما دینی که توسط پیامبر به عنوان یک مکتب پیشرو معرفی شد، بعدا عدهای دستوپای آن را بستند. در حالیکه امیرالمؤمنین تلاش کردند دستوپای دین را باز کنند، اما همواره برخی به خاطر منافع خود، سعی کردند دین را در زنجیره بکشند. به غیر از مکتب اهل بیت که چهارمین مکتب اسلام است، سه مکتب دیگر نیز در اسلام وجود دارد که در ۱۴ قرن قبل، رسانه، اسلحه و مبلغان، روحانیون و مفسران قرآن را در دست داشتند و همانها هم ریشه مشکلات امروز ما هستند.
سروش با بیان اینکه مکتب نخست، مکتب مکه و مدینه است، عنوان کرد: این مکتب تنها در حوزه فردی و عبادی قرار میگیرد و کاری به مسائل اجتماعی و آنچه بنیامیه با مسلمین انجام میداد، ندارد. اکنون نیز از قم تا مشهد و حتی نجف، افراد زیادی همچنان اهل همین مکتب هستند.
وی با بیان اینکه مکتب دوم در دینورزی، مکتب شام است، گفت: این مکتب توسط بنیامیه پایهگذاری شد و مقابله مستقیم با دین معاصرانه دارد و میگوید تنها چیزی که دین از ما میخواهد، حکمرانی است و آن هم به شکلی که حاکم به جای خدا نشیند و تمام اموال و نفوس، تحت اختیار حاکم باشد. اگر امروز این تفکر در بعضی از سخنرانیها و نوشتهها دیده میشود، ریشه در شام دارد. معاویه میگفت من کاری به نماز و روزه ندارم و فقط به دنبال حکمرانی هستم.
این استاد حوزه با بیان اینکه سومین مورد، مکتب کوفه است، افزود: این همان مکتب خوارج است که میگوید دین فتوا میدهد و هر که در مقابل این فتوا نظر دهد، محکوم به کفر است. اینکه هر کسی نقدی کند و از یک مبنای دینی توضیح بخواهد را کافر بدانیم و خون او را بریزیم، هیچ اساسی در اسلام ندارد. این سه مکتب در مقابل دین معاصرانه و پیشرو ایستاده است و امروز رگههایی از آنها در میان ما وجود دارد.
سروش ادامه داد: لذا نیاز است انسانهای فرهیخته و دینشناس وارد صحنه شوند و از دین دفاع کنند و پیامبر نیز میفرمایند خداوند افراد تأثیرگذاری را برای امت اسلام قرار داد که هر ۱۰۰ سال یکبار میآیند و از درون دین اقدام میکنند و در مقابل انحرافات میایستند. البته که در اینجا، عدد ۱۰۰ نشانه کثرت است.
لزوم تغییر از «خودی و غیرخودی» به «همه شهروندان»

همچنین جواد امام، مدیرعامل بنیاد باران نیز در بخش دیگری از این مراسم، با اشاره به سخنان اخیر حجتالاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی، اظهار کرد: سخنان ایشان را باید یک منظومه واحد دید؛ هشدار نسبت به شرایط خطیر کشور، تأکید بر وجود فرصت برای تغییر مسیر، دفاع از صلح شرافتمندانه و ضرورت بازگشت ارتباط آزاد جامعه و اینترنت. اما پرسش اساسی این است: برای نجات ایران، چه چیزهایی را باید تغییر دهیم؟ پاسخ، فقط در سیاست خارجی نیست. ما همزمان نیازمند تغییر در سیاست خارجی، اصلاح رویکردهای داخلی و بازسازی رابطه میان مردم و حکومت هستیم.
وی با تأکید بر اینکه باید از هر فرصتی برای گفتوگو، تفاهم و صلح استفاده کنیم، گفت: دفاع از تفاهم و توافق، اگر عزتمندانه و مبتنی بر منافع ملی باشد، نه ضعف است و نه عقبنشینی، بلکه عین عقلانیت است. قدرت یک کشور فقط به توان نظامی آن نیست؛ اقتصاد، رضایت مردم، انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی، سرمایه انسانی و جایگاه بینالمللی نیز بخشی از قدرت ملیاند. صلح پایدار نیز فقط در مرزها ساخته نمیشود؛ صلح باید در درون جامعه نیز شکل بگیرد.
سخنگوی جبهه اصلاحات با بیان اینکه یکی از ضرورتهای امروز ایران، بازنگری در نگاه «خودی و غیرخودی» است، اضافه کرد: ایران متعلق به همه ایرانیان است و نمیتوان بخشی از جامعه را به دلیل تفاوت در سبک زندگی، گرایش سیاسی یا دیدگاهشان از دایره شهروندی مؤثر کنار گذاشت و انتظار داشت همه برای آینده کشور احساس مسئولیت کنند. نمیتوان کشور را با حذف مخالفان اداره کرد، بلکه کشور با مشارکت شهروندان ساخته میشود. وقت آن است که مفهوم «شهروند» را جایگزین تقسیمبندیهای فرساینده کنیم شهروندی که هم حق دارد و هم مسئولیت.
امام ادامه داد: همزمان باید در برخی رویکردهای امنیتی نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی نیز تجدیدنظر کنیم. هر مسأله اجتماعی را نباید امنیتی دید؛ هر منتقدی تهدید نیست، هر اعتراض و مطالبهای براندازی نیست و هر تفاوتی، دشمنی نیست. امنیت پایدار از اعتماد مردم به دست میآید، نه صرفاً از کنترل مردم. اگر میخواهیم ایران از این وضعیت عبور کند، باید به مردم بازگردیم. بازگشت به مردم یعنی شنیدن صدای آنان، احترام به انتخاب و سبک زندگی آنان، پذیرش حق مشارکت آنان و به رسمیت شناختن کرامت آنان.
