تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که در دوران جنگ، اولویت‌ها بازتعریف می‌شوند. موضوعاتی که در شرایط عادی محل بحث و اختلاف هستند، تا زمان عبور از بحران به حاشیه می‌روند تا جامعه بتواند با کمترین اصطکاک، از تهدید خارجی عبور کند. این نه تعطیلی قانون است و نه چشم‌پوشی از ارزش‌ها؛ بلکه نشانه بلوغ در مدیریت شرایط استثنایی است. امروز بیش از هر زمان دیگری باید مراقب سرمایه اجتماعی کشور بود.

در مدیریت استراتژیک و مطالعات امنیت ملی، یکی از مهم‌ترین اصول، تشخیص صحیح اولویت‌ها است. هنر حکمرانی آن نیست که همه مسائل را هم‌زمان حل کند؛ هنر آن است که در هر مقطع، مهم‌ترین مسأله را از میان ده‌ها مسأله مهم تشخیص دهد و منابع، ظرفیت‌ها و توجه کشور را بر همان متمرکز کند.

اگر این اصل را بپذیریم، باید بپرسیم اولویت امروز ایران چیست؟ آیا در شرایطی که کشور با تهدید نظامی بالفعل، عملیات روانی و جنگ ترکیبی مواجه است، مهم‌ترین اولویت، پرداختن به موضوعاتی است که می‌تواند جامعه را دچار دوقطبی کند؟ بحث این یادداشت نه تأیید یا رد برخورد با سگ‌گردانی است و نه داوری درباره نحوه برخورد با برخی کافه‌ها؛ بحث صرفاً نسبت این موضوعات با اولویت‌های کشور در شرایط جنگی است.

در ادبیات نظامی، همواره گفته‌اند که جنگ تنها در خط مقدم تعیین تکلیف نمی‌شود؛ بلکه آنچه در پشت جبهه رخ می‌دهد، گاه سرنوشت نبرد را رقم می‌زند. اگر روحیه عمومی، سرمایه اجتماعی و انسجام ملی آسیب ببیند، حتی موفقیت‌های نظامی نیز نمی‌تواند امنیت پایدار ایجاد کند.

در یک سال اخیر، تجربه‌ای قابل تأمل را پشت سر گذاشتیم. درست در فاصله کوتاهی پیش از آغاز جنگ دوازده‌روزه، بخش قابل توجهی از فضای رسانه‌ای کشور به موضوع برخورد با سگ‌گردانی اختصاص یافت. اکنون نیز در شرایطی که نشانه‌های نقض آتش‌بس و تداوم جنگ نظامی و امنیتی وجود دارد، ناگهان برخورد با برخی کافه‌ها به یکی از مهم‌ترین موضوعات خبری تبدیل شده است.

این یادداشت قصد ندارد درباره درستی یا نادرستی این موضوعات داوری کند. اجرای قانون، در هر حوزه‌ای، وظیفه نهادهای مسئول است. اما پرسش اصلی این است که اولویت امروز کشور چیست؟
ایران امروز صرفاً با یک جنگ نظامی مواجه نیست؛ بلکه در معرض یک جنگ ترکیبی قرار دارد؛ جنگی که رسانه، شبکه‌های اجتماعی، عملیات روانی و شکاف‌های اجتماعی، به اندازه تجهیزات نظامی اهمیت یافته‌اند. در چنین شرایطی، هر موضوعی که بتواند جامعه را به دو قطب متقابل تقسیم کند، ناخواسته به بخشی از میدان نبرد تبدیل می‌شود.

نباید فراموش کرد که دشمن طی سال‌های گذشته بر روی بخش‌هایی از جامعه با سلایق و سبک‌های زندگی متفاوت سرمایه‌گذاری رسانه‌ای کرده است. هدف این سرمایه‌گذاری الزاماً تغییر سبک زندگی مردم نبوده، بلکه ایجاد این تصور بوده است که این گروه‌ها در تعارض دائمی با حاکمیت قرار دارند و باید در هر بحران، به جبهه مقابل سوق داده شوند.

از همین رو، مهم‌ترین سرمایه کشور در شرایط کنونی، نه صرفاً تجهیزات نظامی، بلکه حفظ انسجام ملی است. انسجام به معنای حذف اختلاف‌نظرها نیست؛ بلکه به این معناست که با وجود تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، همه شهروندان خود را در دفاع از امنیت و تمامیت ارضی ایران شریک بدانند.

تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که در دوران جنگ، اولویت‌ها بازتعریف می‌شوند. موضوعاتی که در شرایط عادی محل بحث و اختلاف هستند، تا زمان عبور از بحران به حاشیه می‌روند تا جامعه بتواند با کمترین اصطکاک، از تهدید خارجی عبور کند. این نه تعطیلی قانون است و نه چشم‌پوشی از ارزش‌ها؛ بلکه نشانه بلوغ در مدیریت شرایط استثنایی است.

امروز بیش از هر زمان دیگری باید مراقب سرمایه اجتماعی کشور بود. اگر احساس همدلی و تعلق ملی حفظ شود، دشمن در تحقق اهداف خود ناکام خواهد ماند. اما اگر فضای عمومی پیوسته درگیر موضوعاتی شود که شکاف‌های اجتماعی را برجسته می‌کند، همان نقطه‌ای تقویت خواهد شد که اتاق‌های فکر جنگ نرم سال‌ها برای آن برنامه‌ریزی کرده‌اند.

در روزگار جنگ، حفظ پشت جبهه یک ضرورت راهبردی است. پشت جبهه نیز چیزی جز اعتماد عمومی، همبستگی ملی و احساس تعلق همه ایرانیان به سرنوشت مشترکشان نیست. شاید مهم‌ترین اولویت امروز، پیش از هر موضوع دیگری، پاسداری از همین سرمایه باشد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.