وی تصریح کرد: مردم فقط در روز انتخابات مردم نیستند؛ در تمام روزهای اداره کشور صاحب حقاند و باید در تصمیمگیری درباره سرنوشت خود نقش داشته باشند. اگر اعتماد عمومی آسیب دیده است، باید آن را ترمیم کنیم و اگر فاصله میان جامعه و حکومت افزایش یافته، باید در سیاستها و عملکرد خود را بازنگری کنیم. در این مسیر، اینترنت آزاد، گردش آزاد اطلاعات، رسانههای مستقل و آزاد و نهادهای مدنی کارآمد ضرورتاند، نه تجمل. رسانه آزاد نیز تهدید نیست، بلکه سازوکاری برای دیدهبانی و اصلاح خطاست.
سخنگوی جبهه اصلاحات با بیان اینکه جامعه مدنی رقیب حکومت نیست و میتواند پشتوانه حکمرانی کارآمد و سرمایه اجتماعی کشور باشد، اظهار کرد: در نهایت، ایران فقط به مدیریت بحران نیاز ندارد و به افق روشن توسعه نیز نیازمند است. توسعه بدون صلح دشوار است. بدون ثبات اقتصادی ممکن نیست، بدون سرمایه اجتماعی دوام نمیآورد و بدون مشارکت مردم امکانپذیر نیست.
امام با بیان اینکه از این منظر، سخنان آقای خاتمی صرفاً یک هشدار سیاسی نیست، بلکه دعوت به تغییر مسیر است، افزود: تغییر مسیر از تنش به تفاهم، از حذف به مشارکت، از رویکرد امنیتی به اعتماد و گفتوگو. از بیاعتمادی به کرامت و احترام و نهایتا از مدیریت روزمره بحران به توسعه پایدار. آقای خاتمی از «فرصت» سخن گفتهاند. این فرصت را باید جدی گرفت؛ فرصت برای کاهش تنش خارجی، دفاع از تفاهم، بازنگری در نگاه خودی و غیرخودی، کاهش رویکردهای امنیتی، بازسازی اعتماد عمومی و بازگشت به مردم. اما فرصتها همیشگی نیستند و ممکن است هزینه تصمیم نگرفتن، از هزینه تصمیم گرفتن بیشتر شود.
وی با تأکید بر اینکه امروز به شجاعت تصمیمگیری نیاز داریم، بیان کرد: باید بپذیریم برخی سیاستها نیازمند اصلاحاند و برخی شکافها باید با گفتوگو و اعتماد ترمیم شوند. ایران بیش از آنکه نیازمند پیروز شدن یک جریان بر جریان دیگر باشد، نیازمند همگرایی ملی است. مسأله اصلی امروز، اصلاحطلب و اصولگرا نیست، بلکه مسئله این استکه آیا میتوانیم ایران را از فرسایش نجات دهیم و مسیر توسعه و پیشرفت آن را دوباره باز کنیم یا خیر؟! ایران برای همه ایرانیان است و آینده ایران نیز باید با مشارکت همه ایرانیان ساخته شود.
مدیرعامل بنیاد باران عنوان کرد: در اینجا لازم میدانم بر مسئولیت بنیاد باران نیز تأکید کنم. باران باید بیش از پیش به کانونی برای گفتوگو، اندیشهورزی، پژوهش، تضارب آرا و تقویت جامعه مدنی تبدیل شود. هدف ما نباید فقط برگزاری نشست باشد؛ باید از گفتوگو به راهحل، از تجربه به دانش، از دانش به پیشنهاد و از پیشنهاد به اثرگذاری برسیم. از همه صاحبنظران، متخصصان، دانشگاهیان، پژوهشگران، مدیران و فعالان اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دعوت میکنم در این مسیر در کنار بنیاد باران قرار گیرند.
امام ادامه داد: در گام نخست، از علاقهمندان دعوت میکنیم برای شکلگیری و تقویت دپارتمانها و کمیتههای تخصصی در حوزههایی همچون آب و محیط زیست، انرژی، اقتصاد و توسعه، فرهنگ و آموزش، زنان و جوانان، جامعه مدنی و سرمایه اجتماعی و «تصویری از ایران» اعلام آمادگی کنند. این کمیتهها میتوانند مسائل واقعی کشور را مستقل از دستهبندیهای سیاسی و جناحی بررسی کنند، از ظرفیت دانشگاهها و مراکز علمی بهره بگیرند و یافتههای خود را برای طرح در نشستهای تخصصی بنیاد ارائه دهند. امیدواریم بنیاد باران بتواند از این طریق، سهمی مؤثر در تولید فکر، ارائه راهحل، اصلاح حکمرانی و توسعه جامعه و انسان ایرانی ایفا کند.
وی بیان کرد: در نهایت، پیام سخنان آقای خاتمی را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: شرایط سخت است، اما راه بسته نیست؛ هنوز فرصت داریم که با عقلانیت، تفاهم، صلح شرافتمندانه، بازگشت به مردم و اصلاح حکمرانی، مسیر آینده ایران را تغییر دهیم. امروز انتخاب ما میان فرسایش و بازسازی، حذف و مشارکت، بیاعتمادی و اعتماد، تنش و تفاهم است. ایران بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، همدلی و همگرایی ملی نیاز دارد.